<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کردستان بزرگ</title>
<link>http://apo.blogfa.com/</link>
<description>هدف ما حق تعیین سرنوشت برابری,آزادی.دموکراسی می باشد.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 28 Jan 2008 20:08:19 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>متنی از زندانی سیاسی &quot; فرزاد کمانگر &quot; : ديوار ها سخن مي گويند </title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-619.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=rubrik&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rojhelat.se/files/data/upimages/ferzad-kemanger.gif&quot; align=left border=0&gt;تقديم به چشمان منتظر خانواده هاي &lt;B&gt;ابراهيم ، کيومرث ، نادر و علي&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;زير خاک در خواب نمي ماني &lt;BR&gt;اي برادر ، اي رفيق &lt;BR&gt;قلبت مي شنود که بهار پا مي گيرد &lt;BR&gt;و چون تو همراه باد ها خواهد آمد* &lt;BR&gt;ابراهيم عزيز ، آنشب که فريادهايت در ميان ديوارها به دنبال روزنه اي بود تا گوش فلک را کر کند و راهي به عرش بيابد ناجوانمردانه صدايت را در گلو خفه کردند تا کسي نشنود آنچه را که تو ديده بودي و کسي نبيند جامه سرخ تنت را &lt;BR&gt;برادر ، مي دانم بر تو چه گذشته است چون پيش از تو نيز ديوار سلول ها ناگفته ها را با ما باز گفتند &lt;BR&gt;ديوارها گفتند ، از انعکاس فرياد &quot; مريم هاي مقدس کردستان &quot; آنانکه تاريخ به قديسه بودنشان بر خود خواهد باليد ، چرا که در برابر گرگان چشم دريده &quot; زن بودن &quot; را معنا بخشيدند ، ديوارها گفتند از آخرين چشم انتظاري هاي &lt;B&gt;کيومرث و نادر &lt;/B&gt;**&lt;BR&gt;آنها که گوشه چشمي به در داشتند تا شايد براي آخرين بار عزيزانشان را ببينند و &lt;B&gt;&quot; اي رفيق&lt;/B&gt;&quot;*** را بر لب ترنم مي کردند تا مبادا چوبه دار آن صبحگاه را بدون سرود به روز برساند ، ديوارها گفتند که آن شب ماه رمضان چگونه آنها با لب هاي خندان به پيشواز سحر رفتند شايد گوش هاي نادر سرود &quot; سيداره &quot;**** محمد رضا را شنيده بودند که اينگونه به دنبال گم شده اش بي قراري مي کرد .&lt;BR&gt;ديوارها گفتند از شرافتمندانه زيستن &lt;B&gt;کساني که قامت در برابر توفان نا برابري ها خم نکردند و بدون پا ، سر به دار سپردند تا تن به ذلت ندهند &lt;/B&gt;، ديوارها باز خواهند گفت که گفته بوديد &quot; براي رسيدن به سرچشمه نور به پا و دست نياز نيست &quot; اين سفر سر مي خواهد و دل ، بدون پا هم دل به دريا زديد و سر به دار . اي رفيق ، ديوارها ديدند در آن سپيدهً دار که چگونه اهورا مزدا به زمين آمد و به جاي مرحم زخم ها ، چند قطره اشک به زلالي سيروان ، فرات و هيبل ريخت و اهورايي ترين و قويترين سرودش را براي تو خواند تا خاک کردستان مغرورانه و سر فراز جيگر گوشه ديگري را در آغوش کشد که اين مادر مغرور هميشه سرکش ، بهترين فرزندانش را براي خود مي خواهد تا با آنها به آرامش برسد .&lt;BR&gt;اي رفيق در سپيده وداع آنگاه که غريبانه بدور از چشمان مادر و خواهر به سفر مي رفتي آبيدر***** نگاهش را ملتمسانه بدرقه راهت ميکرد و حسرت ميخود که به تو بگويد ابراهيم ، مژده گاني &quot; در کلبه سرد در ميان بارش بيم و هراس ، نوزادي براي پيشمرگ شدن بدنيا مي آيد &quot;******&lt;BR&gt;اما تو رفتي و ابيدر حسرت جمله &quot;سفرت به خير ابراهيم&quot; بر لبانش خشکيد &lt;BR&gt;سفرت بخير رفيق &lt;BR&gt;و بدرقه راهت يک آسمان ستاره و يک زمين گل بنفشه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;زنداني سياسي فرزاد کمانگر&lt;BR&gt;زندان رجايي شهر کرج&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=rubrik&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=rubrik&gt;-------------------------------------------------------&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;--پاورقیها :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* - سرودي از ويکتور خارا خواننده و نوازنده انقلابي شيلي که در زمان پينوشه بازوانش را اره کردند &lt;BR&gt;**- کيومرث و نادر دو جوان کرد بودند که در ماه رمضان 1386 در بازداشتگاه اطلاعات سنندج با لب روزه اعدام شدند &lt;BR&gt;***- اي رفيق lo hevaloيکي از سرودهاي حماسي کرد ها است &lt;BR&gt;****- سيداري يکي از سرودهاي مبارزين کرد که قبل از اعدام سروده شده بود و محمد رضا خواننده کرد آنرا به صورت جاودانه اجرا کرد&lt;BR&gt;*****- آبيدر کوهي است مشرف بر سنندج &lt;BR&gt;******- الهامي است از شعر بصير صابر&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=rubrik&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 20:08:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=619</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-619.