تبليغاتX
کردستان بزرگ
هدف ما حق تعیین سرنوشت برابری,آزادی.دموکراسی می باشد.

بيانيه‌نامه PJAK در مورد شهادت رفيق دلخواز

  هر چند رژيم‌هاي استعمارگر در مراحل اخير در ابعاد گسترده‌اي سياست آنتي‌كرد را پيروي نموده و در هر عرصه‌اي براي چاره‌يابي مسئله كرد ايجاد مانع مي‌كنند؛ اما از سويي ديگر مبارزه آزادي‌خواهي خلق كرد سيري صعوري به خود گرفته و با مقاومتي علمي در همه عرصه‌هاي كردستان و منطقه گسترش مي‌يابد. خلق كرد بر كنسپت‌ها و اتفاقات آگاهي كامل داشته و عليه اين شيوه برخوردها در مقاومتي بي‌همتا بسر مي‌برد. چنانكه سطح حملات نظامي، سياسي و ديپلماتيكي مشترك از جانب رژيم‌هاي ايران و تركيه عليه خلق كرد در سال 2006، بر هر كسي آشكار است؛ اما از طرف ديگر نيز در همه مراحل دشوار سال اخير عمليات و قيام خلق كرد در نوروز 2006، قيام شمزينان، دياربكر، ماكو و ديگر نقاط و همزمان مشاركت خلق‌مان در رفراندم پذيرفتن رهبر آپو بعنوان اراده سياسي خلق كرد و همچنين در عرصه دفاع مشروع نيز مقاومت نيروهاي گريلا در شمال، جنوب و شرق كردستان در اوج موفقيت،‌ گسترش يافته است.

  سطحي كه مبارزه آزادي‌خواهي خلق كرد بدان دست‌يافته است، در جوهر خود تعريف مرحله‌اي نوين است كه در آن ضرورت چاره‌يابي مسئله كرد، خود را تحميل مي‌كند و بخش زيادي از حملات و سياست‌هاي همه‌جانبه رژيم‌هاي استعمارگر را پوچ و بي‌ارزش مي‌نمايد كه نشان‌دهنده آمادگي خلق و گريلا بوده بنحوي كه دوش به دوش هم در همه عرصه‌ها به مقاومت و فداكاري مي‌پردازند.

  در مرحله اخير كه وضعيت سياسي خاورميانه، بخصوص در فلسطين، لبنان و عراق، بسوي ناهنجاري بيشتري مي‌رود، در اين ميان رژيم‌هاي مستبد و استعمارگر كردستان در پي منفعت‌طلبي از شرايط بوده و عليه خلق كرد و جنبش آزادي‌خواهيش، سياست‌ها و اتفاقات خود را گسترش مي‌دهند. در اين چارچوب رژيم تركيه در تدارك دستيازي به جنوب كردستان مي‌باشد. در اين بين رژيم ايران به كلي سياست‌ آنتي كرد را تحميل كرده و بخصوص با راهكارهاي نظامي در همه مناطق شرق كردستان عمليات و حملات گسترده‌اي را ترتيب مي‌دهد.

  در روزهاي اخير در مناطق حومه شهرستان مريوان و منطقه هه‌ورامان، عمليات نظامي گسترده‌اي از جانب نيروهاي سپاه پاسداران جمهوري اسلامي، اجرا شد كه در نتيجه درگيري‌هايي كه ميان نيروهاي رژيم و كادرهاي PJAK بوقوع پيوست، "محمد علي آرگونه‌رهان" با نام سازماني "دلخواز بينگول" كه عضو مجلس PJAK بود به كاروان شهدا پيوست. شاهدان محلي اعلام داشتند كه جنازه اين شهيد به دست نيروهاي رژيم افتاده و در مكاني نامعلوم به خاك سپرده شده است.

  "محمد علي آرگونه‌رهان" با نام سازماني رفيق "دلخواز بينگول" كه در سال 1966 در شمال كردستان، شهرستان بينگول متولد شده، در سال 1991 در كشور فرانسه به صفوف گريلا پيوست. رفيق شهيد دلخواز كه در فاصله بيش از 15 سال انقلابيگري در همه عرصه‌هاي خارج از كردستان و بخصوص اروپا، شمال، جنوب كردستان و از همان ابتداي شروع فعاليت جنبش آپوئيستي در شرق كردستان، نيز فعالانه جاي گرفته است. از مراحل اوليه تاسيس PJAK تا زمان شهادت ايشان نيز در مديريت حزب جاي گرفته و يكي از فعالترين موسسان حزبمان مي‌باشد. رفيق دلخواز در فاصله‌ سالهايي كه در شرق كردستان بود در همه مناطق اين بخش از كردستان و بخصوص آذربايجان غربي، استان كردستان، كرمانشاه و حتي در ميان كردهاي ساكن تهران و شمال خراسان نيز به شكلي آكتيو فعاليت نمود و در واقع در عملكردهاي انقلابي همچون الگويي براي ديگران بوده و نمونه يك مدير آپوچي و ملي مي‌باشد كه با همه درد و آلام خلق‌مان در شرق كردستان خود را عجين ساخته و خدمتي صادقانه را مبنا قرار داده و با همه توانايي‌ خويش جهت دستيابي خلق به آزادي و حقوق مشروعش تلاش مي‌كرد. رفيق دلخواز براي PJAK و خلق كرد در شرق كردستان، مليتاني هميشه پيشاهنگ، هميشه تلاشگر و سرچشمه اراده انقلابي، محسوب مي‌شود. شهيد دلخواز كادر و مديري باتجربه بود كه معيارهاي فلسفي و خط‌مشي آپوئيستي را، در همه عرصه‌هاي فكري، ذهنيتي، زندگي‌ انقلابي، كار و فعاليتي در شخصيت خود برجسته نموده بود. رفيق دلخواز در هر جايي كه به فعاليت پرداخته باشد، هميشه ورد زبان خلق بوده و بخصوص جوانان شرق كردستان با سطح فعاليت و دلسوزي و معيارهاي انقلابي وي بخوبي آشنا هستند.

  رفيق دلخواز براي PJAK و خلق كرد در شرق كردستان با شيوه‌ زندگي، فعاليت و شهادت خود پيشاهنگ واقعي خط مشي ملي ـ دموكراتيك مي‌باشد كه در همه شرايط دشوار انقلاب آزادي‌خواهي خلق‌مان نماد مديريت و شخصيتي ملي است كه نامش در تاريخ مبارزات نوين شرق كردستان به پيشاهنگي رهبر آپو، باقي خواهد ماند و همزمان جواب، موضع و خطي است در مقابل سياست‌هاي گسستن روح ملي و تجزيه‌گر خلق كرد.

  شهيد دلخواز نمونه مليتان واقعي خط‌مشي آپوئيستي بود كه در همه مراحل، علي‌رغم زحمات و دشواري‌ها، خط‌مشي و رهنمود‌هاي رهبر‌‌ آپو و شهيدان را مبنا گرفته و هميشه برخوردار از موضع‌گيري‌اي منسجم و آشكار بود. بخصوص در مرحله اخير كه خطي مشي تصفيه و خيانت درصدد امحاء جنبش آپوئيستي بود، يكي از پيشاهنگ‌ترين كادرهايي كه در مقابل اين خط خيانت، با موضعي ايدئولوژيك، سياسي و سازماني، ايستادگي كردند، ايشان بودند.

  شهيد دلخواز در ميان كادر‌هاي PJAK سمبل كار، خدمت، عمليات، تلاش خستگي‌ناپذير و فداكاري است. اين رفيق اولين شهيد مجلس حزب حيات آزاد كرستان مي‌باشد. شهادت‌هاي اخير رفقا: هيرش،‌ ئاگري و زيلان و در نهايت شهادت رفيق دلخواز، اين واقعيت را نشان مي‌دهد كه مبارزات PJAK و جنبش آپوئيستي در شرق كردستان وارد مرحلة مقاومت شده و اين شهدا، شهيدان خط‌مشي آزادي و افق روشن كاروان شهدا و تضمينات پيروزي خلق‌مان مي‌باشند. بر اين اساس، PJAK در راستاي دستيابي به اهداف و تداوم راه مقدس شهدا مبارزه خود را تداوم بخشيده و راه اين شهدا را بعنوان ايجاد جهشي در مبارزات خود قلمداد مي‌كند.

  PJAK با خط‌مشي شهيد دلخواز و ديگر شهداي راه آزادي تجديد پيمان نموده كه بر خط‌مشي فدايي و خدمت صادقانه در راستاي آزادي خلق اصرار ورزد و هرگز سياست‌هاي امحاگر رژيم‌هاي استعمارگر و حملات وحشيانه دشمنان را بر ارزشهاي خلق و رفقايمان، بي جواب نخواهد گذاشت.

