![]() |
![]() |
|
| هدف ما حق تعیین سرنوشت برابری,آزادی.دموکراسی می باشد. |
|
بيانيهنامه PJAK در مورد شهادت رفيق دلخواز هر چند رژيمهاي استعمارگر در مراحل اخير در ابعاد گستردهاي سياست آنتيكرد را پيروي نموده و در هر عرصهاي براي چارهيابي مسئله كرد ايجاد مانع ميكنند؛ اما از سويي ديگر مبارزه آزاديخواهي خلق كرد سيري صعوري به خود گرفته و با مقاومتي علمي در همه عرصههاي كردستان و منطقه گسترش مييابد. خلق كرد بر كنسپتها و اتفاقات آگاهي كامل داشته و عليه اين شيوه برخوردها در مقاومتي بيهمتا بسر ميبرد. چنانكه سطح حملات نظامي، سياسي و ديپلماتيكي مشترك از جانب رژيمهاي ايران و تركيه عليه خلق كرد در سال 2006، بر هر كسي آشكار است؛ اما از طرف ديگر نيز در همه مراحل دشوار سال اخير عمليات و قيام خلق كرد در نوروز 2006، قيام شمزينان، دياربكر، ماكو و ديگر نقاط و همزمان مشاركت خلقمان در رفراندم پذيرفتن رهبر آپو بعنوان اراده سياسي خلق كرد و همچنين در عرصه دفاع مشروع نيز مقاومت نيروهاي گريلا در شمال، جنوب و شرق كردستان در اوج موفقيت، گسترش يافته است. سطحي كه مبارزه آزاديخواهي خلق كرد بدان دستيافته است، در جوهر خود تعريف مرحلهاي نوين است كه در آن ضرورت چارهيابي مسئله كرد، خود را تحميل ميكند و بخش زيادي از حملات و سياستهاي همهجانبه رژيمهاي استعمارگر را پوچ و بيارزش مينمايد كه نشاندهنده آمادگي خلق و گريلا بوده بنحوي كه دوش به دوش هم در همه عرصهها به مقاومت و فداكاري ميپردازند. در مرحله اخير كه وضعيت سياسي خاورميانه، بخصوص در فلسطين، لبنان و عراق، بسوي ناهنجاري بيشتري ميرود، در اين ميان رژيمهاي مستبد و استعمارگر كردستان در پي منفعتطلبي از شرايط بوده و عليه خلق كرد و جنبش آزاديخواهيش، سياستها و اتفاقات خود را گسترش ميدهند. در اين چارچوب رژيم تركيه در تدارك دستيازي به جنوب كردستان ميباشد. در اين بين رژيم ايران به كلي سياست آنتي كرد را تحميل كرده و بخصوص با راهكارهاي نظامي در همه مناطق شرق كردستان عمليات و حملات گستردهاي را ترتيب ميدهد. در روزهاي اخير در مناطق حومه شهرستان مريوان و منطقه ههورامان، عمليات نظامي گستردهاي از جانب نيروهاي سپاه پاسداران جمهوري اسلامي، اجرا شد كه در نتيجه درگيريهايي كه ميان نيروهاي رژيم و كادرهاي PJAK بوقوع پيوست، "محمد علي آرگونهرهان" با نام سازماني "دلخواز بينگول" كه عضو مجلس PJAK بود به كاروان شهدا پيوست. شاهدان محلي اعلام داشتند كه جنازه اين شهيد به دست نيروهاي رژيم افتاده و در مكاني نامعلوم به خاك سپرده شده است. "محمد علي آرگونهرهان" با نام سازماني رفيق "دلخواز بينگول" كه در سال 1966 در شمال كردستان، شهرستان بينگول متولد شده، در سال 1991 در كشور فرانسه به صفوف گريلا پيوست. رفيق شهيد دلخواز كه در فاصله بيش از 15 سال انقلابيگري در همه عرصههاي خارج از كردستان و بخصوص اروپا، شمال، جنوب كردستان و از همان ابتداي شروع فعاليت جنبش آپوئيستي در شرق كردستان، نيز فعالانه جاي گرفته است. از مراحل اوليه تاسيس PJAK تا زمان شهادت ايشان نيز در مديريت حزب جاي گرفته و يكي از فعالترين موسسان حزبمان ميباشد. رفيق دلخواز در فاصله سالهايي كه در شرق كردستان بود در همه مناطق اين بخش از كردستان و بخصوص آذربايجان غربي، استان كردستان، كرمانشاه و حتي در ميان كردهاي ساكن تهران و شمال خراسان نيز به شكلي آكتيو فعاليت نمود و در واقع در عملكردهاي انقلابي همچون الگويي براي ديگران بوده و نمونه يك مدير آپوچي و ملي ميباشد كه با همه درد و آلام خلقمان در شرق كردستان خود را عجين ساخته و خدمتي صادقانه را مبنا قرار داده و با همه توانايي خويش جهت دستيابي خلق به آزادي و حقوق مشروعش تلاش ميكرد. رفيق دلخواز براي PJAK و خلق كرد در شرق كردستان، مليتاني هميشه پيشاهنگ، هميشه تلاشگر و سرچشمه اراده انقلابي، محسوب ميشود. شهيد دلخواز كادر و مديري باتجربه بود كه معيارهاي فلسفي و خطمشي آپوئيستي را، در همه عرصههاي فكري، ذهنيتي، زندگي انقلابي، كار و فعاليتي در شخصيت خود برجسته نموده بود. رفيق دلخواز در هر جايي كه به فعاليت پرداخته باشد، هميشه ورد زبان خلق بوده و بخصوص جوانان شرق كردستان با سطح فعاليت و دلسوزي و معيارهاي انقلابي وي بخوبي آشنا هستند. رفيق دلخواز براي PJAK و خلق كرد در شرق كردستان با شيوه زندگي، فعاليت و شهادت خود پيشاهنگ واقعي خط مشي ملي ـ دموكراتيك ميباشد كه در همه شرايط دشوار انقلاب آزاديخواهي خلقمان نماد مديريت و شخصيتي ملي است كه نامش در تاريخ مبارزات نوين شرق كردستان به پيشاهنگي رهبر آپو، باقي خواهد ماند و همزمان جواب، موضع و خطي است در مقابل سياستهاي گسستن روح ملي و تجزيهگر خلق كرد. شهيد دلخواز نمونه مليتان واقعي خطمشي آپوئيستي بود كه در همه مراحل، عليرغم زحمات و دشواريها، خطمشي و رهنمودهاي رهبر آپو و شهيدان را مبنا گرفته و هميشه برخوردار از موضعگيرياي منسجم و آشكار بود. بخصوص در مرحله اخير كه خطي مشي تصفيه و خيانت درصدد امحاء جنبش آپوئيستي بود، يكي از پيشاهنگترين كادرهايي كه در مقابل اين خط خيانت، با موضعي ايدئولوژيك، سياسي و سازماني، ايستادگي كردند، ايشان بودند. شهيد دلخواز در ميان كادرهاي PJAK سمبل كار، خدمت، عمليات، تلاش خستگيناپذير و فداكاري است. اين رفيق اولين شهيد مجلس حزب حيات آزاد كرستان ميباشد. شهادتهاي اخير رفقا: هيرش، ئاگري و زيلان و در نهايت شهادت رفيق دلخواز، اين واقعيت را نشان ميدهد كه مبارزات PJAK و جنبش آپوئيستي در شرق كردستان وارد مرحلة مقاومت شده و اين شهدا، شهيدان خطمشي آزادي و افق روشن كاروان شهدا و تضمينات پيروزي خلقمان ميباشند. بر اين اساس، PJAK در راستاي دستيابي به اهداف و تداوم راه مقدس شهدا مبارزه خود را تداوم بخشيده و راه اين شهدا را بعنوان ايجاد جهشي در مبارزات خود قلمداد ميكند. PJAK با خطمشي شهيد دلخواز و ديگر شهداي راه آزادي تجديد پيمان نموده كه بر خطمشي فدايي و خدمت صادقانه در راستاي آزادي خلق اصرار ورزد و هرگز سياستهاي امحاگر رژيمهاي استعمارگر و حملات وحشيانه دشمنان را بر ارزشهاي خلق و رفقايمان، بي جواب نخواهد گذاشت. بر همين اساس همچون مديريت و كادرهاي PJAK، ضمن طلب صبر و عرض تسليت به خلق مقاوم كرد و خانواده ميهندوست شهيد دلخواز بينگول، اعلام ميداريم راه رفقاي شهيد؛ شيار، حقي، دلبرين، دهمهات، زاگرس، حسن، هيرش، زيلان، ئاگري و دلخواز را تداوم بخشيده و از همه اقشار و طبقات جامعه و بخصوص زنان و جوانان دعوت بعمل ميآوريم كه با احساس مسئوليتي خطير در اين مرحله ياد شهدا و بخصوص شهيد دلخواز را در كردستان و خارج از ميهن با تشكيل جلسات، سمينار، متينگ، پخش پوسترهاي شهدا و انجام عملياتهاي دموكراتيك، گرامي دارند. بويژه جوانان كرد را دعوت ميكنيم كه شهيد دلخواز بينگول را همچون سمبل مليتاني انقلابي و خستگيناپذير و فدايي، در همه عرصههاي زندگي، كار، فعاليت و عملياتهاي خود، قرار دهند. زنده باد رهبر آپــــو زنده باد مبارزه آزاديخواهي خلق كرد زنده باد خطمشي فدايي شهدا مجلس حزب حيات آزاد كرستان PJAK 2006/7/22 |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:53 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