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رامین فتاحی بر اثر فشارهای وارده در زندان اوین درگذشت.</title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-618.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=date align=justify&gt;رامين فتاحي برادر استاد پيمان فتاحي مسئول جمعيت ال ياسين، بر اثر شدت گرفتن بيماري، درگذشت. ايشان (رامين فتاحي) چندي پيش و در امتداد بازداشت پيمان فتاحي، توسط &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 143px; HEIGHT: 197px&quot; height=144 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rojhelat.se/files/data/upimages/girtin-shkence.jpg&quot; width=166 align=left border=0&gt;وزارت اطلاعات دستگير و بعد از 45 روز به دليل بروز مشكوك بيماري كليوي در بهداري اوين بستري و سپس موقتاً آزاد شد.&lt;BR&gt;پيمان فتاحي معروف به ايليا مسئول جمعيت بزرگ ال ياسين نيز بعد از تحمل 6 ماه انفرادي در بند 209 زندان اوين و بعد از گذراندن شديدترين شكنجه هاي روحي و رواني، در تاريخ 30/8/86 با وثيقه 300 ميليون توماني آزاد شد. اتهام پيمان فتاحي تلاش براي گسترش ليبراليزم معنوي در بين جوانان، نوشتن كتاب تعاليم حق، فرقه سازي، بدعت گذاري، توطئه بر عليه اسلام و نظام اسلامي مي باشد.&lt;BR&gt;در حال حاضر نيز يكي از برادران پيمان فتاحي به منظور افزايش فشارهاي رواني به ايشان جهت قبول شرايط نظام براي انحلال شبكه بزرگ NGO ، در زندان اوين به سر مي برد. گفته مي شود دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي قصد دارد بيشتر اعضاء خانواده و نزديكان استاد پيمان فتاحي را براي تحقق مطالباتي كه در اين زمينه دارد، دستگير كند. گفته مي شود همسر و خانواده رامين فتاحي تحت فشارهاي فوق العاده اي قرار دارند تا هرگونه ارتباط بين بيماري و مرگ ايشان را با زمان بازداشت و بستري شدن طولاني مدت در بهداري 209 انكار نمايند. قابل ذكر است كه رامين فتاحي صاحب سه فرزند مي باشد و طي سالهاي اخير به دليل ارتباط خانوادگي با پيمان فتاحي، به واسطه دخالت هاي دستگاه امنيتي از احراز هرگونه شغل دولتي محروم بوده است.&lt;BR&gt;لازم به ذكر است جمعيت ال ياسين متشكل از تعداد زيادي NGO، نشريات و موسسات فرهنگي و انجمن هاي تفكري و تحقيقاتي با دهها هزار عضو مي باشد كه سالهاست براي انحلال خود تحت فشار حكومت قرار دارد. هم اكنون پيمان فتاحي به دليل وخامت و شدت خونريزي ها، در بيرون از زندان است و قرار است به زودي دادگاه وي تشكيل شود. گفته مي شود كه حكم دادگاه وي قطعاً اعدام خواهد بود.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 20:03:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=618</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-618.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>RMMK ؛ ادامه بازداشت محمد صدیق کبودوند</title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-617.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=rubrik align=justify&gt;7 ماه از بازداشت محمد صدیق کبودوند گذشت و با وجود بیماری وی در زن&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 100px; HEIGHT: 142px&quot; height=181 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rojhelat.se/files/data/upimages/kabudwand-rmmk.jpg&quot; width=162 align=left border=0&gt;دان و تلاشهای وکلا،مسئولان قضایی همچنان قرار بازداشت وی را تمدید می کنند.پیش از این برخی از مقامات امنیتی از تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه (معادل150 میلیون) خبر داده بودند اما بر طبق اطلاعاتی که اخیرا به دست سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان رسیده، مسئولان قضایی قرار بازداشت را هنوز تبدیل به قرار وثیقه نکرده اند و به نظر می آید شایعه ی تبدیل قرار تنها به منظور تحت فشار قرار دادن رییس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و خانواده ی وی بوده و هیچ مبنای قانونی نداشته است.اتهامات محمد صدیق کبودوند &quot;اقدام علیه امنیت ملی&quot; و &quot; تبلیغ علیه نظام&quot; عنوان شده است اما اقای کبودوند این اتهامات را رد می کند و تاکید دارد که تنها به دفاع از حقوق و آزادیهای شهروندان پرداخته است.وی اخیرا به بند عمومی زندان اوین منتقل شده است .محمد صدیق کبودوند موسس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان است&lt;BR&gt;یکشنبه 7 بهمن 1386&lt;BR&gt;سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 19:59:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=617</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-617.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه ی دانشجویان آپوئیست دانشگاه ارومیه</title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-616.