  بر همين اساس همچون مديريت و كادرهاي PJAK، ضمن طلب صبر و عرض تسليت به خلق مقاوم كرد و خانواده ميهن‌دوست شهيد دلخواز بينگول، اعلام مي‌داريم راه رفقاي شهيد؛ شيار، حقي، دلبرين، ده‌مهات، زاگرس، حسن، هيرش، زيلان، ئاگري و دلخواز را تداوم بخشيده و از همه اقشار و طبقات جامعه و بخصوص زنان و جوانان دعوت بعمل مي‌آوريم كه با احساس مسئوليتي خطير در اين مرحله ياد شهدا و بخصوص شهيد دلخواز را در كردستان و خارج از ميهن با تشكيل جلسات، سمينار، متينگ، پخش پوستر‌هاي شهدا و انجام عمليات‌هاي دموكراتيك، گرامي ‌دارند. بويژه جوانان كرد را دعوت مي‌كنيم كه شهيد دلخواز بينگول را همچون سمبل مليتاني انقلابي و خستگي‌ناپذير و فدايي، در همه عرصه‌هاي زندگي، كار، فعاليت و عمليات‌‌هاي خود، قرار دهند.

  زنده باد رهبر آپــــو

  زنده باد مبارزه آزادي‌خواهي خلق كرد

  زنده باد خط‌مشي فدايي شهدا

  مجلس حزب حيات آزاد كرستان PJAK

  2006/7/22

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:53  توسط گروه خبری کردستان | 

دولت‌هاي ايران ـ تركيه و تغذيه متقابل تروريسم

ديار مرادي

  در چنين شرايطي سران تركيه بيشتر از هر مقطع ديگري بي‌محابا برخوردي مليتاريستي نسبت به معضل كرد دارند. اما سرهلدان‌ها (تظاهرات)ي خلق كرد در 15 فوريه و نوروز 2006 در كليه شهرهاي كردستان بويژه در ماكو و دياربكر و نيز تظاهرات اين خلق به منظور محكوميت اعمال ترور‌آميز دولت در شمزينان و برگزاري مراسم‌ها جهت تشييع جنازه 14 تن از رفقاي HPG، بيانگر موضع شفاف خلق كرد در خصوص عجين‌شدن با روح شهدا، فلسفه آپوييستي و PKK و گريلا مي‌باشد. البته كه اين برخورد و موضع خلق كرد مانعي اساسي در مقابل پلان پليدي است كه رژيم تركيه در اين مرحله پيش روي خود قرار داده است. بر اين اساس قانون آنتي ترور را كه هدف آن مشروعيت‌بخشي به سركوب هرگونه عمليات دموكراتيك خلق كرد و حتي ترك است، در كابينه وزراء پس از بحث با شوراي امنيت ملي متشكل از فرماندهان عاليرتبه ارتش و وزيران تدوين و از طريق جوسازي گسترده در رسانه‌ها و تحريك افكار شوونيستي در تركيه، نمايندگان مجلس را ناگزير به تصويب آن مي‌نمايد. مواد قانون مزبور بيانگر اعلان وضعيت فوق‌العاده در كردستان است كه كنتراگريلا ( ضد گريلايي)، تشكلات مخفي جهت ترور فعالين سياسي، مدني و حقوقي، ربودن و شكنجه جوانان و كودكان از سوي اين تشكلات مخفي وابسته به ارتش، بار ديگر همچون سوپاپ اطمينان حفظ منافع رانت‌گرايانه برخي از سران ارتش و افراد بازنشسته و كهنه‌كار در عرصه سياست، استخبارات و ارتش به راه انداخته مي‌شود. در يكي از ماده‌هاي قانون آنتي ترور به نيروهاي امنيتي تركيه اجازه داده شده كه به هر كس و يا هرخودرويي كه مشكوك باشند و جواب ايست آنها را ندهد، بالفور حق آتش دارند؛ اين امر، راه را بر مشروع جلوه‌دادن هرگونه اعمال غيرانساني و غيراخلاقي نيروهاي تركيه باز مي‌نمايد. اين وضعيت، اوضاع فوق‌العاده كنوني عراق را در ذهن تداعي مي‌سازد، يعني هر كس يا هر خودرويي كه به نيروهاي آمريكا نزديك شود، بالفور آماج گلوله‌هاي سربازان آمريكايي قرار مي‌گيرد.

  سوزاندن جنازه‌هاي گريلا، مجازات‌نمودن كودكان شركت كننده در عمليات‌هاي دموكراتيك، به آتش كشيدن جنگلها و مراتع كوهستاني كردستان نمونه‌هاي ديگري از اعمال وحشيانه ارتش ترك در اين مرحله است. همچنين جنگ ويژه‌اي در رسانه‌ها به راه انداخته و تمام امكانات خود را جهت به تسليميت‌واداشتن كردها بسيج نموده است.

  دولت‌هاي ايران و تركيه بدان جهت كه حفظ موقعيت و منافع خود را در جهت عملي‌ساختن چنين توطئه‌ها، نقشه‌ها و اعمالي مي‌بينند!، همديگر را از تجارب پليد خود در نحوه برخوردشان نسبت به چگونگي بكارگيري راهكارهاي جنگ ويژه و مقابله با نيروهاي گريلا و سركوب خلق كرد تغذيه مي‌نمايند. بطوريكه مي‌بينيم همچنانكه در تركيه جنازه‌هاي گريلا سوزانده مي‌شوند، سپاه پاسداران و مزدوران محلي نيز جنازه كادرهاي پژاك را به خودروها خود بسته و بر روي زمين مي‌كِشند.

  اين نمونه‌ها در عين حال كه حكايت از وحشي‌بودن نيروهاي ارتش تركيه و سپاه پاسداران و مزدوران محلي دارد، نشان از آن دارد كه هر دو دولت درتلاشند تا همچون گذشته شخصيت كردي وابسته به آنها و فلج‌شده از لحاظ روحي، فكري و ذهني و سرباز خوب خود را براي مرحله‌اي كه پيش روي خود گذاشته‌اند، آماده نمايند.

  اما در اين مرحله كردها با پيشاهنگي جنبش آپوييستي بر منافع ملي و نيازهاي واقعي خود آگاه گشته و در همين راستا اراده‌اي آزاد را كسب نموده و گام‌به‌گام بسوي اراده‌اي واحد و ملي در چهار بخش كردستان دست مي‌يابد. مقاومت نيروهاي گريلاي جنبش آپوييستي و گسترده‌شدن فعاليت‌هاي احزاب سياسي برخوردار از ايدئولوژي و فلسفه آپوييستي، اقدامات و نقشه‌هاي تصرف، غصب و فتح‌گونه اين دولت‌ها را در خاورميانه نقش برآب ساخته و همه خلق‌هاي منطقه را به همزيستي مسالمت‌آميز در چارچوب سيستم كنفدراليسم دموكراتيك سوق مي‌دهد. اين برخورد جنبش آپوييستي به تمامي جهت عكس تحريك احساسات شوونيستي و مذهبي از سوي دولت‌هاي تركيه و ايران مي‌باشد. به همين دليل تنها راهي كه اين دولت‌ها براي خود يافته‌اند، تروريزه‌نمودن هرگونه تحركي سياسي، حقوقي در كردستان و شدت‌بخشيدن به عمليات‌هاي نظامي عليه نيروهاي گريلا مي‌باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:51  توسط گروه خبری کردستان | 

همه با هم با بازتاب‌دادن منش، رفتار و زندگي PKKاي

  براي بنانهادن سيستم كومه‌له تلاش نماييم.

  مجلس PKK با انتشار اعلاميه‌اي نتايج نشست گسترده خود را كه مدت پنج روز از مورخه 3 الي 8/7/2006 برگزار شده بود، براي افكار عمومي آشكار ساخت. در اين اعلاميه كه با عنوان «همه با هم با بازتاب‌دادن منش، رفتار و زندگي PKK‌اي براي بنانهادن سيستم كومه‌له تلاش نماييم»، منتشر شده است. ضمن ذكر اين مطلب كه برگزاري نشست مجلس PKK به‌عنوان اظهار پيوند با مقاومت شكوهمند 14 تموز (جولاي) 1982 و شهداي قهرمان خلق كرد است كه سمبل PKK نوين مي‌باشند، به ارزيابي‌هاي ارزنده نويني از لحاظ ايدئولوژيكي، سياسي و سازماني پرداخته است.

