![]() |
![]() |
|
| هدف ما حق تعیین سرنوشت برابری,آزادی.دموکراسی می باشد. |
تقديم به چشمان منتظر خانواده هاي ابراهيم ، کيومرث ، نادر و عليزير خاک در خواب نمي ماني اي برادر ، اي رفيق قلبت مي شنود که بهار پا مي گيرد و چون تو همراه باد ها خواهد آمد* ابراهيم عزيز ، آنشب که فريادهايت در ميان ديوارها به دنبال روزنه اي بود تا گوش فلک را کر کند و راهي به عرش بيابد ناجوانمردانه صدايت را در گلو خفه کردند تا کسي نشنود آنچه را که تو ديده بودي و کسي نبيند جامه سرخ تنت را برادر ، مي دانم بر تو چه گذشته است چون پيش از تو نيز ديوار سلول ها ناگفته ها را با ما باز گفتند ديوارها گفتند ، از انعکاس فرياد " مريم هاي مقدس کردستان " آنانکه تاريخ به قديسه بودنشان بر خود خواهد باليد ، چرا که در برابر گرگان چشم دريده " زن بودن " را معنا بخشيدند ، ديوارها گفتند از آخرين چشم انتظاري هاي کيومرث و نادر ** آنها که گوشه چشمي به در داشتند تا شايد براي آخرين بار عزيزانشان را ببينند و " اي رفيق"*** را بر لب ترنم مي کردند تا مبادا چوبه دار آن صبحگاه را بدون سرود به روز برساند ، ديوارها گفتند که آن شب ماه رمضان چگونه آنها با لب هاي خندان به پيشواز سحر رفتند شايد گوش هاي نادر سرود " سيداره "**** محمد رضا را شنيده بودند که اينگونه به دنبال گم شده اش بي قراري مي کرد . ديوارها گفتند از شرافتمندانه زيستن کساني که قامت در برابر توفان نا برابري ها خم نکردند و بدون پا ، سر به دار سپردند تا تن به ذلت ندهند ، ديوارها باز خواهند گفت که گفته بوديد " براي رسيدن به سرچشمه نور به پا و دست نياز نيست " اين سفر سر مي خواهد و دل ، بدون پا هم دل به دريا زديد و سر به دار . اي رفيق ، ديوارها ديدند در آن سپيدهً دار که چگونه اهورا مزدا به زمين آمد و به جاي مرحم زخم ها ، چند قطره اشک به زلالي سيروان ، فرات و هيبل ريخت و اهورايي ترين و قويترين سرودش را براي تو خواند تا خاک کردستان مغرورانه و سر فراز جيگر گوشه ديگري را در آغوش کشد که اين مادر مغرور هميشه سرکش ، بهترين فرزندانش را براي خود مي خواهد تا با آنها به آرامش برسد . اي رفيق در سپيده وداع آنگاه که غريبانه بدور از چشمان مادر و خواهر به سفر مي رفتي آبيدر***** نگاهش را ملتمسانه بدرقه راهت ميکرد و حسرت ميخود که به تو بگويد ابراهيم ، مژده گاني " در کلبه سرد در ميان بارش بيم و هراس ، نوزادي براي پيشمرگ شدن بدنيا مي آيد "****** اما تو رفتي و ابيدر حسرت جمله "سفرت به خير ابراهيم" بر لبانش خشکيد سفرت بخير رفيق و بدرقه راهت يک آسمان ستاره و يک زمين گل بنفشه زنداني سياسي فرزاد کمانگر زندان رجايي شهر کرج -------------------------------------------------------
--پاورقیها : * - سرودي از ويکتور خارا خواننده و نوازنده انقلابي شيلي که در زمان پينوشه بازوانش را اره کردند **- کيومرث و نادر دو جوان کرد بودند که در ماه رمضان 1386 در بازداشتگاه اطلاعات سنندج با لب روزه اعدام شدند ***- اي رفيق lo hevaloيکي از سرودهاي حماسي کرد ها است ****- سيداري يکي از سرودهاي مبارزين کرد که قبل از اعدام سروده شده بود و محمد رضا خواننده کرد آنرا به صورت جاودانه اجرا کرد *****- آبيدر کوهي است مشرف بر سنندج ******- الهامي است از شعر بصير صابر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:39 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
رامين فتاحي برادر استاد پيمان فتاحي مسئول جمعيت ال ياسين، بر اثر شدت گرفتن بيماري، درگذشت. ايشان (رامين فتاحي) چندي پيش و در امتداد بازداشت پيمان فتاحي، توسط وزارت اطلاعات دستگير و بعد از 45 روز به دليل بروز مشكوك بيماري كليوي در بهداري اوين بستري و سپس موقتاً آزاد شد.پيمان فتاحي معروف به ايليا مسئول جمعيت بزرگ ال ياسين نيز بعد از تحمل 6 ماه انفرادي در بند 209 زندان اوين و بعد از گذراندن شديدترين شكنجه هاي روحي و رواني، در تاريخ 30/8/86 با وثيقه 300 ميليون توماني آزاد شد. اتهام پيمان فتاحي تلاش براي گسترش ليبراليزم معنوي در بين جوانان، نوشتن كتاب تعاليم حق، فرقه سازي، بدعت گذاري، توطئه بر عليه اسلام و نظام اسلامي مي باشد. در حال حاضر نيز يكي از برادران پيمان فتاحي به منظور افزايش فشارهاي رواني به ايشان جهت قبول شرايط نظام براي انحلال شبكه بزرگ NGO ، در زندان اوين به سر مي برد. گفته مي شود دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي قصد دارد بيشتر اعضاء خانواده و نزديكان استاد پيمان فتاحي را براي تحقق مطالباتي كه در اين زمينه دارد، دستگير كند. گفته مي شود همسر و خانواده رامين فتاحي تحت فشارهاي فوق العاده اي قرار دارند تا هرگونه ارتباط بين بيماري و مرگ ايشان را با زمان بازداشت و بستري شدن طولاني مدت در بهداري 209 انكار نمايند. قابل ذكر است كه رامين فتاحي صاحب سه فرزند مي باشد و طي سالهاي اخير به دليل ارتباط خانوادگي با پيمان فتاحي، به واسطه دخالت هاي دستگاه امنيتي از احراز هرگونه شغل دولتي محروم بوده است. لازم به ذكر است جمعيت ال ياسين متشكل از تعداد زيادي NGO، نشريات و موسسات فرهنگي و انجمن هاي تفكري و تحقيقاتي با دهها هزار عضو مي باشد كه سالهاست براي انحلال خود تحت فشار حكومت قرار دارد. هم اكنون پيمان فتاحي به دليل وخامت و شدت خونريزي ها، در بيرون از زندان است و قرار است به زودي دادگاه وي تشكيل شود. گفته مي شود كه حكم دادگاه وي قطعاً اعدام خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:34 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
7 ماه از بازداشت محمد صدیق کبودوند گذشت و با وجود بیماری وی در زن دان و تلاشهای وکلا،مسئولان قضایی همچنان قرار بازداشت وی را تمدید می کنند.پیش از این برخی از مقامات امنیتی از تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه (معادل150 میلیون) خبر داده بودند اما بر طبق اطلاعاتی که اخیرا به دست سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان رسیده، مسئولان قضایی قرار بازداشت را هنوز تبدیل به قرار وثیقه نکرده اند و به نظر می آید شایعه ی تبدیل قرار تنها به منظور تحت فشار قرار دادن رییس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و خانواده ی وی بوده و هیچ مبنای قانونی نداشته است.اتهامات محمد صدیق کبودوند "اقدام علیه امنیت ملی" و " تبلیغ علیه نظام" عنوان شده است اما اقای کبودوند این اتهامات را رد می کند و تاکید دارد که تنها به دفاع از حقوق و آزادیهای شهروندان پرداخته است.وی اخیرا به بند عمومی زندان اوین منتقل شده است .محمد صدیق کبودوند موسس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان استیکشنبه 7 بهمن 1386 سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:30 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
همانطور که همگان اذعان دارند جمهوری اسلامی از بدو تاسیس آن تا کنون همواره جریانا این فشارها بر قشر دانشجو با روی کار آمدن دولت نهم افزایش یافت ، احضار دانشجویان به کمیته های انظباطی با هر بهانه ای ، تعطیلی نشریات دانشجویی ، بستن نهاد ها و کانون های دانشجویی ، دستگیری و شکنجه ی دانشجویان بدون آن که حتی آنان را تفهیم اتهام کنند تنها و تنها گوشه ای از دستاوردهای دولت نهم برای دانشگاهیان است. در چند ماه اخیر دستگیری های گسترده در دانشگاه های کشور و فشار بر دانشجویان و فعالین آن ها به خصوص دانشجویان کورد افزایش یافته و این موج سرکوب همچنان ادامه دارد ، دانشجویان زندانی در زندان های تهران ، کرج ، سنندج ، ارومیه و سایر بندیخانه های رژیم در زیر سخت ترین شکنجه ها قرار دارند و با بدترین شیوه با آن ها برخورد می شود . با این شرایط و با توجه به کارنامه ی خونین جمهوری اسلامی دور از انتظار نخواهد بود که مبارزی در زیر شکنجه ی وحشیانه ی عوامل رژیم شهید شود. ابراهیم لطف اللهی اولین مبارزی نیست که در زیر شکنجه ی این دژخیمان شهید می شود و بدون شک آخرین نفر هم نخواهد بود. ما دانشجویان آپوئیست دانشگاه ارومیه به شدت این عمل جنایتکارانه ی رژیم را محکوم کرده و همدردی خود را با خانواده ی شهید ، دوستان و همه ی مبارزان راه آزادی اعلام می نماییم .بدون شک جریانات دانشجویی با این اعمال عقب نشینی نخواهند کرد بلکه برعکس با تکیه بر روح مقاومت و اعتقادی بیشتر برای رسیدن به اهداف خود به مبارزه ادامه خواهند داد. زنده باد آزادی شهیدان نمی میرند دانشجویان آپوئیست دانشگاه ارومیه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:28 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
بعد از اینکه سازمان گزارشگران بدون مرز- واحد سوئد جایزه سالانه آزادی مطبوعا ت خود را به عدنان حسن پور، روزنامه نگار دربند جمهوری اسلامی ایرن اهدا نمود؛ سفیر جمهوری اسلامی ایران در نامه ای به گونل ورنر، رئیس سازمان گزارشگران بدون مرز ، نسبت به اهدای این نامه اعتراض کرده است.حسن قشقایی در این نامه به اظهارات "صالح نیکبخت" وکیل عدنان حسن پور در رسانه های مختلف استناد نموده و به اعترافات عدنان حسن پور اشاره داشته است. و اینکه اتهامات عدنان حسن پور طبق گفته وکیل ایشان و اعترافات خود او، مطبوعاتی نیستند؛ به همین سبب وی استدلال کرده این جایزه شایسته اهدا به عدنان حسن پور نیست. شایان ذکر است که سازمان گزارشگران بدون مرز- واحد سوئد نیز طی نامه ای رسمی به سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوئد، پاسخ این نامه را ارسال نموده اند. در زیر متن نامه حسن قشقایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در سوئد به سازمان گزارشگران واحد سوئد به فارسی و سوئدی می آید: سرکار خانم گونل ورنر مدیر محترم سازمان گزارشگران بدون مرز – واحد سوئد سلام اینجانب از طریق سایت شما و رادیو بین المللی سوئد( پژواک) [بخش فارسی رادیو بین المللی سوئد] مطلع شدم که سازمان شما تصمیم دارد جایزه سال 2007 آزادی مطبوعات را در روز 20 فوریه 2008 در محل وزارت امورخارجه سوئد به نماینده آقای عدنان حسن پور روزنامه نگار محکوم به اعدام در ایران، اعطاء نماید و همچنین بنا دارد درهمین خصوص اعتراض جدی به سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوئد بنماید . شما در روز 21 ژانویه 2008، در مصاحبه با بخش فارسی رادیو بین المللی سوئد ( پژواک) در توضیح علت تخصیص این جایزه به ایشان اظهار داشته اید: " در کشوری که رژیمی سرکوبگر مانع خبررسانی آزاد روزنامه نگاران می شود، او جرات کرده است که انتقادی بنویسد و به همین دلیل به مرگ محکوم شده است " . این ادعا در حالیست که آقای صالح نیکبخت وکیل مدافع آقای عدنان حسن پور، ( از وکلای شناخته شده ایران که بارها اظهارات وی مورد استناد سازمان گزارشگران بدون مرز قرار گرفته است ) بلافاصله پس از مصاحبه شما، در گفتگوی جداگانه با همان شبکه رادیوئی ، صراحتا اعلام می دارد که " آقای عدنان حسن پور درسال گذشته به اتهامی غیر از شغل روزنامه نگاری دستگیر ومحکوم شده است". علاوه بر این ، آقای صالح نیکبخت ، وکیل عدنان حسن پور، سال گذشته پس از دستگیری وی در گفتگوئی که در رسانه های مختلف از جمله در سایت اینترنتی "بی بی سی" مورخ 9 نوامبر 2007 بازتاب یافته است، صراحتا اعلام نمود که " عدنان حسن پور درتوضیحاتی بیش از 140 صفحه ای اعتراف کرده است که با دستگاهی که از جانب افرادی در کردستان عراق در اختیار وی قرار داده شده بود، از پایگاه های نظامی در غرب ایران تصویر و نقشه تهیه کرده و به یکی ازسازمان های مخالف جمهوری اسلامی که در کردستان عراق مستقر می باشد، انتقال داده بود . وی همچنین اعتراف نمود که با فردی در وزارت امور خارجه آمریکا ارتباط برقرار کرده واز او خواسته بوده است که تا این وزارت خانه، دفتری در زمینه امورایران در کردستان عراق برپا کند تا کسانی که می خواهند با دولت آمریکا تماس برقرار کنند ناچار به پرداخت هزینه گزاف سفر به دوبی نشوند . آقای نیکبخت می افزاید ، عدنان حسن پور،همچنین اعتراف کرده است که دو نفر را که در ارتباط با اقدامات خرابکارانه در جنوب ایران تحت تعقیب قرار داشتند، به کردستان عراق فراری داده است." آقای نیکبخت می گوید: "موکل او علاوه بر اعترافات کتبی در گفتگو هائی که با وی داشته نیز این اعترافات را بیان کرده است ". چنانچه ملاحظه فرمودید آقای نیکبخت ، وکیل مدافع عدنان حسن پور، در پاسخ به این موضوع که احتمالا اعترافات عدنان حسن پور تحت فشار صورت گرفته است به صراحت گفت که موکل وی علاوه بر اعترافات کتبی در گفتگوی شخصی با وی نیز این اعترافات واظهارات را تکرار کرده است . سرکار خانم گونل ورنر آقای نیکبخت، وکیل قانونی عدنان حسن پور، درهمان گفتگوی رادیوئی که بلافاصله پس ازمصاحبه شما پخش شد، با اشاره تلویحی به برخی اعتراضات وفشار های وارده سیاسی بر ایشان بخاطر بیان اعترافات عدنان حسن پور و اینکه اتهامات وی هیچ ارتباطی با کار خبرنگاری وی ندارد می گوید: "خوشبختانه آن جو سازی که بعضی رادیو ها به نام دفاع ازمردم( ایران) و دمکراسی عمل کردند، روشن شد که بسیار غیر دمکراتیک عمل نموده اند، حتی بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز اشتباه اولیه خود را بعد ها تصحیح نمود و متوجه شدند که یک وکیل طبق پرونده عمل می نماید و یک وکیل آدمی سیاسی کار نیست که به نفع گروه و دسته وحزب سیاسی عمل نماید ". سرکار خانم گونل ورنر حال با این توضیحات مستدل و روشن وکیل حقوقی آقای " عدنان حسن پور"، ازجنابعالی که سابقه روشن کار روزنامه نگاری وخبرنگاری در کشور سوئد دارید، می پرسم کدام بخش از اتهامات آقای حسن پور به کار روزنامه نگاری ارتباط دارد؟ - چرا درحالیکه وکیل مدافع وی می گوید" موارد اتهامی آقای عدنان حسن پور هیچ ارتباطی با کار روزنامه نگاری ندارد"، شما می گوئید " چون وی انتقادی می نوشت به مرگ محکوم شده است " ؟ . - آیا فردی به صرف اینکه چند مقاله در یک روزنامه محلی می نویسد، می تواند اقدام علیه تمامیت ارضی و امنیت ملی یک کشور نماید ؟ در کجای جهان چنین چیزی مجاز است؟ آیا چنین اقدامی حیثیت هزاران خبرنگار آزاده و شرافتمند را که صادقانه برای پیشبرد مردم سالاری ودمکراسی و تقویت حقوق بشر در سراسر جهان تلاش می نمایند، لوث نخواهد کرد ؟ - آیا بزرگترین دشمن حقوق بشر و دمکراسی استفاده ابزاری از افراد و اعمال استاندارهای دوگانه از اصول مترقی حقوق بشری ، به منظور بهره برداری های سیاسی نیست ؟ سرکار خانم گونل ورنر در این نامه همچنین مایلم به اظهارات شما در خصوص کشورم ایران که به توصیف شما : " کشوری که رژیمی سرکوبگر مانع خبررسانی آزاد روزنامه نگاران می شود ..." پاسخ دهم . جهت اطلاع شما ، همین رادیوئی که سرکار عالی با آن مصاحبه نمودید (رادیو بین المللی سوئد) چندین سال است که در تهران ، پایتخت ایران ، دو خبرنگار فعال دارد که تا کنون آزادانه صدها گزارش انتقادی ازمسائل گوناگون جاری در کشور را تهیه و پخش نموده اند ، علاوه بر آن تعداد زیادی از خبرنگاران و نمایندگان جراید و بنگاه های خبری از کشورهای مختلف در تهران حضور دارند و ازکشور شما (سوئد) نیز تا کنون دهها خبرنگار به ایران اعزام شده و گزارش های آزاد تهیه نموده اند ، و درحال حاضر نیز چند تن از آنها در انتظار دریافت ویزای سفر به ایران برای کار خبرنگاری هستند. در پایان امیدوارم با مساعدت شما زمینه عمل متقابل فراهم شده و به زودی شاهد افتتاح دفتر نمایندگی رسمی رادیو و تلویزیون ایران در استکهلم باشیم ، تا در پرتو این تبادل آزاد اخبار، زمینه گسترش بیش از پیش روابط دوجانبه دو کشور و ملت دوست ایران و سوئد ، به ویژه درعرصه های فرهنگی و رسانه ای فراهم گردد . منتظر پاسخ شما هستم. حسن قشقاوی - سفیر جمهموری اسلامی ایران در استکهلم Stockholm, 2008-01-23 متن این نامه به زبان سوئدی در پی می آید: Till Gunnel Werner Ordförande Reportrar utan Gränser JMK – Journalisthögskolan Box 27861 115 93 Stockholm Bästa Fru Werner, Jag har via Er hemsida samt via Sveriges Radios Internationella program ”Pejvak” fått information om att Er organisation beslutat att utdela Reportrar utan gänsers pressfrihetspris för 2007 till den kurdisk iranske journalisten Adnan Hassanpour, som i Iran dömts till döden, samtidigt som ni framför starka protester mot den Iranska Ambassaden i Stockholm. Priset delas ut den 20 februari, 2008 i utrikesdepartementets lokaler i Stockholm. I en intervju med Sveriges Radios Internationella program den 21 januri 2008, angav ni följande motivering för priset ” I ett land där en repressiv regim hindrar journalister från att rapportera fritt vågade han skriva kritiskt. För det dömdes han till döden”. Detta uttalande gjordes samtidigt som Mr. Saleh Nikbakht, den anklagades advokat, en i Iran mycket välkänd sådan, vars uttalanden citerats av er organisation vid ett flertal tillfällen, direkt efter er intervju i samma sändning uttalade att Mr. Hassanpour arresterats på grunder som inte hade något med hans journalistiska gärningar att göra. Mr. Saleh Nikbakht, den anklagades advokat har efter hans klients arrestering förra året i intervjuer med olika media bland dem BBC, som den 9 november 2007 publiserade advokatens uttalande på sin hemsida, sagt följande: Mr. Hassanpour har i ett skriftligt uttalande som omfattar 140 sidor, erkänt att han mottagit utrustning från en person i den Kurdiska delen av Irak. Utrustningen hade till uppgift att avbilda och överföra känsliga bilder och kartor från en Iransk militärbas i västra delen av Iran till en Iransk oppositions organisation i den Kurdiska delen av Irak. I dokumentet erkände han också att han hade kontakt med en person inom den amerikanska utrikesförvaltningen samt att han hade begärt av denne utrikesrepresentant att ett kontor skulle upprättas i den Kurdiska delen av Irak för att underlätta kontakter för dem inom den Iranska oppositionen som önskade komma i kontakt med den amerikanska myndigheten då det för närvarande finns det ett sådant kontor i Dubai, men om det fanns ett i den Kurdiska delen av Irak skulle det underlätta för den Iranska oppositionen och vara mindre kostsamt att komma i kontakt med. Vidare erkände Mr. Hassanpour i samma dokument att han hjälpt två personer som hade gripits i samband med ett sabotage i södra Iran, att fly till den Kurdiska delen av Irak. Advokaten berättar att hans klient i muntliga samtal med honom återigen bekräftat sin skriftliga bekännelse även efter att den blivit uppmärksammad i media och det blivit sagt att han pressats till sin bekännelse. Bästa Fru Werner, I samma intervju pekar Mr. Nikbakht indirekt på att vissa protester och politiska påtryckningar mot honom för hans återgivande av sin klients erkännande och det faktum att hans anklagelser inte har med dennes journalistiska verksamhet att göra, samt angående de protester, politiska tryck och propaganda som uppkommit till försvar för hans klient, att i själva verket är dessa ett uttryck för icke demokratiska handlingar samt att t.o.m den Iranska avdelningen av organisationen Reportrar utan gränser hade korrigerat sig genom att medge att en advokat inte bör ta politisk hänsyn i ett mål utan enbart hålla sig till målets fakta samt representera klienten och ingen annan. Bästa Fru Werner, Med hänvisning till detta uttalande från Mr. Hassanpours advokat, så vill jag gärna fråga er, i egenskap av erfaren Svensk journalist, vilka delar av anklagelserna mot honom som ni anser berör hans journalistiska verksamhet? Hur kan det komma sig att hans advokat säger att anklagelserna mot honom inte har något med hans journalistiska verksamhet att göra medan ni säger att han på grund av sin kritiska rapportering dömts till döden? Även om han i sin egenskap av journalist skriver några kritiska artiklar i den lokala pressen rättfärdigar det då att han agerar mot nationella intressen och territoriell integritet? Var i världen är det tillåtet? Genom att ge detta pris till Mr. Hassanpour i hans egenskap av journalist har ni förstört den verkliga bilden av journalistik för tusentals fria journalister i deras arbete världen över. Det största hotet mot demokrati och mänskliga rättigheter är att förmå människor att använda dubbla måttstockar för att uppnå vissa politiska mål. Fru Werner, Vidare skulla jag i detta brev till er vilja bemöta er beskriving av mitt land som ”ett land där en repressiv regim hindrar journalister från att rapportra fritt..”enligt följande: För er information kan jag nämna att radion som gjorde inervjun med er (Sveriges radio) sedan flera år tillbaka har två aktiva journalister placerade i Tehran. Dessa har under årens lopp lämnat hundratals kritiska rapporter om olika aktuella händelser i Iran. Det finns även ett flertal aktiva journalister som representerar olika Nyhetsbyråer och TV-bolag världen över som är aktiva i Iran och från Sverige har journalister besökt och fritt rapporterat från Iran under årtionden. Just nu finns det journaliser som väntar på visum för att åka till Iran och fortsätta den fria rapporteringen. Slutligen hoppas jag att vi med er hjälp kan bana vägen genom ömsesidiga åtgärder så att vi i slutändan kommer att få se öppnandet av ett officiellt kontor med representanter för Iransk radio och TV här i Stockholm så att vi ytterligare kan få ett utbyte av nyheter till stånd och genom detta stärka de ömsesidiga vänskapliga relationerna mellan våra länder, speciellt inom den kulturella och massmediala sektorn. Jag ser fram emot ert svar. Hassan Ghashghavi Ambassadör Islamiska Republiken Irans Ambassad |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:27 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
بنا به گزاش های رسیده، در طول یک ماه اخیر مدیر سه مهد کودک درشهرها ی مختلف کردستان، به معاونت سیاسی- امنیتی استانداری کردستان فراخوانده شدند.دلیل این فراخوانی آنچه آموزش زبان غیر ملی و تضعیف فرهنگ غیرملی خوانده شده است. همچنین تهدید به لغو پرونده فعالیت موجه شده اند. این سه مهدکودک در اقدامی ابتکاری آموزش زبان متحد کردی را از آغاز سال جاری در دستور کار خود قرار داده بودند. این سه مهد کودک همچنین به قطع سهمیهه ی روزانه شیر از سوی نهادهای ذیربط نیز مواجه هستند. اکنون توتالیتاریسم جمهوری اسلامی مهدهای کودک در کردستان را هخم فراگرفته است و بعید نیست در روزهای آینده حکم بازداشت کودکان زیر 6 سال نیز صادر شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:22 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
بنا بر گزارشات رسيده از زندان گوهردشت سرانجام مقاومت زندانيان سياسي در زندان گوهردشت در مقابل خواسته غيرانساني مسئولين زندان مبني بر تبعيد 2 تن ديگر از زندانيان سياسي که قرار بود به واحد 6 تبعيد گردند با يورش گارد زندان و تبعيد 3 تن از آنان خاتمه يافت. بيش از 24 ساعت زندانيان سياسي با بستن درب واحد 2 زندان گوهردشت و سر دادن شعار، خواستار حضور رئيس زندان و پاسخگويي وي به مسئله تداوم فشار بر زندانيان سياسي بودند . اما مسئولين زندان سرانجام صبح امروز با دادن اختيار تام به گارد زندان و نيروهاي امنيتي با يورش حدود 50 تن از نيروي امنيتي به واحد 2 زندان گوهردشت و با شکستن درب و ضرب و شتم زندانيان سياسي ، فرهاد وکيلي ، فرزاد کمانگر و نيز علي حيدريان را که هنوز پس از 16 ماه در بلاتکليفي قضائي به سر ميبرند را بشدت مصروب نمودند ، بطوريکه تمامي آنان دچار شکستگي از ناحيه سر و جراحت بدني گرديدند ، آقاي پيرايش جانشين رئيس زندان گوهردشت شخصاً پس از بازداشت زندانيان سياسي آنان را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار داده است . و پس از ضرب و شتم آنان را به مخوفترين مکان زندان و مسلخ زندانيان يعني سالنهاي و14و15و13 واحد 5 منتقل نمودند. اين مجموعه پيشتر با گزارشي مستند نسبت به جنايات جاري در آن مکان و توطئه هاي دستگاه مخوف امنيتي در زندان رجايي شهر افشاگري نموده بود . لازم به توضيح است هم اکنون بابک دادبخش نيز در نهمين روز اعتصاب غذاي خود با لباني دوخته دراين مسلخ به سر ميبرد . مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران اعتراض خود را نسبت به جنايات جاري در اين مکان را به سکوت و بي توجهي سازمانهاي مدافع حقوق بشري اعلام مينمايد. و سرآغاز قتلهاي مشکوک در بازداشتگاهها را در سکوت اين چنيني ريشه يابي مينمايد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 23:11 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