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=date align=justify&gt;همانطور که همگان اذعان دارند جمهوری اسلامی از بدو تاسیس آن تا کنون همواره جریانا&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 111px; HEIGHT: 188px&quot; height=259 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rojhelat.se/files/data/upimages/ebrahim-lutfullahi.JPG&quot; width=122 align=left border=0&gt;ت آزادی خواه و مخالفان خود را با وحشیانه ترین شیوه سرکوب کرده و هر گونه صدای عدالت خواهی را با شدید ترین ابزارها خفه کرده است در این میان دانشجویان که نمایندگان دگر اندیشی در جامعه هستند همواره مورد هجوم رژیم واقع گشته اند. تعلیق ، زندان ، شکنجه و اخراج از دانشگاه در طول حیات جمهوری اسلامی زیباترین و بهترین هدیه ی این نظام مستبد و جنایتکار به دانشجو و دانشگاهیان بوده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این فشارها بر قشر دانشجو با روی کار آمدن دولت نهم افزایش یافت ، احضار دانشجویان به کمیته های انظباطی با هر بهانه ای ، تعطیلی نشریات دانشجویی ، بستن نهاد ها و کانون های دانشجویی ، دستگیری و شکنجه ی دانشجویان بدون آن که حتی آنان را تفهیم اتهام کنند تنها و تنها گوشه ای از دستاوردهای دولت نهم برای دانشگاهیان است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در چند ماه اخیر دستگیری های گسترده در دانشگاه های کشور و فشار بر دانشجویان و فعالین آن ها به خصوص دانشجویان کورد افزایش یافته و این موج سرکوب همچنان ادامه دارد ، دانشجویان زندانی در زندان های تهران ، کرج ، سنندج ، ارومیه و سایر بندیخانه های رژیم در زیر سخت ترین شکنجه ها قرار دارند و با بدترین شیوه با آن ها برخورد می شود . با این شرایط و با توجه به کارنامه ی خونین جمهوری اسلامی دور از انتظار نخواهد بود که مبارزی در زیر شکنجه ی وحشیانه ی عوامل رژیم شهید شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ابراهیم لطف اللهی اولین مبارزی نیست که در زیر شکنجه ی این دژخیمان شهید می شود و بدون شک آخرین نفر هم نخواهد بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ما دانشجویان آپوئیست دانشگاه ارومیه به شدت این عمل جنایتکارانه ی رژیم را محکوم کرده و همدردی خود را با خانواده ی شهید ، دوستان و همه ی مبارزان راه آزادی اعلام می نماییم .بدون شک جریانات دانشجویی با این اعمال عقب نشینی نخواهند کرد بلکه برعکس با تکیه بر روح مقاومت و اعتقادی بیشتر برای رسیدن به اهداف خود به مبارزه ادامه خواهند داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زنده باد آزادی &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شهیدان نمی میرند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دانشجویان آپوئیست دانشگاه ارومیه&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 19:57:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=616</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-616.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه سفیر ایران در سوئد به سازمان گزارشگران بدون مرز و اعتراض به اهدا جایزه سالانه آزادی مطبوعات به </title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-615.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=date align=justify&gt;بعد از اینکه سازمان گزارشگران بدون مرز- واحد سوئد جایزه سالانه آزادی مطبوعا&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rojhelat.se/files/data/upimages/ednan-hiwa.jpg&quot; align=left border=0&gt;ت خود را به عدنان حسن پور، روزنامه نگار دربند جمهوری اسلامی ایرن اهدا نمود؛ سفیر جمهوری اسلامی ایران در نامه ای به گونل ورنر، رئیس سازمان گزارشگران بدون مرز ، نسبت به اهدای این نامه اعتراض کرده است.&lt;BR&gt;حسن قشقایی در این نامه به اظهارات &quot;صالح نیکبخت&quot; وکیل عدنان حسن پور در رسانه های مختلف استناد نموده و به اعترافات عدنان حسن پور اشاره داشته است. و اینکه اتهامات عدنان حسن پور طبق گفته وکیل ایشان و اعترافات خود او، مطبوعاتی نیستند؛ به همین سبب وی استدلال کرده این جایزه شایسته اهدا به عدنان حسن پور نیست.