  در اين اعلاميه آمده است: انقلاب علمي ـ فناوري كه در اواخر سده بيستم به واقعيت پيوسته است از سويي مسير عدالت، آزادي و دموكراسي را باز نموده و نشانگر پيروزي هر چه بيشتر بشريت در اين مسير بوده و از ديگر سو گويي كه به تخريب دنياي روحي، عاطفي و فكري انسان پرداخته و به جاي آن انساني ربوت گونه و موجوديتي صرفا مادي را جانشين مي‌كند. همچنين هر چقدر كه پيشرفت‌هاي علمي ـ فناوري مي‌تواند در دستيابي انسانيت به ارزش‌هاي سوسياليسم، آزادي، عدالت و دموكراسي راه‌گشا باشد، شايد به همان اندازه نيز مي‌تواند به وسيله‌اي براي بازنده‌شدن انسان تبديل شود. اگر به نفع انسانيت و بر اساس خط‌مشي آزادي،‌ برابري و دموكراسي بكارگرفته شود، مي‌تواند به خلق جامعه‌اي دموكراتيك ـ اكولوژيك مبتني بر آزادي‌خواهي جنسيتي بيانجامد. ولي در غير اينصورت اگر از سوي دولت‌هاي كاپيتاليستي دولت‌گرا بر ضد بشريت اعمال گردد، آن هنگام مي‌تواند به عامل و سرچشمه بسياري از معضلات ـ كما اينكه امروزه نيز با آن روبه‌روييم و به‌ويژه تخريب همه ويژگي‌ها و شاخصه‌هاي انساني و در راس آن زنان تبديل شود. حتي همانگونه كه در تاريخ نيز شاهد نمونه‌هاي آن بوده‌ايم، مي‌تواند با تبديل مخالفان به ضميمه نظام و مذهبي در ميان سيستم خويش،‌ آرزو‌هاي آزادي‌خواهانه و دموكراسي خلق‌ها را به اضمحلال بگراياند. چرا كه متاسفانه امروزه اين پيشرفت‌ها را بيشتر بر محور فاكتور دوم بكار مي‌گيرد.

  همچنين در ادامه با اشاره به راهكارهاي پست‌مدرنيستي، ديني و گرايشات آنارشيستي كه براي خروج از بحران موجود از سوي نظام كاپتاليستي و جناح‌هاي دولت‌گرا اعمال مي‌گردند، آمده است: هيچ يك از اين فاكتور‌ها از ذهنيت سيستم دولت‌گرايي كاپيتاليستي گذار ننموده‌اند. در ادامه با اشاره به نظم تئوريكي و ايدئولوژيكي نويني كه رهبر آپو در قبال سيستم دولت‌گراي هيرارشيك و همچون آلترناتيو آن، با اساس‌گرفتن قابليت ارزش‌هاي اشتراكي‌ـ دموكراتيك تاريخ بشريت ارايه نموده، نوشته شده: مقابله با كاپيتاليسم جهاني و بحران بشريت ناشي از آن، صرفا با گسترش ديد ايدئولوژيك، سياسي و سازماني سيستم رهبري در مبارزه دموكراسي جهاني توفيق خواهد يافت.

  در بخش ديگري از اين اعلاميه با اشاره به وضعيت سياسي منطقه‌اي و جهاني و ارزيابي آن ذكر شده: «آمريكا براي توفيق در مداخله منطقه و به‌ويژه عراق تلاش مي‌كند كه در قبال ايران و سوريه توافق سه‌گانه آمريكا، تركيه، عراق را تشكيل داده و براي مشاركت ساير نيروهاي منطقه در اين سياست، در سطح قابل توجهي بر تركيه فشار وارد مي‌كنند. اما علي‌رغم افزايش روزافزون ناملايمات در روابط ايران و تركيه، دولت تركيه نيز براي يورش و تهاجم عليه نيروهاي آزادي‌خواه خلق كرد و جنبش آپوييستي با ايران روابط دوستي برقرار مي‌كند. اما بديهي است سيستمي كه در اوايل سده بيستم براي منطقه طرحريزي شده نه تنها براي خلق‌هاي منطقه بلكه براي نيروهاي بين‌المللي نيز نتايجي مفيدي دربر نداشته است. تقسيم كردها باعث تقسيم منطقه شده است. در كانون مسايل موجود منطقه سياست‌ "تفرقه بيانداز و حكومت كن" ـ‌ "انكار و امحا" نهفته است كه جهت كنترل منطقه كردستان بكارگرفته شده است. از اين لحاظ : همگرايي و وحدت كردستان به اتحاد منطقه، چاره‌يابي دموكراتيك مساله كرد به دموكراتيزاسيون خاورميانه و آزادي كردها، صلح و آزادي در خاورميانه را به ارمغان خواهد آورد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:49  توسط گروه خبری کردستان | 

موضوع چاره‌يابي دموكراتيك مسئله كرد، بحثي است كه با وقوع توطئه بين‌اللملي 15 فوريه و دستگيري رهبر آپو روند سريع‌تري به خود گرفت و تلاش‌هاي دموكراتيكي كه رهبري كوماكومه‌لين كوردستان عبدالله اوجالان و PKK در طي سال‌هاي 92 و 98 به صورت اعلام آتش‌بس‌هاي يك‌جانبه جنبه عملي به خود گرفته بود، وارد فاز جديدي گرديدند. مرحله جديد كه از ويژگي مختص به خود ـ امكان ديالوگي غير مستقيم ميان رهبر آپو و دولت كه از طريق جلسات بازجويي مهيا شده بود ـ جهت چاره‌يابي مسئله كرد برخوردار بود با اصرار دولت‌مردان ترك مبني بر تداوم سياست امحاء و نابودي خلق كرد و عدم مطرح ساختن پروژه چاره‌يابي روبرو گرديد و تلاش‌هاي انسان‌دوستانه و پروژه‌هاي دموكراتيك رهبر آپو و PKKاز سوي دولت ناديده‌ انگاشته شد. دولت تركيه كه تجارب بيست ساله‌اش جهت تصفيه و نابودي نيروهاي مدافع خلق همواره با شكست روبرو بوده در سال‌هاي 99 تا 2002 پيام‌هايي مبني بر تمايل به چاره‌يابي دموكراتيك مسئله كرد از خود نشان مي‌داد ولي با وقوع حادثه 11 سپتامبر و قدعلم‌شدن پرچم مبارزه با تروريسم، اين واقعه را به عنوان فرصتي مغتنم براي خود برشمرد كه به واسطه كمك و همياري به مراتب گسترده‌تر از گذشته نيروهاي آمريكايي و اسرائيلي و با توسل به راهكار نظامي، قادر به حل و فصل مسئله بنيادين خود يعني مسئله كرد باشد. تلاش‌هاي دولت ترك در راستاي سركوب خلق و اعمال خشونت و نيز تلاش جهت تصفيه گريلا، روند بسي تازه‌تري را در ارائه پروژه‌هاي چاره‌يابي مسئله كرد از سوي عبدالله اوجالان به همراه داشت؛ پروژ‌ه‌هايي كه دولت را پشت سر نهاده و چاره‌يابي مسئله را بر اراده خلق‌هاي تركيه استوار مي‌سازد.

  لغو آتش‌بس يك‌جانبه نيروهاي مدافع خلق HPG در 1 ژوئن 2004 و ارتقاء سطح تدافعي نيروهاي مذكور به حالت فعال را مي‌توان به عنوان استارت مرحله مذكور نام نهاد. استارت مذكور در شرايطي زده شد كه مرحله سوم توطئه بين‌المللي به هژموني آمريكا و به دست نيروهاي خرده بورژواي وابسته كرد ـ عثمان اوجالان و همراهانش ـ در درون جنبش آزادي‌خواهي خلق كرد خود را سازماندهي مي‌نمود و نوع جديدي از تصفيه را كه برملا ساخت، بر ارزش‌ها و مباني ايدئولوژيك جنبش و نيز مطرح ساختن موضوعاتي در رابطه با سياست بدون رهبر آپو و نشان دادن اراده خلق كرد ـ رهبر آپو ـ به عنوان مانعي در راستاي چاره‌يابي مسئله كرد تأكيد مي‌نمود و به صورتي بسيار زيركانه و برنامه‌ريزي شده بر خلق و حركت تحميل مي‌گرديد. روشنگري‌هاي به موقع رهبر آپو در خصوص ماهيت توطئه و عملكردهاي صحيح جنبش كه منجر به بازسازي PKK بر اساس پارادايم نوين «جامعه اكولوژيك ـ دموكراتيك و مبتني بر آزادي‌خواهي جنسيتي» گرديد، توطئه مذكور را نقش برآب ساخته و ماهيت عملكردهاي توطئه‌چينان را مبني بر تداوم توطئه بين‌المللي در قالب سياست‌هاي متغيير و مكارانه آشكار ساخت.