قندیل: مورخه 24 آذر 1386( 15. 12 .2007 )در شهر ماكو مبان نيروهاي سپاه پاسداران جمهوري اسلامي و يك واحد از گريلاهاي حزب حيات آزاد كردستان PJAK درگيريي بوقوع پيوست. بر طبق تحقيقات انجام شده رفيق كنعان كوجمان با كد انقلابي فراز متولد 1981دوغوبايزيد شمال کردستان كه در طي درگيري از گروه خود جدا شده بود در اين درگيري به شهادت رسيده است. در تاريخ28 ديماه( 18ـ 1ـ 2008 )يكي از كادرهاي سياسي حزبمان PJAKبه نام احمد علی با كد انقلابي مالك خابور متولد1976 حسک جنوب شرقی کردستان در شهر اروميه از جانب نيروهاي حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران مورد تيراندازي واقع شده و به شهادت رسيده است. رفيق مالك يك كادر سياسي و غير مسلح بوده و بدون اخطار مورد هدف گلوله پاسداران رژيم قرار گرفته است. در تاريخ15 ديماه(5ـ1ـ2008 ) در جاده روانسر ـ كامياران در نتيجه كمين نيروهاي سپاه پاسداران يكي از گريلاهاي PJAK به اسم فرزاد قبادي با اسم انقلابي هورام متولد1981 کامياران با پاسداران رژيم درگير ميشود. در اين درگيري 9 تن از اعضاي سپاه پاسداران كه دو فرمانده نيز در ميان آنها بودند كشته شدهاند. در اين درگيري رفيق هورام زخمي بدست نيروهاي سپاه پاسداران ميافتد و در اثر شكنجه وحشيانه پاسداران رژيم به شهادت ميرسد. خانواده شهيد هورام بعد از اين واقعه دستگير و به مركز اداره اطلاعات كامياران منتقل و مورد شكنجه واقع ميشوند. بعضي از اعضاي خانواده شهيد هورام تاكنون نيز آزاد نشدهاند |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 23:10 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
روژهلات نیوز: بنا به گزارشات رسیده از مرکز حزب حیات آزاد کردستان PJAK در طی روزهای گذشته گریلاهای این حزب در طی یک عملیات نظامی قهرمانانه و فداییانه در داخل شهر سلماس در شرق کردستان تعداد زیادی از نیروهای رژیم را به هلاکت رسانیده و تعداد زیادی را نیز زخمی کردهاند. گریلاهای PJAK اعلام داشتهاند که این عملیات در شب مابین تاریخ 23 و 24 ماه میلادی و در انتقام خون رفیق شهید " حسن حکمت دمیر " ( یکی از اعضای زخمی و شکنجه شده PJAK که در زندان شهر خوی اعدام شده بود ) و همچنین به انتقام خون ریخته شده سه جوان بی گناه کرد که در روستاهای مرزی توسط نیروهای رژیم و مزدورانشان به شهادت رسیده بودند، به انجام رسیده است. این سه جوان شهید که در طی هفتههای گذشته توسط نیروهای رژیم به شهادت رسیده بودند، از اهالی روستاهای " کوزهرش " ، " دیزهلی " و " اوتانوسی " از توابع شهر سلماس بودهاند. گریلاهای کرد در انتقام خون ارزشمند این افراد و برای نشان دادن اراده خلق و حمایتشان از مردم کرد و همچنین در راستای به انجام رسانیدن وظیفه خود در قبال شهدا، در تاریخ مورد اشاره وارد شهر سلماس شده و با حملهای غافلگیر کننده در وسط شهر سلماس نیروهای دشمن را مورد هجوم نظامی خود قرار دادهاند. گریلاها با خنثی کردن نگهبان پایگاه وارد مکان مورد نظر شده و حتی فرصت شلیک یک گلوله را نیز به نیروهای مقابل ندادهاند. در طی درگیری ده تن از نیروهای رژیم ایران به هلاکت رسیده و تعداد زیادی نیز به شدت زخمی شدهاند. گریلاها فورآ و بدون هیچگونه زیانی مکان مورد تهاجم را ترک نمودهاند... |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 23:4 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
چهار تن از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به کمیته انضباطی احضار شده اند. به گزارش ادوار نیوز، احضار شدگان عبارتند از: پگاه حمزه ای،حسام سلامت،مرتضی مساکنی و هیوا مجید زاده. همچنین کمیته ی انظباطی دانشگاه شیراز لیست اتهامات چهار دانشجوی این دانشگاه را که چندی پیش به این کمیته احضار شده بودند، اعلام کرد. لیست اتهامات این دانشجویان شامل موارد متعددی از جمله فیلم برداری با دوربین هندی کم از تجمع غیر قانونی، تحریک و هدایت دانشجویان در تجمع 14 و 18 آذرماه و ایجاد اغتشاش علی رغم تعهد کتبی، تهدید مسوولان دانشگاه و ایجاد بلوا و اغتشاش علی رغم تهدات کتبی ، ادعای دروغ مبنی بر ضرب وشتم و قرار دادن اسلحه بر روی شقیقه آقای میرحسینی ( دانشجوی بازداشتی) می باشد |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 22:59 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
هراس من باري همه از مردن در سرزميني است ![]() كه مزد گوركن از بهاي ازادي ادمي افزون باشد عدالت ،آزادي،مهرورزي وبرابري ،همگي شعارهايي بودند كه روزي اسيفاي حداقل حقوق فردي-اجتماعي هر فرد و قوميتي را در كشور در اذهان تداعي مي كرد و آينده اي روشن را نويد مي داد .اما اكنون... اما اكنون همگي شاهد موجي از خفقان ،سكوت ورعب و وحشت از سوي دستگاهي هستيم كه شعار عدالتخواهي را سر مي دهد كه دانشجويان، زنان ، كارگران ومعلمان آن طعمش را تنها از طريق زندان و شكنجه چشيده اند. امروز عدالت محوريها جايشان را به تبعيضهاي فردي و قومي ،برابريها جايشان را به تضادهاي حزبي و جناحي ،آزاديها جايشان را به محدوديتهاي سليقه اي و مهرورزيها جايشان را به كينه توزي هاي شخصي اي داده اند كه حريم خصوصي افراد رانقض كرده و انرا حيات خلوتي براي خود دانسته است. تا آنجا كه در چند مدت اخير شاهد اعمال منافي حقوق بشري هستيم كه به بهانه هاي مختلف همچون برقراري امنيت اجتماعي ، مبارزه با كفر گرايي و دفاع از امنيت ملي صورت گرفته و باعث ايجاد فضايي كاملا بسته در گشور شده است . دستگيري و زندان فعالين حقوق زنان ،برخورد با فعالان سياسي –اجتماعي ، تحميل هزينه هاي سنگين بر فعالين جنبش دانشجويي و به زندان انداختن منتقدان دولت ،همگي نشان از افزايش روز افزون فشار بر جنبشهاي اجتماعي دارد كه در اين مدت در صدر برنامه هاي دولت مهر ورز قرار داشته است. اما اين بار پيكان جنايتگريهاي دولت كه بارها امنيت فردي و اجتماعي همو طنا نمان را به مخاطره انداخته متوجه قو ميتها شده و براي چندمين بارهم وطنان كردمان را نشانه گرفته است چنان كه عمال تجاوز گر بارد يگر با نقض آشكار حقوق انساني ، ابراهيم لطف اللهي\" دانشجوي رشته حقوق دانشگاه پيام نور سنندج \" را كه به اتهامات واهي دستگير كرده بودند در زير شكنجه درزندان اين شهربه قتل رساند ند تا باز هم ضجه هاي درد آلود مادري در سوگ فرزند ش دليلي باشد در اسباط تماميت خواهي سيستمي كه با شعار عدالت و مهرورزي مزين شده است. با توجه به افزايش روز افزون خفقان، نقض حريم هاي شخصي افراد ومخصوصا بي تفاوتي نسبت به حقوق اقليتها لذا ما دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان ، اعم از بلوچ ، كرد ، لر ، ترك ، تركمن و فارس هم صدا با ديگر دانشجويان و همو طنانمان انزجار خود را نسبت به اين اعمال منافي حقوق بشري اعلا م كرده وضمن محكوم كردن آن خواهان رسيدگي سازمان هاي زيربط بين المللي به اين اعمال ضد انساني مي باشيم |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 0:2 توسط گروه خبری کردستان |
|
شصت و دومين سالگرد تاسيس جمهوري کردستان در مهاباد را به تمامي خلق کرد و مبارزاني که جهت احقاق حقوق خلق کرد در حال مبارزه هستند تبريک ميگوييم. خلق کرد طي دويست سال اخير جهت زندگي انساني و طبيعي خويش و به دست آوردن حقوقي که در اين راه از آنها سلب شده است دست به تلاشي مستمر زده است. اگرچه اين کوشش بصورت مستمر و يکپارچه پيش نرفته است اما فرهنگ خلق کرد هيچگاه ازخودبيگانگي را برنتابيده و اشغال کردستان را نپذيرفته است. قیامهای متعددي در اين راه روي داده و بهاي مهمي پرداخته شده است. تاسيس جمهوري کردستان در مهاباد يکي از نقاط عطف اين مبارزه محسوب ميگردد. جمهوري کردستان گامي فراتر از قیامهای بود که قبل از آن روي داده بودند. نگرش ملي و برخورد پيشرفته آن، تلاش براي ايجاد نظامي که مستلزم مبارزه بود، آگاهي و صداقت در خور مبارزان آن، پيوند آن با ساير مبارزات آزاديخواهانه در ايران مواردي بودند که آن را به پديدهاي مهم تبديل مينمود. تاثيري که جمهوري کردستان و شهادت پيشگامان آن در اذهان و ضمير خلق کرد و ساير خلقهاي ايران برجاي نهاد، به خاطرهاي قهرمانانه و جاويد تبديل گشت. جمهوري کردستان در مبارزات شرق کردستان و ايران از جايگاهي برخوردار است که در صورت عدم توجه به آن کسي قادر به انجام مبارزهاي صحيح نخواهد بود. آگاهي از جايگاه آن در تاريخ کردستان و ايران و بررسي و ارزيابي و نقد آن يک مقتضاي پايبندي به ياد شهداي بزرگ آن و تداوم مسير مبارزات آنهاست. جمهوري مهاباد در نتيجه توطئهاي از ميان برداشته شد. منطق سودمحور دولتـ ملت که بر نيروهاي جهاني حاکم بود حقوق خلقها و قشرها و گروههاي بسياري را که در راستاي منافعشان نيست به فراموشي سپرده و با ظرافتي هرچه تمامتر با نابودي رو در رو گرداندند. خلق کرد طي جمهوري مهاباد قرباني چنين برخوردي شد. از طرفي اين برخورد و از طرف ديگر توسعهنيافتگي جامعه کرد و به اقتضاي آن عدم آمادگي لازم براي رويارويي با چنين برخوردهايي سبب شد که نتوانند مانع اين ماجراي غمانگيز شوند. نظام جايي براي کردها در نظر نگرفته بود و خلق کرد نيز فاقد نيرو و آمادگي لازم جهت تغيير اين امر بودند. امروزه نيز دشمنان خلق کرد برخوردي مشابه با آن دارند. توطئه بينالمللي عليه رهبر آپو نيز نشاني ديگر از اين امر است. تقسيم کردها به کردهاي مقبول و نامقبول و نداشتن نگرشي واحد و منسجم و انساني به خلق کرد سبب تداوم آلام خلق کرد ميگردد. جنبه ديگر اين امر نيز اين است که برخوردي صحيح و علمي نسبت به مسئله جمهوري مهاباد در ميان برخي از نيروهاي کردي وجود ندارد. جاي تاسف است که عليرغم اينکه رأي عموم بر اين است که جمهوري کردستان داراي نگرشي ملي و فاقد برخوردي منطقهاي بود و کساني که خويش را پيرو اين مسير عنوان کرده و به اين برخورد ملي جمهوري افتخار کرده و بسيار از آن سخن ميگويند، پارادوکسي عجيب داشته و جهت در پيش نگرفتن برخوردي ملي هرچه از دستشان برميآيد انجام داده و بر برخوردهايي که کردستان را کلي واحد نميبينند، اصرار ميورزند. صاحبان اين برخورد غافل از اينکه دشمنان خلق کرد به صورت واحد عمل مينمايند در اين توهم بسر ميبرند که برخوردشان فرصتهايي را به وجود خواهد آورد. دل بستن به فرصت و نشان ندادن اراده لازم سبب گرديده که اقتضاي اتحاد ملي بجاي آورده نشود. اين دوگانگي که حاصل نگرش "حماسي" به مسئله بوده و فاقد توان نقد است، ثمرهاي براي خلق کرد در بر نداشته و تنها خلق را در منگنه منطقهگرايي محدود نموده و مانع مبارزه آنان ميگردد. اين اشخاص و سازمانها عليرغم اينکه ميدانند جمهوري کردستان با توطئهاي از ميان برداشته شد، اکنون نيز خود در چنبرهي توطئهاي مشابه زمينگير شده و توان مبارزه و پويايي از آنان سلب گرديده است. بجاي ديدن اين توطئه و طرح برنامهاي جهت نجات از آن و اقدام به اين امر از توطئه مذکور چشم پوشيده و آن را ناديده ميگيرند، اين امر در سطحي است که قادر نيستند حتي دشمنيهاي موجود بر ضد خلق کرد را نيز محکوم نمايند. بدون شک چنين برخورد معيوبي نميتواند حاوي پايبندي به ياد شهداي جمهوري کردستان و تداوم مسير مبارزاتي آنان باشد. تصاحب ميراث معنوي قيام بزرگ جمهوري کردستان و استفاده ناصحيح از آن و ايجاد ديوار مالکيت پيرامون آن سبب ميشود که بصورت کافي نتواند الهامبخش مبارزات و جوانان پوياي سرزمينمان شود. اقتضاي تداوم راه آنان در داشتن نگرشي ملي و نه منطقهاي و عزم به مبارزه و آمادگي براي دادن بديل در اين راه و چشم دوختن به پيروزي به هر بهايي است. حزب حيات آزاد کردستان PJAK با رويکردي علمي سعي در ارزيابي، درس گرفتن و نقد و آموختن از جمهوري کردستان داشته و بر اين اساس عزمي راسخ به امروزي کردن آن و ايجاد فرهنگ مبارزه بر اساس رهنمود آپوئيستي داشته و تلاش مينماييم که با نقد برخوردهاي ناکافي و گذار از آنها در ايجاد نگرشي صحيح نسبت به خلق، مبارزه، شهدا و ميراث تاريخي ما عمل نماييم. PJAK با گذار از برخورد ناکافي احساسي، فرهنگ پايبندي صحيح به ياد آن مبارزه بزرگ را ايجاد نموده است. سالهاي بسياري است که سالگرد جمهوري کردستان گرامي داشته ميشد اما راه تبديل آن به آزموني موفق آزموده نشده بود و در سطح يک خاطرهي نيک و در عين حال عاقبت تراژيک با آن برخورد ميشد. جمهوري کردستان تلاش بزرگ و شهامتي در خور خلق ما بود اما قادر به کسب موفقيت و رهايي خلقمان نشد. امروزه با درس گرفتن از آن آزمون سعي داريم راهگشاي احقاق حقوق خلق کرد و ساير خلقهاي ايران شويم. در شرايط امروزين که نظام تئوکراتيک بر خلقهاي ايران تحميل کرده و ترور و وحشت را بر خلقها و بويژه خلق کرد و مبارزان ما روا داشته و سعي دارد با ارعاب به پردهپوشي ارتجاع خويش بپردازد، PJAK روشنيبخش راه مبارزه و الگوي پيکارجويي با نظام دينسالار گشته و اينگونه سعي دارد يک فرهنگ مبارزاتي بدور از تعصب و بر اساس اصول مبارزه با استفاده از دستاوردهاي امروزين بشريت ترويج دهد. تقدیم بهاي شهداي بزرگي در اين راه در شرايطي که فروغ مبارزه اندک است، نشاني از عزم به اين کار است. پيشرفتهايي در اين راه ايجاد گشته و اميد به پيروزي نيز افزونتر گشته است. در چنين فضايي اقتضاي پايبندي به ياد شهداي جمهوري کردستان اصرار بر اين خطمشي است. زنده باد دستاوردهاي جمهوري کردستان در مهاباد و شهداي آن! زنده باد مبارزه در راه احقاق حقوق خلق کرد و تمامي خلقهاي ايران! 2008-01-22 کورديناسون حزب حيات آزاد کردستان PJAK |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:58 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
رهبر APO : راه حل دمکراتیک را بر پیروزی که با ریختن خون میلیونها انسان حاصل میشود، ترجیح میدهم.