&lt;BR&gt;شایان ذکر است که سازمان گزارشگران بدون مرز- واحد سوئد نیز طی نامه ای رسمی به سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوئد، پاسخ این نامه را ارسال نموده اند. &lt;BR&gt;در زیر متن نامه حسن قشقایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در سوئد به سازمان گزارشگران واحد سوئد به فارسی و سوئدی می آید:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سرکار خانم گونل ورنر&lt;BR&gt;مدیر محترم سازمان گزارشگران بدون مرز – واحد سوئد&lt;BR&gt;سلام &lt;BR&gt;اینجانب از طریق سایت شما و رادیو بین المللی سوئد( پژواک) [بخش فارسی رادیو بین المللی سوئد] مطلع شدم که سازمان شما تصمیم دارد جایزه سال 2007 آزادی مطبوعات را در روز 20 فوریه 2008 در محل وزارت امورخارجه سوئد به نماینده آقای عدنان حسن پور روزنامه نگار محکوم به اعدام در ایران، اعطاء نماید و همچنین بنا دارد درهمین خصوص اعتراض جدی به سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوئد بنماید . شما در روز 21 ژانویه 2008، در مصاحبه با بخش فارسی رادیو بین المللی سوئد ( پژواک) در توضیح علت تخصیص این جایزه به ایشان اظهار داشته اید: &quot; در کشوری که رژیمی سرکوبگر مانع خبررسانی آزاد روزنامه نگاران می شود، او جرات کرده است که انتقادی بنویسد و به همین دلیل به مرگ محکوم شده است &quot; . این ادعا در حالیست که آقای صالح نیکبخت وکیل مدافع آقای عدنان حسن پور، ( از وکلای شناخته شده ایران که بارها اظهارات وی مورد استناد سازمان گزارشگران بدون مرز قرار گرفته است ) بلافاصله پس از مصاحبه شما، در گفتگوی جداگانه با همان شبکه رادیوئی ، صراحتا اعلام می دارد که &quot; آقای عدنان حسن پور درسال گذشته به اتهامی غیر از شغل روزنامه نگاری دستگیر ومحکوم شده است&quot;.&lt;BR&gt;علاوه بر این ، آقای صالح نیکبخت ، وکیل عدنان حسن پور، سال گذشته پس از دستگیری وی در گفتگوئی که در رسانه های مختلف از جمله در سایت اینترنتی &quot;بی بی سی&quot; مورخ 9 نوامبر 2007 بازتاب یافته است، صراحتا اعلام نمود که &quot; عدنان حسن پور درتوضیحاتی بیش از 140 صفحه ای اعتراف کرده است که با دستگاهی که از جانب افرادی در کردستان عراق در اختیار وی قرار داده شده بود، از پایگاه های نظامی در غرب ایران تصویر و نقشه تهیه کرده و به یکی ازسازمان های مخالف جمهوری اسلامی که در کردستان عراق مستقر می باشد، انتقال داده بود . وی همچنین اعتراف نمود که با فردی در وزارت امور خارجه آمریکا ارتباط برقرار کرده واز او خواسته بوده است که تا این وزارت خانه، دفتری در زمینه امورایران در کردستان عراق برپا کند تا کسانی که می خواهند با دولت آمریکا تماس برقرار کنند ناچار به پرداخت هزینه گزاف سفر به دوبی نشوند . آقای نیکبخت می افزاید ، عدنان حسن پور،همچنین اعتراف کرده است که دو نفر را که در ارتباط با اقدامات خرابکارانه در جنوب ایران تحت تعقیب قرار داشتند، به کردستان عراق فراری داده است.&quot; آقای نیکبخت می گوید: &quot;موکل او علاوه بر اعترافات کتبی در گفتگو هائی که با وی داشته نیز این اعترافات را بیان کرده است &quot;. &lt;BR&gt;چنانچه ملاحظه فرمودید آقای نیکبخت ، وکیل مدافع عدنان حسن پور، در پاسخ به این موضوع که احتمالا اعترافات عدنان حسن پور تحت فشار صورت گرفته است به صراحت گفت که موکل وی علاوه بر اعترافات کتبی در گفتگوی شخصی با وی نیز این اعترافات واظهارات را تکرار کرده است .&lt;BR&gt;سرکار خانم گونل ورنر&lt;BR&gt;آقای نیکبخت، وکیل قانونی عدنان حسن پور، درهمان گفتگوی رادیوئی که بلافاصله پس ازمصاحبه شما پخش شد، با اشاره تلویحی به برخی اعتراضات وفشار های وارده سیاسی بر ایشان بخاطر بیان اعترافات عدنان حسن پور و اینکه اتهامات وی هیچ ارتباطی با کار خبرنگاری وی ندارد می گوید: &quot;خوشبختانه آن جو سازی که بعضی رادیو ها به نام دفاع ازمردم( ایران) و دمکراسی عمل کردند، روشن شد که بسیار غیر دمکراتیک عمل نموده اند، حتی بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز اشتباه اولیه خود را بعد ها تصحیح نمود و متوجه شدند که یک وکیل طبق پرونده عمل می نماید و یک وکیل آدمی سیاسی کار نیست که به نفع گروه و دسته وحزب سیاسی عمل نماید &quot;.&lt;BR&gt;سرکار خانم گونل ورنر&lt;BR&gt;حال با این توضیحات مستدل و روشن وکیل حقوقی آقای &quot; عدنان حسن پور&quot;، ازجنابعالی که سابقه روشن کار روزنامه نگاری وخبرنگاری در کشور سوئد دارید، می پرسم کدام بخش از اتهامات آقای حسن پور به کار روزنامه نگاری ارتباط دارد؟&lt;BR&gt;- چرا درحالیکه وکیل مدافع وی می گوید&quot; موارد اتهامی آقای عدنان حسن پور هیچ ارتباطی با کار روزنامه نگاری ندارد&quot;، شما می گوئید &quot; چون وی انتقادی می نوشت به مرگ محکوم شده است &quot; ؟ .&lt;BR&gt;- آیا فردی به صرف اینکه چند مقاله در یک روزنامه محلی می نویسد، می تواند اقدام علیه تمامیت ارضی و امنیت ملی یک کشور نماید ؟ در کجای جهان چنین چیزی مجاز است؟&lt;BR&gt;آیا چنین اقدامی حیثیت هزاران خبرنگار آزاده و شرافتمند را که صادقانه برای پیشبرد مردم سالاری ودمکراسی و تقویت حقوق بشر در سراسر جهان تلاش می نمایند، لوث نخواهد کرد ؟&lt;BR&gt;- آیا بزرگترین دشمن حقوق بشر و دمکراسی استفاده ابزاری از افراد و اعمال استاندارهای دوگانه از اصول مترقی حقوق بشری ، به منظور بهره برداری های سیاسی نیست ؟&lt;BR&gt;سرکار خانم گونل ورنر&lt;BR&gt;در این نامه همچنین مایلم به اظهارات شما در خصوص کشورم ایران که به توصیف شما : &quot; کشوری که رژیمی سرکوبگر مانع خبررسانی آزاد روزنامه نگاران می شود ...