  اصرار بر نابودي حركت آزادي‌خواهي خلق كرد از سوي دولت‌مردان ترك و نيز نيروهاي امپرياليستي و آشكار شدن نيات پليد آنها مبني بر عدم چاره‌يابي دموكراتيك مسئله كرد، تلاش‌ها و مبارزات خلق كرد را وارد فاز نويني نمود. همچنان كه اشاره شد، در قبال اصرار نيروهاي ترك بر تداوم راهكارهاي نظامي با اقدام 1 ژوئن پاسخ داده شد؛ همچنين در قبال پروژه خاورميانه بزرگ آمريكا و مدل دموكراسي بورژوايي مطرح از سوي آن و نيز تداوم توطئه بين‌المللي عليه رهبر آپو و جنبش، در نوروز 2005 از سوي رهبر آپو تز سيستم «كنفدراليسم دموكراتيك» و «دموكراسي خلق‌ها» ارائه گرديد و بر اين اساس بدون مخاطب قرار دادن دولت‌ها و بر اساس اراده خلق كرد روند شكل‌گيري آن آغاز گرديد. اقدام مذكور كه تكوين كننده گام 1 ژوئن و جهشي به سوي چاره‌يابي مسئله كرد در خاورميانه به شمار مي‌آيد، با استقبال ميليوني خلق كرد در نوروز روبرو گرديد؛ در ادامه نيز برپايي رفراندوم رهبر آپو و قبول ايشان به عنوان اراده سياسي خلق كرد در طي سال گذشته و كسب نتيجه مطلوب علي‌رغم مانع‌تراشي‌هاي بسيار از سوي دولت‌هاي تركيه، ايران و سوريه و حتي نيروهاي كرد حاكم در جنوب كردستان چه به صورت پرنمودن فرم مخصوص رفراندوم و چه به صورت رفراندوم مستقيم در نوروز امسال و متعاقبا سرهلدان‌هاي (تظاهرات) همه‌گير در شمال و شرق كردستان جهت محكوم نمودن عمليات‌هاي نظامي ارتش تركيه و ايران اثباتي بود بر اصرار خلق كرد بر قبول ايده‌ها و سياست‌هاي رهبر آپو و اصرار بر پيروزي.

  هرچند در طي سال گذشته حزب حاكم دولت AKP (حزب عدالت و توسعه) چراغ سبزي مبني بر ارزيابي مسئله كرد و چاره‌يابي آن به صورت دموكراتيك در لواي مطرح نمودن جملاتي در راستاي پذيرش خلق كرد به عنوان يك خلق در درون تركيه، نشان داده بود ولي عملكردهاي بعدي اين دولت بار ديگر ماهيت دماگوگ اين دولت و حزب حاكم را افشاء نمود. در واقع اقدام مذكور فريب‌كاري‌اي در راستاي تقويت خط‌مشي خيانتي بود كه قصد داشت جنبش را از درون مارژينال و تصفيه نمايد. عدم موفقيت دولت ترك در اين سياست موذيانه و تسكين دردهاي شكستي ديگر با پيرو نمودن سياست ترور جمعي خلق در شمال كردستان و عقد تفاهم نامه و آغاز كنسپتي هماهنگ با دول ايران و سوريه در راستاي ترور خلق در ساير بخش‌هاي كردستان، آغاز موج جديدي از عمليات‌هاي نظامي مشترك با ايران جهت نابودي گريلا و نيز تصويب قانون «مبارزه با تروريسم» جواب داده شد. عملكردهاي مذكور كه در نشست فوق‌العاده «شوراي امنيت ملي تركيه» تحت عنوان جنگ تمام عيار فرموله شده بود، روند مبارزات سياسي خلق كرد را تسريع فداكاري و مقاومتي تاريخي را در ميان صفوف HPG خلق نموده است.

  در اين چارچوب و با توجه به دستاوردهاي حاصله در طي دو سال گذشته پروژه‌هاي مستقل و متفاوتي كه در عين حال در صورت توافقاتي دموكراتيك قادر به تكوين يكديگر خواهند بود از سوي رهبر آپو و PKK، هم براي دولت تركيه و هم براي اراده مستقل خلق كرد مطرح گرديده است. در وهله نخست پيشنهاد‌هايي براي دولت اردوغان در راستاي مبنا قرار دادن عملكردهايي همچون دولت اسپانيا در برخورد با چاره‌يابي مسئله سرزمين باسك و ETA ـ البته با مد نظر قرار دادن ساختار اجتماعي تركيه و ويژگي‌هاي مختص به مسئله كرد ـ و تكيه بر راهكارهاي دموكراتيك با مضمون ذيل ارائه گرديد:

صبري 
 
مهاباد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:47  توسط گروه خبری کردستان | 

 قانون مبارزه با ترور 
 
مساله را پيچيده‌تر مي‌سازد

  توافق ايجاد تسهيل تعرفه‌هاي گمركي براين اساس بود و بدين شكل عرصه تركيه را به تمامي بر روي اروپا باز كردند. گفته مي‌شود كه 70 ميليارد دلار به سبب ادغام گمرك سرقت شده است. براي آشكارساختن آن رسانه‌ها مي‌توانند اين مورد را تحقيق و به كار ببرند. امروزه علت تجارت بيشتر آنان با آلماني‌ها در نتيجه اين توافق مي‌باشد. به‌واسطه اين توافق، دولت آلمان ما را به‌عنوان تروريست اعلان كرد. در سال 96 سعي كردند كه مرا در سوريه امحا كنند.

رهبر Koma Komelanî Kurdistan در آخرين ديدار خود با وكلايش:

  باز توافق 98 واشينگتون هم وجود دارد كه پس از اين توافق مرحله تصفيه شروع شد و از لحاظ نظامي نيز سعي كردند كه ما را به دست نيرو‌هاي جنوب تصفيه كنند. تلفات ما هزار نفر و آنان در حدود سه‌هزار نفر تلفات دادند. بعد از آن مرحله اخراج من از سوريه شروع شد. همه اين‌ توافق‌‌هاي مخفيانه بر اساس امحا‌كردن ما انجام داده شدند، يونانيان نيز به خيال خود به اصطلاح مي‌خواستند كه با تحويل‌دادن ما مساله قبرس و اژه را حل كنند.

  همچنين دولت فدره كرد در جنوب نيز در نتيجه اين توافق‌ها شكل گرفته است. اين دولت‌گرايي مشروط به تصفيه ما در جنوب بنا نهاده ‌شده و در شمال نيز به دست عبدالقادر آكسو، چليك و افرادي ديگر مثل آنها كه نماينده مجلس بودند به اصطلاح مساله كرد حل مي‌شد. بعدها نيز اين پلان تصفيه را در مرحله امرالي به كار بردند. با دادن زن و پول به عثمان پست فطرت و گروهي از اين قبيل آنان را از ما جدا كردند. اين مساله كوچكي نيست، حداقل 250 كادر بخاطر اينان از ما جدا شدند. آنها در طول ده سال تمام از من نيز دعوت به رفتن كردند، گويا كه براي اين امر خواهش و تمنا مي‌كردند. ولي من قبول نكردم و نخواهم كرد. فرسودگي در اينجا را بر آن ترجيح مي‌دهم. مساله بدين گونه حل نخواهد شد. من در نامه‌هايم چگونگي چاره‌يابي را توضيح داده بودم... 25ميليون كرد را چگونه از بين خواهي برد؟ ميليون‌ها كرد به من پايبندند. چنين چيزي راه را بر كشتار و قتل عام بزرگي باز خواهد كرد. اين غير ممكن است.