دولتهاي ايران ـ تركيه و تغذيه متقابل تروريسم ديار مرادي در چنين شرايطي سران تركيه بيشتر از هر مقطع ديگري بيمحابا برخوردي مليتاريستي نسبت به معضل كرد دارند. اما سرهلدانها (تظاهرات)ي خلق كرد در 15 فوريه و نوروز 2006 در كليه شهرهاي كردستان بويژه در ماكو و دياربكر و نيز تظاهرات اين خلق به منظور محكوميت اعمال ترورآميز دولت در شمزينان و برگزاري مراسمها جهت تشييع جنازه 14 تن از رفقاي HPG، بيانگر موضع شفاف خلق كرد در خصوص عجينشدن با روح شهدا، فلسفه آپوييستي و PKK و گريلا ميباشد. البته كه اين برخورد و موضع خلق كرد مانعي اساسي در مقابل پلان پليدي است كه رژيم تركيه در اين مرحله پيش روي خود قرار داده است. بر اين اساس قانون آنتي ترور را كه هدف آن مشروعيتبخشي به سركوب هرگونه عمليات دموكراتيك خلق كرد و حتي ترك است، در كابينه وزراء پس از بحث با شوراي امنيت ملي متشكل از فرماندهان عاليرتبه ارتش و وزيران تدوين و از طريق جوسازي گسترده در رسانهها و تحريك افكار شوونيستي در تركيه، نمايندگان مجلس را ناگزير به تصويب آن مينمايد. مواد قانون مزبور بيانگر اعلان وضعيت فوقالعاده در كردستان است كه كنتراگريلا ( ضد گريلايي)، تشكلات مخفي جهت ترور فعالين سياسي، مدني و حقوقي، ربودن و شكنجه جوانان و كودكان از سوي اين تشكلات مخفي وابسته به ارتش، بار ديگر همچون سوپاپ اطمينان حفظ منافع رانتگرايانه برخي از سران ارتش و افراد بازنشسته و كهنهكار در عرصه سياست، استخبارات و ارتش به راه انداخته ميشود. در يكي از مادههاي قانون آنتي ترور به نيروهاي امنيتي تركيه اجازه داده شده كه به هر كس و يا هرخودرويي كه مشكوك باشند و جواب ايست آنها را ندهد، بالفور حق آتش دارند؛ اين امر، راه را بر مشروع جلوهدادن هرگونه اعمال غيرانساني و غيراخلاقي نيروهاي تركيه باز مينمايد. اين وضعيت، اوضاع فوقالعاده كنوني عراق را در ذهن تداعي ميسازد، يعني هر كس يا هر خودرويي كه به نيروهاي آمريكا نزديك شود، بالفور آماج گلولههاي سربازان آمريكايي قرار ميگيرد. سوزاندن جنازههاي گريلا، مجازاتنمودن كودكان شركت كننده در عملياتهاي دموكراتيك، به آتش كشيدن جنگلها و مراتع كوهستاني كردستان نمونههاي ديگري از اعمال وحشيانه ارتش ترك در اين مرحله است. همچنين جنگ ويژهاي در رسانهها به راه انداخته و تمام امكانات خود را جهت به تسليميتواداشتن كردها بسيج نموده است. دولتهاي ايران و تركيه بدان جهت كه حفظ موقعيت و منافع خود را در جهت عمليساختن چنين توطئهها، نقشهها و اعمالي ميبينند!، همديگر را از تجارب پليد خود در نحوه برخوردشان نسبت به چگونگي بكارگيري راهكارهاي جنگ ويژه و مقابله با نيروهاي گريلا و سركوب خلق كرد تغذيه مينمايند. بطوريكه ميبينيم همچنانكه در تركيه جنازههاي گريلا سوزانده ميشوند، سپاه پاسداران و مزدوران محلي نيز جنازه كادرهاي پژاك را به خودروها خود بسته و بر روي زمين ميكِشند. اين نمونهها در عين حال كه حكايت از وحشيبودن نيروهاي ارتش تركيه و سپاه پاسداران و مزدوران محلي دارد، نشان از آن دارد كه هر دو دولت درتلاشند تا همچون گذشته شخصيت كردي وابسته به آنها و فلجشده از لحاظ روحي، فكري و ذهني و سرباز خوب خود را براي مرحلهاي كه پيش روي خود گذاشتهاند، آماده نمايند. اما در اين مرحله كردها با پيشاهنگي جنبش آپوييستي بر منافع ملي و نيازهاي واقعي خود آگاه گشته و در همين راستا ارادهاي آزاد را كسب نموده و گامبهگام بسوي ارادهاي واحد و ملي در چهار بخش كردستان دست مييابد. مقاومت نيروهاي گريلاي جنبش آپوييستي و گستردهشدن فعاليتهاي احزاب سياسي برخوردار از ايدئولوژي و فلسفه آپوييستي، اقدامات و نقشههاي تصرف، غصب و فتحگونه اين دولتها را در خاورميانه نقش برآب ساخته و همه خلقهاي منطقه را به همزيستي مسالمتآميز در چارچوب سيستم كنفدراليسم دموكراتيك سوق ميدهد. اين برخورد جنبش آپوييستي به تمامي جهت عكس تحريك احساسات شوونيستي و مذهبي از سوي دولتهاي تركيه و ايران ميباشد. به همين دليل تنها راهي كه اين دولتها براي خود يافتهاند، تروريزهنمودن هرگونه تحركي سياسي، حقوقي در كردستان و شدتبخشيدن به عملياتهاي نظامي عليه نيروهاي گريلا ميباشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:51 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
همه با هم با بازتابدادن منش، رفتار و زندگي PKKاي براي بنانهادن سيستم كومهله تلاش نماييم. مجلس PKK با انتشار اعلاميهاي نتايج نشست گسترده خود را كه مدت پنج روز از مورخه 3 الي 8/7/2006 برگزار شده بود، براي افكار عمومي آشكار ساخت. در اين اعلاميه كه با عنوان «همه با هم با بازتابدادن منش، رفتار و زندگي PKKاي براي بنانهادن سيستم كومهله تلاش نماييم»، منتشر شده است. ضمن ذكر اين مطلب كه برگزاري نشست مجلس PKK بهعنوان اظهار پيوند با مقاومت شكوهمند 14 تموز (جولاي) 1982 و شهداي قهرمان خلق كرد است كه سمبل PKK نوين ميباشند، به ارزيابيهاي ارزنده نويني از لحاظ ايدئولوژيكي، سياسي و سازماني پرداخته است. در اين اعلاميه آمده است: انقلاب علمي ـ فناوري كه در اواخر سده بيستم به واقعيت پيوسته است از سويي مسير عدالت، آزادي و دموكراسي را باز نموده و نشانگر پيروزي هر چه بيشتر بشريت در اين مسير بوده و از ديگر سو گويي كه به تخريب دنياي روحي، عاطفي و فكري انسان پرداخته و به جاي آن انساني ربوت گونه و موجوديتي صرفا مادي را جانشين ميكند. همچنين هر چقدر كه پيشرفتهاي علمي ـ فناوري ميتواند در دستيابي انسانيت به ارزشهاي سوسياليسم، آزادي، عدالت و دموكراسي راهگشا باشد، شايد به همان اندازه نيز ميتواند به وسيلهاي براي بازندهشدن انسان تبديل شود. اگر به نفع انسانيت و بر اساس خطمشي آزادي، برابري و دموكراسي بكارگرفته شود، ميتواند به خلق جامعهاي دموكراتيك ـ اكولوژيك مبتني بر آزاديخواهي جنسيتي بيانجامد. ولي در غير اينصورت اگر از سوي دولتهاي كاپيتاليستي دولتگرا بر ضد بشريت اعمال گردد، آن هنگام ميتواند به عامل و سرچشمه بسياري از معضلات ـ كما اينكه امروزه نيز با آن روبهروييم و بهويژه تخريب همه ويژگيها و شاخصههاي انساني و در راس آن زنان تبديل شود. حتي همانگونه كه در تاريخ نيز شاهد نمونههاي آن بودهايم، ميتواند با تبديل مخالفان به ضميمه نظام و مذهبي در ميان سيستم خويش، آرزوهاي آزاديخواهانه و دموكراسي خلقها را به اضمحلال بگراياند. چرا كه متاسفانه امروزه اين پيشرفتها را بيشتر بر محور فاكتور دوم بكار ميگيرد. همچنين در ادامه با اشاره به راهكارهاي پستمدرنيستي، ديني و گرايشات آنارشيستي كه براي خروج از بحران موجود از سوي نظام كاپتاليستي و جناحهاي دولتگرا اعمال ميگردند، آمده است: هيچ يك از اين فاكتورها از ذهنيت سيستم دولتگرايي كاپيتاليستي گذار ننمودهاند. در ادامه با اشاره به نظم تئوريكي و ايدئولوژيكي نويني كه رهبر آپو در قبال سيستم دولتگراي هيرارشيك و همچون آلترناتيو آن، با اساسگرفتن قابليت ارزشهاي اشتراكيـ دموكراتيك تاريخ بشريت ارايه نموده، نوشته شده: مقابله با كاپيتاليسم جهاني و بحران بشريت ناشي از آن، صرفا با گسترش ديد ايدئولوژيك، سياسي و سازماني سيستم رهبري در مبارزه دموكراسي جهاني توفيق خواهد يافت. در بخش ديگري از اين اعلاميه با اشاره به وضعيت سياسي منطقهاي و جهاني و ارزيابي آن ذكر شده: «آمريكا براي توفيق در مداخله منطقه و بهويژه عراق تلاش ميكند كه در قبال ايران و سوريه توافق سهگانه آمريكا، تركيه، عراق را تشكيل داده و براي مشاركت ساير نيروهاي منطقه در اين سياست، در سطح قابل توجهي بر تركيه فشار وارد ميكنند. اما عليرغم افزايش روزافزون ناملايمات در روابط ايران و تركيه، دولت تركيه نيز براي يورش و تهاجم عليه نيروهاي آزاديخواه خلق كرد و جنبش آپوييستي با ايران روابط دوستي برقرار ميكند. اما بديهي است سيستمي كه در اوايل سده بيستم براي منطقه طرحريزي شده نه تنها براي خلقهاي منطقه بلكه براي نيروهاي بينالمللي نيز نتايجي مفيدي دربر نداشته است. تقسيم كردها باعث تقسيم منطقه شده است. در كانون مسايل موجود منطقه سياست "تفرقه بيانداز و حكومت كن" ـ "انكار و امحا" نهفته است كه جهت كنترل منطقه كردستان بكارگرفته شده است. از اين لحاظ : همگرايي و وحدت كردستان به اتحاد منطقه، چارهيابي دموكراتيك مساله كرد به دموكراتيزاسيون خاورميانه و آزادي كردها، صلح و آزادي در خاورميانه را به ارمغان خواهد آورد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:49 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