&quot; پاسخ دهم .&lt;BR&gt;جهت اطلاع شما ، همین رادیوئی که سرکار عالی با آن مصاحبه نمودید (رادیو بین المللی سوئد) چندین سال است که در تهران ، پایتخت ایران ، دو خبرنگار فعال دارد که تا کنون آزادانه صدها گزارش انتقادی ازمسائل گوناگون جاری در کشور را تهیه و پخش نموده اند ، علاوه بر آن تعداد زیادی از خبرنگاران و نمایندگان جراید و بنگاه های خبری از کشورهای مختلف در تهران حضور دارند و ازکشور شما (سوئد) نیز تا کنون دهها خبرنگار به ایران اعزام شده و گزارش های آزاد تهیه نموده اند ، و درحال حاضر نیز چند تن از آنها در انتظار دریافت ویزای سفر به ایران برای کار خبرنگاری هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در پایان امیدوارم با مساعدت شما زمینه عمل متقابل فراهم شده و به زودی شاهد افتتاح دفتر نمایندگی رسمی رادیو و تلویزیون ایران در استکهلم باشیم ، تا در پرتو این تبادل آزاد اخبار، زمینه گسترش بیش از پیش روابط دوجانبه دو کشور و ملت دوست ایران و سوئد ، به ویژه درعرصه های فرهنگی و رسانه ای فراهم گردد . منتظر پاسخ شما هستم.&lt;BR&gt;حسن قشقاوی - سفیر جمهموری اسلامی ایران در استکهلم &lt;BR&gt;Stockholm, 2008-01-23&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;متن این نامه به زبان سوئدی در پی می آید:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Till Gunnel Werner&lt;BR&gt;Ordförande Reportrar utan Gränser&lt;BR&gt;JMK – Journalisthögskolan&lt;BR&gt;Box 27861&lt;BR&gt;115 93 Stockholm&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Bästa Fru Werner,&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Jag har via Er hemsida samt via Sveriges Radios Internationella program ”Pejvak” fått information om att Er organisation beslutat att utdela Reportrar utan gänsers pressfrihetspris för 2007 till den kurdisk iranske journalisten Adnan Hassanpour, som i Iran dömts till döden, samtidigt som ni framför starka protester mot den Iranska Ambassaden i Stockholm. Priset delas ut den 20 februari, 2008 i utrikesdepartementets lokaler i Stockholm. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;I en intervju med Sveriges Radios Internationella program den 21 januri 2008, angav ni följande motivering för priset ” I ett land där en repressiv regim hindrar journalister från att rapportera fritt vågade han skriva kritiskt. För det dömdes han till döden”. Detta uttalande gjordes samtidigt som Mr. Saleh Nikbakht, den anklagades advokat, en i Iran mycket välkänd sådan, vars uttalanden citerats av er organisation vid ett flertal tillfällen, direkt efter er intervju i samma sändning uttalade att Mr. Hassanpour arresterats på grunder som inte hade något med hans journalistiska gärningar att göra.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Mr. Saleh Nikbakht, den anklagades advokat har efter hans klients arrestering förra året i intervjuer med olika media bland dem BBC, som den 9 november 2007 publiserade advokatens uttalande på sin hemsida, sagt följande: Mr. Hassanpour har i ett skriftligt uttalande som omfattar 140 sidor, erkänt att han mottagit utrustning från en person i den Kurdiska delen av Irak. Utrustningen hade till uppgift att avbilda och överföra känsliga bilder och kartor från en Iransk militärbas i västra delen av Iran till en Iransk oppositions organisation i den Kurdiska delen av Irak.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;I dokumentet erkände han också att han hade kontakt med en person inom den amerikanska utrikesförvaltningen samt att han hade begärt av denne utrikesrepresentant att ett kontor skulle upprättas i den Kurdiska delen av Irak för att underlätta kontakter för dem inom den Iranska oppositionen som önskade komma i kontakt med den amerikanska myndigheten då det för närvarande finns det ett sådant kontor i Dubai, men om det fanns ett i den Kurdiska delen av Irak skulle det underlätta för den Iranska oppositionen och vara mindre kostsamt att komma i kontakt med. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Vidare erkände Mr. Hassanpour i samma dokument att han hjälpt två personer som hade gripits i samband med ett sabotage i södra Iran, att fly till den Kurdiska delen av Irak. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Advokaten berättar att hans klient i muntliga samtal med honom återigen bekräftat sin skriftliga bekännelse även efter att den blivit uppmärksammad i media och det blivit sagt att han pressats till sin bekännelse. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Bästa Fru Werner,&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;I samma intervju pekar Mr. Nikbakht indirekt på att vissa protester och politiska påtryckningar mot honom för hans återgivande av sin klients erkännande och det faktum att hans anklagelser inte har med dennes journalistiska verksamhet att göra, samt angående de protester, politiska tryck och propaganda som uppkommit till försvar för hans klient, att i själva verket är dessa ett uttryck för icke demokratiska handlingar samt att t.o.m den Iranska avdelningen av organisationen Reportrar utan gränser hade korrigerat sig genom att medge att en advokat inte bör ta politisk hänsyn i ett mål utan enbart hålla sig till målets fakta samt representera klienten och ingen annan. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Bästa Fru Werner,&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Med hänvisning till detta uttalande från Mr. Hassanpours advokat, så vill jag gärna fråga er, i egenskap av erfaren Svensk journalist, vilka delar av anklagelserna mot honom som ni anser berör hans journalistiska verksamhet? &lt;BR&gt;Hur kan det komma sig att hans advokat säger att anklagelserna mot honom inte har något med hans journalistiska verksamhet att göra medan ni säger att han på grund av sin kritiska rapportering dömts till döden?&lt;BR&gt;Även om han i sin egenskap av journalist skriver några kritiska artiklar i den lokala pressen rättfärdigar det då att han agerar mot nationella intressen och territoriell integritet? Var i världen är det tillåtet?&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Genom att ge detta pris till Mr. Hassanpour i hans egenskap av journalist har ni förstört den verkliga bilden av journalistik för tusentals fria journalister i deras arbete världen över. Det största hotet mot demokrati och mänskliga rättigheter är att förmå människor att använda dubbla måttstockar för att uppnå vissa politiska mål.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Fru Werner,&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Vidare skulla jag i detta brev till er vilja bemöta er beskriving av mitt land som ”ett land där en repressiv regim hindrar journalister från att rapportra fritt..”enligt följande: För er information kan jag nämna att radion som gjorde inervjun med er (Sveriges radio) sedan flera år tillbaka har två aktiva journalister placerade i Tehran. Dessa har under årens lopp lämnat hundratals kritiska rapporter om olika aktuella händelser i Iran. Det finns även ett flertal aktiva journalister som representerar olika Nyhetsbyråer och TV-bolag världen över som är aktiva i Iran och från Sverige har journalister besökt och fritt rapporterat från Iran under årtionden. Just nu finns det journaliser som väntar på visum för att åka till Iran och fortsätta den fria rapporteringen. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Slutligen hoppas jag att vi med er hjälp kan bana vägen genom ömsesidiga åtgärder så att vi i slutändan kommer att få se öppnandet av ett officiellt kontor med representanter för Iransk radio och TV här i Stockholm så att vi ytterligare kan få ett utbyte av nyheter till stånd och genom detta stärka de ömsesidiga vänskapliga relationerna mellan våra länder, speciellt inom den kulturella och massmediala sektorn.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Jag ser fram emot ert svar.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Hassan Ghashghavi&lt;BR&gt;Ambassadör&lt;BR&gt;Islamiska Republiken Irans&lt;BR&gt;Ambassad&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 19:56:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=615</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-615.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توتالیتاریسم جمهوری اسلامی به مهدکودک های کردستان هم سرایت کرد</title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-614.