  نبايد جوانان را در سرماي كوهستان تشنه و گرسنه بگذارند، لازم است دفاع مشروع خويش را انجام دهند. گروهي كه سياست‌هايي بر محوريت بن‌بست و جنگ‌ ويژه را تحميل مي‌كنند، تشكل بسيار عجيبي است. همه ملي‌گرايان و چپ‌گرايان در تركيه يكي شده‌اند، دوغو پرينچك قسما چنين توافقي را به پيش برده است؛ حال آنكه نه چپ آنان چپ‌گرايي،‌ نه راست‌‌گرايي آنان راست‌گرايي، نه كمونيسم آنان كمونيسم و نه اسلام‌بودن آنان مسلماني و اسلام‌بودن است. از دوغو دعوت مي‌كنم مسايل را واقع‌بينانه بنگرد. امروزه ترك‌گرايي‌اي كه آنان برجسته مي‌سازند هيچ ارتباطي به ترك‌بودن ندارد. ترك‌گرايي بسيار عجيب است. در اين باره اثرات يكي از آكادميسين‌هاي ملي‌گراي ترك بنام پروفسور "ممتاز ارتوركنه" را خوانده بودم. وي مي‌گفت: كما بيش همه كساني كه در تركيه ادعاي ملي‌گرايي ترك را دارند، اصالتا ترك نيستند". نوشته او با عنوان «ترك‌گرايي كساني كه ترك نيستند» را خوانده بودم، با تشخيص‌هايي كه من داده بودم هماهنگ است. "نيهاد آدسز نيز از "ترك‌گرايي كساني كه ترك نيستند» بحث‌هايي مي‌كند. ملي‌گرايي او نيز به ملي‌گرايي هيتلر شباهت دارد، وي از شيفتگان هيتلر است. وقتي كه ملي‌گرايي ترك پا به عرصه نهاد، هيچ كدام از نظريه‌‌پردازان آن اصالتا ترك نبودند. حال آنكه ترك‌ها از آسياي ميانه آمده‌اند. اين ترك‌گرايي فرماليته درزمان فروپاشي عثماني به ميان آمده و آن‌زماني است كه با اضمحلال عثماني آن‌دسته از جناح‌هايي كه در بروكراسي سطح عالي دولت جاي مي‌گرفتند و سرمايه را در دست گرفته‌ بودند، به هراس افتادند و به‌خاطر حفظ موقعيت خويش به دولت‌گرايي و ملي‌گرايي روي آوردند. اينها ريشه بالكان بوشناك، بلغار، آلباني و قفقاري تبار هستند،‌ چركس و يهودي‌اند. اگر با دقت نگاه كنيم مي‌بينيم كه 4 نفر از بنيانگذاران حزب اتحاد و ترقي كرد هستند؛ عبدالله جودت و گوكالپ از اينها بودند و همه اينها از ترك‌گرايان غير ترك بودند. اين اتحاد‌گراياني كه ايدئولوژي ترك‌‌گرايي را پذيرفتند تحت لواي اين ايدئولوژي آتش قتل‌عام جمعي ارامنه را شعله‌ورتر ساختند. پس از اينكه بدين شكل ارمنيان را بدست كردها از ميان برداشتند، سياست ترك‌كردن كردها را از طريق سياست‌ آسميلاسيون به اجرا گذاشتند.

  بعد از سال‌هاي1960 انكار كردها وارد مرحله حادي شد كه در نتيجه آن مقاومت PKK ظهور كرد. جنگ ويژه‌ امروزي از اين سنن ريشه مي‌گيرد. حتي بايد از اين زاويه به مساله شمزينان نيز نگاه كرد. به اظهارات برخي از وكلا كه در جلسه محاكمه عاملان اين واقعه شركت داشتند گوش فرا دادم، سطحي بودند. سازمان مشاوره حقوق را به رگبار بستند، بسياري از باندها لو داده شدند. اگر آمريكا و اروپا همكاري نمايند، بيوك آنت كودتا خواهد كرد، براي اين آماده‌اند،‌ چنين نيرو و خواسته‌اي دارند. يكي از سياست‌هاي جنگ ويژه نيز اينست كه فرزندان كرد را گرسنه نگه داشته و آنها نيز به كلان‌شهر‌ها آمده و مرتكب جرم مي‌شوند.

  شما با استناد به نمونه‌هايي (بيماري) كه هست مي‌گوييد که نمي‌تواند سرطان باشد، مگرنه؟ خلط تلخ و سوزاننده در گلويم هنوز ادامه دارد، در اين مورد مي‌توانيد با دادستاني گفتگو كنيد. بهتر آن است يك دكتر متخصص بيايد و يا مي‌توانيد براي نشان‌دادن نمونه اين خلط به متخصصان از دادستان مطالبه كنيد كه از آن نمونه بگيريد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:46  توسط گروه خبری کردستان | 

اروپا جايزه ساخاروف را بيخودي به ليلا (زانا) نداده است، علت دادن اين جايزه براي فعاليت‌هايي است كه براي آزادي و دموكراسي انجام داده و خواهد داد. چرا اينگونه رفتار مي‌كند، مگر هنوز عرصه مناسبي پيدا نكرده است؟ در تركيه مي‌تواند در بسياري از عرصه‌ها و سازمان‌‌هاي مردمي كار كند. وضعيت زنان را بر زبان آورد. كميته‌‌هاي آزادي و راه‌حل دموكراتيك را پيشنهاد خواهم كرد. ليلا مي‌تواند در اين فعاليت‌ها جاي بگيرد. اگر در تركيه موفق به انجام چنين کاري نشد در كردستان عراق مي‌تواند كار كند. انصاف! آيا سبب اين موضع ليلا، شوهر و خانواده او مي‌‌باشند؟ بايستي فردگرايي و خانواده‌گرايي را به كناري نهاد. مگر حيف نيست؟ مي‌خواهد چه‌كار كند، اگر مي‌خواهد در خانه‌اش بنشيند و خانواده و شخص خود را اساس بگيرد اين را اعلام كند تا همه بدانند.

  زيباري گفته است كه PKK در كنترل آنان نمي‌باشد، مگر نه؟ اين حقيقت دارد، در اين اواخر هر سه‌ (مسعود بارزاني، جلال طالباني و هوشيار زيباري) نيز همان چيز را مي‌گويند. قبلا نيز تلاش كردند که ما را امحا كنند، ولي فهميدند كه نمي‌توانند بدين شيوه نتيجه بگيرند. ليلا و رياست مشترك DTP (حزب جامعه دموكراتيك) نيز با آنان ملاقات كرده بودند، در آن ملاقات‌ها هم چيزها مشابهي گفته بودند. در راديو هر چند هم محدود هم باشد مي‌توانم پيگيري كنم، اگر براي حل مساله صميمي مي‌باشند آنها نيز مي‌توانند لازمه اين كار را انجام دهند. در آن زمان با آنان بسيار مبارزه كرديم، خيلي جنگيديم. به آساني نمي‌توانند ما را امحا كنند.

  هشدار مي‌دهم، اگر در جنوب تحركاتي با هدف نابودي مجدد صورت پذيرد، رفقاي‌مان نيز مقاومت همه‌جانبه‌اي صورت خواهند داد. هيچ نيرويي قابليت امحاي PKK را ندارد. موضع دولت در تركيه چگونه است؟آيا به نظر شما اميدي براي راه‌حل هست؟

  براي امحاي من و PKK طرحريزي نمودند. در اين موارد توافق‌‌هاي مخفيانه در کار است، بايد اين را خوب درك كرد. با شروع جنگ خليج درسال 91 ارتباط مابين امريكا، بارزاني و طالباني براي تصفيه ما شروع شد. در سال 92 در اروپا طالباني و حكمت چتين توافقي سري انجام دادند و به دنبال آن به ما حمله ‌كردند.

  درسال95 ،چيلر (نخست‌وزير سابق تركيه) در توافق با اروپا در قبال اعلان PKK به عنوان جنبشي تروريستي مي‌گويد که؛ شما کاري به کار PKK نداشته باشيد ما نيز دروازه‌هاي تركيه را برايتان باز خواهيم گذاشت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:45  توسط گروه خبری کردستان | 

  شما مي‌دانيد خطراتي كه احزاب كمونيستي در ساليان اخير تحت نام پيشاهنگ خلق به آن گرفتار شدند، چه بلايايي كه بر سر اهداف و آرمان‌هاي متعالي و آمال و اميدها آورده، اين خطر ما را نيز تهديد مي‌كند. ما مجبوريم كه اين خطر را به هر قيمتي و به هر شكلي از ميان برداريم. تا هم به سرنوشت جنبش‌هاي متعدد طبقات فشار و استعمارگراني كه در طول ساليان دراز ظهور يافتند، دچار نگرديم. در جنبش ما ساختارهايي كه به شكل اجتماعي نمود مي‌يابند، بايستي متكي بر تلاش و دسترنج باشند. غير از اين راه ديگري نداريم. اين، دنيا و عالم بزرگي است. شايد توسعه اجتماعي ما پديد‌آورنده دنيايي شبيه انقلاب اكتبر و يا از بسياري جهات، حياتي فراتر از آن بوده و مرزهاي آن را درنوردد. به گراميداشت اين انقلاب ساختار ويژه‌اي ايجاد كنيم، آن را لكه‌دار نسازيم، پيشاپيش به آن ايمان آورده و پس از باور به آن الزاماتش را فراهم سازيم. اين بسيار مهم است.