موضوع چارهيابي دموكراتيك مسئله كرد، بحثي است كه با وقوع توطئه بيناللملي 15 فوريه و دستگيري رهبر آپو روند سريعتري به خود گرفت و تلاشهاي دموكراتيكي كه رهبري كوماكومهلين كوردستان عبدالله اوجالان و PKK در طي سالهاي 92 و 98 به صورت اعلام آتشبسهاي يكجانبه جنبه عملي به خود گرفته بود، وارد فاز جديدي گرديدند. مرحله جديد كه از ويژگي مختص به خود ـ امكان ديالوگي غير مستقيم ميان رهبر آپو و دولت كه از طريق جلسات بازجويي مهيا شده بود ـ جهت چارهيابي مسئله كرد برخوردار بود با اصرار دولتمردان ترك مبني بر تداوم سياست امحاء و نابودي خلق كرد و عدم مطرح ساختن پروژه چارهيابي روبرو گرديد و تلاشهاي انساندوستانه و پروژههاي دموكراتيك رهبر آپو و PKKاز سوي دولت ناديده انگاشته شد. دولت تركيه كه تجارب بيست سالهاش جهت تصفيه و نابودي نيروهاي مدافع خلق همواره با شكست روبرو بوده در سالهاي 99 تا 2002 پيامهايي مبني بر تمايل به چارهيابي دموكراتيك مسئله كرد از خود نشان ميداد ولي با وقوع حادثه 11 سپتامبر و قدعلمشدن پرچم مبارزه با تروريسم، اين واقعه را به عنوان فرصتي مغتنم براي خود برشمرد كه به واسطه كمك و همياري به مراتب گستردهتر از گذشته نيروهاي آمريكايي و اسرائيلي و با توسل به راهكار نظامي، قادر به حل و فصل مسئله بنيادين خود يعني مسئله كرد باشد. تلاشهاي دولت ترك در راستاي سركوب خلق و اعمال خشونت و نيز تلاش جهت تصفيه گريلا، روند بسي تازهتري را در ارائه پروژههاي چارهيابي مسئله كرد از سوي عبدالله اوجالان به همراه داشت؛ پروژههايي كه دولت را پشت سر نهاده و چارهيابي مسئله را بر اراده خلقهاي تركيه استوار ميسازد. لغو آتشبس يكجانبه نيروهاي مدافع خلق HPG در 1 ژوئن 2004 و ارتقاء سطح تدافعي نيروهاي مذكور به حالت فعال را ميتوان به عنوان استارت مرحله مذكور نام نهاد. استارت مذكور در شرايطي زده شد كه مرحله سوم توطئه بينالمللي به هژموني آمريكا و به دست نيروهاي خرده بورژواي وابسته كرد ـ عثمان اوجالان و همراهانش ـ در درون جنبش آزاديخواهي خلق كرد خود را سازماندهي مينمود و نوع جديدي از تصفيه را كه برملا ساخت، بر ارزشها و مباني ايدئولوژيك جنبش و نيز مطرح ساختن موضوعاتي در رابطه با سياست بدون رهبر آپو و نشان دادن اراده خلق كرد ـ رهبر آپو ـ به عنوان مانعي در راستاي چارهيابي مسئله كرد تأكيد مينمود و به صورتي بسيار زيركانه و برنامهريزي شده بر خلق و حركت تحميل ميگرديد. روشنگريهاي به موقع رهبر آپو در خصوص ماهيت توطئه و عملكردهاي صحيح جنبش كه منجر به بازسازي PKK بر اساس پارادايم نوين «جامعه اكولوژيك ـ دموكراتيك و مبتني بر آزاديخواهي جنسيتي» گرديد، توطئه مذكور را نقش برآب ساخته و ماهيت عملكردهاي توطئهچينان را مبني بر تداوم توطئه بينالمللي در قالب سياستهاي متغيير و مكارانه آشكار ساخت. اصرار بر نابودي حركت آزاديخواهي خلق كرد از سوي دولتمردان ترك و نيز نيروهاي امپرياليستي و آشكار شدن نيات پليد آنها مبني بر عدم چارهيابي دموكراتيك مسئله كرد، تلاشها و مبارزات خلق كرد را وارد فاز نويني نمود. همچنان كه اشاره شد، در قبال اصرار نيروهاي ترك بر تداوم راهكارهاي نظامي با اقدام 1 ژوئن پاسخ داده شد؛ همچنين در قبال پروژه خاورميانه بزرگ آمريكا و مدل دموكراسي بورژوايي مطرح از سوي آن و نيز تداوم توطئه بينالمللي عليه رهبر آپو و جنبش، در نوروز 2005 از سوي رهبر آپو تز سيستم «كنفدراليسم دموكراتيك» و «دموكراسي خلقها» ارائه گرديد و بر اين اساس بدون مخاطب قرار دادن دولتها و بر اساس اراده خلق كرد روند شكلگيري آن آغاز گرديد. اقدام مذكور كه تكوين كننده گام 1 ژوئن و جهشي به سوي چارهيابي مسئله كرد در خاورميانه به شمار ميآيد، با استقبال ميليوني خلق كرد در نوروز روبرو گرديد؛ در ادامه نيز برپايي رفراندوم رهبر آپو و قبول ايشان به عنوان اراده سياسي خلق كرد در طي سال گذشته و كسب نتيجه مطلوب عليرغم مانعتراشيهاي بسيار از سوي دولتهاي تركيه، ايران و سوريه و حتي نيروهاي كرد حاكم در جنوب كردستان چه به صورت پرنمودن فرم مخصوص رفراندوم و چه به صورت رفراندوم مستقيم در نوروز امسال و متعاقبا سرهلدانهاي (تظاهرات) همهگير در شمال و شرق كردستان جهت محكوم نمودن عملياتهاي نظامي ارتش تركيه و ايران اثباتي بود بر اصرار خلق كرد بر قبول ايدهها و سياستهاي رهبر آپو و اصرار بر پيروزي. هرچند در طي سال گذشته حزب حاكم دولت AKP (حزب عدالت و توسعه) چراغ سبزي مبني بر ارزيابي مسئله كرد و چارهيابي آن به صورت دموكراتيك در لواي مطرح نمودن جملاتي در راستاي پذيرش خلق كرد به عنوان يك خلق در درون تركيه، نشان داده بود ولي عملكردهاي بعدي اين دولت بار ديگر ماهيت دماگوگ اين دولت و حزب حاكم را افشاء نمود. در واقع اقدام مذكور فريبكارياي در راستاي تقويت خطمشي خيانتي بود كه قصد داشت جنبش را از درون مارژينال و تصفيه نمايد. عدم موفقيت دولت ترك در اين سياست موذيانه و تسكين دردهاي شكستي ديگر با پيرو نمودن سياست ترور جمعي خلق در شمال كردستان و عقد تفاهم نامه و آغاز كنسپتي هماهنگ با دول ايران و سوريه در راستاي ترور خلق در ساير بخشهاي كردستان، آغاز موج جديدي از عملياتهاي نظامي مشترك با ايران جهت نابودي گريلا و نيز تصويب قانون «مبارزه با تروريسم» جواب داده شد. عملكردهاي مذكور كه در نشست فوقالعاده «شوراي امنيت ملي تركيه» تحت عنوان جنگ تمام عيار فرموله شده بود، روند مبارزات سياسي خلق كرد را تسريع فداكاري و مقاومتي تاريخي را در ميان صفوف HPG خلق نموده است. در اين چارچوب و با توجه به دستاوردهاي حاصله در طي دو سال گذشته پروژههاي مستقل و متفاوتي كه در عين حال در صورت توافقاتي دموكراتيك قادر به تكوين يكديگر خواهند بود از سوي رهبر آپو و PKK، هم براي دولت تركيه و هم براي اراده مستقل خلق كرد مطرح گرديده است. در وهله نخست پيشنهادهايي براي دولت اردوغان در راستاي مبنا قرار دادن عملكردهايي همچون دولت اسپانيا در برخورد با چارهيابي مسئله سرزمين باسك و ETA ـ البته با مد نظر قرار دادن ساختار اجتماعي تركيه و ويژگيهاي مختص به مسئله كرد ـ و تكيه بر راهكارهاي دموكراتيك با مضمون ذيل ارائه گرديد: صبري |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:47 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