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=date align=justify&gt;بنا به گزاش های رسیده، در طول یک ماه اخیر مدیر سه مهد کودک درشهرها&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 143px; HEIGHT: 151px&quot; height=92 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rojhelat.se/files/data/upimages/potin.jpg&quot; width=147 align=left border=0&gt;ی مختلف کردستان، به معاونت سیاسی- امنیتی استانداری کردستان فراخوانده شدند.&lt;BR&gt;دلیل این فراخوانی آنچه آموزش زبان غیر ملی و تضعیف فرهنگ غیرملی خوانده شده است. همچنین تهدید به لغو پرونده فعالیت موجه شده اند. این سه مهدکودک در اقدامی ابتکاری آموزش زبان متحد کردی را از آغاز سال جاری در دستور کار خود قرار داده بودند. این سه مهد کودک همچنین به قطع سهمیهه ی روزانه شیر از سوی نهادهای ذیربط نیز مواجه هستند. اکنون توتالیتاریسم جمهوری اسلامی مهدهای کودک در کردستان را هخم فراگرفته است و بعید نیست در روزهای آینده حکم بازداشت کودکان زیر 6 سال نیز صادر شود.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Jan 2008 19:52:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=614</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-614.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرانجام مقاومت زندانيان سياسي در زندان گوهردشت</title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-613.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=rubrik align=justify&gt;بنا بر گزارشات رسيده از زندان گوهردشت&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.rojhelat.se/files/data/upimages/zendani_5_8_1.jpg&quot; align=left border=0&gt; &lt;BR&gt;سرانجام مقاومت زندانيان سياسي در زندان گوهردشت در مقابل خواسته غيرانساني مسئولين زندان مبني بر تبعيد 2 تن ديگر از زندانيان سياسي که قرار بود به واحد 6 تبعيد گردند با يورش گارد زندان و تبعيد 3 تن از آنان خاتمه يافت.&lt;BR&gt;بيش از 24 ساعت زندانيان سياسي با بستن درب واحد 2 زندان گوهردشت و سر دادن شعار، خواستار حضور رئيس زندان و پاسخگويي وي به مسئله تداوم فشار بر زندانيان سياسي بودند . اما مسئولين زندان سرانجام صبح امروز با دادن اختيار تام به گارد زندان و نيروهاي امنيتي با يورش حدود 50 تن از نيروي امنيتي به واحد 2 زندان گوهردشت و با شکستن درب و ضرب و شتم زندانيان سياسي ، فرهاد وکيلي ، فرزاد کمانگر و نيز علي حيدريان را که هنوز پس از 16 ماه در بلاتکليفي قضائي به سر ميبرند را بشدت مصروب نمودند ، بطوريکه تمامي آنان دچار شکستگي از ناحيه سر و جراحت بدني گرديدند ، آقاي پيرايش جانشين رئيس زندان گوهردشت شخصاً پس از بازداشت زندانيان سياسي آنان را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار داده است . و پس از ضرب و شتم آنان را به مخوفترين مکان زندان و مسلخ زندانيان يعني سالنهاي و14و15و13 واحد 5 منتقل نمودند.&lt;BR&gt;اين مجموعه پيشتر با گزارشي مستند نسبت به جنايات جاري در آن مکان و توطئه هاي دستگاه مخوف امنيتي در زندان رجايي شهر افشاگري نموده بود . لازم به توضيح است هم اکنون بابک دادبخش نيز در نهمين روز اعتصاب غذاي خود با لباني دوخته دراين مسلخ به سر ميبرد . مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران اعتراض خود را نسبت به جنايات جاري در اين مکان را به سکوت و بي توجهي سازمانهاي مدافع حقوق بشري اعلام مينمايد. و سرآغاز قتلهاي مشکوک در بازداشتگاهها را در سکوت اين چنيني ريشه يابي مينمايد.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Jan 2008 19:40:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=613</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-613.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعلام شهادت سه تن از مبارزين PJAK</title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-612.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=rubrik&gt; قندیل:&lt;BR&gt;مورخه 24 آذر 1386( 15. 12 .2007 )در شهر ماكو مبان نيروهاي سپاه پاسداران جمهوري اسلامي و يك واحد از گريلاهاي حزب حيات آزاد كردستان PJAK درگيريي بوقوع پيوست. بر طبق تحقيقات انجام شده رفيق كنعان كوجمان با كد انقلابي فراز متولد 1981دوغوبايزيد شمال کردستان كه در طي درگيري از گروه خود جدا شده بود در اين درگيري به شهادت رسيده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در تاريخ28 ديماه( 18ـ 1ـ 2008 )يكي از كادرهاي سياسي حزبمان PJAKبه نام احمد علی با كد انقلابي مالك خابور متولد1976 حسک جنوب شرقی کردستان در شهر اروميه از جانب نيروهاي حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران مورد تيراندازي واقع شده و به شهادت رسيده است. رفيق مالك يك كادر سياسي و غير مسلح بوده و بدون اخطار مورد هدف گلوله پاسداران رژيم