تبليغاتX
کردستان بزرگ - دیگربس است
هدف ما حق تعیین سرنوشت برابری,آزادی.دموکراسی می باشد.

خلق کرد با مبارزه و مقاومتي بي‌نظير توانست در راستاي تعيين سرنوشت و آينده خويش گام بردارد. باني اين مبارزه رهبر آپو بوده و ايشان پيشاهنگي اين مبارزه را عهده‌دار بوده است. دشمنان خلق کرد در مقابل اين امر از روز اول مبارزه تاکنون رهبرآپو را هدف حملات خويش قرار داده‌اند. اين حملات با ربودن رهبر آپو در 15 فوريه 1999 به مرحله‌اي نوين وارد شد. دشمن پس از ربودن رهبر آپو جهت نابودي کامل رهبر آپو که در جريان توطئه موفق به آن نشده بودند ايجاد و اجراي سيستم زندان امرالي را در دستور کار خويش قرار داد. هم دولت ترکيه و هم ساير دولت‌هاي اشغالگر سرزمين‌مان و هم نيروهاي بين‌المللي دخيل در اين مسئله با دوران امرالي آغاز به اجراي نقشه‌اي نوين در برابر کردها کرده و خواستند خلق کرد را تماما از صحنه هستي خارج نمايند و با روش‌هاي مختلفي چون ايجاد رعب و وحشت، آسيميلاسيون و قتل‌عام و .... اين کار را در پيش گرفتند.
اخيرا نقشه مسموم کردن رهبرآپو بعنوان مرحله‌ي نويني از سناريوي امرالي اجرا گشته است. همزمان با آن ارتش ترکيه تمامي کردستان را هدف حملات خويش قرار داده است. اين حملات هم در شمال کردستان و هم در جنوب و با همکاري رژيم ايران در شرق ادامه داشته‌اند. با همکاري رژيم سوريه نيز نقشه‌هايي عليه کردهاي جنوب غرب کردستان اجرا مي‌گردند. حملات ارتش ترکيه به مردم عادي در جنوب کردستان و مناطق مسکوني نشان داد که توجيهات واهي دولت ترکيه نمي‌تواند بر ماهيت اعمال خصمانه آن سرپوش بگذارد. حملات ارتش ترکيه به جنوب کردستان و اشخاص مدني نشاندهنده آن است که دشمني منسجمي عليه خلق کرد در جريان است. دشمنان خلق کرد بردگي مورد نظر خويش را بر خلق کرد تحميل مي‌نمايند. موضع‌گيري خلق کرد در تمامي نقاط و بخش‌هاي کردستان نشان داد که خلق‌مان از اين مسائل آگاه بوده و اين آگاهي است که مقاومت را رقم مي‌زند.
در حال حاضر موضوعي که براي خلق کرد اولويت دارد، حملاتي است که دشمنان ما جديدا به اجرا گذاشته و در رأس آنها سلامت جسماني رهبرآپو و آزادي ايشان قرار دارد. "امرالي" مدلي است که براي کردستان در نظر گرفته‌اند. سياستي که در امرالي اجرا مي‌شود همان سياستي است که در کردستان اجرا مي‌گردد. نه سال است که علي‌رغم تمامي حسن‌نيتي که از طرف رهبرآپو جهت حل مسئله کرد از راه دمکراسي نشان داده شده، دشمنان خلق کرد اين را همچون ضعف جنبش ما ديده و از آن سوءاستفاده مي‌کنند. دشمن همچنين با ايجاد موضوعاتي کاذب در پي تحريف موضوع دستور کار ما است اما خلق کرد به مرحله‌اي رسيده که با عزمي راسخ در پي متوقف نمودن اين حملات و روشن کردن مسئله است. در اين راستا يک مرحله‌ي کاري را آغاز نموديم که تحت شعار "ديگر بس است، با افکار رهبري زندگي کن و آن‌ها را ترويج بده" مقطعي نوين از مبارزه‌ي آزاديخواهانه‌‌ي خلق کرد را تشکيل مي‌دهد. جهت پيگيري اين مرحله‌ي کاري کميته‌اي بنام "کميته تامين سلامت جسماني و آزادي رهبر آپو" تشکيل شده که شاخه شرق کردستان آن نيز در تاريخ 09-11-2007 با بيانيه‌اي تاسيس خويش را اعلام نمود.
بر آن شديم تا جهت دادن آگاهي بيشتر درمورد اين مرحله و رهبرآپو و وظايف مرحله، نظري به اين روند بيندازيم.