  شما جوانيد و از ميان جامعه‌اي آمده‌ايد كه همه چيزش به نابودي كشانده شده است. دست‌يابي به پيشرفت‌هاي نوين امكان‌پذير است. مي‌توانيد به ساختاري جديد فايق آييد. براي اين منظور نيز بنويسيد، به بحث و گفتگو بپردازيد، سازماندهي شويد و آنرا به عمليات تبديل سازيد. دقت كنيد كه سود و بهره شخصي شما اهميت ندارد. جهت پيروزي، در ساختاري اجتماعي براي بشريت كار كرده و خود را نامزد چنين مسيري نماييم. براي اين كار نيز قبل از هر چيز به سطح ضعف‌هاي سياسي خود بنگريد. چگونه هنوز هم در هر عرصه‌اي از "خود" دم زده و به غير از "من" گفتن چيز ديگري يافت نمي‌شود.

  تكوين اجتماعي همانا ايجاد و نيل به كلكتويسم (مشاركت جمعي) و آفرينش پيشاهنگ اين مسير نيز، همانا هم‌دلي و هم‌فكري است. ما فاصله بسيار دوري با آن داريم. آشفتگي و خودخواهي بسيار بزرگي در ميان است و اين بزرگ‌ترين خطر را ايجاد مي‌كند. اين بدان معناست كه ساختار اجتماعي و فرهنگي ما از چنين جنبه ناقصي نيز برخوردار است. روي سخن من با آناني‌ست كه مي‌گويند ‌"من بسياري از چيزهايم را به اين انقلاب داده‌ام و خودم را فداي آن كرده‌ام"؛آناني كه متقلب و سارق نيستند، بياييد تا از رويداد‌هاي تاريخي برداشت‌هاي اشتباه و غلط ننماييم. هزاران سال ما را از ما سلب كرده و به جاي آن هرگونه بيگانگي و خيانت را برجاي گذاشته‌اند. تخريب آنچه را كه بايستي تخريب نماييم، يكي از ابعاد انقلابي ما را تشكيل مي‌دهد. بايستي آنچه را كه لازم به جايگزين ساختن آن هستيم به خوبي ديده و آن را با گفتمان بسيار عميق آزادانه‌اي متبلور سازيم. بايستي اگر به استيل جديدي نياز هست، استيلي جديد؛ اگر برخوردي نوين لازم است، برخوردي نوين و اگر اراده‌اي جديد لازم است، اراده‌اي نوين داشته باشيم. فرهنگ و زندگي انقلابي بايستي امكان بحث و گفتمان را خلق كند. براي اين منظور نيز مي‌گوييم كه بدون دادن اجازه به هرگونه فشار و درافتادن به افكار كهنه سنتي، انقلابمان رابه نمونه بزرگ‌ترين مبارزات و خلق فرهنگ در اين راستا و بر اين محور تبديل كنيم.

  چنين چيزي نيازمند برپايي طوفاني روحي، عاطفي و ايجاد شيفتگي و كسب نيرويي ارادي در شماست. به تصورم درست در اين نكته، چنين چيزي وارد عمل مي‌شود. ما از خلقي هستيم كه ترقي همديگر را نمي‌پسندند. هر روز بعضي از گزارش‌هايي را كه از زندان‌ها، كوه‌ها، اروپا و صفوف ما به دستم مي‌رسند مي‌خوانم. بيماري فرديت بسيار بزرگي همه را رنج مي‌دهد. اين يكي از بيماري‌هاي شايع انقلابي است و معنايش نيز اين است؛ امكانات ايجادشده موجود را با شيوه برخورد و عادات منفي سنتي ـ‌كه در زندگي شخصي با آن پرورش يافته‌اندـ و با نيروي حاصله از آن، بي‌وقفه فرسوده‌ساختن.

  از اين لحاظ خواه بهانه عدم مشاركت در انقلاب (خطاب به كادر) هر چه باشد ـ بدون انجام اين جدايي كه در اين‌باره چه كسي حق با اوست و يا چه كسي ناحق مي‌گويد ـ كساني كه به اين وضعيت دچار شده و آنان كه مشمول چنين نقشي مي‌گردند بايستي از ياد نبريم كه به‌صورتي ابژكتيو، عاملان و مجريان نقش براي ضد انقلاب هستند.

بخش ششم

از آثار عبدالله اوجالان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:42  توسط گروه خبری کردستان | 

خلاق، منظم و كسي كه مي‌دانست معناي زندگاني را

  خلاق، منظم و كسي كه مي‌دانست معناي زندگاني را؛ اين اولين تصويري‌ست از او در ذهن من. در چشمانش بارقه‌ متانتي از شناخت زندگي، مأنوس با درد و دوستي مي‌درخشيد. دست‌هايش كارآشنا و با عرق جبين زنده بود؛ شيلان. به ندرت مي‌شناختم انساني چنين با ادعا و عزمي راسخ براي زندگي. با عشق و علاقه مختص به‌خود به كارهايش مي‌پرداخت، اگر به بهاي مرگ هم مي‌بود وظايف محوله را آن‌چنان كه بايسته و شايسته است به‌جاي مي‌آورد.

  گريلاي زن روزنامه‌نگاري بود كه با هنر جنگ نيز در شرايط ضروري آشنا بود. قلبي رنج كشيده كه از بطن كردستان مي‌جوشيد. رنج كشيده‌اش مي‌خوانم، زيرا شاهد دردهاي بسياري شده بود و اين تألمات را با تمام وجودش لمس كرده بود، خلاصه او هم از آناني بود كه با اين درد و رنج‌ها همسفر گشته بود.

  شيلانم؛ اگر بگويم كه تاب نوشتن و قلم در دست گرفتن ندارم، نمي‌توانم كلمه‌اي را، جمله‌اي را از دنياي عواطفم براي تو انتخاب كنم، عفو كن مرا! آنگونه كه به برخي از رفقا گفته بودي؛ روزي حديث مرا نيز خواهيد نوشت! آري، مي‌نويسم، اما نوشتني اين‌چنيني را نمي‌خواستم. دلم مي‌خواست در كنار تو نشسته و داستان پيروزي‌هايت را مي‌نوشتم. هنوز هم در برزخ عواطف بي‌تويي‌ام و اين ششمين روز پس از رفتنت. هرچه مي‌كنم مرا ناي جدايي‌ات از افكارم نيست. هرلحظه چنان تصاويري زنده از تو در ذهنم به رقص در مي‌آيند كه جدايي از آن ناممكن است.

  جدايي‌ها و رفتن‌ها هميشه دشوار و آدمي را به درد مي‌آورد و ما در اين سفري كه زندگي‌اش تعبير مي‌شود، چنان با جدايي‌هاي بزرگي روبرو شده‌ايم كه ديگر نيك مي‌دانيم، لحظه‌به‌لحظه اين زندگي سرشار از اميد و موفقيت با خاطرات و گفته‌هاي گهربار شهيدان زندگي مي‌كنيم.

  باور كن در اين لحظه اگر نويسنده هم باشم، شاعر هم باشم، مرا ياراي توصيفت نيست. با خود مي‌گويم شايد اگر هنرمندي مي‌بودم، آنوقت مي‌توانستم بي‌حد و مرز تابلوي زندگي‌ات را كشيده و حكايت زندگاني‌ات را استادانه در قابي ترسيم مي‌كردم. نه كلمات نويسنده را و نه ابيات شاعر را كفايت تعريف تو نيست. تو چونان زيبايي كه براي تعريف تو به هيچ يك از اين‌ها نيازي نيست، زيرا تو خود را با زيباترين جملات در ثانيه‌هاي ماندگار زمان حك كردي.

  مي‌خواستم از روزنامه‌اي سخن بگويم كه تو در ارمنستان در نبود امكانات به‌راه انداختي؛ زيباترين تعريفش را تو مي‌كردي «بسان فرزندي كه تو با دستان خود بزرگش مي‌كني». عمر كوتاه اما حياتي كه در آن عصرها نهفته است. اما هنوز چيزي هست كه از آن سرباز نزده‌ام، جمله‌اي كه آخرين جدايي بر زبان آوردي «اي‌كاش تو هم با من بودي!» هميشه با تو خواهيم بود و راهت را ادامه خواهيم داد.

همرزم شهيد

زن

اي تاريخ بگشا صفحات گم‌شده‌ات را و بگو

قصه ملكه‌هاي جاودان را بخوان

آنان كه مقدس‌ترين‌ها بوده‌اند زماني

آنان كه خدايان را متحير مي‌ساختند

از عظمت‌شان، بركت‌شان و عدالت‌شان

مايه اميد و پيروزي

مايه حيات و خالق صلح و برابري

قصه‌ي آن

درختي بخشنده و مهربان

اوايل بهار كه جوانه‌هايش باز مي‌شد

پرندگان را وحي‌خواندن ترانه بهاري مي‌رسيد

و بلبلان مستانه مستانه سر مي‌دادند ترانه‌هاي آزادي را

شهيد زيلان په‌پوله

14جولاي، گامي بزرگ در راستاي تكوين PKK است.