براي برقراري صلح با خلق و درمیان خلق باید کوشید وکلایی که از آمدن به اینجا منع شدهاند چه كساني هستند؟ اظهاراتي كه بیان میشوند نشان ميدهد كه وضعيت و برخوردهای قبلي همچنان ادامه دارند. فكر ميكنم جلال طالباني طي مصاحبهاي از كردهاي شمال كردستان خواسته كه در انتخابات محلي و شهرداري آتي به حزب عدالت و توسعه رأي بدهند. اگر اين يك صحت داشته باشد نشانگر توافقي تاريخي است. توافقي در بين است؛ اينها در ميان خود عليه كردها به توافق رسيدهاند. مذاكرات انجام شده است، اين مذاكرات همچنان ادامه دارد. ديدار مابين عبدالله گل ( رياست جمهوري تركيه) و بوش حائز اهميت است. آنچه ميتوان استنباط كرد اين است كه سازش برروي نقاط مشترك به اتمام رسيده است. اما در تركيه جبهه مخالفت توانمندي در مقابل اين توافقات وجود دارد. تركيه از چنين پتانسيلي برخوردارست، چنين چيزي را قبول نميكنند. البته اگر توافقات در چنين سطحي انجام شده باشد به نظر ميرسد كه طيفهاي مخالف اين سازشكاريها را از ميان برداشتهاند. اما من قبلاً نيز گفته بودم؛ ازميان برداشتن پ.ك.ك براي حل مسئله كرد راهحل نيست، جنگ طلبان اين مسئله را در راستاي منافع خويش بكار ميگيرند. بدين خاطر چارهيابي فوري اين مسئله ضرورت دارد. گفته بودم محال است كه من در اينجا بتوانم رهبري پراكتيكي و اداره سازمان را انجام دهم. اين مورد را در دادخواستي كه به دادستان نوشته بودم نيز توضيح دادم. صحيح است، به لحاظ معنوي بر روی سازمان تاثير فراوان دارم. تاثيرات من در تركيه، عراق، سوريه و ايران نيز بسیار است. بدين خاطر آمريكا نميتواند كاري انجام دهد، بارزاني و طالباني نيز همينطور. سفير اعظم سابق تركيه، اميد پامير اظهار داشته كه تركيه در مورد اينكه چگونه با كردها بسر خواهدبرد به مرحله تصميمگيري رسيده و بايستي هرچه زودتر تصميم خود را بگيرد، درغير اين صورت اگر پ.ك.ك نيز ازميان برداشته شود، مسئله كرد در ابعادي گستردهتر پيش روي تركيه قرار گرفته و تركيه از اين به بعد بايد در مورد جدايي يا اتحاد با كردها تصميم بگيرد. اين امر نشان ميدهد كه وي به اين نكته پي برده كه بايستي در اين باره مرحله چارهيابي مسئله آغاز گردد. من نيز قبلاً گفته بودم كه ازميان برداشتن پ.ك.ك راه چاره نيست، اين مسئله را {عليه تركيه}بكار ميگيرند. ميدانستم كه چنين وضعيتي رخ ميدهد. قبلاً نيز گفته بودم. اين رويدادها ربطي به من ندارند. اين خلق است كه در مقابل اين وضعيت انزجار خود را ابراز ميدارد. اين انفجار ( منظور انفجار هفته گذشته در دياربكر) را هر كس ميتواند انجام داده باشد. نميدانم، تحت نظارت كدام پ.ك.ك، كدامين گروه چنين چيزي انجام شده... اهالي دياربكر اين رويداد را به مسئله اصلی خود مبدل نكنند، آينده خود را رقم زده و از آن دفاع نمايند. كارهاي مهمي وجود دارند كه بايد انجام شوند. البته نميگويم كه اين امر از سوي خانوادههايي كه در اين حادثه نزديكانشان را از دست دادند، حائز اهميت نيست. ميگويم كه بايستي از قتلعامهاي ديگر و در ابعادي گستردهتر ممانعت بعمل آورد. عصبانيت من نسبت به آنهايي است كه تحت نام دياربكر به سياست ميپردازند. اگر همه در راه برقراري صلح نکوشند افراد بسياري جانشان را از دست خواهند داد. چنين خطري وجود دارد. از خلقمان مصرانه میخواهم كه براي برقراري صلح كار كنند، من در اينجا تلاش ميكنم كه قتلعامهايي گستردهتر رخ ندهند. ما طرفدار همزيستي مسالمتآميز خلقها هستيم. آمريكا براي اينها دام افکنده است، آيا به اين پي نبردهاند؟ دو الي سه سال بعد خواهيم ديد كه چه خواهد شد، همه با هم وضعيت آينده را خواهيم ديد. در خاورميانه طرح انگليس كاركرد دارد، حتي همچون ساعت كار ميكند. من ميتوانم نشان دهم كه طرح انگليس چگونه گام به گام پیاده میشود. اگر دوستدار تركيه هستند بيايند و مانع اين كار شوند. اگر فردا 40 ميليون كرد در کوهها مسلح شوند چه روي خواهد داد؟ تركيه در مقابل اين چه ميتواند انجام دهد؟ آيا بر روي اين مسئله هيچ انديشيدهاند؟ اين فلاكتي عظيم است. موقعي كه به اينجا آورده شدم فردي به نمايندگي " كورك اوغلو "( يكي از فرماندهان وقت عاليرتبه نظامي ارتش تركيه) به نزدم آمد، شرطي پيش روي من گذاشت، گفت اين مسئله را با همديگر حل نمائيم. من نيز اين پيشنهاد را بجا ديدم و گفتم هرچه از دستم برآيد انجام ميدهم. اين نظرات آنها بودند:" خودمان مسئله را حل كنيم، نگذاريم كسي در اين مسئله دخالت كند." بعد از آن ديگر نيامد. فكر كنم اكنون فرماندهي عاليرتبه است، اگر بخواهند ميتوانند بيايند و با من ديدار كنند. حسين كورك اوغلو و گروه وي تاحدودي به وضعيت پي برده بود. فكر ميكنم كه در اين باره به حزب جنبش مليگرا تذكر داده بودند. به دولت نيز هشدار داده بودند اما نيروي وي به تنهايي كفايت نميكرد. البته نميتوانم اين مورد را با دليل و برهان اثبات نمايم اما اين را حدس ميزنم. بعدها فهميدم كه اينها را تصفيه كردهاند. آيتاچ يالماني(فرمانده نیروی زمینی ارتش ترکیهدر سال99) و اين گروه را تصفيه كردند. هنگامي كه مرا به تركيه آوردند يكي از مقامات آمريكايي، ميخائيل روبين ـ ميدانيد كه اين شخص دولتمرد راستگراي افراطي آمريكا بود ـ براي آنكه مرا اعدام كنند تلاش عظيمي به خرج داد. آري، آنها يك مورد را به خوبي مورد بررسي قرار داده بودند، ميخواستند با اعدام من همه دشواري و سنگيني مسئله كرد را به دوش تركيه بياندازند. وضعيتي همانند عراق در تركيه پیش میآمد. آمريكا در سالهاي 1950 حزب جنبش مليگراي تركيه را آموزش داده بود، در آمريكا وي را حاضر كرده بودند، بعدها به تركيه روانه ساختند. تنها من نيستم كه اينها را بر زبان ميآورم. خودشان نيز چنين چيزي را بر زبان ميرانند. "طلعت تورهان " نيز در كتاب خود بدان اشاره ميكند. ميگويد آمريكا آنها را آموزش داده و سپس ما را به جان همديگر انداخت. در آن موقع به نزد من نيز آمدند اما من چنين چيزي را نپسنديدم. ميدانستند كه در جنبشهاي رهايي ملي و چنين درگيريهايي حداقل يك تا دو ميليون انسان جانشان را از دست ميدهند. راهحلی دموكراتيك را که در آن حتی یک نفر نیز کشته نشود بر پیروزیی که با كشتهشدن دوميليون انسان به دست میآید، ترجيح دادم. بدين جهت پروژه جمهوري دموكراتيك را ارائه كردم. كسب پيروزي حتمي بعد از كشته شدن يك تا دوميليون انسان به چه درد ميخورد. اینطورنیست؟ آنهايي كه روي دياربكر به سياست ميپردازند، اگر مزدور نيستند و سوء نيت ندارند بايستي ضروريات برقراري فضاي صلحآميز و دموكراتيك را بجاي آورند. اگر در اين راستا كار نكنند حسن نيت ندارند. اين كار فرجام بدي خواهد داشت. هيچ كسي براي چنين چيزي آمادگي ندارد. بسيار عصباني ميشوم. ميگويم دوميليون انسان جانشان را از دست ميدهند. بزرگترين نارسائي حزب جامعه دموكراتيك نيز از اينجا ناشي ميشود. كار نميكنند، اين خطر را نميتوانند { به تركيه}تفهيم نمایند. اگر لازم باشد فقط 5 روز در آنكارا بمانيد، در زمان باقيمانده نيز همراه با خلق براي برقراري صلح كار كنيد. موضع اهالي دياربكر در سالهاي 1920 صحيح بود. اگر كردها در آن زمان به جاي آنكه به طرح انگليس تكيه زنند به مبارزهاي دموكراتيك اهتمام ميورزيدند نتايج بهتري حاصل ميشد. ميخواهند من نيز همانند شيخ سعيد رفتار كنم. من امروزه از خودمديريتي دموكراتيك كردها سخن ميرانم، اگر آن زمان بر اين اساس با مصطفي كمال روابطي برقرار ميكردند امروزه وضعيت كردها در خاورميانه بسيار پيشرفتهتر از وضعيت كنونيشان بود. مصطفي كمال در سالهاي 1920 حمايت كردها را بسوي خود جلب نمود. اين موضع بجايي بود.او استقلال طلب بود و در مقابل امپرياليسم ايستاد. اينها با وجود آنكه كماليست نيستند ادعاي كماليست بودن میکنند. دروغ ميگويند، چرا انديشههاي واقعي خود را ابراز نميدارند؟ يا كماليست راستين باشند يا نگويند ما كماليست هستيم. من در همان وضعیتی هستم كه مصطفي كمال بود،وضعیتی که او در زمان خود به خاطر آن قيامت بپا كرد. هنگامي كه اينها را بر زبان ميرانم ميگويند من كماليست هستم. خير، من كماليست نيستم، نظرات و افكار من مشخصاند. موضعگيري مصطفي كمال بدين خاطر كه به خطر بازيهای { امپرياليست} پی برده بود، حائز اهميت است. او به خطرات سياست انگليس پي برده و براي {خنثيسازي آن} هرآنچه از دستش برمیآمد انجام داد. انتقاد من از عملكردهاي بعدي آتاتورك بويژه بعد از سالهاي 1930 است. هدفشان اين است كه مرا به سكوت واداشته و از ميان بردارند. نميگذارند كه در اينجا لب به سخن بگشايم. توطئهاي كه عليه من به اجرا درآمد نيز بدين جهت بود. عامل اصلي اين عملكردها تركها و يا تركيه نيست. اين توطئه را بدست تركها به اجرا گذاشتند. زيرا من سياستهاي مخاطرهآميز آمريكائيها و انگليسيها را نقش بر آب ميساختم. ميدانم كه از اين به بعد نيز چه بر سر من ميآورند. به نيروهاي جنوب كردستان نيز ميگويم كه چنين فرض كنيم كه ما را از ميان برداشتند، شما چه خواهيد كرد؟ اگر در آيندهاي نزديك نسلكشي آغاز گردد شما چه از دستتان برميآيد؟ صدام نیز به آمريكا اعتماد میكرد، عاقبتش دردناك بود. وضعيت عراق مشخص است. اين نتيجه طرحها و سياستهاي 400 ساله انگليسيهاست. كارهاي بسياري است كه بايد انجام شوند اما من در اينجا زنداني هستم. آيا تركيه به نقطهاي ميرسد كه حکومت جنوب كردستان را برسميت بشناسد؟ خير! آيا فكر ميكنيد كه طالباني و بارزاني ميخواهند كه پ.ك.ك ازميان برداشته شود؟من نميخواهم كه در اينجا كسي را متهم كنم. وضعيت بنا به شرايط عيني چنين است. عثمان كجاست، در دست چهكسانی است؟ تحت سيطره آنها قرار دارد. اينها همه بازيهاي سياسي هستند. در آينده بازيهاي نوين سياسي در منطقه انجام خواهد شد. اگر حتي پ.ك.ك را نيز ازميان بردارند با مطالبات اين خردهبورژواهاي كرد چه خواهند كرد؟ در خارج از ميهن( كردستان) هزاران آغا، شيخ و اقشار ديگر را آموزش داده و آماده ميكنند. اينها را به تركيه خواهند فرستاد. در آينده با اينها چه خواهند كرد؟ چگونه ميتوانند با اينها به مقابله بپردازند؟ اگر همه اينها با همدیگر متحد شده و اين طرح را به اجرا درآورند، شما چه ميتوانيد انجام دهيد؟ ارمنيها خود را آماده نمودهاند، يونانيها نيز همينطور، مسئله قبرس هم وجود دارد. بدين خاطر ما گفتيم كه مسئله كرد با همزيستي مسالمتآميز در چارچوب جمهوري دموكراتيك قابل حل است. همه روشنفكران، ميهندوستان و طيفهاي دموكرات بايد از اين پروژه حمايت كنند. به حزب عدالت و توسعه ـ البته اگر تركيه را دوست دارد ـ هشدار ميدهم كه بدون آنكه درنگ بماند در اين باره اقدام نمايد. وضعيت امروزي مشابه وضعيت سالهاي 1918 ميباشد. امروزه نيز مسئله پيمان سور در جريان است. اما اين به پيمان سور آن زمان شباهت ندارد، يعني پيمان كوچكي مانند سور نيست، طرح ِ فراگيرتر و گستردهتري از سور در ميان است. سور عصر بيستويكم متفاوتتر است. من نميخواهم كه از سور بحث شود اما چنين وضعيتي در ميان است. موقعي كه اينها را بر زبان ميآورم، برخيها گمان میکنند كه من از حقوق مشروع كردها دفاع نميكنم. سعي ميكنند چنين نشان دهند كه من با جنوب كردستان مخالفت دارم. خير، من مخالف حکومت جنوب كردستان نيستم. هرگز كسي نبايد چنين چيزي را از سخنان من استنباط كند. اما من از راهحل دموكراتيك كه برطبق منافع خلقهاست، دفاع ميكنم. بازي پليدي عليه كردها در جريان است، دولت نيز در اين كار دست دارد. اينها زير نقاب ديني دست به هرگونه ریا و تزویری ميزنند، با برخي از اقشار بالاي جامعه كرد نيز به توافق رسيدهاند. اينكه اردوغان در 2005 به آمد( دياربكر) رفت و گفت:" مسئله كرد را برسميت ميشناسم" نيز يك نوع بازي سياسي بود. اگر حتي مانند اجويت نيز برخورد مينمود، ميتوانست راهحلهايي ارائه دهد. حزب جامعه دموكراتيك بايستي به خوبي عملكردهاي اينها را درك كند. گفتم درحين انجام اين كار ميتوانند در مجلس تركيه همانند تركهاي دموكرات حضور يابند. گفتم تركهاي دموكرات، چه چيز ديگر ميتوان گفت! آنچه ما ميخواهيم اين است كه قانون اساسي دربرگيرنده معيارهاي جهانشمول باشد. اگر در كنار اين معيارها، حقوق خلق كرد نيز در قانون اساسي تضمين شود، راهگشاي چارهيابي جدي مسئله خواهد شد. بازهم تكرار ميكنم، اين مشكل، مشكلي است كه صدسال، دويست سال است ادامه دارد. اين مشكل نيازمند چارهيابي است. منشأ اين مشكل من نيستم، اين مشكل را در آنكارا در مقابل خويش یافتم. از نخستوزير نيز درخواست ميكنم؛ براي حل اين معضل كارهای لازم را به انجام برساند. حل مسئله كرد تنها از طرق دموكراتيك امكانپذيرست. اين را بنا به اهميت آن بازهم تكرار ميكنم. اگر نسلكشي به اجرا درآيد، هيچكس نميتواند مسئوليت آن را بعهده بگيرد. ميخواهم جلوي قتلعامهاي بزرگتري را بگيرم. براي برقراري محيطي دموكراتيك و صلحآميز آمادهام هر آنچه كه ازدستم برآيد انجام دهم. هركس بايد به اين نظرات من واقف باشد. اين نظرات را به جامعه ترك نيز بخوبي تفهيم نمایيد. آري، اينها قبل از هرچيز اين سازماندهيها را ايجاد كرده و سپس در مقابل كردها بكار ميگيرند. قبلاً نيز شاهد چنين وضعيتي بودهايم؛ ميدانيد كه حزبالله در اوايل همچون سازماني ميانهرو خود را سازماندهي كرد، سپس به دو شاخه منشعب شد. در اوايل ده نفربودند، سپس صدها و هزارها نفر شدند، و دياربكريها را با چاقو تكهتكه كردند. اكنون نيز شمارشان فزوني يافته و خطرناكتر هم هستند. ابتدا از "ولي اغلون"(از رهبران حزب الله ترکیه) حمايت كردند، سپس وي را بكار گرفتند، به فرجامش نيز واقفيد. {براي خاتمه بخشيدن به اين وضع} همه طيفهاي موجود در شهر آمد را بسيج نموده و تاثيرات مرا نيز بكار گيريد و بدين شكل كار و فعاليت موثري انجام دهيد. آنهايي كه تحت نام دياربكر سياست ميكنند، چرا اين مورد را تفهيم نميکنند؟ فتحالله گلن و اطرافيانش چندان مهم نيستند. اينها صورت ظاهري مسئلهاند. اساساً اين طرح، طرح آمريكاست. بينظير بوتو هم به عاقبت پدرش دچار شد. بايستي بالفور كميسيون خردمندان تشكيل شود، بايد در اين باره با هركس ديدار كرد. من "التر توركمن " را پيشنهاد كرده بودم. روشنفكران و هركس بايد در اين باره به فعاليت بپردازند. اين مسئله با كنگره جمهوري دموكراتيك در ارتباط است، در اين باره قبلاً نيز گفته بودم، همه نيروها بايستي متحد شوند، بسيار كار كنند، و در هر جا به فعاليت بپردازند. در دياربكر ميتوانند پشت سرهم كنگره و نشست برگزار كنند. با متحد ساختن نيروها ميتوانند سازماني چترمانند ايجاد كنند. اگر هركس با تمام توان خود كار كند اين سياستهاي خطرناك نقش برآب ميشوند. ميتوانند مستمراً با روشنفكران ديدار كنند. جمعاً چند رفيق ما شهيد شدهاند؟ عملياتهاي نظامي بيشتر در كدام يك از مناطق ادامه دارد؟ اعدام يكي از گريلاهاي پژاك بدست جمهوري اسلامي ايران نتيجه درگيري جناحهای درون دولت است. با ديوارهايي كه بنا كردهاند نميتوانند مانع مبارزه شوند، چگونه مانع خواهند شد؟ سعي ميكنم مشكلات جسماني را برطرف سازم. براي اين نيز قطرهاي به من دادند، از آن استفاده ميكنم. از چشمانم اشك ميريزد. فكر ميكنم عوارض جانبي اين دارو باشد. گفتند اين نشانه خوبي است، ميتوانيد بپرسيد، علت آن چيست، دراين باره تحقيق كنيد. دادخواستي به دادگاه حقوق بشر اروپا نوشتم، بعد از ملاقات ميتوانيد آن را از مسئولين ذيربط بخواهید. در اين دادخواست گفتهام كه دادن مجازات سلول انفرادي به من مشابه مجازات اعدام است و براي آنكه چنين مجازاتي به اجرا درنيايد از دادگاه حقوق بشر اروپا تدبير احتياطي درخواست كردم. وكلايم نيز ميتوانند در اين باره به دادگاه حقوق بشر اروپا بروند. آيا پيرامون دعوي من چيز تازهاي وجود دارد؟ نه در يونان، بلكه دادگاهي مجدد. آيا چيز نويني در يونان وجود دارد؟ براي تهيه دفاعيه هنوز زمان داريم. برخي از گروههاي يوناني با آمريكا و تركيه به توافق رسيده و مرا به تركيه تحويل دادند. خلق يونان از اين مسئله آگاه نبود. از ميان روزنامههايي كه فرستاده بوديد، فقط يكي بدستم رسيد. مجله " بريكيم" را برايم بفرستيد. مدتي طولاني است كه فقط يك مجله به دستم ميرسد. بعضاً مجله اطلس به دستم ميرسد. مجله " تامپو " بدستم رسيد. مجلههايي كه بدستم نرسيده را بپرسيد و يا بارديگر بفرستيد. بايد پيگير اين موضوع باشيد. برخي از كتابها را نيز بياوريد. كتاب " نظام جهاني " را آوردهايد. ميتوانيد كتابهايي از انتشارات " اتونوم" بياوريد. "چنگيز اوزكنر" كتابي در خصوص اسلام نوشته است، ميتوانيد آن را بياوريد. در فهرست كتابها، كتاب نويسندهاي خارجي را كه در مورد دوره هارونالرشيد و اسلام ميانهرو نوشته بود، ديدم، اين كتاب را ميتوانيد بياوريد. دو كتاب در مورد ايران بياوريد. ميتوانيد در مورد تاريخ ارمنيها بعد از سالهاي 1071 كتابي بياوريد. كتابهايي كه در مورد خاورميانه پسنديديد برايم بياوريد. آخرين كتاب " ماهر كايناك" را بفرستيد. نوشتههايي كه در مطبوعات عليه و موافق با من نوشته ميشوند را به من اطلاع دهيد. من به آنها پاسخ خواهم داد. شما نيز در حال ميتوانيد به نوشتههايي كه عليه من نوشته ميشوند پاسخ دهيد. شما ميتوانيد نظرات اين هفتهام را با نظرات دو هفته گذشته كه گفتهبودم بعنوان پيام سال جديد ميلادي ابلاغ نماييد، گردآوري كرده و منتشر سازيد. نميدانم امكان انتشار آنرا داريد يا نه، اين نظرات به دست هركسي برسد. شما در عين حال نمايندگان سياسي من هستيد. از اين به بعد نيز همچون ارتشي از وكلا كار ميكنيد. ميتوانيد مداوماً با روزنامهنگاران ديدار كنيد. البته كه ميتوانند بنويسند، شما نيز به هركس كه برايم سلام ميفرستد از طرف من به آنها سلام برسانيد. سلام مرا به رفقاي زندان برسانيد. درود و احترام به همه * در جایی که جملات قطع میشوند وکلا صحبت میکنندیا رهبر آپو ازآنها سوال میکند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:54 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
روز 1/01/2008 رفيق «سنو اريشن»Senev Erişen)) با كد سازماني «روناهي دنيز سيستم استعمارگر طي سياست انكار و امحاي خلق كرد، توطئه همهجانبه نظامي، فرهنگي و اجتماعي را عليه خلقمان در هر چهار بخش كردستان به اجرا درميآورد. ابرقدرتهاي جهاني نيز بنا به منافع سياسي خود در رأس اين توطئه جاي گرفتهاند. رهبرآپو كه منشاء توان، اميد و هويت آزاد خلقمان است، تحت فشار و شكنجهاي دشوار قرار گرفته و روز به روز سلامتي جسماني ايشان به مخاطره ميافتد. همچنين حملات همهجانبه دولتهاي حاكم بر كردستان عليه خلق و گريلا در شمال، جنوب و شرق گستردهتر ميشود. بدين ترتيب همه دستاوردهاي خلق كرد كه با خون صدها هزار شهيد بدست آمده را با خطر نابوي روبرو گردانيدهاند. همچنين سياست سركوب و فشار رژيم اسلامي ايران عليه خلق كرد در شرق كردستان و بهويژه مناطقي كه حوزه فعاليتي من است به گونهاي وحشيانه توسعه يافته است. در مرحله كنوني رژيم اسلامي ايران با بكارگيري هر نوع راهكار غير اخلاقي و غير انساني و بهدور از معيارهاي دمكراتيك حملهاي همهجانبه به منظور شكستن اراده و توان مقاومت خلقمان انجام ميدهد و خواستار آن است كه خلق كرد در شرق كردستان را به تسليميت كشانيده و وي را بياراده گرداند. همچنين در مقابل موضع اشخاص و گروههايي كه تسليميت را مبنا قرار داده و راه خيانت عليه خلق ستمديده كرد را انتخاب ميكنند، بايستي روشنگر راهي باشم كه فرهنگ خيانت، مزدوري و تعظيم در مقابل دشمن و تسليميت را از ميان بردارد. زن در جامعه كرد تحت ظلم و ستم بيحد و مرز رژيم اسلامي ايران قرار گرفته و بيشتر از هر قشر ديگري متحمل درد و رنج است. زن در اين جامعه با خطر بيهويت گردانيدن جنسيتي و شكست اراده مقاومتطلبش مواجه است. باشد كه اين عمليات من راه اعاده حيثيت و اراده مقاومتطلب و مبارزه آزاديخواهي و برابري زن را در شرق كردستان هموار سازد. تصميم به انجام چنين عملياتي در اين مرحله، پاسخي محكم و بر مبناي رفاقتي انقلابي است در برابر حكم اعدام رفيق عگيد بدست جلادان رژيم اسلامي ايران. اعدام اين رفيق ـ به ويژه كه ميدانستم در وضعيت جسماني وخيمي در زندان بهسر ميبردـ را به مثابه اوج بياخلاقي و وحشيگري عليه خلق كرد ارزيابي كردم. اين را نيز ميدانم كه هيچكدام از دولتهاي حاكم بر كردستان تاكنون كادر جنبش آزاديخواهي به پيشاهنگي رهبرآپو را در طي سي سال گذشته كه اين جنبش آغاز گرديده، اعدام ننموده و اين اعدام براي اولين بار از سوي رژيم اسلامي ايران اجرا شده و نمونهاي وحشيانه از اعمال اين دولت است. اين عمليات من به معناي ابراز انزجار، كين و نفرت در مقابل سنت و قانون اعدام و پايمال كردن حقوق انساني است. عمليات من انتقامي است در برابر به شهادت رساندن رفيق عگيد و اعلام مبارزهاي ايدئولوژيك، فلسفي و سازماني است در برابر فرهنگ سياسي قتلعام و انكار و امحاي خلق كرد كه از سوي رژيم اسلامي ايران بر خلقمان تحميل شده است. من دوستدار و عاشق آزادانه زيستنم؛ همچنين ميخواهم با اين عمليات خود به فردي مبدل شوم كه در راه آفريدن زندگي آزاد براي خلقم مسئوليتي را به انجام رسانده باشم. بدين شكل مسئوليت خود را همچون مبارزي در راستاي ارتقاي روحيه مقاومت زنان بجاي ميآورم». مبارزه آزاديخواهي و مقاومت خلقمان به پيشاهنگي PJAK در شرق كردستان با خون دهها شهيد جاويدان هويتي ايدئولوژيكي، فلسفي، سياسي و سازماني را كسب كرده و اقدامي تاريخي را صورت داده است. فلسفه مقاومت در همه عرصههاي جامعه كرد بار ديگر احيا شده و مرحلهبهمرحله تاريخي نوين را به نگارش درميآورد. عمليات فدايي رفيق روناهي مانيفست اراده و زندگي آزاد و گام نخستين اين تاريخ نوين در شرق كردستان است. رفيق روناهي سمبل رستاخيز اراده زن كرد است كه هزار سال تحت ظلم و ستم سيستم تحميلشده بردهسازي قرار گرفته است. شهيد روناهي با شخصيت، اراده، موضع انقلابي، فلسفه آزاديخواهي و شيوه عمليات خود با هر گونه واپسگرايي و سيستم بردگيساز مقابله نموده و خود را به سطحي رسانده است كه روشنگر راه فلسفه انقلابي و مقاومت ماست. در قبال اين روحيه فدايي، اراده و توانايي وي احترامي عظيم قايل شده و سر تعظيم فرو ميآوريم. بار ديگر پيمان بسته و سوگند ياد ميكنيم كه دراين راه اشتباهات خود را رفع نموده و به گونهاي انقلابي اين راه را تا پيروزي ادامه دهيم. رفيق روناهي و عمليات فداييش در شرق كردستان را همچون نمونهاي عظيم و پرمعنا از فلسفه مقاومت و آزاديخواهي خلقمان و بويژه راه آزادي زن ميدانيم. وي ستارهاي هميشه درخشان است كه ظلمت و تاريكي شب را به روشنايي صبح صادق مبدل ميسازد و ما را در مسير آزادي و رسيدن به پيروزي رهنمون ميسازد. رفيق روناهي و عمليات پيروزمند و فدايياش براي PJAKبه معناي روحيهاي انقلابي و فدايي است كه كاروان رو به آزادي خلقمان را پيشاهنگي نموده و براي رژيم اسلامي ايران نيز حاوي پيامي با مضمون ظهور مقاومت خلق و به ويژه زن كرد است كه همه سياستها و عملكردهاي غير انساني اين دولت را خنثي نموده و اعلام ميدارد كه خلق كرد و عليالخصوص زنان كرد، نظام ظلم و تسليميت را نپسنديده و با چنين طرز نگرشي تا رسيدن به پيروزي به مبارزه در راه آزادي ادامه ميدهند. كورديناسيون حزب حيات آزاد كردستان PJAK |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:46 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
حسن حکمت دمیر معروف به " هوال عگید " از اهالی شمال کردستان ( کردستان مستعمره ترکیه ) و از اعضای حزب حیات آزاد کردستان که سالها از زندگی خود را در زندان ارومیه به سر برد، در روز 20.12.2007 در زندان شهر خوی به طریق اعدام به شهادت رسیده است. ![]() حسن حکمت دمیر که در سالهای گذشته نیز با حکم اعدام رو به رو بود، در سال 2006 توانسته بود که موفق به فرار از زندان ارومیه گردیده و بعدها تنها چند ماه پس از فرار از اندان به هنگام مبارزات تشکیلاتی در میان مردم کرد منطقه الند خوی، در طی درگیری و حملات نیروهای رژیم به مدت دو روز از رفقای همراه خود جدا گردیده و در نهایت در میان برف و سرما به شیوهای یخ زده توسط نیروهای رژیم در منزل یکی از روستاهای منطقه الند دستگیر میگردد. شهید حسن حکمت دمیر معروف به " عگید " که یکی از انسانهای فدایی و از خود گذشته و مبارز به معنای واقعی - هم در زندانها و هم در کوهستانها بود- با مقاومت بی مانند خود در مقابل اشغالگران ایستاده و در حالیکه به مداوای فوری نیاز داشته است - با وجود اعتراضات ارگانهای بین المللی از قبیل عفو بین الملل و سازمانهای دفاع از حقوق بشر کردستان در راستای نگرانی از وضعیت جسمی و حکم اعدام مجدد ایشان - توسط نیروهای رژیم به مدت ماهها بدون درمان در سلولهای انفرادی ادارهی اطلاعات شهر خوی شکنجه گردیده و در نهایت یکی از پاهای یخ زده ایشان از بالای زانو به بعد قطع میگردد. شهید " عگید " در نهایت مقاومت بی مانند خود و در روز 20.12.2007 برای بار دوم به اعدام محکوم گردیده و این حکم ضد بشری در مورد رفیق آزادیخواه خلق کرد ، فورآ - پس از تصویب - به اجرا در می آید ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:43 توسط گروه خبری کردستان |