مبارز راه آزادي يک خلق
رهبر آپو(عبدالله اوجالان) روز 4 آوريل 1949 در روستاي "عمرلي"(آمارا) از توابع شهر تاريخي اورفا به دنيا آمد.تحصيلات خويش را در کردستان به پايان رساند و در رشته علوم سياسي دانشگاه آنکارا، تحصيلات عالي خويش را ادامه داد. با توجه به شخصيتي که در روستا و محيط شهر اورفا و مناسبات خانوادگي خويش کسب کرده بود، با شخصيتي مبارز از همان اوان ورود به محيط آنکارا در جرگه فعالان سياسي قرار گرفته و در دانشگاه و خارج از آن در برخي سازمان‌ها فعالانه شرکت کرد. پس از شش ماه زنداني که در جريان يک تظاهرات حکم آن برايش صادر شد، تصميم به تاسيس گروهي گرفت که در راستاي حل مسئله کرد فعاليت نمايد. پس از شش سال تدارک، در سال 1978 در روستاي "فيس" از توابع شهر دياربکر حزب کارگران کردستان را اعلام نمود. مدتيکوتاه قبل از کودتاي 12 سپتامبر 1982 به خارج از ميهن مهاجرت کرده و در لبنان مستقر شد. با استفاده از خلأ سياسي موجود در حاکميت لبنان در دره بقاء اقدام به تدارک بازگشت به ميهن نمود و گروه‌هاي مختلفي را آماده کرده و به ميهن فرستاد. در سال‌هاي پس از کودتاي 12 سپتامبر PKK متوجه گشت که در کردستان راهي بغير از فعاليت مسلحانه جهت ادامه‌ي موجوديت خلق کرد باقي نمانده است. پس زا اين دوران در 15 آگوست 1984 جنگ مسلحانه بر اساس اين تفکر آغاز گرديد. اين جنگ در اواخر دهه‌ي هشتاد قرن بيستم مسئله کرد را مطرح کرده و لزوم حل آن را نشان داد. تا آن دوران دولت ترکيه منکر وجود خلقي بنام کرد مي شد اما با اين جنگ موجوديت کردها و مسئله آن‌ها برجسته گرديد و ترکيه با چالشي بزرگ رو در رو گرديد. ترکيه در برابر اين با در پيش گرفتن يک اليگارشي مافيايي در پي نابودي جنبش ملي‌ـ دمکراتيک کرد برآمد اما رهبرآپو با خط‌مشي تحليل‌گر و چاره‌ياب خويش رويدادها را جهت‌دهي نمود و يک خط‌مشي مستقل را جهت حل مسئله کرد در پيش گرفت که چندان با منافع کشورهاي حاکم بر کردستان و نيروهاي بين‌المللي حامي آنها همخواني نداشت.به همين دليل بود که اين خط‌مشي و پيشاهنگ آن يعني رهبرآپو با توطئه‌اي بين‌المللي مواجه شد که ارتباطي با ارزش‌هاي حقوقي و حتي انساني نداشت. رهبرو در طول جريان توطئه و بعد از آن نيز با اتخاذ مواضعي منطقي و چاره‌يابانه از تحريف مسئله و دچار شدن به سرنوشت ساير قيام‌ها جلوگيري به عمل آورد. در سايه‌ي اين نوع برخورد بود که جنبش PKKکه پس از ربودن و اسارت رهبرآپو انتظار تضعيف آن مي‌رفت، نه‌تنها تضعيف نگرديد بلکه با ايجاد يک سيستم سازماني جديد و با افکاري نوين وسيع‌تر شد. جنبش از نظر سازماني همه‌ي بخش‌هاي کردستان را يکي کرد. جنبش آپوئيستي در همه‌ي بخش‌هاي کردستان تاثيراتي داشت اما پس از اسارت رهبرآپو سازماندهي آن در همه‌جا رشد کرده و توسعه يافت و اين نشان از قدرت رهبرآپو داشت که در زندان و دستان دشمن نيز توانست جنبش را بسوي پيروزي هدايت کند.
بيش از دويست سال ست که مسئله کردها مطرح است. از سال 1801 که شورش "بابان" ها آغاز شد تاکنون، مدت دويست سال است که کردها در اعتراض به انکار موجوديت خويش دست به تلاش جهت احقاق حقوق خويش نموده‌اند. در اين راه شورش‌هاي گوناگوني برپا کرده و از هيچ جانفشاني و فداکاري و نشان دادن قهرماني فروگذار نبوده‌اند. اما به سبب موقعيت سرزمين کردستان که از نظر استراتژيکي اهميت بسياري دارد، همچنين به سبب عميق بودن مسئله کرد و ابعاد آن قادر به کسب موفقيت نبوده‌اند. از طرفي اشغالگران اين سرزمين با تمامي توان خويش جهت از دست ندادن اين جغرافياي مهم همه نوع سرکوب و فشاري را اجرا نموده و از طرف ديگر نيز به سبب توسعه پيدا نکردن جامعه کرد نيروي لازم جهت تقابل با اين اشغال بوجود نيامده است. عشيره‌گرايي موجود در جامعه کردستان و توسعه نيافتگي فکري و اجتماعي مانع از آن گشته که کردها نيز بتوانند همگام با جامعه جهاني در مسير توسعه پيش رفته و با هويت و فرهنگ خويش در صحنه جهاني زندگي کنند. فرهنگ ديرين کردها و ژرفاي موجوديت آنها سبب گرديد که از نابودي کامل رهايي يابند اما هيچ موقعيت و جايگاهي نيز در صحنه سياست جهاني به دست نياوردند. کردها در حاشيه جهان به زندگي خويش ادامه دادند اما مقاومت فرهنگ کردي در برابر فرهنگ‌هاي اشغالگر سبب گرديد که دشمنان در پي نابودي کامل خلق کرد برآيند. هيچ يک از شورش‌هاي کردستان متوجه اين نبوده و حتي پيشرفته‌ترين آن‌ها که به شکل احزاب مدرن در پي انقلاب در کردستان برآمدند نيز نتوانستند خويش را از سطحي‌نگري در اين مورد رهايي بخشيده و اقدامي نتيجه‌بخش به عمل بياورند. سران صادق و فداکاري در ميان کردها ظهور کرده و با از خودگذشتگي و وقف خويش در راه مبارزه در پي احقاق حقوق خلق کرد برآمدند اما نبود رهنمود لازم جهت انقلاب در کردستان و محروميت از داشتن يک رهيافت مبارزاتي سبب گرديد تا موفق به اين امر نگردند. همچنين عمق مسئله شخصيت در کردستان و عدم توجه لازم به اين مسئله در شورش‌هاي پيش از PKK نيز حوزه‌اي از معضلات را تشکيل داد. مبارزان کرد به نوعي در دايره مبارزات سياسي که تنها معطوف به دشمنان جامعه کرد بود به محاصره درآمده و توسعه اجتماعي و سياسي لازم در جامعه جهت حمايت از انقلاب را در دستور کار خويش قرار ندادند. تمامي اين فاکتورها سبب گرديد تا دشمنان همچنان سياست سرکوب خلق کرد را ادامه داده و در دوران معاصر حتي با در پيش گرفتن سياست منسجم انکار و امحا مرحله‌ي آخر نابودي خلق کرد را به اجرا درآورند. در برابر اين امر نيز کردها در قالب جنبش ملي‌ـ دمکراتيک به پيشاهنگي PKK اقدام به برپايي انقلابي نمودند تا نه‌تنها به اين اشغال پايان داده و از نظر سياسي از نابودي رهايي يابند بلکه با کسب جايگاهي درخور خويش بتوانند با هويت و فرهنگ و زبان خويش و به صورتي که لايق انساني معاصر باشد در صحنه جهاني ظاهر شوند. جهان به پيشرفت‌هاي نويني دست يافته است اما اين پيشرفت‌ها همراه با خويش هويت خلق‌ها را نيز کم‌رنگ نموده و احتمال اضمحلال هويت‌هاي محلي و بومي را مطرح نمود. انقلاب کردستان مجبور بود تا هم خلق کرد را از خطر نابودي اشغالگران سرزمين کردستان نجات داده، ويژگي‌هاي اکتسابي از نظام را زدوده و از طرف ديگر در مقابل خطر فرهنگ حاکم جهاني نيز تدابيري به عمل آورد. خود اين مسئله سبب مي‌شد تا در سطح جهاني حمايت چنداني از انقلاب کردستان به عمل نيامده و حتي عکس آن در سطوح گوناگون جهت ممانعت از پيشرفت انقلاب اقداماتي انجام بگيرند.