قانون مبارزه با ترور توافق ايجاد تسهيل تعرفههاي گمركي براين اساس بود و بدين شكل عرصه تركيه را به تمامي بر روي اروپا باز كردند. گفته ميشود كه 70 ميليارد دلار به سبب ادغام گمرك سرقت شده است. براي آشكارساختن آن رسانهها ميتوانند اين مورد را تحقيق و به كار ببرند. امروزه علت تجارت بيشتر آنان با آلمانيها در نتيجه اين توافق ميباشد. بهواسطه اين توافق، دولت آلمان ما را بهعنوان تروريست اعلان كرد. در سال 96 سعي كردند كه مرا در سوريه امحا كنند. رهبر Koma Komelanî Kurdistan در آخرين ديدار خود با وكلايش: باز توافق 98 واشينگتون هم وجود دارد كه پس از اين توافق مرحله تصفيه شروع شد و از لحاظ نظامي نيز سعي كردند كه ما را به دست نيروهاي جنوب تصفيه كنند. تلفات ما هزار نفر و آنان در حدود سههزار نفر تلفات دادند. بعد از آن مرحله اخراج من از سوريه شروع شد. همه اين توافقهاي مخفيانه بر اساس امحاكردن ما انجام داده شدند، يونانيان نيز به خيال خود به اصطلاح ميخواستند كه با تحويلدادن ما مساله قبرس و اژه را حل كنند. همچنين دولت فدره كرد در جنوب نيز در نتيجه اين توافقها شكل گرفته است. اين دولتگرايي مشروط به تصفيه ما در جنوب بنا نهاده شده و در شمال نيز به دست عبدالقادر آكسو، چليك و افرادي ديگر مثل آنها كه نماينده مجلس بودند به اصطلاح مساله كرد حل ميشد. بعدها نيز اين پلان تصفيه را در مرحله امرالي به كار بردند. با دادن زن و پول به عثمان پست فطرت و گروهي از اين قبيل آنان را از ما جدا كردند. اين مساله كوچكي نيست، حداقل 250 كادر بخاطر اينان از ما جدا شدند. آنها در طول ده سال تمام از من نيز دعوت به رفتن كردند، گويا كه براي اين امر خواهش و تمنا ميكردند. ولي من قبول نكردم و نخواهم كرد. فرسودگي در اينجا را بر آن ترجيح ميدهم. مساله بدين گونه حل نخواهد شد. من در نامههايم چگونگي چارهيابي را توضيح داده بودم... 25ميليون كرد را چگونه از بين خواهي برد؟ ميليونها كرد به من پايبندند. چنين چيزي راه را بر كشتار و قتل عام بزرگي باز خواهد كرد. اين غير ممكن است. نبايد جوانان را در سرماي كوهستان تشنه و گرسنه بگذارند، لازم است دفاع مشروع خويش را انجام دهند. گروهي كه سياستهايي بر محوريت بنبست و جنگ ويژه را تحميل ميكنند، تشكل بسيار عجيبي است. همه مليگرايان و چپگرايان در تركيه يكي شدهاند، دوغو پرينچك قسما چنين توافقي را به پيش برده است؛ حال آنكه نه چپ آنان چپگرايي، نه راستگرايي آنان راستگرايي، نه كمونيسم آنان كمونيسم و نه اسلامبودن آنان مسلماني و اسلامبودن است. از دوغو دعوت ميكنم مسايل را واقعبينانه بنگرد. امروزه تركگرايياي كه آنان برجسته ميسازند هيچ ارتباطي به تركبودن ندارد. تركگرايي بسيار عجيب است. در اين باره اثرات يكي از آكادميسينهاي مليگراي ترك بنام پروفسور "ممتاز ارتوركنه" را خوانده بودم. وي ميگفت: كما بيش همه كساني كه در تركيه ادعاي مليگرايي ترك را دارند، اصالتا ترك نيستند". نوشته او با عنوان «تركگرايي كساني كه ترك نيستند» را خوانده بودم، با تشخيصهايي كه من داده بودم هماهنگ است. "نيهاد آدسز نيز از "تركگرايي كساني كه ترك نيستند» بحثهايي ميكند. مليگرايي او نيز به مليگرايي هيتلر شباهت دارد، وي از شيفتگان هيتلر است. وقتي كه مليگرايي ترك پا به عرصه نهاد، هيچ كدام از نظريهپردازان آن اصالتا ترك نبودند. حال آنكه تركها از آسياي ميانه آمدهاند. اين تركگرايي فرماليته درزمان فروپاشي عثماني به ميان آمده و آنزماني است كه با اضمحلال عثماني آندسته از جناحهايي كه در بروكراسي سطح عالي دولت جاي ميگرفتند و سرمايه را در دست گرفته بودند، به هراس افتادند و بهخاطر حفظ موقعيت خويش به دولتگرايي و مليگرايي روي آوردند. اينها ريشه بالكان بوشناك، بلغار، آلباني و قفقاري تبار هستند، چركس و يهودياند. اگر با دقت نگاه كنيم ميبينيم كه 4 نفر از بنيانگذاران حزب اتحاد و ترقي كرد هستند؛ عبدالله جودت و گوكالپ از اينها بودند و همه اينها از تركگرايان غير ترك بودند. اين اتحادگراياني كه ايدئولوژي تركگرايي را پذيرفتند تحت لواي اين ايدئولوژي آتش قتلعام جمعي ارامنه را شعلهورتر ساختند. پس از اينكه بدين شكل ارمنيان را بدست كردها از ميان برداشتند، سياست ترككردن كردها را از طريق سياست آسميلاسيون به اجرا گذاشتند. بعد از سالهاي1960 انكار كردها وارد مرحله حادي شد كه در نتيجه آن مقاومت PKK ظهور كرد. جنگ ويژه امروزي از اين سنن ريشه ميگيرد. حتي بايد از اين زاويه به مساله شمزينان نيز نگاه كرد. به اظهارات برخي از وكلا كه در جلسه محاكمه عاملان اين واقعه شركت داشتند گوش فرا دادم، سطحي بودند. سازمان مشاوره حقوق را به رگبار بستند، بسياري از باندها لو داده شدند. اگر آمريكا و اروپا همكاري نمايند، بيوك آنت كودتا خواهد كرد، براي اين آمادهاند، چنين نيرو و خواستهاي دارند. يكي از سياستهاي جنگ ويژه نيز اينست كه فرزندان كرد را گرسنه نگه داشته و آنها نيز به كلانشهرها آمده و مرتكب جرم ميشوند. شما با استناد به نمونههايي (بيماري) كه هست ميگوييد که نميتواند سرطان باشد، مگرنه؟ خلط تلخ و سوزاننده در گلويم هنوز ادامه دارد، در اين مورد ميتوانيد با دادستاني گفتگو كنيد. بهتر آن است يك دكتر متخصص بيايد و يا ميتوانيد براي نشاندادن نمونه اين خلط به متخصصان از دادستان مطالبه كنيد كه از آن نمونه بگيريد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:46 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
اروپا جايزه ساخاروف را بيخودي به ليلا (زانا) نداده است، علت دادن اين جايزه براي فعاليتهايي است كه براي آزادي و دموكراسي انجام داده و خواهد داد. چرا اينگونه رفتار ميكند، مگر هنوز عرصه مناسبي پيدا نكرده است؟ در تركيه ميتواند در بسياري از عرصهها و سازمانهاي مردمي كار كند. وضعيت زنان را بر زبان آورد. كميتههاي آزادي و راهحل دموكراتيك را پيشنهاد خواهم كرد. ليلا ميتواند در اين فعاليتها جاي بگيرد. اگر در تركيه موفق به انجام چنين کاري نشد در كردستان عراق ميتواند كار كند. انصاف! آيا سبب اين موضع ليلا، شوهر و خانواده او ميباشند؟ بايستي فردگرايي و خانوادهگرايي را به كناري نهاد. مگر حيف نيست؟ ميخواهد چهكار كند، اگر ميخواهد در خانهاش بنشيند و خانواده و شخص خود را اساس بگيرد اين را اعلام كند تا همه بدانند. زيباري گفته است كه PKK در كنترل آنان نميباشد، مگر نه؟ اين حقيقت دارد، در اين اواخر هر سه (مسعود بارزاني، جلال طالباني و هوشيار زيباري) نيز همان چيز را ميگويند. قبلا نيز تلاش كردند که ما را امحا كنند، ولي فهميدند كه نميتوانند بدين شيوه نتيجه بگيرند. ليلا و رياست مشترك DTP (حزب جامعه دموكراتيك) نيز با آنان ملاقات كرده بودند، در آن ملاقاتها هم چيزها مشابهي گفته بودند. در راديو هر چند هم محدود هم باشد ميتوانم پيگيري كنم، اگر براي حل مساله صميمي ميباشند آنها نيز ميتوانند لازمه اين كار را انجام دهند. در آن زمان با آنان بسيار مبارزه كرديم، خيلي جنگيديم. به آساني نميتوانند ما را امحا كنند. هشدار ميدهم، اگر در جنوب تحركاتي با هدف نابودي مجدد صورت پذيرد، رفقايمان نيز مقاومت همهجانبهاي صورت خواهند داد. هيچ نيرويي قابليت امحاي PKK را ندارد. موضع دولت در تركيه چگونه است؟آيا به نظر شما اميدي براي راهحل هست؟ براي امحاي من و PKK طرحريزي نمودند. در اين موارد توافقهاي مخفيانه در کار است، بايد اين را خوب درك كرد. با شروع جنگ خليج درسال 91 ارتباط مابين امريكا، بارزاني و طالباني براي تصفيه ما شروع شد. در سال 92 در اروپا طالباني و حكمت چتين توافقي سري انجام دادند و به دنبال آن به ما حمله كردند. درسال95 ،چيلر (نخستوزير سابق تركيه) در توافق با اروپا در قبال اعلان PKK به عنوان جنبشي تروريستي ميگويد که؛ شما کاري به کار PKK نداشته باشيد ما نيز دروازههاي تركيه را برايتان باز خواهيم گذاشت. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:45 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