|
![]() خلق کرد با مبارزه و مقاومتي بينظير توانست در راستاي تعيين سرنوشت و آينده خويش گام بردارد. باني اين مبارزه رهبر آپو بوده و ايشان پيشاهنگي اين مبارزه را عهدهدار بوده است. دشمنان خلق کرد در مقابل اين امر از روز اول مبارزه تاکنون رهبرآپو را هدف حملات خويش قرار دادهاند. اين حملات با ربودن رهبر آپو در 15 فوريه 1999 به مرحلهاي نوين وارد شد. دشمن پس از ربودن رهبر آپو جهت نابودي کامل رهبر آپو که در جريان توطئه موفق به آن نشده بودند ايجاد و اجراي سيستم زندان امرالي را در دستور کار خويش قرار داد. هم دولت ترکيه و هم ساير دولتهاي اشغالگر سرزمينمان و هم نيروهاي بينالمللي دخيل در اين مسئله با دوران امرالي آغاز به اجراي نقشهاي نوين در برابر کردها کرده و خواستند خلق کرد را تماما از صحنه هستي خارج نمايند و با روشهاي مختلفي چون ايجاد رعب و وحشت، آسيميلاسيون و قتلعام و .... اين کار را در پيش گرفتند. اخيرا نقشه مسموم کردن رهبرآپو بعنوان مرحلهي نويني از سناريوي امرالي اجرا گشته است. همزمان با آن ارتش ترکيه تمامي کردستان را هدف حملات خويش قرار داده است. اين حملات هم در شمال کردستان و هم در جنوب و با همکاري رژيم ايران در شرق ادامه داشتهاند. با همکاري رژيم سوريه نيز نقشههايي عليه کردهاي جنوب غرب کردستان اجرا ميگردند. حملات ارتش ترکيه به مردم عادي در جنوب کردستان و مناطق مسکوني نشان داد که توجيهات واهي دولت ترکيه نميتواند بر ماهيت اعمال خصمانه آن سرپوش بگذارد. حملات ارتش ترکيه به جنوب کردستان و اشخاص مدني نشاندهنده آن است که دشمني منسجمي عليه خلق کرد در جريان است. دشمنان خلق کرد بردگي مورد نظر خويش را بر خلق کرد تحميل مينمايند. موضعگيري خلق کرد در تمامي نقاط و بخشهاي کردستان نشان داد که خلقمان از اين مسائل آگاه بوده و اين آگاهي است که مقاومت را رقم ميزند. در حال حاضر موضوعي که براي خلق کرد اولويت دارد، حملاتي است که دشمنان ما جديدا به اجرا گذاشته و در رأس آنها سلامت جسماني رهبرآپو و آزادي ايشان قرار دارد. "امرالي" مدلي است که براي کردستان در نظر گرفتهاند. سياستي که در امرالي اجرا ميشود همان سياستي است که در کردستان اجرا ميگردد. نه سال است که عليرغم تمامي حسننيتي که از طرف رهبرآپو جهت حل مسئله کرد از راه دمکراسي نشان داده شده، دشمنان خلق کرد اين را همچون ضعف جنبش ما ديده و از آن سوءاستفاده ميکنند. دشمن همچنين با ايجاد موضوعاتي کاذب در پي تحريف موضوع دستور کار ما است اما خلق کرد به مرحلهاي رسيده که با عزمي راسخ در پي متوقف نمودن اين حملات و روشن کردن مسئله است. در اين راستا يک مرحلهي کاري را آغاز نموديم که تحت شعار "ديگر بس است، با افکار رهبري زندگي کن و آنها را ترويج بده" مقطعي نوين از مبارزهي آزاديخواهانهي خلق کرد را تشکيل ميدهد. جهت پيگيري اين مرحلهي کاري کميتهاي بنام "کميته تامين سلامت جسماني و آزادي رهبر آپو" تشکيل شده که شاخه شرق کردستان آن نيز در تاريخ 09-11-2007 با بيانيهاي تاسيس خويش را اعلام نمود. بر آن شديم تا جهت دادن آگاهي بيشتر درمورد اين مرحله و رهبرآپو و وظايف مرحله، نظري به اين روند بيندازيم. مبارز راه آزادي يک خلق رهبر آپو(عبدالله اوجالان) روز 4 آوريل 1949 در روستاي "عمرلي"(آمارا) از توابع شهر تاريخي اورفا به دنيا آمد.تحصيلات خويش را در کردستان به پايان رساند و در رشته علوم سياسي دانشگاه آنکارا، تحصيلات عالي خويش را ادامه داد. با توجه به شخصيتي که در روستا و محيط شهر اورفا و مناسبات خانوادگي خويش کسب کرده بود، با شخصيتي مبارز از همان اوان ورود به محيط آنکارا در جرگه فعالان سياسي قرار گرفته و در دانشگاه و خارج از آن در برخي سازمانها فعالانه شرکت کرد. پس از شش ماه زنداني که در جريان يک تظاهرات حکم آن برايش صادر شد، تصميم به تاسيس گروهي گرفت که در راستاي حل مسئله کرد فعاليت نمايد. پس از شش سال تدارک، در سال 1978 در روستاي "فيس" از توابع شهر دياربکر حزب کارگران کردستان را اعلام نمود. مدتيکوتاه قبل از کودتاي 12 سپتامبر 1982 به خارج از ميهن مهاجرت کرده و در لبنان مستقر شد. با استفاده از خلأ سياسي موجود در حاکميت لبنان در دره بقاء اقدام به تدارک بازگشت به ميهن نمود و گروههاي مختلفي را آماده کرده و به ميهن فرستاد. در سالهاي پس از کودتاي 12 سپتامبر PKK متوجه گشت که در کردستان راهي بغير از فعاليت مسلحانه جهت ادامهي موجوديت خلق کرد باقي نمانده است. پس زا اين دوران در 15 آگوست 1984 جنگ مسلحانه بر اساس اين تفکر آغاز گرديد. اين جنگ در اواخر دههي هشتاد قرن بيستم مسئله کرد را مطرح کرده و لزوم حل آن را نشان داد. تا آن دوران دولت ترکيه منکر وجود خلقي بنام کرد مي شد اما با اين جنگ موجوديت کردها و مسئله آنها برجسته گرديد و ترکيه با چالشي بزرگ رو در رو گرديد. ترکيه در برابر اين با در پيش گرفتن يک اليگارشي مافيايي در پي نابودي جنبش مليـ دمکراتيک کرد برآمد اما رهبرآپو با خطمشي تحليلگر و چارهياب خويش رويدادها را جهتدهي نمود و يک خطمشي مستقل را جهت حل مسئله کرد در پيش گرفت که چندان با منافع کشورهاي حاکم بر کردستان و نيروهاي بينالمللي حامي آنها همخواني نداشت.به همين دليل بود که اين خطمشي و پيشاهنگ آن يعني رهبرآپو با توطئهاي بينالمللي مواجه شد که ارتباطي با ارزشهاي حقوقي و حتي انساني نداشت. رهبرو در طول جريان توطئه و بعد از آن نيز با اتخاذ مواضعي منطقي و چارهيابانه از تحريف مسئله و دچار شدن به سرنوشت ساير قيامها جلوگيري به عمل آورد. در سايهي اين نوع برخورد بود که جنبش PKKکه پس از ربودن و اسارت رهبرآپو انتظار تضعيف آن ميرفت، نهتنها تضعيف نگرديد بلکه با ايجاد يک سيستم سازماني جديد و با افکاري نوين وسيعتر شد. جنبش از نظر سازماني همهي بخشهاي کردستان را يکي کرد. جنبش آپوئيستي در همهي بخشهاي کردستان تاثيراتي داشت اما پس از اسارت رهبرآپو سازماندهي آن در همهجا رشد کرده و توسعه يافت و اين نشان از قدرت رهبرآپو داشت که در زندان و دستان دشمن نيز توانست جنبش را بسوي پيروزي هدايت کند. بيش از دويست سال ست که مسئله کردها مطرح است. از سال 1801 که شورش "بابان" ها آغاز شد تاکنون، مدت دويست سال است که کردها در اعتراض به انکار موجوديت خويش دست به تلاش جهت احقاق حقوق خويش نمودهاند. در اين راه شورشهاي گوناگوني برپا کرده و از هيچ جانفشاني و فداکاري و نشان دادن قهرماني فروگذار نبودهاند. اما به سبب موقعيت سرزمين کردستان که از نظر استراتژيکي اهميت بسياري دارد، همچنين به سبب عميق بودن مسئله کرد و ابعاد آن قادر به کسب موفقيت نبودهاند. از طرفي اشغالگران اين سرزمين با تمامي توان خويش جهت از دست ندادن اين جغرافياي مهم همه نوع سرکوب و فشاري را اجرا نموده و از طرف ديگر نيز به سبب توسعه پيدا نکردن جامعه کرد نيروي لازم جهت تقابل با اين اشغال بوجود نيامده است. عشيرهگرايي موجود در جامعه کردستان و توسعه نيافتگي فکري و اجتماعي مانع از آن گشته که کردها نيز بتوانند همگام با جامعه جهاني در مسير توسعه پيش رفته و با هويت و فرهنگ خويش در صحنه جهاني زندگي کنند. فرهنگ ديرين کردها و ژرفاي موجوديت آنها سبب گرديد که از نابودي کامل رهايي يابند اما هيچ موقعيت و جايگاهي نيز در صحنه سياست جهاني به دست نياوردند. کردها در حاشيه جهان به زندگي خويش ادامه دادند اما مقاومت فرهنگ کردي در برابر فرهنگهاي اشغالگر سبب گرديد که دشمنان در پي نابودي کامل خلق کرد برآيند. هيچ يک از شورشهاي کردستان متوجه اين نبوده و حتي پيشرفتهترين آنها که به شکل احزاب مدرن در پي انقلاب در کردستان برآمدند نيز نتوانستند خويش را از سطحينگري در اين مورد رهايي بخشيده و اقدامي نتيجهبخش به عمل بياورند. سران صادق و فداکاري در ميان کردها ظهور کرده و با از خودگذشتگي و وقف خويش در راه مبارزه در پي احقاق حقوق خلق کرد برآمدند اما نبود رهنمود لازم جهت انقلاب در کردستان و محروميت از داشتن يک رهيافت مبارزاتي سبب گرديد تا موفق به اين امر نگردند. همچنين عمق مسئله شخصيت در کردستان و عدم توجه لازم به اين مسئله در شورشهاي پيش از PKK نيز حوزهاي از معضلات را تشکيل داد. مبارزان کرد به نوعي در دايره مبارزات سياسي که تنها معطوف به دشمنان جامعه کرد بود به محاصره درآمده و توسعه اجتماعي و سياسي لازم در جامعه جهت حمايت از انقلاب را در دستور کار خويش قرار ندادند. تمامي اين فاکتورها سبب گرديد تا دشمنان همچنان سياست سرکوب خلق کرد را ادامه داده و در دوران معاصر حتي با در پيش گرفتن سياست منسجم انکار و امحا مرحلهي آخر نابودي خلق کرد را به اجرا درآورند. در برابر اين امر نيز کردها در قالب جنبش مليـ دمکراتيک به پيشاهنگي PKK اقدام به برپايي انقلابي نمودند تا نهتنها به اين اشغال پايان داده و از نظر سياسي از نابودي رهايي يابند بلکه با کسب جايگاهي درخور خويش بتوانند با هويت و فرهنگ و زبان خويش و به صورتي که لايق انساني معاصر باشد در صحنه جهاني ظاهر شوند. جهان به پيشرفتهاي نويني دست يافته است اما اين پيشرفتها همراه با خويش هويت خلقها را نيز کمرنگ نموده و احتمال اضمحلال هويتهاي محلي و بومي را مطرح نمود. انقلاب کردستان مجبور بود تا هم خلق کرد را از خطر نابودي اشغالگران سرزمين کردستان نجات داده، ويژگيهاي اکتسابي از نظام را زدوده و از طرف ديگر در مقابل خطر فرهنگ حاکم جهاني نيز تدابيري به عمل آورد. خود اين مسئله سبب ميشد تا در سطح جهاني حمايت چنداني از انقلاب کردستان به عمل نيامده و حتي عکس آن در سطوح گوناگون جهت ممانعت از پيشرفت انقلاب اقداماتي انجام بگيرند. رهبر آپو با شخصيتي که محصول جامعه توسعه نيافته کردستان و مناسبات آن با جهان توسعه يافته بوده و از افکار انقلابي چپي متاثر گشته است، از همان ابتدا با درس گرفتن از تمامي شورشهاي کردي و جنبشهاي انقلابي چپي آغاز به تدوين تئوري لازم براي انقلاب کردستان کرده و گامهاي عملي لازم براي آن را برداشت. فکر، عمل، روش، رويه، صبر، اصرار، اراده و قدرت پيشبيني و هوشياري لازم براي انقلاب را نشان داد و چنان جنبش منسجمي را به وجود آورد که عليرغم اينکه تمامي سيستم جهاني منکر وجود کردها از نظر سياسي بودند، توانست کردها را به يک نيروي مبارزاتي تبديل کرده و در راه آزادي ميهنشان صاحب اراده نمايد. قبل از رهبر آپو شورشهاي بسياري روي داده بودند که هيچکدام از محدوده يک منطقه فراتر نميرفتند، ولي جنبشي که رهبرآپو تنظيم کرد از نظر وسعت از تمامي اينها وسيعتر بوده و از نظر تئوريکي و مباني علمي و عملي نيز در سطحي بودند که نميتوان جنبشهاي قبل از آن را با آن مقايسه نمود. رهبر آپو به دور از قالبهاي چپي که در آن دوران در جهان مد محسوب ميگشتند، با خلاقيت تمام افکار لازم براي انقلاب کردستان را مطرح کرد. همگام با پيشرفت انقلاب، در جايي که اين افکار کفاف انقلاب را نميداد، آنها را توسعه داده و به صورت وسيعتر بر روي جنبش پياده مينمود. همچنين اقدام به تعيين معيارهايي نمود که انقلاب ميبايست بر اساس آنها پيش ميرفت. اين معيارها هرچند با درنظر گرفتن معيارهاي انقلابي معمول در جهان تعيين گشته بودند اما به مرور زمان و در تناسب با انقلاب کردستان و جامعه کردي شکل داده شده و به صورت اصول شخصيتي مبارزان و اصول مبارزاتي سازمان، شکلي مختص به خود به صفوف و مبارزان انقلاب داد. معيارهاي انقلاب کردستان اقتباسي نبوده بلکه مطابق نيازها شکل گرفتند. رهبريت با اين روش خويش از هرگونه برخورد کليشهاي دوري گزيده، بر نيروي ذاتي خلق تکيه کرده و با امکانات اندکي که در دست داشت، هيجان، سرزندگي و شادابي هميشگي در PKK ايجاد نمود. رهبر آپو اهداف انقلاب کردستان را تعيين نمود، خطمشي مختص به آن را طرح کرد، شيوه خويش را در کارها به کار برد و با پايبندي به عهدي که با خلق بسته بود، نهتنها دشواريها را مانعي بر سر راه خويش نديد بلکه آنها را بصورت انگيزه کار درآورد. رهبر آپو گفت مادامي که در کردستان دشمن همهي مجالهاي زندگي را بسته، پس به هر طريقي که شده بايد زندگي را آفريد، يعني مسئلهاي را پيش روي خويش قرار داد که کسي جسارت اقدام به آن را نميکرد. براي اين کار رهبر آپو جامعه کرد را تحليل نمود، تاريخ را تحليل نمود و با تعمق در مسائل مختلف اجتماعي، رواني و تاريخي به ريشه مسائل پي برد. در اين راستا بود که مسئله زنان را در کردستان برجستهتر نمود و گفت: "آزادي کردستان، از آزادي زنان ميگذرد". براي