رهبر آپو با شخصيتي که محصول جامعه توسعه نيافته کردستان و مناسبات آن با جهان توسعه يافته بوده و از افکار انقلابي چپي متاثر گشته است، از همان ابتدا با درس گرفتن از تمامي شورش‌هاي کردي و جنبش‌هاي انقلابي چپي آغاز به تدوين تئوري لازم براي انقلاب کردستان کرده و گام‌هاي عملي لازم براي آن را برداشت. فکر، عمل، روش، رويه، صبر، اصرار، اراده و قدرت پيش‌بيني و هوشياري لازم براي انقلاب را نشان داد و چنان جنبش منسجمي را به وجود آورد که علي‌رغم اينکه تمامي سيستم جهاني منکر وجود کردها از نظر سياسي بودند، توانست کردها را به يک نيروي مبارزاتي تبديل کرده و در راه آزادي ميهن‌شان صاحب اراده نمايد. قبل از رهبر آپو شورش‌هاي بسياري روي داده بودند که هيچکدام از محدوده يک منطقه فراتر نمي‌رفتند، ولي جنبشي که رهبرآپو تنظيم کرد از نظر وسعت از تمامي اينها وسيع‌تر بوده و از نظر تئوريکي و مباني علمي و عملي نيز در سطحي بودند که نمي‌توان جنبش‌هاي قبل از آن را با آن مقايسه نمود. رهبر آپو به دور از قالب‌هاي چپي که در آن دوران در جهان مد محسوب مي‌گشتند، با خلاقيت تمام افکار لازم براي انقلاب کردستان را مطرح کرد. همگام با پيشرفت انقلاب، در جايي که اين افکار کفاف انقلاب را نمي‌داد، آنها را توسعه داده و به صورت وسيع‌تر بر روي جنبش پياده مي‌نمود. همچنين اقدام به تعيين معيارهايي نمود که انقلاب مي‌بايست بر اساس آنها پيش مي‌رفت. اين معيارها هرچند با درنظر گرفتن معيارهاي انقلابي معمول در جهان تعيين گشته بودند اما به مرور زمان و در تناسب با انقلاب کردستان و جامعه کردي شکل داده شده و به صورت اصول شخصيتي مبارزان و اصول مبارزاتي سازمان، شکلي مختص به خود به صفوف و مبارزان انقلاب داد. معيارهاي انقلاب کردستان اقتباسي نبوده بلکه مطابق نيازها شکل گرفتند. رهبريت با اين روش خويش از هرگونه برخورد کليشه‌اي دوري گزيده، بر نيروي ذاتي خلق تکيه کرده و با امکانات اندکي که در دست داشت، هيجان، سرزندگي و شادابي هميشگي در PKK ايجاد نمود.
رهبر آپو اهداف انقلاب کردستان را تعيين نمود، خط‌مشي مختص به آن را طرح کرد، شيوه خويش را در کارها به کار برد و با پايبندي به عهدي که با خلق بسته بود، نه‌تنها دشواري‌ها را مانعي بر سر راه خويش نديد بلکه آنها را بصورت انگيزه کار درآورد. رهبر آپو گفت مادامي که در کردستان دشمن همه‌ي مجال‌هاي زندگي را بسته، پس به هر طريقي که شده بايد زندگي را آفريد، يعني مسئله‌اي را پيش روي خويش قرار داد که کسي جسارت اقدام به آن را نمي‌کرد. براي اين کار رهبر آپو جامعه کرد را تحليل نمود، تاريخ را تحليل نمود و با تعمق در مسائل مختلف اجتماعي، رواني و تاريخي به ريشه مسائل پي برد. در اين راستا بود که مسئله زنان را در کردستان برجسته‌تر نمود و گفت: "آزادي کردستان، از آزادي زنان مي‌گذرد". براي اين کار علي‌رغم تمامي دشواري‌ها رهبر آپو زنان را در مبارزه مشارکت داد و چنان کاري کرد که زنان کرد که به عنوان نيمي از جامعه کرد در انفعال بسر مي‌بردند به نيرويي براي پيشبرد انقلاب تبديل گرديدند.
رهبر آپو در تمامي مسائلي که پي به آن مي‌برد، ابتدا در درون خويش خودسازي کرده، سپس بر شخصيت کادر و بدنه حزب و جنبش اجرا نموده و آن را در جامعه تعميم داد. در اين راه اسلوبي مختص به خود ايجاد نموده که برعکس جامعه کرد، تاثيرگذار، موفقيت‌آميز، هيجان‌بخش، جاذب، اراده‌مند و برانگيزاننده بود. رهبر آپو در اين راه هيچگاه با ارزش‌هاي فرهنگي خلق به چالش نيفتاد و زندگي نوين را بر اين اساس ساخت. اينگونه مبارزي ساخت که خويش را وقف انقلابي براي سرزمين خويش کرده، فداکاري، جسارت و ازخود گذشتگي لازم براي انقلاب را نشان داد. اين مبارزان همگي سوگند ياد کردند تا زماني که سرزمين‌شان آزاد نشود از پاي ننشينند. اينگونه انقلاب کردستان در سايه تلاش رهبرآپو هر روز اوج گرفت و پيش رفت و تعالي يافت.