عبدالله اوجالان

بر فراز كوهستان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:38  توسط گروه خبری کردستان | 
گزارش نمايندگان مجلس شوراي اروپا در مورد مساله كرد

  نمايندگان مجلس شوراي اروپا كه تركيه نيز عضو آن مي‌باشد، در مورد مساله كرد گزارشي تهيه نمود. در مقدمه اين گزارش تصريح شده كه لازم است تركيه وجود فرهنگ كردي را نه به مانند يك خطر، بلكه بعنوان غناي فرهنگي در كشور تركيه قلمداد كند. همچنين در اين گزارش آمده است كه ملت كرد، بزرگ‌ترين ملت بي‌دولت در دنياست كه از ميهني يكپارچه برخوردار نيست. از اين‌رو بايستي مساله كرد به‌شيوه‌اي همه‌جانبه چاره‌ِيابي گردد.

  در گزارش مزبور، وظايف و گام‌هاي لازمه براي چاره‌يابي مساله كرد از جانب دولت تركيه نيز تعيين شده كه شامل قبول حقوق طبيعي خلق كرد از جمله آموزش به زبان مادري و زمينه‌سازي و برداشتن گام‌هاي عملي در اين راستا، آشكارنمودن جمعيت كرد‌ها در تركيه، تاسيس مراكزي براي شناساندن فرهنگ كردي و ....

  همچنين در اين گزارش اشتباهاتي كه تركيه در مورد PKK مرتكب شده و تا بحال نيز تداوم مي‌يابد، مورد ارزيابي قرار گرفته و تغييراتي را كه از سال 2004 به بعد در تركيه انجام شده است بسيار ناكافي برشمرد.

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:36  توسط گروه خبری کردستان | 

شهادت گريلاي روزنامه‌نگار؛ شيلان آراس

  "آيفه‌ر سه‌رچه" با كد سازماني شيلان آراس كه يكي از گريلاهاي زن و كادر فعال PAJK (حزب زنان آزاد كردستان) بود، در جريان عمليات‌هاي نظامي مشترك اخير ايران و تركيه به شهادت رسيد. آيفه‌ر سه‌رچه كه جهت تحقيق و پژوهش پيرامون پديده خود‌كشي زنان در ايران به منطقه "كه‌له‌ره‌ش" رفته بود. در نتيجه عمليات‌هاي اخير در حوالي روستاي ديره‌لي از توابع شهرستان سلماس به شهادت رسيد. آيفر سه‌رچه كه متولد سال 1970.م از منطقه ويران‌شار شمال كردستان مي‌باشد، ضمن تلاش و مبارزه‌اي بي‌وقفه در ميان صفوف گريلا خدمات و فعاليت‌هاي زيادي در توسعه مطبوعات كردي انجام داد و در اين اواخر نيز، هم به‌عنوان خبرنگار خبرگزاري فرات كار مي‌كرد و هم به‌عنوان گريلاي زن از سوي PAJK ماموريت يافته بود در مورد پديده خودكشي زنان در شرق كردستان تحقيقاتي را انجام دهد. آيفر سه‌رچه سه سال در ارمنستان به فعاليت مطبوعاتي كردي پرداخت و پس از آن حدود دو سال نيز در جنوب كردستان به فعاليت‌هاي مطبوعاتي خود ادامه مي‌داد.

  اتحاد روشنگري دموكراتيك YRD و جمعي از رورنامه‌نگاران با انتشار اعلاميه‌اي، انزجار و نارضايتي خود را از به شهادت‌رساندن ايشان توسط نيروهاي سپاه پاسداران ابراز داشته و حكومت تروريستي ايران را محكوم كردند. شايان ذكر است كه بسياري از احزاب سياسي از جمله PAJK و PJAK و نهاد‌هاي رسانه‌اي و مطبوعاتي نيز نارضايتي خويش را اعلان و پيام‌هاي تسليتي به خلق كرد بويژه زنان كرد اعلام داشتند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:34  توسط گروه خبری کردستان | 

 ستاد فرماندهي HPG در پاسخ به بيانات دولت كه گفته بود ديگر تحمل ما نمانده است بيانيه‌اي منتشر و اعلام كرد كه خلق كرد و HPG قادر به تحمل شرايط موجود نيست.

  در اين بيانيه آمده است كه جنگ‌افروزي در كردستان شدت يافته و همان‌طور كه آشكار بود، جنگ به‌مراتب وخيم‌تر و ابعاد گسترده‌تري را در خود مي‌گيرد. ستاد فرماندهي HPG در اين چارچوب با اشاره به تداركات ارتش ترك از آغاز سال و عمليات‌هاي نظامي گسترده و تشديد حملات عليه گريلا و خلق و وضع قانون آنتي‌ترور متذكر شد كه سبب وخامت اوضاع، دولت بوده و علي‌رغم آتش‌بس‌هاي مكرر از سوي ما هيچگونه اقدامي از سوي دولت برداشته نشده است.

  در ادامه اين بيانيه آمده است كه در صورت تداوم اين وضع، HPG دامنه فعاليت‌هاي خود را گسترده‌تر و حق دفاع مشروع و مقابله به‌مثل را به نحو احسن پياده خواهد كرد. در پايان اين بيانيه نيز آمده است كه مواضع و اقدامات اخير براي طرحريزي كشتار جديدي است و اگر دولت تركيه بر آنها اصرار كند، گريلاهاي HPG جنگ را به سرتاسر تركيه تا سواحل درياي "اژه" و "مرمره" خواهند كشيد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:33  توسط گروه خبری کردستان | 

رژيم ايران طي دو هفته گذشته سلسله عمليات‌هاي نظامي گسترده‌اي در مناطق مريوان و اورامانات به‌راه انداخته است و با گسيل شمار زيادي از نيروهاي نظامي، انتظامي و اطلاعاتي به منطقه و به‌كارگيري سلاح‌هاي سنگين و چرخ‌بال‌هاي نظامي، جنگ تمام‌عياري را عليه نيروهاي PJAK آغاز كرده است.

  در نتيجه اين درگيري‌ها ضربات مهلكي بر نيروهاي رژيم وارد آمد و دشمن، متحمل تلفات جاني و مالي زيادي گشت و حدود 13تن از پاسداران به هلاكت رسيدند. همچنين در ادامه اين درگيري‌ها رفيق "محمد علي آل‌گونرهان" با كد سازماني "دلخواز بينگول" عضو مجلس PJAK طي چند روز درگيري با نيروهاي رژيم و مقاومتي بي‌نظير به درجه رفيع شهادت رسيد.

  شهيد دلخواز اولين شهيد مجلس PJAK مي‌باشد كه در سال 1996 در شهر بينگول از شهرهاي شمال كردستان چشم به جهان گشود و در سال 1991 به صفوف گريلاهاي PKK پيوست. از سال 2000 به‌بعد وارد فعاليت‌هاي سازماني شرق كردستان گرديد و در كنگره تأسيس PJAK نقش فعال و به‌سزايي ايفا نمود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:31  توسط گروه خبری کردستان | 

مسخ‌شدن در خيال و توهمي واهي

ماني كياكسار

  حمله نيروهاي نظامي اسرائيل به لبنان در ظاهر به بهانه آزادسازي دو سرباز اين كشور كه از سوي نيروهاي حزب‌الله ربوده شده‌اند، بحث‌هاي جنجال‌ برانگيزي را كه حاوي ابهامات بسيار مي‌باشند، به دنبال داشته است. با اين وجود وقايع چند روز اخير را مي‌توان بخشي از پروژه توسعه‌طلبي آمريكا تحت عنوان پروژه خاورميانه بزرگ و تلاش جهت حفظ موقعيت و ستاتوي دولت‌هاي اقتدارگراي منطقه و در رأس آنها ايران و سوريه برشمرد. ايجاد جبهه جنگ ديگري ميان اين دو خط‌مشي در جنوب لبنان تبعات بسيار مخرب‌تري به نسبت نيروهاي غربي براي رژيم‌هاي سياسي ايران و سوريه به دنبال دارد چراكه هر دو رژيم در حمايت خود از حزب‌الله بر سر دو راهي‌اي قرار گرفته‌اند و اين مطلب از يك‌سو منجر به تضعيف موقعيت آنها در ميان اسلام‌گرايان راديكال منطقه و جهان گرديده و نيز به افشاء ماهيت شعارهايي مبني بر حفاظت از جهان اسلام و برچيدن اسرائيل از روي زمين در صورت عدم اقدام قاطعي عليه نيروهاي اسرائيلي منتهي خواهد شد؛ از ديگر سو هرگونه اقدام عملي و نظامي آنها در اين خصوص نيز به بهانه‌ تكميل كننده‌اي در راستاي تسريع روند مداخله‌اي خواهد بود كه با جنگ در عراق درصدد به تعويق انداختن آن مي‌باشند.