اين کار عليرغم تمامي دشواريها رهبر آپو زنان را در مبارزه مشارکت داد و چنان کاري کرد که زنان کرد که به عنوان نيمي از جامعه کرد در انفعال بسر ميبردند به نيرويي براي پيشبرد انقلاب تبديل گرديدند. رهبر آپو در تمامي مسائلي که پي به آن ميبرد، ابتدا در درون خويش خودسازي کرده، سپس بر شخصيت کادر و بدنه حزب و جنبش اجرا نموده و آن را در جامعه تعميم داد. در اين راه اسلوبي مختص به خود ايجاد نموده که برعکس جامعه کرد، تاثيرگذار، موفقيتآميز، هيجانبخش، جاذب، ارادهمند و برانگيزاننده بود. رهبر آپو در اين راه هيچگاه با ارزشهاي فرهنگي خلق به چالش نيفتاد و زندگي نوين را بر اين اساس ساخت. اينگونه مبارزي ساخت که خويش را وقف انقلابي براي سرزمين خويش کرده، فداکاري، جسارت و ازخود گذشتگي لازم براي انقلاب را نشان داد. اين مبارزان همگي سوگند ياد کردند تا زماني که سرزمينشان آزاد نشود از پاي ننشينند. اينگونه انقلاب کردستان در سايه تلاش رهبرآپو هر روز اوج گرفت و پيش رفت و تعالي يافت. رهبر آپو همچنين مسئله کرد را از چنبره احساسات تنگنظرانه مليگرايي ابتدايي نجات داده و با ديدي انساني و با توجه به دستاوردهاي انساني عصر ما سعي در حل مسئله نمود. در اين راه ديد که مسئله کرد تنها مسئلهاي سياسي نيست بلکه بنيادهاي ايدئولوژيک و تاريخي و اجتماعي و فرهنگي دارد که تنها اگر به عنوان يک پديده به آن نگريسته شود، ميتوان راهحل آن را يافت. در پيگيري اين نگرش نوين به مسئله کرد رهبر آپو به بنيادهاي بسيار عميق مسئله پي برده و با نگاهي خودانتقادي به بررسي عملکرد PKK پرداخته و اينگونه افکار خويش را در قالبي نوين بيان داشت و سازمان را مطابق آن شکل بخشيد. رهبر آپو با اين عمل خويش جهت حقيقي جنبش مليـ دمکراتيک کرد را بدان بخشيده و اينگونه ضمانت عدم انحراف آن را ايجاد نمود. مسئله کرد در قالبي ريخته شد که خلق بعنوان صاحبان اصلي آن بتوانند در آن مشارکت نموده و مطابق نيازها بدان شکل بخشند. بدون شک رهبر آپو کسي است که در طول تاريخ کرد براي اولين بار ماهيت حقيقي پديده کرد را درک کرده، مطرح نموده و به پايهاي جهت حل معضلات و مسائل انساني تبديل نموده است. در حل مسائل انساني نيز ميتوان نقش رهبر آپو را ديد. با توجه به عميق بودن فرهنگ کردي و تاريخ آن و همچنين با توجه به اينکه مسئله کرد نيز داراي ريشهاي تاريخي است، رهبر آپو با پيگيري مسئله کرد پيوند آن را با تاريخ و مسائل انسانيت دريافته و بدينگونه رابطه تنگاتنگ يافتن راهحلي جهت حل مسئله کرد و مسائل انسانيت را ديده و در جهت حل آن اقدام به تفکر کرده و راهحلهايي ارائه داده است. مطرح نمودن مسئله اکولوژي و مسئله جنسيت و لزوم حل آن و ارائه راهحل آن رهبر آپو را به فردي تبديل کرده که در اين عرصهها صاحب نظراتي است که ميتواند براي همگان مفيد واقع گردد. اين مسائل انسانيت پيوند مستقيمي با نظام فعلي حاکم در جهان داشته و دقيقا به همين سبب بود که رهبر آپو مورد هجوم اين نيروها قرار گرفت و با توطئه بينالمللي مواجه گرديد. چهرهي بدون نقاب توطئه بينالمللي در طول تاريخ نظام هميشه جهت تداوم موجوديت خويش به سرکوب اقشاري پرداخته که در پي احقاق حقوق خويش بودهاند. در هر دورهاي از تاريخ سعي گرديده که با مطرح کردن يک توطئه خلقها و اقشار ستمديده را تحت کنترل خويش درآورند. گاه اين توطئهها طرح يک شيوه نگرش و تفکر انحرافي بوده که سبب گرديده ستمديدگان نتوانند به مبارزهاي صحيح دست زنند و گاه طرح يک شکل منحرف از انديشهاي صحيح بوده است. نظام در اين چارچوب سعي کرده که به موجوديت خويش ادامه دهد و در کردستان نيز اينگونه بوده است. به سبب موقعيت سرزمينمان کردستان، اين منطقه هميشه مدنظر نيروهايي بودهاند که منافع خويش را در آن ميديدند. در ابتدا نيروهاي استعماري منطقهاي اين کار را ميکردند. پس از مطرح شدن استعمار غربي در شرق جهان و ظهور و توسعه نظام سرمايهداري و آمدن نمايندگان آن به منطقه خاورميانه با توجه به موقعيت کردستان و منابع آن هميشه به صحنه بازيهاي سياسي تبديل شد. چون جامعه کرد به سطحي نرسيده بود که بتواند همگام با پيشرفتهاي جهاني حرکت نمايد، هميشه در اين بازيها به نوعي خارج از تصميمگيري باقي ميماند. هميشه کردها به صورت يک ابزار بازي درآمده که زمينه حقخواهي آنها مورد حمايت واقع ميگرديد تا دولتهايي که در آن زندگي ميکنند تحت فشار باقي مانده و مجبور به دادن امتيازاتي شوند. هنگامي که اين امتيازات از آن دولتها گرفته ميشد، نهتنها پشتيباني از کردها به فراموشي سپرده ميشد بلکه در سرکوب آنها به اشغالگران سرزمينمان کمک و ياري نيز رسانده ميشد. بارها دول امپرياليستي از دوران شيخ محمود برزنجي و گاه قبل از آن گرفته تا برجستهترين نمونههاي آن همچون جمهوري کردستان در مهاباد و شورش بارزاني در سال 1975 در شکست جنبش نقش داشته و گاه حتي نيروهاي آن در سرکوب جنبش نقش داشتهاند. مثلا نيروهاي هوايي بريتانيا در سرکوب نيروهاي جنگجويان شيخ محمود شرکت کرده و نمونههاي ديگري نيز داريم که حاکي از شرکت دول امپرياليستي در سرکوب کردهاست. شورويها که حاميان خلقهايي محسوب ميگرديدند که در پي تعيين سرنوشت خويش بودند، در سرکوب و شکست جمهوري کردستان نقش مهمي داشتند. آنها هيچگاه خلق کرد را بر منافع خويش ترجيح ندادند. رهبر آپو در پي آن برآمد تا جنبش خلقي کردستان را چنان سازماندهي نمايد که بازيهايي از اين دست نتوانند آن را از ميان بردارند. براي اين کار تمامي جنبش را با تکيه بر خلق شکل بخشيده و کارايي بخشيد. هميشه سعي نمود که به هيچ مرکزي وابسته نشود تا مورد سوء استفاده قرار نگيرد. زيرا در جنبشهاي قبلي ديده بود که فريب يک رهبر خلقي را از پيروزي محروم ميگرداند. نيروهاي اشغالگر کردستان و نيروهاي بينالمللي که در منطقه منافعي داشتند نيز اين را بصورت خطري بزرگ براي خويش ديدند. آنها تنها حياتي بردهوار را شايسته کردها ميدانستند که در آن کردها بصورت نيم انسان باشند و از نمودهاي زندگي انساني محروم و تنها بصورت ابزاري در دست آنها مورد استفاده قرار بگيرند. ابتدا از راههاي مختلف در پي آن برآمدند تا رهبر آپو را تحت کنترل درآورند. هنگامي که موفق به اين امر نگشتند، خواستند تا جنبش را تحت کنترل درآورده و رهبر آپو را تنها گذاشته و از ميان بردارند. در مرحله اول هنگامي که هنوز جنبش صورت يک گروه را داشت با عوامل مزدور بومي و در دوران بعدي با استفاده از اخلالگري درون حزبي در پي توطئه برآمدند. در مقاطع بعدي دشمن نيروهاي جهاني را نيز به کمک طلبيده و به هر قيمتي در پي نابودي جنبش برآمد. رهبر آپو که متوجه ابعاد مسئله گرديد، خواست تا با راهحلي انساني مسائل را حل نمايد اما دشمن ددمنش بر محور منافع خويش پيش رفت و حملات خويش را در برابر رهبر آپو بيشتر نمود. اوج اين حملات توطئه 15 فوريه 1999 بود که طي آن رهبر آپو ربوده شده و به ترکيه تحويل داده شد. در دوران اسارت در زندان امرالي نيز، رهبر آپو با اتخاذ موضعي که کسي انتظار آن را نداشت، خلاقيت خويش را در يافتن راهحل مسائل نشان داد. دشمنان و نيروهاي توطئهگر در نظر داشتند تا رهبر آپو را در جريان توطئه از ميان بردارند و اگر اين امر پيش نيامد نيز مطابق حدس آنها رهبر آپو با اتخاذ موضعي قالبي فضايي را ايجاد خواهد کرد که با واکنشهاي متقابل جنگ ميان خلقها را سبب خواهد شد. در نتيجه اين امر درگيريهاي منطقهاي پيش آمده و اين نيروها نيز خواهند توانست سياستهاي خويش را ادامه دهند. رهبر آپو جهت جلوگيري از اين امر با اتخاذ استراتژي اتحاد دمکراتيک و بدنبال آن طرح جامعه اکولوژيک ـ دمکراتيک و در نهايت اعلام کنفدراليسم دمکراتيک از رسيدن اين نقشه به هدف خويش ممانعت به عمل آورد. در مقابل اين امر دشمن با اتخاذ سياست ايجاد فرسودگي و تاخير حل مسئله کرد سعي نمود تا جنبش را از درون تضعيف نمايد. پيش آمدن مسئله اخلالگري درون حزبي نيز در همين چارچوب بود. رهبر آپو با درايتي که لايق رهبريتش بود جنبش را از اين مرحله عبور داد و آن را به انگيزه تقويت سازمان و پيش بردن انقلاب تبديل نمود. "امرالي"، مدلي که براي کردستان در نظر گرفتهاند در طول اين دوران زندان امرالي به صورت يک سيستم تنظيم و اجرا گرديد و به ماکتي براي برخورد دشمن با کردستان تبديل شد، يعني دشمن هر نگرشي را که در هر مقطع درباره جامعه کرد داشت بر روي امرالي و زنداني آن يعني رهبر آپو اجرا نمود. دليل آن نيز مشخص بود؛ دشمن به خوبي ميدانست که جامعه کرد رو به نابودي بود و اين رهبر آپو بود که آن را نجات داد و به همين سبب اکثريت جامعه کرد رهبر آپو را بعنوان نماينده و رهبر خويش قبول دارند. دشمن با آگاهي از اين امر اقدام به اتخاذ موضع عليه رهبر آپو کرده و سياستهايي را که براي جامعه کرد در نظر گرفته بود در برابر رهبر آپو اجرا مينمود. دشمن ميدانست که جامعه کرد به سطحي رسيده که در آستانه آزادي قرار گرفته است و براي اينکه اين آزادي حاصل نشود روز به روز بر سختي شرايط امرالي افزود، زيرا ميدانست که جامعه کرد با امرالي به اين سطح ميرسد. در امرالي رهبر آپو در يک مکان که در واقع تنها يک اتاق است به سر ميبرد، تختخواب، کتابخانه، ميز و صندلي همه در يک اتاق بوده، سرويسهاي بهداشتي (حمام و توالت) نيز در آن تعبيه شدهاند. بيست و چهار ساعت اتاق با دوربين کنترل شده، از سوراخ در مورد نظارت قرار ميگيرد. براي ارتباط با جهان خارج تلفن وجود نداشته و تنها يک راديو در اختيار رهبريت است که از نظر الکترونيکي در آن تغييراتي صورت داده شده و تنها قادر به گوش دادن به شبکه يک راديو رسمي جمهوري ترکيه است. تمامي زندگي خارج از سلول مذکور عبارت از يکساعت هواخوري در روز و ملاقات با ملاقاتيان است. نه سال است که رهبر آپو در اين سلول بسر ميبرد و دشمن جهت تخريب اعصاب و روان ايشان همه کار انجام داده است. رهبر آپو با قدرت شخصيتي خويش با تمامي توان در برابر اين اعمال مقاومت نشان داده و نهتنها دچار ضعف نگشته بلکه در همان شرايط دشوار نيز به وظيفهي خويش در قبال خلق خود و انسانيت به بهترين وجه عمل نموده است. ابتدا رهبريت هر هفته با وکلاي خويش يکساعت و هر دو هفته يکبار با خانواده خويش يکساعت و گاه کمتر ديدار داشت. اين هنگامي بود که دشمن اميدهاي جداگانهاي از مسائل داخل سازمان داشت اما هنگامي که اين اميدها حاصل نگشتند و اوضاع جهاني نيز تغيير يافتند، دشمن پس از جريان 11 سپتامبر و حمله آمريکا به عراق فرصت را مغتنم شمرده و بتدريج شرايط زندگي رهبر آپو را دشوارتر نمود. ابتدا از ديدارها ممانعت به عمل آورده شد، سپس در رسيدن کتابها، وسايل و نامهها به دست ايشان، موانعي ايجاد نمود، پس از اين نيز گامي ديگر برداشت و در قبال سخنان رهبر آپو که آن را به عنوان "دستور دادن به سازمان" و "جرم" محسوب مينمود، مجازات سلول انفرادي را براي رهبر آپو در نظر گرفت که رهبر آپو از آن به عنوان "انزوا در انزوا" نام برد. مجازات سلول انفرادي نيز به صورت گرفتن تمامي امکانات از جمله کتابها، راديو، حتي قلم و دفتر از ايشان اجرا ميگشت، اين مجازات اکنون بارها اجرا گشتهاند. اوج اين اعمال وحشيانه مسموم کردن رهبر آپو بود که سازمان در سال 2006 از آن آگاهي يافته و با تحقيقاتي که با تمامي دشواريها انجام گشت، آن را با حضور وکلاي رهبر آپو و پزشکان بينالمللي متخصص تکسيکولوژي (سم شناسي) در روز يک مارس 2007 در رم پايتخت ايتاليا اعلام نمودند. طي اين مسموم نمودن دشمن با انتقال مادههاي "کروم" و "سترونسيوم" در هوا (از طريق کولر) و رنگي که ديوارها با آن رنگآميزي شدهاند، ميزان اين مادهها را در بدن بالا بردهاند. اين دو ماده به صورت طبيعي در بدن وجود دارند اما ميزان آن اگر از حد معمول بالاتر رود سبب اختلالات متعدد و در نهايت بيماريهاي مرگآوري ميگردند. رهبر آپو قبلا نيز ناراحتي "سينوزيت" و اختلالات حنجره را داشت اما پس از اين اقدامات اين ناراحتيها بيشتر گشتهاند. پس از آشکار شدن اين امر دولت ترکيه منکر آن شد ولي با فشار خلق کرد و فعاليتهاي اعتراضي که صورت گرفتند که "اعتصاب غذا تا دم مرگ" در اروپا با شرکت برخي از فعالان سرشناس سياسي کرد در رأس آن بود، کميته پيشگيري از شکنجه CPT هيئتي را جهت معاينه رهبر آپو به امرالي فرستاد اما دولت ترکيه اجازه نمونهبرداري را به اين هيئت نداده و هيئت نيز تاکنون نتيجه تحقيقات خويش را اعلام نکرده است. اين مرحلهي نوين از توطئه بينالمللي که به اجرا درآمد، در واقع نمود حملهي همهجانبهاي بر خلق کرد بود که