رهبر آپو همچنين مسئله کرد را از چنبره احساسات تنگ‌نظرانه ملي‌گرايي ابتدايي نجات داده و با ديدي انساني و با توجه به دستاوردهاي انساني عصر ما سعي در حل مسئله نمود. در اين راه ديد که مسئله کرد تنها مسئله‌اي سياسي نيست بلکه بنيادهاي ايدئولوژيک و تاريخي و اجتماعي و فرهنگي دارد که تنها اگر به عنوان يک پديده به آن نگريسته شود، مي‌توان راه‌حل آن را يافت. در پيگيري اين نگرش نوين به مسئله کرد رهبر آپو به بنيادهاي بسيار عميق مسئله پي برده و با نگاهي خودانتقادي به بررسي عملکرد PKK پرداخته و اينگونه افکار خويش را در قالبي نوين بيان داشت و سازمان را مطابق آن شکل بخشيد. رهبر آپو با اين عمل خويش جهت حقيقي جنبش ملي‌ـ دمکراتيک کرد را بدان بخشيده و اينگونه ضمانت عدم انحراف آن را ايجاد نمود. مسئله کرد در قالبي ريخته شد که خلق بعنوان صاحبان اصلي آن بتوانند در آن مشارکت نموده و مطابق نيازها بدان شکل بخشند. بدون شک رهبر آپو کسي است که در طول تاريخ کرد براي اولين بار ماهيت حقيقي پديده کرد را درک کرده، مطرح نموده و به پايه‌اي جهت حل معضلات و مسائل انساني تبديل نموده است.
در حل مسائل انساني نيز مي‌توان نقش رهبر آپو را ديد. با توجه به عميق بودن فرهنگ کردي و تاريخ آن و همچنين با توجه به اينکه مسئله کرد نيز داراي ريشه‌اي تاريخي است، رهبر آپو با پيگيري مسئله کرد پيوند آن را با تاريخ و مسائل انسانيت دريافته و بدينگونه رابطه تنگاتنگ يافتن راه‌حلي جهت حل مسئله کرد و مسائل انسانيت را ديده و در جهت حل آن اقدام به تفکر کرده و راه‌حل‌هايي ارائه داده است. مطرح نمودن مسئله اکولوژي و مسئله جنسيت و لزوم حل آن و ارائه راه‌حل آن رهبر آپو را به فردي تبديل کرده که در اين عرصه‌ها صاحب نظراتي است که مي‌تواند براي همگان مفيد واقع گردد. اين مسائل انسانيت پيوند مستقيمي با نظام فعلي حاکم در جهان داشته و دقيقا به همين سبب بود که رهبر آپو مورد هجوم اين نيروها قرار گرفت و با توطئه بين‌المللي مواجه گرديد.

چهره‌ي بدون نقاب توطئه بين‌المللي
در طول تاريخ نظام هميشه جهت تداوم موجوديت خويش به سرکوب اقشاري پرداخته که در پي احقاق حقوق خويش بوده‌اند. در هر دوره‌اي از تاريخ سعي گرديده که با مطرح کردن يک توطئه خلق‌ها و اقشار ستمديده را تحت کنترل خويش درآورند. گاه اين توطئه‌ها طرح يک شيوه نگرش و تفکر انحرافي بوده که سبب گرديده ستمديدگان نتوانند به مبارزه‌اي صحيح دست زنند و گاه طرح يک شکل منحرف از انديشه‌اي صحيح بوده است. نظام در اين چارچوب سعي کرده که به موجوديت خويش ادامه دهد و در کردستان نيز اينگونه بوده است.
به سبب موقعيت سرزمين‌مان کردستان، اين منطقه هميشه مدنظر نيروهايي بوده‌اند که منافع خويش را در آن مي‌ديدند. در ابتدا نيروهاي استعماري منطقه‌اي اين کار را مي‌کردند. پس از مطرح شدن استعمار غربي در شرق جهان و ظهور و توسعه نظام سرمايه‌داري و آمدن نمايندگان آن به منطقه خاورميانه با توجه به موقعيت کردستان و منابع آن هميشه به صحنه بازي‌هاي سياسي تبديل شد. چون جامعه کرد به سطحي نرسيده بود که بتواند همگام با پيشرفت‌هاي جهاني حرکت نمايد، هميشه در اين بازي‌ها به نوعي خارج از تصميم‌گيري باقي مي‌ماند. هميشه کردها به صورت يک ابزار بازي درآمده که زمينه حق‌خواهي آن‌ها مورد حمايت واقع مي‌گرديد تا دولت‌هايي که در آن زندگي مي‌کنند تحت فشار باقي مانده و مجبور به دادن امتيازاتي شوند. هنگامي که اين امتيازات از آن دولت‌ها گرفته مي‌شد، نه‌تنها پشتيباني از کردها به فراموشي سپرده مي‌شد بلکه در سرکوب آن‌ها به اشغالگران سرزمين‌مان کمک و ياري نيز رسانده مي‌شد. بارها دول امپرياليستي از دوران شيخ محمود برزنجي و گاه قبل از آن گرفته تا برجسته‌ترين نمونه‌هاي آن همچون جمهوري کردستان در مهاباد و شورش بارزاني در سال 1975 در شکست جنبش نقش داشته و گاه حتي نيروهاي آن در سرکوب جنبش نقش داشته‌اند. مثلا نيروهاي هوايي بريتانيا در سرکوب نيروهاي جنگجويان شيخ محمود شرکت کرده و نمونه‌هاي ديگري نيز داريم که حاکي از شرکت دول امپرياليستي در سرکوب کردهاست. شوروي‌ها که حاميان خلق‌هايي محسوب مي‌گرديدند که در پي تعيين سرنوشت خويش بودند، در سرکوب و شکست جمهوري کردستان نقش مهمي داشتند. آن‌ها هيچگاه خلق کرد را بر منافع خويش ترجيح ندادند.