شما ميدانيد خطراتي كه احزاب كمونيستي در ساليان اخير تحت نام پيشاهنگ خلق به آن گرفتار شدند، چه بلايايي كه بر سر اهداف و آرمانهاي متعالي و آمال و اميدها آورده، اين خطر ما را نيز تهديد ميكند. ما مجبوريم كه اين خطر را به هر قيمتي و به هر شكلي از ميان برداريم. تا هم به سرنوشت جنبشهاي متعدد طبقات فشار و استعمارگراني كه در طول ساليان دراز ظهور يافتند، دچار نگرديم. در جنبش ما ساختارهايي كه به شكل اجتماعي نمود مييابند، بايستي متكي بر تلاش و دسترنج باشند. غير از اين راه ديگري نداريم. اين، دنيا و عالم بزرگي است. شايد توسعه اجتماعي ما پديدآورنده دنيايي شبيه انقلاب اكتبر و يا از بسياري جهات، حياتي فراتر از آن بوده و مرزهاي آن را درنوردد. به گراميداشت اين انقلاب ساختار ويژهاي ايجاد كنيم، آن را لكهدار نسازيم، پيشاپيش به آن ايمان آورده و پس از باور به آن الزاماتش را فراهم سازيم. اين بسيار مهم است. شما جوانيد و از ميان جامعهاي آمدهايد كه همه چيزش به نابودي كشانده شده است. دستيابي به پيشرفتهاي نوين امكانپذير است. ميتوانيد به ساختاري جديد فايق آييد. براي اين منظور نيز بنويسيد، به بحث و گفتگو بپردازيد، سازماندهي شويد و آنرا به عمليات تبديل سازيد. دقت كنيد كه سود و بهره شخصي شما اهميت ندارد. جهت پيروزي، در ساختاري اجتماعي براي بشريت كار كرده و خود را نامزد چنين مسيري نماييم. براي اين كار نيز قبل از هر چيز به سطح ضعفهاي سياسي خود بنگريد. چگونه هنوز هم در هر عرصهاي از "خود" دم زده و به غير از "من" گفتن چيز ديگري يافت نميشود. تكوين اجتماعي همانا ايجاد و نيل به كلكتويسم (مشاركت جمعي) و آفرينش پيشاهنگ اين مسير نيز، همانا همدلي و همفكري است. ما فاصله بسيار دوري با آن داريم. آشفتگي و خودخواهي بسيار بزرگي در ميان است و اين بزرگترين خطر را ايجاد ميكند. اين بدان معناست كه ساختار اجتماعي و فرهنگي ما از چنين جنبه ناقصي نيز برخوردار است. روي سخن من با آنانيست كه ميگويند "من بسياري از چيزهايم را به اين انقلاب دادهام و خودم را فداي آن كردهام"؛آناني كه متقلب و سارق نيستند، بياييد تا از رويدادهاي تاريخي برداشتهاي اشتباه و غلط ننماييم. هزاران سال ما را از ما سلب كرده و به جاي آن هرگونه بيگانگي و خيانت را برجاي گذاشتهاند. تخريب آنچه را كه بايستي تخريب نماييم، يكي از ابعاد انقلابي ما را تشكيل ميدهد. بايستي آنچه را كه لازم به جايگزين ساختن آن هستيم به خوبي ديده و آن را با گفتمان بسيار عميق آزادانهاي متبلور سازيم. بايستي اگر به استيل جديدي نياز هست، استيلي جديد؛ اگر برخوردي نوين لازم است، برخوردي نوين و اگر ارادهاي جديد لازم است، ارادهاي نوين داشته باشيم. فرهنگ و زندگي انقلابي بايستي امكان بحث و گفتمان را خلق كند. براي اين منظور نيز ميگوييم كه بدون دادن اجازه به هرگونه فشار و درافتادن به افكار كهنه سنتي، انقلابمان رابه نمونه بزرگترين مبارزات و خلق فرهنگ در اين راستا و بر اين محور تبديل كنيم. چنين چيزي نيازمند برپايي طوفاني روحي، عاطفي و ايجاد شيفتگي و كسب نيرويي ارادي در شماست. به تصورم درست در اين نكته، چنين چيزي وارد عمل ميشود. ما از خلقي هستيم كه ترقي همديگر را نميپسندند. هر روز بعضي از گزارشهايي را كه از زندانها، كوهها، اروپا و صفوف ما به دستم ميرسند ميخوانم. بيماري فرديت بسيار بزرگي همه را رنج ميدهد. اين يكي از بيماريهاي شايع انقلابي است و معنايش نيز اين است؛ امكانات ايجادشده موجود را با شيوه برخورد و عادات منفي سنتي ـكه در زندگي شخصي با آن پرورش يافتهاندـ و با نيروي حاصله از آن، بيوقفه فرسودهساختن. از اين لحاظ خواه بهانه عدم مشاركت در انقلاب (خطاب به كادر) هر چه باشد ـ بدون انجام اين جدايي كه در اينباره چه كسي حق با اوست و يا چه كسي ناحق ميگويد ـ كساني كه به اين وضعيت دچار شده و آنان كه مشمول چنين نقشي ميگردند بايستي از ياد نبريم كه بهصورتي ابژكتيو، عاملان و مجريان نقش براي ضد انقلاب هستند. بخش ششم از آثار عبدالله اوجالان |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:42 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
خلاق، منظم و كسي كه ميدانست معناي زندگاني را خلاق، منظم و كسي كه ميدانست معناي زندگاني را؛ اين اولين تصويريست از او در ذهن من. در چشمانش بارقه متانتي از شناخت زندگي، مأنوس با درد و دوستي ميدرخشيد. دستهايش كارآشنا و با عرق جبين زنده بود؛ شيلان. به ندرت ميشناختم انساني چنين با ادعا و عزمي راسخ براي زندگي. با عشق و علاقه مختص بهخود به كارهايش ميپرداخت، اگر به بهاي مرگ هم ميبود وظايف محوله را آنچنان كه بايسته و شايسته است بهجاي ميآورد. گريلاي زن روزنامهنگاري بود كه با هنر جنگ نيز در شرايط ضروري آشنا بود. قلبي رنج كشيده كه از بطن كردستان ميجوشيد. رنج كشيدهاش ميخوانم، زيرا شاهد دردهاي بسياري شده بود و اين تألمات را با تمام وجودش لمس كرده بود، خلاصه او هم از آناني بود كه با اين درد و رنجها همسفر گشته بود. شيلانم؛ اگر بگويم كه تاب نوشتن و قلم در دست گرفتن ندارم، نميتوانم كلمهاي را، جملهاي را از دنياي عواطفم براي تو انتخاب كنم، عفو كن مرا! آنگونه كه به برخي از رفقا گفته بودي؛ روزي حديث مرا نيز خواهيد نوشت! آري، مينويسم، اما نوشتني اينچنيني را نميخواستم. دلم ميخواست در كنار تو نشسته و داستان پيروزيهايت را مينوشتم. هنوز هم در برزخ عواطف بيتوييام و اين ششمين روز پس از رفتنت. هرچه ميكنم مرا ناي جداييات از افكارم نيست. هرلحظه چنان تصاويري زنده از تو در ذهنم به رقص در ميآيند كه جدايي از آن ناممكن است. جداييها و رفتنها هميشه دشوار و آدمي را به درد ميآورد و ما در اين سفري كه زندگياش تعبير ميشود، چنان با جداييهاي بزرگي روبرو شدهايم كه ديگر نيك ميدانيم، لحظهبهلحظه اين زندگي سرشار از اميد و موفقيت با خاطرات و گفتههاي گهربار شهيدان زندگي ميكنيم. باور كن در اين لحظه اگر نويسنده هم باشم، شاعر هم باشم، مرا ياراي توصيفت نيست. با خود ميگويم شايد اگر هنرمندي ميبودم، آنوقت ميتوانستم بيحد و مرز تابلوي زندگيات را كشيده و حكايت زندگانيات را استادانه در قابي ترسيم ميكردم. نه كلمات نويسنده را و نه ابيات شاعر را كفايت تعريف تو نيست. تو چونان زيبايي كه براي تعريف تو به هيچ يك از اينها نيازي نيست، زيرا تو خود را با زيباترين جملات در ثانيههاي ماندگار زمان حك كردي. ميخواستم از روزنامهاي سخن بگويم كه تو در ارمنستان در نبود امكانات بهراه انداختي؛ زيباترين تعريفش را تو ميكردي «بسان فرزندي كه تو با دستان خود بزرگش ميكني». عمر كوتاه اما حياتي كه در آن عصرها نهفته است. اما هنوز چيزي هست كه از آن سرباز نزدهام، جملهاي كه آخرين جدايي بر زبان آوردي «ايكاش تو هم با من بودي!» هميشه با تو خواهيم بود و راهت را ادامه خواهيم داد. همرزم شهيد زن اي تاريخ بگشا صفحات گمشدهات را و بگو قصه ملكههاي جاودان را بخوان آنان كه مقدسترينها بودهاند زماني آنان كه خدايان را متحير ميساختند از عظمتشان، بركتشان و عدالتشان مايه اميد و پيروزي مايه حيات و خالق صلح و برابري قصهي آن درختي بخشنده و مهربان اوايل بهار كه جوانههايش باز ميشد پرندگان را وحيخواندن ترانه بهاري ميرسيد و بلبلان مستانه مستانه سر ميدادند ترانههاي آزادي را شهيد زيلان پهپوله 14جولاي، گامي بزرگ در راستاي تكوين PKK است. عبدالله اوجالان بر فراز كوهستان |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:38 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