جوانب بينالمللي داشت. کميته وزيران شوراي اروپا با اعلام عدم لزوم محاکمه مجدد رهبر آپو و قبول محاکمهي سال 1999 ايشان در ترکيه، براي فشار بيشتر بر امرالي و خلق کرد به ترکيه چراغ سبز نشان داد. نقش اروپا در طول توطئه بينالمللي تعيينکننده بوده است. حتي هنگام آوردن رهبر آپو به زندان امرالي چند مقام کميته پيشگيري از شکنجه در آنجا حضور داشتند و اين نشان از آگاهي آنها از توطئه و همدستي آنها در اين دسيسه است. دولت ترکيه از طرفي نقشه نابودي رهبر آپو را کشيده و از طرف ديگر با تمامي قوا سعي در نابودي تمامي دستاوردهاي کردها دارد. "اگر کردها در آفريقا نيز چادري بزنند آن را بمباران خواهيم کرد"! اين عبارت نشان از عمق دشمني ترکيه با خلق کرد دارد. اين دستاوردها براي آنها تفاوتي ندارند. در هر بخش کردستان که باشد و تحت هر نام و در چارچوب هر فکري که باشد، دولت ترکيه آن را عليه خويش ديده و برخوردي خصمانه با آن اتخاذ ميکند. حتي اخيرا ديديم که سازمان امنيتي ترکيه در روسيه دست به ترور سياستمداري کرد زد. جمهوري ترکيه بر پايه انکار کردها بنا شده و به همين سبب هر نوع رويداد مثبت در رابطه با خلق کرد را در تضاد با خويش ديده و آن را آغازي براي نابودي خويش تلقي مينمايد. حمله ترکيه به جنوب کردستان در اين چارچوب است. به بهانههايي که همه ميدانند اصل مسئله نيست به جنوب کردستان حملهور شده و مسبب قتل مردم عادي شده است. بجاي در پيش گرفتن راهحلي عاقلانه در حل مسئله کرد و به رسميت شناختن هويت کردي، با روش سرکوب و ارعاب و با شيوههاي آسيميلاسيون و اضمحلال فرهنگي سعي در زدودن هويت کردي ميکند. اخيرا با به ميدان آوردن اسلام سياسي در قالب حزب عدالت و توسعه حوزهاي نوين را در مبارزه عليه کردها گشوده است. استفاده پسروانه و باژگون از اعتقادات ديني خلق يک اقدام پليد ديگر عليه خلق کرد است. در مجموع اين رويدادها و اقدامات راهحلهاي مسالمتجويانه را در تنگنا و درجه چندم قرار داده و لزوم مقاومت را مطرح مينمايد. خلق کرد با تمامي تلاش و کوشش خويش و با دادن بديلهايي بسيار در شرايط دشواري که هيچ پشتيباني نداشت، از هويت خويش پاسداري نموده و با درايت تمام سعي در همگامي با پيشرفتهاي عصر نموده و خواهان مشارکت در ارزشهاي انساني است. ارزشهايي که خود در ايجاد و آفرينش آنها نقشي بسيار داشته است. دشمنان خلق کرد اين مجال را براي ما قائل نبوده و تنها يک زندگي بردهوار را برازنده و شايسته ما ميبينند. آنها حتي خلق کرد را تماما نابود نيز نميکنند، بلکه در سطحي بردهوار و شيوهاي حيواني نگه ميدارند تا در صورت لزوم بصورت ابزاري بکار برند. اين برخورد غير انساني آنها به هيچ وجه قابل قبول نيست. خلق کرد پس از اينهمه دشواري ممکن نيست باري ديگر حياتي را تشابهي با حيات انساني ندارد بپذيرد. انسان کرد از "مردهاي سرپا" به "الگوي مبارزه و مقاومت و صلح و دمکراسي" تبديل شده است و باري ديگر از اين موقعيت گام به عقب برنخواهد داشت. در همين راستاست که خلق کرد با آغاز مرحلهاي نوين از مبارزه حلقهاي تنگ بدور رهبر آپو بسته تا از دستاوردها و ارزشهاي خويش محافظت نمايد. ديگر بس است! خلق کرد با PKKرستاخيز جامعه خويش را تحقق بخشيد. با حمله تاريخي 15 آگوست 1984 و جنگ مسلحانه به بردگي پايان داده و با اتمام دوران رستاخيز، دوران رهايي را آغاز نمود. با دوران فوريه 1999 با مرحلهي خطرناک نويني مواجه شده و با تمامي قواي خويش در مقابل اين حمله ايستادگي نمود. خلق کرد و شهدايي که با شعار "نخواهيد توانست آفتابمان را بيفروغ نماييد" بدن خويش را به آتش کشيده و صدها قهرمان فدايي دور رهبر آپو حلقهاي از آتش را تشکيل داده و براي تامين آينده سرزمينمان به دشمن نشان دادند که اسارت رهبر آپو چيزي از نمايندگي وي نکاسته و در صورت وجود خواستهاي براي حل مسئله، رهبر آپو مخاطب مسئله است. دشمن سياستهاي مختلفي را براي از ميان برداشتن رهبر آپو اجرا کرد که اوج آن مسموميت رهبر آپوست. ديگر به مرحلهاي رسيدهايم که سخني براي گفتن نمانده است. پافشاري دشمن بر نفي و نابودي کردها راهي بجز مقاومت باقي نگذاشته و اينگونه است که خلق کرد در برابر اين حملات همهجانبه مرحلهي نويني را آغاز ميکنند. در اين مرحله خلق کرد ميخواهد تمامي فشارها و سرکوبها و حملات را متوقف نمايد. به همين جهت است که ميگويد "ديگر بس است!" و در چارچوب شعار "با افکار رهبري زندگي کن و آنها را ترويج بده" با هدف حل مسئله کرد از هر راهي که ممکن است، در پي دو هدف است. يک هدف آن که کوتاه مدت است تغيير مکان زندان رهبر آپو و معالجه ايشان است. اين هدف اول اين مرحله مبارزه است. هدف دوم نيز آزادي کامل رهبر آپو و حل مسئله کرد است. ديگر بس است يک کمپين و يا فعاليتي مقطعي نيست بلکه مرحلهاي نوين از مبارزه است. جنبش مليـ دمکراتيک کرد ايجاد زندگي جديدي را در دستور کار خويش قرار داده و آن را تا مرحلهاي آورده است. حال که در آستانه به ثمر نشستن مبارزه هستيم، دشمن جهت پيشگيري از ايجاد شخصيت و حيات نوين در کردستان، تمامي امکانات خويش را جهت حمله به ميدان آورده است. خلق کرد براي ممانعت از اين حمله و مقاومت در برابر آن است که ميگويد ديگر بس است. هر فرد کرد "ديگر بس"ي براي خويش دارد. جوانان کرد ميگويند "ديگر بس است! کسي حق ندارد از ما استفاده ابزاري نمايد، جوانان را منحرف کرده، بيهويت نموده، بيشخصيت کرده، دچار مواد مخدر نموده، به مزدوري و جاسوسي گماشته، رهبرمان را با نابودي رو در رو گردانده و سطح سازماندهي ايجاد شده جوانان کرد و آينده جامعه ما را به بازي بگيرد". زنان کرد ميگويند "ديگر بس است! کسي حق ندارد با ما به عنوان جنس دوم برخورد کرده، جايگاهي براي ما قائل نشده، نقشي انساني به ما نداده، ما را ناقصالعقل قلمداد کرده، در خدمت جنسي فرادستان و ستمگران کوچک و بزرگ قرار داده، از زندگي محروم نموده، از صحنه اجتماع دور کرده، فرزندانمان را به کشتن داده، رهبرمان را با نابودي رو در رو گردانده، سازماندهي زنان را که براي اولين بار در تاريخ در اين سطح ايجاد شده را ناديده گرفته و آينده ما را تاريک نمايد". خلق کرد يکپارچه فرياد ميزند "ديگر بس است! کسي حق ندارد ما را انسان قلمداد نکرده، ما را نيست انگاشته، نفي کرده، حياتي انساني براي ما قائل نشده، همچون ابزار بکار برده، به مزدوري و بردگي مجبور نموده، نيروهاي پوياي ما را به هدر داده، جوانان ما را به کشتن داده، رهبرمان را در زندان با نابودي رو در رو گردانده، در پي نابودي سازمان و حزبمان برآمده و آيندهي ما را به اربابان فريب و نيرنگ و سرمايه و سامان پيشکش نمايد". در تمامي اين اعتراضها نقاط مشترکي وجود دارند و محور آن ايجاد حياتي نوين و تلاش در راه ايجاد جهاني بهتر است. خلق کرد به سوي ايجاد جهاني ميرود که در آن وجود دارد، انکار نميشود و به حقوق خويش دست يافته است. جهاني که در آن بنا به اعتقادات فکري خويش همراه با طبيعت، بدون تبعيض جنسي و ملي و طبقاتي زندگي ميکند. براي اين نيز به موانع پيش روي اين جهان اعتراض مينمايد. محور اين حيات نوين رهبر آپوست، کسي که آن را به خلق کرد شناساند و به آنها "خود بودن" را آموخت. هماکنون کردها در برابر خطراتي که رهبر آپو با آن روبروست بپا خاستهاند. هر جوان کرد، زن کرد و هر فرد کرد از هر قشري که باشد مواردي را نميپذيرد و محور همهي اينها نيز يک خواسته است و آن طلب آزادي رهبر آپوست. خلق کرد در تمامي بخشهاي کردستان و خارج از ميهن بايد در چارچوب اين خواسته برخورد نموده و کار و فعاليت نمايند. تلاشهاي ما بايد در اين راستا باشد. براي اين منظور و هماهنگي کارهاي اين مرحله در هر بخش کردستان کميتهاي بنام "کميته تامين سلامت جسماني و آزادي رهبر آپو" تشکيل شده که شاخه "شرق کردستان" آن نيز در شرق کردستان و ايران اين وظايف را بجاي خواهد آورد. اين کميته جهت ايجاد هماهنگي در وظايف و فعاليتها و تلاشهاي خلق کرد خواهد بود. پيگيري اين مرحله تنها کار اين کميته نيست، بلکه تمامي نهادهاي کردي در برابر آن مسئول هستند. ديگر بس است, مرحلهي نويني از مبارزه است. مرحلهاي نوين، تنها با مشارکت تمامي نيروها ميتواند معنا يافته و عملي شود. بايد بدانيم که بقا و پاسداري از موجوديت و حيثيت خويش لزوم انجام وظيفه در برابر اين حمله تاريخي را مقتضي ميگرداند. هيچ کس نبايد در اين مرحله بدون انجام فعاليتي مشخص، نفس راحتي بکشد. وظايف مرحله نه سال است که رهبر آپو در شرايطي بسر ميبرد که نظير آن کمتر ديده شده است، در مرحلهاي که به آن رسيدهايم، اين امر براي ما نيز به سطحي رسيده که غيرقابل قبول است. زندان امرالي حتما بايد بسته شود و مکان زندان رهبر آپو تغيير داده شده و ناراحتي جسماني وي مورد معالجه قرار گيرد. حملهي سياسي ديگر بس است در اين راستاست. اين حمله کاري، حمله مقاومت و مبارزهاي است که تا به نتيجه رسيدن ادامه خواهد داشت. هر فرد ميهندوست کرد و هر کردي که براي خويش حيثيتي قائل بوده و در پي حياتي انساني است و بصورت انساني ميانديشد بايد تحت شعار "با افکار رهبري زندگي کن و آنها را ترويج بده"، ابتدا خويش را با استفاده از افکار رهبر آپو از نظر گذرانده، بازبيني کرده و از جنبه شخصيتي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در مورد عملکرد خويش تامل نموده و آنگونه برخورد نمايد. در کنار آن بايد با مطرح کردن اين موضوع بحث در هر مکان و جايي سبب شود تا ديگران نيز اينگونه برخورد نمايند. اينگونه ميتوان حقيقتا به رهبر آپو انديشيد. انديشيدني که تنها در سطح احساسي و عاطفي باشد، فايدهاي در بر نخواهد داشت. فلسفهي رهبر آپو فلسفهي عمل به دانستههايت است. اگر دو کلمه در راه آزادي خلق خويش و انسانيت بداني و بدان عمل کني، مفيدتر از دانستن هزاران کلمه و عمل نکردن به آن است. آپوئيسم با اين فلسفه کردستان را از نو احيا نمود و فرد کرد را به مرزهاي انسانيت کشانيد و از دست از خود بيگانگي ايجاد شده بدست دشمنان نجات داد. اگر هر فرد حقيقتا چند گفتهاي را که از رهبر آپو آموخته، در زندگي خويش بکار ببرد و وقتي را به تامل در باب آن اختصاص دهد، آن وقت خواهد توانست در راه اعتقادات خويش و براي آزادي سرزمين خود و ساير خلقهاي منطقه و انسانيت نقشي داشته باشد. در اين راه هر فرد کرد در هر جايي که بسر ميبرد بايد در فعاليتهايي که در چارچوب مبارزه نوين ما در قالب "ديگر بس است" ميباشد مشارکت نمايد. يک کمپين امضا را نيز آغاز نمودهايم که در آن از کميته پيشگيري از شکنجه ميخواهيم که نتايج تحقيقات خويش در امرالي را اعلام نمايد. در اين راستا از هر کرد ميهندوست و تمامي دوستان خلق کرد ميخواهيم تا در اين کمپين که هدفي تماما انساني دارد، شرکت نمايند. هر فرد کرد ميتواند با طرح نظرات، پيشنهادات و انجام اقداماتي خلاق در اين چارچوب وظيفه خويش را بجاي آورد. خلق ما در شرق کردستان با تکيه بر نيروي ذاتي خويش و با تشکيل نيروهاي دفاع ذاتي خويش با تمامي توان و بدون داشتن هيچ چشمداشتي از اين حملهي خلقي و ميهني و حيثيتي پشتيباني کرده و در آن سهيم خواهد شد. در اين راه با نيرو گرفتن از قدرت آزادي، حقانيت، عدالت و حقيقت باري ديگر مقطعي نوين از وظيفهاي انساني را بر عهده گرفتهايم. با ايمان به لزوم وجود برادري، تساوي، صلح و انسانيت براي خلق خويش آرزومند پيروزي بوده و دست همياري و همبستگي دوستان خلق خويش را ميفشاريم. کميته تامين سلامت جسماني و آزادي رهبر آپو ـ شرق کردستان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:40 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
سایت مرکزی حزب حیات آزاد کردستان پس از تغییرات اساسی مجددا به روز شد . این سایت شامل اخبار - آلبوم شهیدن - گالری عکس - دانلود - و انتشارات پژاک و ... می باشد .
کانال ماهواره ای پژاک ( نوروز تی وی ) برنامه های خود را هر روز از ساعت ۷:۳۰ شب تا ۱۰:۳۰ شروع کرد . برای دیدن کانال نوروز تی وی به فرکانس بالا مراجعه کنید .
|
||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:33 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به حوادث واتفاقهای کردستان بزرگ می پردازد وامید است مار را با نظرات سازنده خود یاری نماید . با سپاس قندیل
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 بهمن 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
آزادی اوجلان |
| پیوندها |
|
حزب حیات آزاد کردستان پژاک آلبوم شهیدان پژاک - پ ک ک |
|
RSS
|
||