قرار گرفته است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در تاريخ15 ديماه(5ـ1ـ2008 ) در جاده روانسر ـ كامياران در نتيجه كمين نيروهاي سپاه پاسداران يكي از گريلاهاي PJAK به اسم فرزاد قبادي با اسم انقلابي هورام متولد1981 کامياران با پاسداران رژيم درگير مي‌شود. در اين درگيري 9 تن از اعضاي سپاه پاسداران كه دو فرمانده نيز در ميان آنها بودند كشته شده‌اند. در اين درگيري رفيق هورام زخمي بدست نيروهاي سپاه پاسداران مي‌افتد و در اثر شكنجه وحشيانه پاسداران رژيم به شهادت مي‌رسد. خانواده شهيد هورام بعد از اين واقعه دستگير و به مركز اداره اطلاعات كامياران منتقل و مورد شكنجه واقع مي‌شوند. بعضي از اعضاي خانواده شهيد هورام تاكنون نيز آزاد نشده‌اند&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Jan 2008 19:39:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=612</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-612.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در یک عملیات انتقامی گریلاهای PJAK در داخل شهر سلماس ده‌ پاسدار رژیم را به‌ هلاکت رسانیدند و...</title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-611.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=rubrik&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=date align=justify&gt;روژهلات نیوز:&lt;BR&gt;بنا به‌ گزارشات رسیده‌ از مرکز حزب حیات آزاد کردستان PJAK در طی روزهای گذشته‌ گریلاهای این حزب در طی یک عملیات نظامی قهرمانانه‌ و فداییانه‌ در داخل شهر سلماس در شرق کردستان تعداد زیادی از نیروهای رژیم را به‌ هلاکت رسانیده‌ و تعداد زیادی را نیز زخمی کرده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گریلاهای PJAK اعلام داشته‌اند که‌ این عملیات در شب مابین تاریخ 23 و 24 ماه میلادی و در انتقام خون رفیق شهید &quot; حسن حکمت دمیر &quot; ( یکی از اعضای زخمی و شکنجه‌ شده‌ PJAK که‌ در زندان شهر خوی اعدام شده‌ بود ) و همچنین به‌ انتقام خون ریخته‌ شده‌ سه‌ جوان بی گناه کرد که‌ در روستاهای مرزی توسط نیروهای رژیم و مزدورانشان به‌ شهادت رسیده‌ بودند، به‌ انجام رسیده‌ است.&lt;BR&gt;این سه‌ جوان شهید که‌ در طی هفته‌های گذشته‌ توسط نیروهای رژیم به‌ شهادت رسیده‌ بودند، از اهالی روستاهای &quot; کوزه‌رش &quot; ، &quot; دیزه‌لی &quot; و &quot; اوتانوسی &quot; از توابع شهر سلماس بوده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گریلاهای کرد در انتقام خون ارزشمند این افراد و برای نشان دادن اراده‌ خلق و حمایتشان از مردم کرد و همچنین در راستای به‌ انجام رسانیدن وظیفه‌ خود در قبال شهدا، در تاریخ مورد اشاره‌ وارد شهر سلماس شده‌ و با حمله‌ای غافلگیر کننده‌ در وسط شهر سلماس نیروهای دشمن را مورد هجوم نظامی خود قرار داده‌اند.&lt;BR&gt;گریلاها با خنثی کردن نگهبان پایگاه وارد مکان مورد نظر شده‌ و حتی فرصت شلیک یک گلوله‌ را نیز به‌ نیروهای مقابل نداده‌اند.&lt;BR&gt;در طی درگیری ده‌ تن از نیروهای رژیم ایران به‌ هلاکت رسیده‌ و تعداد زیادی نیز به‌ شدت زخمی شده‌اند.&lt;BR&gt;گریلاها فورآ و بدون هیچگونه‌ زیانی مکان مورد تهاجم را ترک نموده‌اند...&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Jan 2008 19:33:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=611</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-611.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تعقیب و آزار دانشجویان ادامه دارد</title>
<link>http://apo.blogfa.com/post-610.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=rubrik align=justify&gt;چهار تن از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به کمیته انضباطی احضار شده اند.&lt;BR&gt;به گزارش ادوار نیوز، احضار شدگان عبارتند از: پگاه حمزه ای،حسام سلامت،مرتضی مساکنی و هیوا مجید زاده.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همچنین کمیته ی انظباطی دانشگاه شیراز لیست اتهامات چهار دانشجوی این دانشگاه را که چندی پیش به این کمیته احضار شده بودند، اعلام کرد. لیست اتهامات این دانشجویان شامل موارد متعددی از جمله فیلم برداری با دوربین هندی کم از تجمع غیر قانونی، تحریک و هدایت دانشجویان در تجمع 14 و 18 آذرماه و ایجاد اغتشاش علی رغم تعهد کتبی، تهدید مسوولان دانشگاه و ایجاد بلوا و اغتشاش علی رغم تهدات کتبی ، ادعای دروغ مبنی بر ضرب وشتم و قرار دادن اسلحه بر روی شقیقه آقای میرحسینی ( دانشجوی بازداشتی) می باشد&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Jan 2008 19:29:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=apo&amp;postid=610</comments>
<dc:creator>apo</dc:creator>
<guid>http://apo.blogfa.com/post-610.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