گزارش نمايندگان مجلس شوراي اروپا در مورد مساله كرد
نمايندگان مجلس شوراي اروپا كه تركيه نيز عضو آن ميباشد، در مورد مساله كرد گزارشي تهيه نمود. در مقدمه اين گزارش تصريح شده كه لازم است تركيه وجود فرهنگ كردي را نه به مانند يك خطر، بلكه بعنوان غناي فرهنگي در كشور تركيه قلمداد كند. همچنين در اين گزارش آمده است كه ملت كرد، بزرگترين ملت بيدولت در دنياست كه از ميهني يكپارچه برخوردار نيست. از اينرو بايستي مساله كرد بهشيوهاي همهجانبه چارهِيابي گردد. در گزارش مزبور، وظايف و گامهاي لازمه براي چارهيابي مساله كرد از جانب دولت تركيه نيز تعيين شده كه شامل قبول حقوق طبيعي خلق كرد از جمله آموزش به زبان مادري و زمينهسازي و برداشتن گامهاي عملي در اين راستا، آشكارنمودن جمعيت كردها در تركيه، تاسيس مراكزي براي شناساندن فرهنگ كردي و .... همچنين در اين گزارش اشتباهاتي كه تركيه در مورد PKK مرتكب شده و تا بحال نيز تداوم مييابد، مورد ارزيابي قرار گرفته و تغييراتي را كه از سال 2004 به بعد در تركيه انجام شده است بسيار ناكافي برشمرد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:36 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
شهادت گريلاي روزنامهنگار؛ شيلان آراس "آيفهر سهرچه" با كد سازماني شيلان آراس كه يكي از گريلاهاي زن و كادر فعال PAJK (حزب زنان آزاد كردستان) بود، در جريان عملياتهاي نظامي مشترك اخير ايران و تركيه به شهادت رسيد. آيفهر سهرچه كه جهت تحقيق و پژوهش پيرامون پديده خودكشي زنان در ايران به منطقه "كهلهرهش" رفته بود. در نتيجه عملياتهاي اخير در حوالي روستاي ديرهلي از توابع شهرستان سلماس به شهادت رسيد. آيفر سهرچه كه متولد سال 1970.م از منطقه ويرانشار شمال كردستان ميباشد، ضمن تلاش و مبارزهاي بيوقفه در ميان صفوف گريلا خدمات و فعاليتهاي زيادي در توسعه مطبوعات كردي انجام داد و در اين اواخر نيز، هم بهعنوان خبرنگار خبرگزاري فرات كار ميكرد و هم بهعنوان گريلاي زن از سوي PAJK ماموريت يافته بود در مورد پديده خودكشي زنان در شرق كردستان تحقيقاتي را انجام دهد. آيفر سهرچه سه سال در ارمنستان به فعاليت مطبوعاتي كردي پرداخت و پس از آن حدود دو سال نيز در جنوب كردستان به فعاليتهاي مطبوعاتي خود ادامه ميداد. اتحاد روشنگري دموكراتيك YRD و جمعي از رورنامهنگاران با انتشار اعلاميهاي، انزجار و نارضايتي خود را از به شهادترساندن ايشان توسط نيروهاي سپاه پاسداران ابراز داشته و حكومت تروريستي ايران را محكوم كردند. شايان ذكر است كه بسياري از احزاب سياسي از جمله PAJK و PJAK و نهادهاي رسانهاي و مطبوعاتي نيز نارضايتي خويش را اعلان و پيامهاي تسليتي به خلق كرد بويژه زنان كرد اعلام داشتند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:34 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
ستاد فرماندهي HPG در پاسخ به بيانات دولت كه گفته بود ديگر تحمل ما نمانده است بيانيهاي منتشر و اعلام كرد كه خلق كرد و HPG قادر به تحمل شرايط موجود نيست. در اين بيانيه آمده است كه جنگافروزي در كردستان شدت يافته و همانطور كه آشكار بود، جنگ بهمراتب وخيمتر و ابعاد گستردهتري را در خود ميگيرد. ستاد فرماندهي HPG در اين چارچوب با اشاره به تداركات ارتش ترك از آغاز سال و عملياتهاي نظامي گسترده و تشديد حملات عليه گريلا و خلق و وضع قانون آنتيترور متذكر شد كه سبب وخامت اوضاع، دولت بوده و عليرغم آتشبسهاي مكرر از سوي ما هيچگونه اقدامي از سوي دولت برداشته نشده است. در ادامه اين بيانيه آمده است كه در صورت تداوم اين وضع، HPG دامنه فعاليتهاي خود را گستردهتر و حق دفاع مشروع و مقابله بهمثل را به نحو احسن پياده خواهد كرد. در پايان اين بيانيه نيز آمده است كه مواضع و اقدامات اخير براي طرحريزي كشتار جديدي است و اگر دولت تركيه بر آنها اصرار كند، گريلاهاي HPG جنگ را به سرتاسر تركيه تا سواحل درياي "اژه" و "مرمره" خواهند كشيد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:33 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
رژيم ايران طي دو هفته گذشته سلسله عملياتهاي نظامي گستردهاي در مناطق مريوان و اورامانات بهراه انداخته است و با گسيل شمار زيادي از نيروهاي نظامي، انتظامي و اطلاعاتي به منطقه و بهكارگيري سلاحهاي سنگين و چرخبالهاي نظامي، جنگ تمامعياري را عليه نيروهاي PJAK آغاز كرده است. در نتيجه اين درگيريها ضربات مهلكي بر نيروهاي رژيم وارد آمد و دشمن، متحمل تلفات جاني و مالي زيادي گشت و حدود 13تن از پاسداران به هلاكت رسيدند. همچنين در ادامه اين درگيريها رفيق "محمد علي آلگونرهان" با كد سازماني "دلخواز بينگول" عضو مجلس PJAK طي چند روز درگيري با نيروهاي رژيم و مقاومتي بينظير به درجه رفيع شهادت رسيد. شهيد دلخواز اولين شهيد مجلس PJAK ميباشد كه در سال 1996 در شهر بينگول از شهرهاي شمال كردستان چشم به جهان گشود و در سال 1991 به صفوف گريلاهاي PKK پيوست. از سال 2000 بهبعد وارد فعاليتهاي سازماني شرق كردستان گرديد و در كنگره تأسيس PJAK نقش فعال و بهسزايي ايفا نمود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:31 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
مسخشدن در خيال و توهمي واهي ماني كياكسار حمله نيروهاي نظامي اسرائيل به لبنان در ظاهر به بهانه آزادسازي دو سرباز اين كشور كه از سوي نيروهاي حزبالله ربوده شدهاند، بحثهاي جنجال برانگيزي را كه حاوي ابهامات بسيار ميباشند، به دنبال داشته است. با اين وجود وقايع چند روز اخير را ميتوان بخشي از پروژه توسعهطلبي آمريكا تحت عنوان پروژه خاورميانه بزرگ و تلاش جهت حفظ موقعيت و ستاتوي دولتهاي اقتدارگراي منطقه و در رأس آنها ايران و سوريه برشمرد. ايجاد جبهه جنگ ديگري ميان اين دو خطمشي در جنوب لبنان تبعات بسيار مخربتري به نسبت نيروهاي غربي براي رژيمهاي سياسي ايران و سوريه به دنبال دارد چراكه هر دو رژيم در حمايت خود از حزبالله بر سر دو راهياي قرار گرفتهاند و اين مطلب از يكسو منجر به تضعيف موقعيت آنها در ميان اسلامگرايان راديكال منطقه و جهان گرديده و نيز به افشاء ماهيت شعارهايي مبني بر حفاظت از جهان اسلام و برچيدن اسرائيل از روي زمين در صورت عدم اقدام قاطعي عليه نيروهاي اسرائيلي منتهي خواهد شد؛ از ديگر سو هرگونه اقدام عملي و نظامي آنها در اين خصوص نيز به بهانه تكميل كنندهاي در راستاي تسريع روند مداخلهاي خواهد بود كه با جنگ در عراق درصدد به تعويق انداختن آن ميباشند. در وضعيت مذكور تركيه نيز به عنوان يكي ديگر از كشورهايي كه درصدد حفظ موقعيت فعلي خود ميباشد، قصد دارد از آب گلآلود ماهي گرفته و حمله اسرائيل به جنوب