رهبر آپو در پي آن برآمد تا جنبش خلقي کردستان را چنان سازماندهي نمايد که بازي‌هايي از اين دست نتوانند آن را از ميان بردارند. براي اين کار تمامي جنبش را با تکيه بر خلق شکل بخشيده و کارايي بخشيد. هميشه سعي نمود که به هيچ مرکزي وابسته نشود تا مورد سوء استفاده قرار نگيرد. زيرا در جنبش‌هاي قبلي ديده بود که فريب يک رهبر خلقي را از پيروزي محروم مي‌گرداند. نيروهاي اشغالگر کردستان و نيروهاي بين‌المللي که در منطقه منافعي داشتند نيز اين را بصورت خطري بزرگ براي خويش ديدند. آنها تنها حياتي برده‌وار را شايسته کردها مي‌دانستند که در آن کردها بصورت نيم انسان باشند و از نمودهاي زندگي انساني محروم و تنها بصورت ابزاري در دست آنها مورد استفاده قرار بگيرند. ابتدا از راه‌هاي مختلف در پي آن برآمدند تا رهبر آپو را تحت کنترل درآورند. هنگامي که موفق به اين امر نگشتند، خواستند تا جنبش را تحت کنترل درآورده و رهبر آپو را تنها گذاشته و از ميان بردارند. در مرحله اول هنگامي که هنوز جنبش صورت يک گروه را داشت با عوامل مزدور بومي و در دوران بعدي با استفاده از اخلالگري درون حزبي در پي توطئه برآمدند. در مقاطع بعدي دشمن نيروهاي جهاني را نيز به کمک طلبيده و به هر قيمتي در پي نابودي جنبش برآمد. رهبر آپو که متوجه ابعاد مسئله گرديد، خواست تا با راه‌حلي انساني مسائل را حل نمايد اما دشمن ددمنش بر محور منافع خويش پيش رفت و حملات خويش را در برابر رهبر آپو بيشتر نمود. اوج اين حملات توطئه 15 فوريه 1999 بود که طي آن رهبر آپو ربوده شده و به ترکيه تحويل داده شد. در دوران اسارت در زندان امرالي نيز، رهبر آپو با اتخاذ موضعي که کسي انتظار آن را نداشت، خلاقيت خويش را در يافتن راه‌حل مسائل نشان داد. دشمنان و نيروهاي توطئه‌گر در نظر داشتند تا رهبر آپو را در جريان توطئه از ميان بردارند و اگر اين امر پيش نيامد نيز مطابق حدس آنها رهبر آپو با اتخاذ موضعي قالبي فضايي را ايجاد خواهد کرد که با واکنش‌هاي متقابل جنگ ميان خلق‌ها را سبب خواهد شد. در نتيجه اين امر درگيري‌هاي منطقه‌اي پيش آمده و اين نيروها نيز خواهند توانست سياست‌هاي خويش را ادامه دهند. رهبر آپو جهت جلوگيري از اين امر با اتخاذ استراتژي اتحاد دمکراتيک و بدنبال آن طرح جامعه اکولوژيک ـ دمکراتيک و در نهايت اعلام کنفدراليسم دمکراتيک از رسيدن اين نقشه به هدف خويش ممانعت به عمل آورد. در مقابل اين امر دشمن با اتخاذ سياست ايجاد فرسودگي و تاخير حل مسئله کرد سعي نمود تا جنبش را از درون تضعيف نمايد. پيش آمدن مسئله اخلالگري درون حزبي نيز در همين چارچوب بود. رهبر آپو با درايتي که لايق رهبريتش بود جنبش را از اين مرحله عبور داد و آن را به انگيزه تقويت سازمان و پيش بردن انقلاب تبديل نمود.

"امرالي"، مدلي که براي کردستان در نظر گرفته‌اند
در طول اين دوران زندان امرالي به صورت يک سيستم تنظيم و اجرا گرديد و به ماکتي براي برخورد دشمن با کردستان تبديل شد، يعني دشمن هر نگرشي را که در هر مقطع درباره جامعه کرد داشت بر روي امرالي و زنداني آن يعني رهبر آپو اجرا نمود. دليل آن نيز مشخص بود؛ دشمن به خوبي مي‌دانست که جامعه کرد رو به نابودي بود و اين رهبر آپو بود که آن را نجات داد و به همين سبب اکثريت جامعه کرد رهبر آپو را بعنوان نماينده و رهبر خويش قبول دارند. دشمن با آگاهي از اين امر اقدام به اتخاذ موضع عليه رهبر آپو کرده و سياست‌هايي را که براي جامعه کرد در نظر گرفته بود در برابر رهبر آپو اجرا مي‌نمود. دشمن مي‌دانست که جامعه کرد به سطحي رسيده که در آستانه آزادي قرار گرفته است و براي اينکه اين آزادي حاصل نشود روز به روز بر سختي شرايط امرالي افزود، زيرا مي‌دانست که جامعه کرد با امرالي به اين سطح مي‌رسد. در امرالي رهبر آپو در يک مکان که در واقع تنها يک اتاق است به سر مي‌برد، تختخواب، کتابخانه، ميز و صندلي همه در يک اتاق بوده، سرويس‌هاي بهداشتي (حمام و توالت) نيز در آن تعبيه شده‌اند. بيست و چهار ساعت اتاق با دوربين کنترل شده، از سوراخ در مورد نظارت قرار مي‌گيرد. براي ارتباط با جهان خارج تلفن وجود نداشته و تنها يک راديو در اختيار رهبريت است که از نظر الکترونيکي در آن تغييراتي صورت داده شده و تنها قادر به گوش دادن به شبکه يک راديو رسمي جمهوري ترکيه است. تمامي زندگي خارج از سلول مذکور عبارت از يکساعت هواخوري در روز و ملاقات با ملاقاتيان است. نه سال است که رهبر آپو در اين سلول بسر مي‌برد و دشمن جهت تخريب اعصاب و روان ايشان همه کار انجام داده است. رهبر آپو با قدرت شخصيتي خويش با تمامي توان در برابر اين اعمال مقاومت نشان داده و نه‌تنها دچار ضعف نگشته بلکه در همان شرايط دشوار نيز به وظيفه‌ي خويش در قبال خلق خود و انسانيت به بهترين وجه عمل نموده است. ابتدا رهبريت هر هفته با وکلاي خويش يکساعت و هر دو هفته يکبار با خانواده خويش يکساعت و گاه کمتر ديدار داشت. اين هنگامي بود که دشمن اميدهاي جداگانه‌اي از مسائل داخل سازمان داشت اما هنگامي که اين اميدها حاصل نگشتند و اوضاع جهاني نيز تغيير يافتند، دشمن پس از جريان 11 سپتامبر و حمله آمريکا به عراق فرصت را مغتنم شمرده و بتدريج شرايط زندگي رهبر آپو