تبليغاتX
کردستان بزرگ - متنی از زندانی سیاسی " فرزاد کمانگر " : ديوار ها سخن مي گويند
هدف ما حق تعیین سرنوشت برابری,آزادی.دموکراسی می باشد.
تقديم به چشمان منتظر خانواده هاي ابراهيم ، کيومرث ، نادر و علي
زير خاک در خواب نمي ماني
اي برادر ، اي رفيق
قلبت مي شنود که بهار پا مي گيرد
و چون تو همراه باد ها خواهد آمد*
ابراهيم عزيز ، آنشب که فريادهايت در ميان ديوارها به دنبال روزنه اي بود تا گوش فلک را کر کند و راهي به عرش بيابد ناجوانمردانه صدايت را در گلو خفه کردند تا کسي نشنود آنچه را که تو ديده بودي و کسي نبيند جامه سرخ تنت را
برادر ، مي دانم بر تو چه گذشته است چون پيش از تو نيز ديوار سلول ها ناگفته ها را با ما باز گفتند
ديوارها گفتند ، از انعکاس فرياد " مريم هاي مقدس کردستان " آنانکه تاريخ به قديسه بودنشان بر خود خواهد باليد ، چرا که در برابر گرگان چشم دريده " زن بودن " را معنا بخشيدند ، ديوارها گفتند از آخرين چشم انتظاري هاي کيومرث و نادر **
آنها که گوشه چشمي به در داشتند تا شايد براي آخرين بار عزيزانشان را ببينند و " اي رفيق"*** را بر لب ترنم مي کردند تا مبادا چوبه دار آن صبحگاه را بدون سرود به روز برساند ، ديوارها گفتند که آن شب ماه رمضان چگونه آنها با لب هاي خندان به پيشواز سحر رفتند شايد گوش هاي نادر سرود " سيداره "**** محمد رضا را شنيده بودند که اينگونه به دنبال گم شده اش بي قراري مي کرد .
ديوارها گفتند از شرافتمندانه زيستن کساني که قامت در برابر توفان نا برابري ها خم نکردند و بدون پا ، سر به دار سپردند تا تن به ذلت ندهند ، ديوارها باز خواهند گفت که گفته بوديد " براي رسيدن به سرچشمه نور به پا و دست نياز نيست " اين سفر سر مي خواهد و دل ، بدون پا هم دل به دريا زديد و سر به دار . اي رفيق ، ديوارها ديدند در آن سپيدهً دار که چگونه اهورا مزدا به زمين آمد و به جاي مرحم زخم ها ، چند قطره اشک به زلالي سيروان ، فرات و هيبل ريخت و اهورايي ترين و قويترين سرودش را براي تو خواند تا خاک کردستان مغرورانه و سر فراز جيگر گوشه ديگري را در آغوش کشد که اين مادر مغرور هميشه سرکش ، بهترين فرزندانش را براي خود مي خواهد تا با آنها به آرامش برسد .
اي رفيق در سپيده وداع آنگاه که غريبانه بدور از چشمان مادر و خواهر به سفر مي رفتي آبيدر***** نگاهش را ملتمسانه بدرقه راهت ميکرد و حسرت ميخود که به تو بگويد ابراهيم ، مژده گاني " در کلبه سرد در ميان بارش بيم و هراس ، نوزادي براي پيشمرگ شدن بدنيا مي آيد "******
اما تو رفتي و ابيدر حسرت جمله "سفرت به خير ابراهيم" بر لبانش خشکيد
سفرت بخير رفيق
و بدرقه راهت يک آسمان ستاره و يک زمين گل بنفشه

زنداني سياسي فرزاد کمانگر
زندان رجايي شهر کرج
 
-------------------------------------------------------

--پاورقیها :

* - سرودي از ويکتور خارا خواننده و نوازنده انقلابي شيلي که در زمان پينوشه بازوانش را اره کردند
**- کيومرث و نادر دو جوان کرد بودند که در ماه رمضان 1386 در بازداشتگاه اطلاعات سنندج با لب روزه اعدام شدند
***- اي رفيق lo hevaloيکي از سرودهاي حماسي کرد ها است
****- سيداري يکي از سرودهاي مبارزين کرد که قبل از اعدام سروده شده بود و محمد رضا خواننده کرد آنرا به صورت جاودانه اجرا کرد
*****- آبيدر کوهي است مشرف بر سنندج
******- الهامي است از شعر بصير صابر
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:39  توسط گروه خبری کردستان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ به حوادث واتفاقهای کردستان بزرگ می پردازد وامید است مار را با نظرات سازنده خود یاری نماید . با سپاس قندیل

نوشته های پیشین
بهمن 1386
بهمن 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آرشیو موضوعی
آزادی اوجلان
پیوندها
حزب حیات آزاد کردستان پژاک
آلبوم شهیدان پژاک - پ ک ک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

اطلاعات شما :

@ apo.blogfa.com.com