لبنان جهت باز پسگيري سربازان خود را ـ كه به سطح كل لبنان كشيده شد ـ همچون توجيهي جهت ورود به جنوب كردستان و از ميان برداشتن نيروهاي PKK مستقر در آنجا مطرح نمايد. توجيه مذكور از ابعاد گوناگوني قابل توجه است؛ در خصوص راهكار نظامي تركيه و احتمالا ايران شايان ذكر است كه تجربه بيش از دو دهه جنگ با نيروهاي گريلا نشان داده است كه راهكارهاي نظامي جهت تصفيه گريلا به هيچوجه چارهياب نبوده و در اين خصوص حتي تجارب عملياتهاي نظامي تركيه در سالهاي 92،95 و 97 در جنوب كردستان نيز با شكست و سرافكندگي نيروهاي ترك منجر شده است. علاوه براين مطلب تركيه از اين حقيقت غافل مانده ـ و يا آنكه قصد ديگري دارد ـ كه نيروهاي PKK تنها در جنوب كردستان مستقر نيستند و اين نيروها در هر چهار كشور اصلي منطقه خاورميانه و بويژه تركيه مستقر ميباشند و كشتههايي كه دولتهاي تركيه و ايران در طي عملياتهاي نظامي مشترك از نيروهاي مدافع خلق HPG متحمل شدهاند، در عمق خاك كردستانِ زير سيطره اين كشورها بوده و لذا توجيه نابودي گريلا در جنوب كردستان به هيچ عنوان منطقي نميباشد. همچنان كه نيروهاي HPG نيز اعلام داشتهاند، در صورتي كه نيروهاي نظامي تركيه وارد جنوب كردستان شوند، جنگ دفاع مشروع را به مناطق مرمره و درياي اژه ـ سرتاسر تركيه ـ خواهند كشاند. ماهيت گسترش عملياتهاي نظامي به جنوب كردستان، نخست با هدف سرباز زني از سياستي است كه در سال 1923 و با توجه به منافع نيروهاي امپرياليست و در راس آنها انگليس در قالب «پيمان سور» بر تركيه تحميل شده و زمينه استعمارطلبي و اشغال جنوب كردستان را مسدود نموده است. همچنين تداوم سياست انكاري است كه تركيه به عنوان پيشاهنگ آن در منطقه شناخته شده و آن نيز همانا سياست انكار و امحاء خلق كرد است و جنوب كردستان و حكومت فدره آن نيز هرچند كه از نقاط ضعف و انتقادپذيري در راستاي پيرو نمودن سياستي ملي برخوردار باشد، با اين وجود بخشي از كردستان است كه سياست انكار و امحاء خلق كرد به صورتي آشكارا در آن برچيده شده است. علاوه براين مطلب در درون جناحهاي سياسي تركيه نيز كشمكشي سخت بر سر اقتدار در جريان است كه در نتيجه روبرو شدن با معماي چارهيابي مساله كرد، ماهيت دولت و ساير احزاب فاشيستي موجود در اين كشمكش را به صورتي بيپرده آشكار ساخت؛ حوادث شمزينان و حمله به دادگاه عالي، بخشي از جنگ اقتدار مذكور را تشكيل ميدهند. لذا با توجه به نمونههاي تاريخ معاصر تركيه ميتوان دريافت كه محاوله مساله كرد به ارتش سرپوشي بر بوي تعفني است كه ساختار سياسي تركيه در سياستهاي داخلي و منطقهاي و تلاش براي تداوم سيستم كنوني خود برداشته است. امروزه تركيه به مانند سالهاي آغازين تأسيس جمهوري بر دو راهي و شايد بهتر است بگوييم بر سهراهياي قرار گرفته است و تاحدودي نيز بر آن است كه سياستي دوجانبه را در برابر خطوط استراتژيكي كه در منطقه مطرح ميشوند درپيش بگيرد؛ همچنان كه در بالا بدان اشاره شد، تركيه درصدد است در جناح رژيمهاي ستاتوگراي منطقه ـ ايران و سوريه ـ كرسي خود را حفظ نمايد و در اين راستا با پيشاهنگي در كنسپت امحائي كه عليه خلق كرد آغاز نموده است، مشاركت و همياري آنها را جذب نمايد. از سوي ديگر با عقد تفاهمنامه استراتژيك برخوردي موازي با كليه سياستهاي جهاني و بويژه منطقهاي آمريكا، درصدد حفظ كمكهاي مالي و نظامي است كه در طول سده گذشته دريافت نموده است. از بعدي ديگر تركيه با خط سومي نيز روبرو است كه تاكنون حاضر به قبول وجود قاطع آن نبوده است؛ خط سوم كه ميتوان گفت خطمشي رهبر آپو (عبدالله اوجالان) و چارهيابي دموكراتيك مساله كرد و گذار به جمهوري دموكراتيك و پذيرش ملتي دموكراتيك به جاي دولت ـ ملت ترك ميباشد؛ خطمشياي كه به طور قاطع پتانسيل دموكراتيك خود را در طي سرهلدانهاي (تظاهرات) نوروز امسال و رفراندوم رهبر آپو به اثبات رسانده است. تركيه در جهت مقابله با پتانسيل مذكور گامهاي ارتجاعي بسياري را پيرو نموده است كه به عنوان نمونه ميتوان به افزايش بيش از حد عملياتهاي نظامي اين كشور ـ عليرغم بدهيهاي فراواني كه تقريبا معادل 400 ميليارد دلار را به دنبال داشته است ـ و تصويب قانون ضد تروريسم كه به طور قطع ضد خلق كرد ميباشد، اشاره نمود. عدم موفقيت دولت تركيه در كنسپت نوين خود عليه خلق كرد باعث گرديد كه رژيم مذكور وضعيت موجود در خاورميانه را فرصتي مغتنم شمرده و جهت مقابله با سير صعودي حركت آزاديخواهي خلق كرد و دستاوردهاي بدست آمده و نيز كسب نقشي تعيينكننده در سياست منطقه به تكاپوي اشغال جنوب كردستان بيفتد. تكاپويي كه بيشتر از واقعيت به مسخ شدن در خيال و توهمي واهي شبيه است.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:29 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
پژواک هرچند كه عبدالله اوجالان، رهبر كوما كومهلين كوردستان در طي چند ملاقات اخير خود با وكلايش، راهحلهايي دمكراتيك و معاصر و صلحجويانه را جهت حل معضل كرد ارائه نمود و در اين چارچوب از نخستوزير، رئيسجمهور، رئيس مجلس و ساير نهادها و ارگانهاي رسمي دولت خواست كه گامهاي مثبتي را بردارند، اما سواي آنكه اقدامي در اين باره از سوي سران آنكارا صورت نپذيرفت، حتي عملياتهاي نظامي ارتش تركيه عليه نيروهاي گريلا و فشار عوامل اطلاعاتي بر خلق كرد فزوني يافت. اينگونه اقدامات ارتش تركيه در حالي صورت ميگيرد كه مشكل اسرائيل ـ فلسطين بار ديگر به افزايش تنش ميان نيروهاي حزبالله لبنان و حماس، فلسطين با نيروهاي اسرائيلي و در واقع صفآرايي ايران، سوريه در برابر جبهه اسرائيلـ آمريكا رسيده است. همچنين كشتار و عملياتهاي تروريستي در عراق روزانه شدت بيشتري ميِيابد و رژيم اسلامي ايران نيز هم در مقابل فعالين سياسي، حقوقي و مدني و هم در مقابل هرگونه تحرك سياسي PJAK، بهغير از برخورد مليتاريستي و خشونتآميز راه ديگري نميشناسد. يعني در حالي كه جنگ و خونريزي سايه خود را بر خاورميانه گسترانيده است؛ اقدامات دولت تركيه ـ ايران به گستردهترشدن ابعاد جنگ دامن ميزند، جنبش آپوئيستي و در رأس آن رهبر عبدالله اوجالان تمركز سياسي ـ فكري خود را به از ميان برداشتن فضاي جنگ و خشونت و جايگزين نمودن فضايي صلحآميز و دمكراتيك معطوف ساخته است. حتي در اين راستا پلاني سه مرحلهاي را بعنوان تداوم اقدامات دمكراتيك خلق كرد در چنين شرايطي به همه آحاد خلق كرد بويژه در شمال كردستان ارائه نموده است. همچنين در ديگر بخشهاي كردستان نيز به اقداماتي جهت دفاع از هويت ملي كرد و همزيستي مسالمتآميز با ديگر خلقها اصرار ميورزد. فقط فشار، سركوب و اعمال راهكارهاي ترورآميز، خشونت و زور از سوي دولتهاي تركيه ـ ايران به ابعاد گستردهتري رسيده و در شرايط بحراني خاورميانه درصددند با سركوب كردها و محو دستاوردهاي اين خلق، پايههاي اقتدار خود را در منطقه تحكيم بخشند. غافل از آنكه قدرت كنوني و حقيقي در دنيا ازآن دولت و يا جناحي است كه بيشتر از جناحها و دولتهاي ديگر از راهكارهاي غني دمكراسي و صلح برخوردار باشد. عدم بهرهگيري دولتهاي تركيه ـ ايران از راهكارهاي غني دمكراسي و اصرار بر عدم اقرار به موجوديت ملي ـ فرهنگي خلق كرد و تداوم حملات عليه نيروهاي گريلا، احتمال ميرود كه جنبش آپوئيستي را به برگزيدن و بهرهگيري از راهكارهاي ديگري ـ كه البته بازهم به حفظ ارزشهاي و دستاوردهاي ملي گره خورده باشد ـ رهنمون سازد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:23 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