را دشوارتر نمود. ابتدا از ديدارها ممانعت به عمل آورده شد، سپس در رسيدن کتاب‌ها، وسايل و نامه‌ها به دست ايشان، موانعي ايجاد نمود، پس از اين نيز گامي ديگر برداشت و در قبال سخنان رهبر آپو که آن را به عنوان "دستور دادن به سازمان" و "جرم" محسوب مي‌نمود، مجازات سلول انفرادي را براي رهبر آپو در نظر گرفت که رهبر آپو از آن به عنوان "انزوا در انزوا" نام برد. مجازات سلول انفرادي نيز به صورت گرفتن تمامي امکانات از جمله کتاب‌ها، راديو، حتي قلم و دفتر از ايشان اجرا مي‌گشت، اين مجازات اکنون بارها اجرا گشته‌اند. اوج اين اعمال وحشيانه مسموم کردن رهبر آپو بود که سازمان در سال 2006 از آن آگاهي يافته و با تحقيقاتي که با تمامي دشواري‌ها انجام گشت، آن را با حضور وکلاي رهبر آپو و پزشکان بين‌المللي متخصص تکسيکولوژي (سم شناسي) در روز يک مارس 2007 در رم پايتخت ايتاليا اعلام نمودند. طي اين مسموم نمودن دشمن با انتقال ماده‌هاي "کروم" و "سترونسيوم" در هوا (از طريق کولر) و رنگي که ديوارها با آن رنگ‌آميزي شده‌اند، ميزان اين ماده‌ها را در بدن بالا برده‌اند. اين دو ماده به صورت طبيعي در بدن وجود دارند اما ميزان آن اگر از حد معمول بالاتر رود سبب اختلالات متعدد و در نهايت بيماري‌هاي مرگ‌آوري مي‌گردند. رهبر آپو قبلا نيز ناراحتي "سينوزيت" و اختلالات حنجره را داشت اما پس از اين اقدامات اين ناراحتي‌ها بيشتر گشته‌اند. پس از آشکار شدن اين امر دولت ترکيه منکر آن شد ولي با فشار خلق کرد و فعاليت‌هاي اعتراضي که صورت گرفتند که "اعتصاب غذا تا دم مرگ" در اروپا با شرکت برخي از فعالان سرشناس سياسي کرد در رأس آن بود، کميته پيشگيري از شکنجه CPT هيئتي را جهت معاينه رهبر آپو به امرالي فرستاد اما دولت ترکيه اجازه نمونه‌برداري را به اين هيئت نداده و هيئت نيز تاکنون نتيجه تحقيقات خويش را اعلام نکرده است. اين مرحله‌ي نوين از توطئه بين‌المللي که به اجرا درآمد، در واقع نمود حمله‌ي همه‌جانبه‌اي بر خلق کرد بود که جوانب بين‌المللي داشت. کميته وزيران شوراي اروپا با اعلام عدم لزوم محاکمه مجدد رهبر آپو و قبول محاکمه‌ي سال 1999 ايشان در ترکيه، براي فشار بيشتر بر امرالي و خلق کرد به ترکيه چراغ سبز نشان داد. نقش اروپا در طول توطئه بين‌المللي تعيين‌کننده بوده است. حتي هنگام آوردن رهبر آپو به زندان امرالي چند مقام کميته پيشگيري از شکنجه در آنجا حضور داشتند و اين نشان از آگاهي آنها از توطئه و همدستي آنها در اين دسيسه است.
دولت ترکيه از طرفي نقشه نابودي رهبر آپو را کشيده و از طرف ديگر با تمامي قوا سعي در نابودي تمامي دستاوردهاي کردها دارد. "اگر کردها در آفريقا نيز چادري بزنند آن را بمباران خواهيم کرد"! اين عبارت نشان از عمق دشمني ترکيه با خلق کرد دارد. اين دستاوردها براي آنها تفاوتي ندارند. در هر بخش کردستان که باشد و تحت هر نام و در چارچوب هر فکري که باشد، دولت ترکيه آن را عليه خويش ديده و برخوردي خصمانه با آن اتخاذ مي‌کند. حتي اخيرا ديديم که سازمان امنيتي ترکيه در روسيه دست به ترور سياستمداري کرد زد. جمهوري ترکيه بر پايه انکار کردها بنا شده و به همين سبب هر نوع رويداد مثبت در رابطه با خلق کرد را در تضاد با خويش ديده و آن را آغازي براي نابودي خويش تلقي مي‌نمايد. حمله ترکيه به جنوب کردستان در اين چارچوب است. به بهانه‌هايي که همه مي‌دانند اصل مسئله نيست به جنوب کردستان حمله‌ور شده و مسبب قتل مردم عادي شده است. بجاي در پيش گرفتن راه‌حلي عاقلانه در حل مسئله کرد و به رسميت شناختن هويت کردي، با روش سرکوب و ارعاب و با شيوه‌هاي آسيميلاسيون و اضمحلال فرهنگي سعي در زدودن هويت کردي مي‌کند. اخيرا با به ميدان آوردن اسلام سياسي در قالب حزب عدالت و توسعه حوزه‌اي نوين را در مبارزه عليه کردها گشوده است. استفاده پسروانه و باژگون از اعتقادات ديني خلق يک اقدام پليد ديگر عليه خلق کرد است. در مجموع اين رويدادها و اقدامات راه‌حل‌هاي مسالمت‌جويانه را در تنگنا و درجه چندم قرار داده و لزوم مقاومت را مطرح مي‌نمايد. خلق کرد با تمامي تلاش و کوشش خويش و با دادن بديل‌هايي بسيار در شرايط دشواري که هيچ پشتيباني نداشت، از هويت خويش پاسداري نموده و با درايت تمام سعي در همگامي با پيشرفت‌هاي عصر نموده و خواهان مشارکت در ارزش‌هاي انساني است. ارزش‌هايي که خود در ايجاد و آفرينش آنها نقشي بسيار داشته است. دشمنان خلق کرد اين مجال را براي ما قائل نبوده و تنها يک زندگي برده‌وار را برازنده و شايسته ما مي‌بينند. آنها حتي خلق کرد را تماما نابود نيز نمي‌کنند، بلکه در سطحي برده‌وار و شيوه‌اي حيواني نگه مي‌دارند تا در صورت لزوم بصورت ابزاري بکار برند. اين برخورد غير انساني آنها به هيچ وجه قابل قبول نيست. خلق کرد پس از اينهمه دشواري ممکن نيست باري ديگر حياتي را تشابهي با حيات انساني ندارد بپذيرد. انسان کرد از "مرده‌اي سرپا" به "الگوي مبارزه و مقاومت و صلح و دمکراسي" تبديل شده است و باري ديگر از اين موقعيت گام به عقب برنخواهد داشت. در همين راستاست که خلق کرد با آغاز مرحله‌اي نوين از مبارزه حلقه‌اي تنگ بدور رهبر آپو بسته تا از دستاوردها و ارزش‌هاي خويش محافظت نمايد.