پژواک همراه با تداوم عملياتهاي نظامي و اعمال راهكارهاي خشونت و ترور ارتش و دولت تركيه و ايران در كردستان، بدنام نمودن جنبش آپوئيستي و PJAK همچون وظيفهاي در اين مرحله پيش روي دستگاههاي اطلاعاتي و حفاظتي رژيم تركيه و ايران، ارگانها و سازمانهاي دولتي و رسانههاي داخلي گذاشته شده است. هر دو رژيم بجاي جستجوي راهحلي صلحآميز و دمكراتيك جهت حل مساله كرد و پذيرفتن اينكه مخاطب اصلي مساله كرد در اين مرحله جنبش آپوئيستي و PJAK ميباشند، همه امكانات، سازمانها و عاملان خود را در راستاي تحميل و تداوم سياست انكار و امحاء و به بردگيكشاندن و بيارادگي خلق كرد بسيج كردهاند. در همين راستا رژيم اسلامي كه از تجارب حكومت اليگارشي تركيه نيز در چگونگي برخورد با نيروهاي گريلا بهره ميگيرد، راهكارهاي جنگ ويژه و نيز شعارهايي تبليغاتي مبني بر اخلالگري و منافي دين و مذهببودن PJAK را در كليه شهرها و روستاهاي شرق كردستان در دستور كار نيروهاي سپاه پاسداران و جاشها قرار داده است. بويژه اين سوءتبليغات و شايعهپراكنيها را عليه كادرها و طرفداران PJAK در شهرهاي بزرگ كردنشين نظير ايلام، كرماشان، سنندج، اروميه و ... ترويج ميدهد. رژيم اسلامي سالهاست كه بر روي اقشار و طبقات و گروههاي اتنيكي و مذهبي موجود در اين شهرهاي بزرگ شرق كردستان، سياستهاي زيركانهاي جهت جذب آنها بسوي خود و قطع رابطه آنها با روح مليشان اعمال كرده است. جنبش آپوئيستي و جناح آن در شرق كردستان و ايران يعني PJAK چند سالي است كه فعاليتهاي گستردهاي جهت ارتقاء سطح آگاهي ملي در اين مناطق و همبستگي روح مليشان با ديگر مناطق و بخشهاي كردستان را آغاز نموده است. اين گونه فعاليتها به معناي نقش برآب ساختن سياستها و نقشههاي چندين ساله رژيم اسلامي در اين مناطق است؛ چه بسا كه اين رژيم با سياستهاي ويژه خود ديناميسمهاي جامعه بويژه جوانان و زنان را در اين مناطق بسوي فحشاء و مواد مخدر ترغيب نموده و آنها را از ايفاي نقشي فعال در عرصه سياست و جامعه دور ساخته و از اين طريق سعي در وابستهسازي آنها به خود دارد. همچنين سالهاست كه در تلاش است با بكارگيري مفاهيم مذهبي اين مناطق را از همبستگي روحي ملي با ديگر مناطق دور سازد. از اين لحاظ توسعهيابي فعاليتهاي دمكراتيك كادرهاي PJAK در اين شهرهاي بزرگ كردنشين به معناي قطع شاهرگ حياتي تداوم سياستهاي استبدادي و منفعلسازي جناحهاي به اصطلاح دمكراتيك رژيم اسلامي ميباشد. اين مورد باعث ميشود كه رژيم اسلامي كليه امكانات خود را در اين مناطق بسيج نموده و به هر طريق ممكن مابين ارتباط كادرهاي PJAK و خلق كرد شكاف ايجاد نمايد. در عين حال PJAK نيز مصمم است كه با همه توان و قدرت خويش، سياستهاي رژيم را خنثي نمايد. سوزاندن جنازه گريلاهاي HPG شهادت اولين زن عضو PJAK و YJRK |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 21:21 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
شهيد روژهلات |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 22:14 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
بر فرازناي قله ايستادهاند آناني که با آپو پيمان دوستي بستهاند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 22:11 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
روز پنجشنبه ۱۲-۵-۸۵ ساعت ۸ صبح نیروهای اطلاعات تکاب به منزل فردی به نام سیف الله شهسواری در محله شریف آباد یورش بردند وفرزند جوان وی بنام رحمان شهسواری را با تعدادی سی دی حزب پژاک وپرچم ونقشه کردستان با خود برده اند واین در حالی است که این روزها نیروهای اطلاعاتی شهر تکاب روزانه با یورش به منازل شهروندان کرد به بهانه های حمایت از حزب های سیاسی یا جمع آوری ماهواره منازل مردم را بازرسی می کننند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 7:6 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
بدون رهبر آپو و PKK هرگز |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 0:30 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
طبيعت دل انگيز كردستان همواره آماج هجوم ددمنشانه ي طبع نا پاك وروح پليد سوداگراني بوده است كه جلوه هاي دل انگيزش را با ابزارهاي مخرب آزرده اند. بار ديگر سرشت ضد انساني وزورگويانه ي استعمارگران كردستان نفس جاودانه ي چهارده گريلايي را حبس نمود كه باورشان پرورش يافته در آزادگي طبيعت و جوهر وجودشان بارور شده در مكتب و باوري بود كه مصنوع وساخته ي اراده اي به استواري وزيبايي كوههاي كردستان بود.وچه زيبا توانستند بوي تهوع آور گازهاي شيميايي را به حركت و خيزش مردماني تبديل كنند كه با قيام خود به ازادگي وروح نستوه آنان درود فرستادند. انگار جسم بي جان گريلا همان نجوايي را سر ميدهد كه پيكر پرتحرك وبا صلابتش همواره آنرا فرياد ميزد. ندائي كه او سر ميداد سرشار از اميد و شعف و مقاومت وآگاهي بود و فريادي كه از جسد بي جان او به شهرها و روستاها طنين انداخت ، حقانيت و حتميت باور اورا گستراند. بانيان اين جنايت و همفكرانشان به عينه دريافتند كه عظمت گريلا تنيده به لايه ها وبافتهاي توده است ، و باوري كه گريلا را پرورانده به او حيات جاويد بخشيده است . امروز مرگ گريلا هستي مي آفريند ،.باور به مقاومت را مستحكم تر مي كند، گريه و نالهْ مادران را به هلهله و تحسين عمل پرجسارت فرزندانشان تبديل ميكند و گريلاها و باورهاي گريلايي را به گستردگي سرزمين كردستان و فراخي آزادگي روح انساني همراه مي سازد. و چه زيباست آفريدن در عين نبودن. بي شك استعمارگران در حسرت نابودي باور وتفكري مانده اند كه آفريننده ي منش گريلايي است . اعتقادي كه تا سرحد مرگ تحمل سرماي كوهساران و گرماي مبارزه را به عشق انساني نوشدن تا نهايت پيروزي همراهي ميكند.و در اين هنگام است كه گرگهاي شكم باره از هرسو با لشكر كشي هاي مغول وار خود خطر را جدي تر ازآن يافته اند كه مي پنداشتند. پيمانهاي اشتراكي به نگارش و امضا در مي آورند، نفعها و تضادهارا در هم مي آميزند و هوس نابودي تمام عيار را در سر مي پرورانند چه ابلهانه پندار و چه بيهوده تلاشي است كه اين طراحان از تاريخ درس سياست ورزي نمي آموزند، و گوئي آنها نمي خواهند باور كنند كه حريفشان مسلح به فلسفه اي از جوهر انساني است ،كه پندار گريلائي سراسر مبارزه ي او را شكل داده است، كه هيبت باورش جنبشي در حد وفاداري و پايبندي به آرمانهاي گريلاست، كه صداقت و صلابت او در امتداد افقي راستين تا رسيدن به اميرالي است.ونهايت آنكه جانفشاني و عشق به مبارزه در باور گريلا محصول آموزه هايي است كه سالها ثمره ي خود را همچون سپري پولادين نثار خنثي كردن توطئه ي اشغالگراني مي كند كه طبل نا بوديش را در هر جايي به صدا در مي آورند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 1:2 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به حوادث واتفاقهای کردستان بزرگ می پردازد وامید است مار را با نظرات سازنده خود یاری نماید . با سپاس قندیل
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 بهمن 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
آزادی اوجلان |
| پیوندها |
|
حزب حیات آزاد کردستان پژاک آلبوم شهیدان پژاک - پ ک ک |
|
RSS
|
||