ديگر بس است!
خلق کرد با PKKرستاخيز جامعه خويش را تحقق بخشيد. با حمله تاريخي 15 آگوست 1984 و جنگ مسلحانه به بردگي پايان داده و با اتمام دوران رستاخيز، دوران رهايي را آغاز نمود. با دوران فوريه 1999 با مرحله‌ي خطرناک نويني مواجه شده و با تمامي قواي خويش در مقابل اين حمله ايستادگي نمود. خلق کرد و شهدايي که با شعار "نخواهيد توانست آفتاب‌مان را بي‌فروغ نماييد" بدن خويش را به آتش کشيده و صدها قهرمان فدايي دور رهبر آپو حلقه‌اي از آتش را تشکيل داده و براي تامين آينده سرزمين‌مان به دشمن نشان دادند که اسارت رهبر آپو چيزي از نمايندگي وي نکاسته و در صورت وجود خواسته‌اي براي حل مسئله، رهبر آپو مخاطب مسئله است. دشمن سياست‌هاي مختلفي را براي از ميان برداشتن رهبر آپو اجرا کرد که اوج آن مسموميت رهبر آپوست. ديگر به مرحله‌اي رسيده‌ايم که سخني براي گفتن نمانده است. پافشاري دشمن بر نفي و نابودي کردها راهي بجز مقاومت باقي نگذاشته و اينگونه است که خلق کرد در برابر اين حملات همه‌جانبه مرحله‌ي نويني را آغاز مي‌کنند. در اين مرحله خلق کرد مي‌خواهد تمامي فشارها و سرکوب‌ها و حملات را متوقف نمايد. به همين جهت است که مي‌گويد "ديگر بس است!" و در چارچوب شعار "با افکار رهبري زندگي کن و آن‌ها را ترويج بده" با هدف حل مسئله کرد از هر راهي که ممکن است، در پي دو هدف است. يک هدف آن که کوتاه مدت است تغيير مکان زندان رهبر آپو و معالجه ايشان است. اين هدف اول اين مرحله مبارزه است. هدف دوم نيز آزادي کامل رهبر آپو و حل مسئله کرد است. ديگر بس است يک کمپين و يا فعاليتي مقطعي نيست بلکه مرحله‌اي نوين از مبارزه است. جنبش ملي‌ـ دمکراتيک کرد ايجاد زندگي جديدي را در دستور کار خويش قرار داده و آن را تا مرحله‌اي آورده است. حال که در آستانه به ثمر نشستن مبارزه هستيم، دشمن جهت پيشگيري از ايجاد شخصيت و حيات نوين در کردستان، تمامي امکانات خويش را جهت حمله به ميدان آورده است. خلق کرد براي ممانعت از اين حمله و مقاومت در برابر آن است که مي‌گويد ديگر بس است. هر فرد کرد "ديگر بس"ي براي خويش دارد. جوانان کرد مي‌گويند "ديگر بس است! کسي حق ندارد از ما استفاده ابزاري نمايد، جوانان را منحرف کرده، بي‌هويت نموده، بي‌شخصيت کرده، دچار مواد مخدر نموده، به مزدوري و جاسوسي گماشته، رهبرمان را با نابودي رو در رو گردانده و سطح سازماندهي ايجاد شده جوانان کرد و آينده جامعه ما را به بازي بگيرد". زنان کرد مي‌گويند "ديگر بس است! کسي حق ندارد با ما به عنوان جنس دوم برخورد کرده، جايگاهي براي ما قائل نشده، نقشي انساني به ما نداده، ما را ناقص‌العقل قلمداد کرده، در خدمت جنسي فرادستان و ستمگران کوچک و بزرگ قرار داده، از زندگي محروم نموده، از صحنه اجتماع دور کرده، فرزندان‌مان را به کشتن داده، رهبرمان را با نابودي رو در رو گردانده، سازماندهي زنان را که براي اولين بار در تاريخ در اين سطح ايجاد شده را ناديده گرفته و آينده ما را تاريک نمايد". خلق کرد يکپارچه فرياد مي‌زند "ديگر بس است! کسي حق ندارد ما را انسان قلمداد نکرده، ما را نيست انگاشته، نفي کرده، حياتي انساني براي ما قائل نشده، همچون ابزار بکار برده، به مزدوري و بردگي مجبور نموده، نيروهاي پوياي ما را به هدر داده، جوانان ما را به کشتن داده، رهبرمان را در زندان با نابودي رو در رو گردانده، در پي نابودي سازمان و حزب‌مان برآمده و آينده‌ي ما را به اربابان فريب و نيرنگ و سرمايه و سامان پيشکش نمايد". در تمامي اين اعتراض‌ها نقاط مشترکي وجود دارند و محور آن ايجاد حياتي نوين و تلاش در راه ايجاد جهاني بهتر است. خلق کرد به سوي ايجاد جهاني مي‌رود که در آن وجود دارد، انکار نمي‌شود و به حقوق خويش دست يافته است. جهاني که در آن بنا به اعتقادات فکري خويش همراه با طبيعت، بدون تبعيض جنسي و ملي و طبقاتي زندگي مي‌کند. براي اين نيز به موانع پيش روي اين جهان اعتراض مي‌نمايد. محور اين حيات نوين رهبر آپوست، کسي که آن را به خلق کرد شناساند و به آنها "خود بودن" را آموخت. هم‌اکنون کردها در برابر خطراتي که رهبر آپو با آن روبروست بپا خاسته‌اند. هر جوان کرد، زن کرد و هر فرد کرد از هر قشري که باشد مواردي را نمي‌‌پذيرد و محور همه‌ي اينها نيز يک خواسته است و آن طلب آزادي رهبر آپوست. خلق کرد در تمامي بخش‌هاي کردستان و خارج از ميهن بايد در چارچوب اين خواسته برخورد نموده و کار و فعاليت نمايند. تلاش‌هاي ما بايد در اين راستا باشد. براي اين منظور و هماهنگي کارهاي اين مرحله در هر بخش کردستان کميته‌اي بنام "کميته تامين سلامت جسماني و آزادي رهبر آپو" تشکيل شده که شاخه "شرق کردستان" آن نيز در شرق کردستان و ايران اين وظايف را بجاي خواهد آورد. اين کميته جهت ايجاد هماهنگي در وظايف و فعاليت‌ها و تلاش‌هاي خلق کرد خواهد بود. پيگيري اين مرحله تنها کار اين کميته نيست، بلکه تمامي نهادهاي کردي در برابر آن مسئول هستند. ديگر بس است, مرحله‌ي نويني از مبارزه است. مرحله‌اي نوين، تنها با مشارکت تمامي نيروها مي‌تواند معنا يافته و عملي شود. بايد بدانيم که بقا و پاسداري از موجوديت و حيثيت خويش لزوم انجام وظيفه در برابر اين حمله تاريخي را مقتضي مي‌گرداند. هيچ کس نبايد در اين مرحله بدون انجام فعاليتي مشخص، نفس راحتي بکشد.

وظايف مرحله
نه سال است که رهبر آپو در شرايطي بسر مي‌برد که نظير آن کمتر ديده شده است، در مرحله‌اي که به آن رسيده‌ايم، اين امر براي ما نيز به سطحي رسيده که غيرقابل قبول است. زندان امرالي حتما بايد بسته شود و مکان زندان رهبر آپو تغيير داده شده و ناراحتي جسماني وي مورد معالجه قرار گيرد. حمله‌ي سياسي ديگر بس است در اين راستاست. اين حمله کاري، حمله مقاومت و مبارزه‌اي است که تا به نتيجه رسيدن ادامه خواهد داشت. هر فرد ميهن‌دوست کرد و هر کردي که براي خويش حيثيتي قائل بوده و در پي حياتي انساني است و بصورت انساني مي‌انديشد بايد تحت شعار "با افکار رهبري زندگي کن و آنها را ترويج بده"، ابتدا خويش را با استفاده از افکار رهبر آپو از نظر گذرانده، بازبيني کرده و از جنبه شخصيتي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در مورد عملکرد خويش تامل نموده و آنگونه برخورد نمايد. در کنار آن بايد با مطرح کردن اين موضوع بحث در هر مکان و جايي سبب شود تا ديگران نيز اينگونه برخورد نمايند. اينگونه مي‌توان حقيقتا به رهبر آپو انديشيد. انديشيدني که تنها در سطح احساسي و عاطفي باشد، فايده‌اي در بر نخواهد داشت. فلسفه‌ي رهبر آپو فلسفه‌ي عمل به دانسته‌هايت است. اگر دو کلمه در راه آزادي خلق خويش و انسانيت بداني و بدان عمل کني، مفيدتر از دانستن هزاران کلمه و عمل نکردن به آن است. آپوئيسم با اين فلسفه کردستان را از نو احيا نمود و فرد کرد را به مرزهاي انسانيت کشانيد و از دست از خود بيگانگي ايجاد شده بدست دشمنان نجات داد. اگر هر فرد حقيقتا چند گفته‌اي را که از رهبر آپو آموخته، در زندگي خويش بکار ببرد و وقتي را به تامل در باب آن اختصاص دهد، آن وقت خواهد توانست در راه اعتقادات خويش و براي آزادي سرزمين خود و ساير خلق‌هاي منطقه و انسانيت نقشي داشته باشد. در اين راه هر فرد کرد در هر جايي که بسر مي‌برد بايد در فعاليت‌هايي که در چارچوب مبارزه نوين ما در قالب "ديگر بس است" مي‌باشد مشارکت نمايد. يک کمپين امضا را نيز آغاز نموده‌ايم که در آن از کميته پيشگيري از شکنجه مي‌خواهيم که نتايج تحقيقات خويش در امرالي را اعلام نمايد. در اين راستا از هر کرد ميهن‌دوست و تمامي دوستان خلق کرد مي‌خواهيم تا در اين کمپين که هدفي تماما انساني دارد، شرکت نمايند. هر فرد کرد مي‌تواند با طرح نظرات، پيشنهادات و انجام اقداماتي خلاق در اين چارچوب وظيفه خويش را بجاي آورد.
خلق ما در شرق کردستان با تکيه بر نيروي ذاتي خويش و با تشکيل نيروهاي دفاع ذاتي خويش با تمامي توان و بدون داشتن هيچ چشمداشتي از اين حمله‌ي خلقي و ميهني و حيثيتي پشتيباني کرده و در آن سهيم خواهد شد.
در اين راه با نيرو گرفتن از قدرت آزادي، حقانيت، عدالت و حقيقت باري ديگر مقطعي نوين از وظيفه‌اي انساني را بر عهده گرفته‌ايم. با ايمان به لزوم وجود برادري، تساوي، صلح و انسانيت براي خلق خويش آرزومند پيروزي بوده و دست همياري و همبستگي دوستان خلق خويش را مي‌فشاريم.

کميته تامين سلامت جسماني و آزادي رهبر آپو ـ شرق کردستان
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:40  توسط گروه خبری کردستان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ به حوادث واتفاقهای کردستان بزرگ می پردازد وامید است مار را با نظرات سازنده خود یاری نماید . با سپاس قندیل

نوشته های پیشین
بهمن 1386
بهمن 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آرشیو موضوعی
آزادی اوجلان
پیوندها
حزب حیات آزاد کردستان پژاک
آلبوم شهیدان پژاک - پ ک ک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

اطلاعات شما :

@ apo.blogfa.com.com