  در وضعيت مذكور تركيه نيز به عنوان يكي ديگر از كشورهايي كه درصدد حفظ موقعيت فعلي خود مي‌باشد، قصد دارد از آب گل‌آلود ماهي گرفته و حمله اسرائيل به جنوب لبنان جهت باز پس‌گيري سربازان خود را ـ كه به سطح كل لبنان كشيده شد ـ همچون توجيهي جهت ورود به جنوب كردستان و از ميان برداشتن نيروهاي PKK مستقر در آنجا مطرح ‌نمايد. توجيه مذكور از ابعاد گوناگوني قابل توجه است؛ در خصوص راهكار نظامي تركيه و احتمالا ايران شايان ذكر است كه تجربه بيش از دو دهه جنگ با نيروهاي گريلا نشان داده است كه راهكارهاي نظامي جهت تصفيه گريلا به هيچ‌وجه چاره‌ياب نبوده و در اين خصوص حتي تجارب عمليات‌هاي نظامي تركيه در سال‌هاي 92،95 و 97 در جنوب كردستان نيز با شكست و سرافكندگي نيروهاي ترك منجر شده است. علاوه براين مطلب تركيه از اين حقيقت غافل مانده ـ و يا آنكه قصد ديگري دارد ـ كه نيروهاي PKK تنها در جنوب كردستان مستقر نيستند و اين نيروها در هر چهار كشور اصلي منطقه خاورميانه و بويژه تركيه مستقر مي‌باشند و كشته‌هايي كه دولت‌هاي تركيه و ايران در طي عمليات‌هاي نظامي مشترك از نيروهاي مدافع خلق HPG متحمل شده‌اند، در عمق خاك كردستانِ زير سيطره اين كشورها بوده و لذا توجيه نابودي گريلا در جنوب كردستان به هيچ‌ عنوان منطقي نمي‌باشد. همچنان كه نيروهاي HPG نيز اعلام داشته‌اند، در صورتي كه نيروهاي نظامي تركيه وارد جنوب كردستان شوند، جنگ دفاع مشروع را به مناطق مرمره و درياي اژه ـ سرتاسر تركيه ـ خواهند كشاند. ماهيت گسترش عمليات‌هاي نظامي به جنوب كردستان، نخست با هدف سرباز زني از سياستي است كه در سال 1923 و با توجه به منافع نيروهاي امپرياليست و در راس آنها انگليس در قالب «پيمان سور» بر تركيه تحميل شده و زمينه استعمارطلبي و اشغال جنوب كردستان را مسدود نموده است. همچنين تداوم سياست انكاري است كه تركيه به عنوان پيشاهنگ آن در منطقه شناخته شده و آن نيز همانا سياست انكار و امحاء خلق كرد است و جنوب كردستان و حكومت فدره آن نيز هرچند كه از نقاط ضعف و انتقادپذيري در راستاي پيرو نمودن سياستي ملي برخوردار باشد، با اين وجود بخشي از كردستان است كه سياست انكار و امحاء خلق كرد به صورتي آشكارا در آن برچيده شده است. علاوه براين مطلب در درون جناح‌هاي سياسي تركيه نيز كشمكشي سخت بر سر اقتدار در جريان است كه در نتيجه روبرو شدن با معماي چاره‌يابي مساله كرد، ماهيت دولت و ساير احزاب فاشيستي موجود در اين كشمكش را به صورتي بي‌پرده آشكار ساخت؛ حوادث شمزينان و حمله به دادگاه عالي، بخشي از جنگ اقتدار مذكور را تشكيل مي‌دهند. لذا با توجه به نمونه‌هاي تاريخ معاصر تركيه مي‌توان دريافت كه محاوله مساله كرد به ارتش سرپوشي بر بوي تعفني است كه ساختار سياسي تركيه در سياست‌هاي داخلي و منطقه‌اي و تلاش براي تداوم سيستم كنوني خود برداشته است.

  امروزه تركيه به مانند سال‌هاي آغازين تأسيس جمهوري بر دو راهي و شايد بهتر است بگوييم بر سه‌راهي‌اي قرار گرفته است و تاحدودي نيز بر آن است كه سياستي دوجانبه را در برابر خطوط استراتژيكي كه در منطقه مطرح مي‌شوند درپيش بگيرد؛ همچنان كه در بالا بدان اشاره شد، تركيه درصدد است در جناح رژيم‌هاي ستاتوگراي منطقه ـ ايران و سوريه ـ كرسي خود را حفظ نمايد و در اين راستا با پيشاهنگي در كنسپت امحائي كه عليه خلق كرد آغاز نموده است، مشاركت و همياري آنها را جذب نمايد. از سوي ديگر با عقد تفاهم‌نامه استراتژيك برخوردي موازي با كليه سياست‌هاي جهاني و بويژه منطقه‌اي آمريكا، درصدد حفظ كمك‌هاي مالي و نظامي‌ است كه در طول سده گذشته دريافت نموده است. از بعدي ديگر تركيه با خط سومي نيز روبرو است كه تاكنون حاضر به قبول وجود قاطع آن نبوده است؛ خط‌ سوم كه مي‌توان گفت خط‌‌مشي رهبر آپو (عبدالله اوجالان) و چاره‌يابي دموكراتيك مساله كرد و گذار به جمهوري دموكراتيك و پذيرش ملتي دموكراتيك به جاي دولت ـ ملت ترك مي‌باشد؛ خط‌مشي‌اي كه به طور قاطع پتانسيل دموكراتيك خود را در طي سرهلدان‌هاي (تظاهرات) نوروز امسال و رفراندوم رهبر آپو به اثبات رسانده است. تركيه در جهت مقابله با پتانسيل مذكور گام‌هاي ارتجاعي بسياري را پيرو نموده است كه به عنوان نمونه مي‌توان به افزايش بيش‌ از حد عمليات‌هاي نظامي اين كشور ـ علي‌رغم بدهي‌هاي فراواني كه تقريبا معادل 400 ميليارد دلار را به دنبال داشته است ـ و تصويب قانون ضد تروريسم كه به طور قطع ضد خلق كرد مي‌باشد، اشاره نمود.

  عدم موفقيت دولت تركيه در كنسپت نوين خود عليه خلق كرد باعث گرديد كه رژيم‌ مذكور وضعيت موجود در خاورميانه را فرصتي مغتنم شمرده و جهت مقابله با سير صعودي حركت آزادي‌خواهي خلق كرد و دستاوردهاي بدست آمده و نيز كسب نقشي تعيين‌كننده در سياست منطقه به تكاپوي اشغال جنوب كردستان بيفتد. تكاپويي كه بيشتر از واقعيت به مسخ شدن در خيال و توهمي واهي شبيه است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:29  توسط گروه خبری کردستان | 

پژواک

  هرچند كه عبدالله اوجالان، رهبر كوما كومه‌لين كوردستان در طي چند ملاقات اخير خود با وكلايش، راه‌حل‌هايي دمكراتيك و معاصر و صلح‌جويانه را جهت حل معضل كرد ارائه نمود و در اين چارچوب از نخست‌وزير، رئيس‌جمهور، رئيس مجلس و ساير نهادها و ارگان‌هاي رسمي دولت خواست كه گام‌هاي مثبتي را بردارند، اما سواي آنكه اقدامي در اين باره از سوي سران آنكارا صورت نپذيرفت‌، حتي عمليات‌هاي نظامي ارتش تركيه عليه نيروهاي گريلا و فشار عوامل اطلاعاتي بر خلق كرد فزوني يافت. اين‌گونه اقدامات ارتش تركيه در حالي صورت مي‌گيرد كه مشكل اسرائيل ـ فلسطين بار ديگر به افزايش تنش ميان نيروهاي حزب‌‌الله لبنان و حماس، فلسطين با نيروهاي اسرائيلي و در واقع صف‌آرايي ايران، سوريه در برابر جبهه اسرائيل‌ـ آمريكا رسيده است. همچنين كشتار و عمليات‌هاي تروريستي در عراق روزانه شدت بيشتري مي‌ِيابد و رژيم اسلامي ايران نيز هم در مقابل فعالين سياسي، حقوقي و مدني و هم در مقابل هرگونه تحرك سياسي PJAK، به‌غير از برخورد مليتاريستي و خشونت‌آميز راه ديگري نمي‌شناسد.

  يعني در حالي كه جنگ و خونريزي سايه خود را بر خاورميانه گسترانيده است؛ اقدامات دولت تركيه ـ ايران به گسترده‌ترشدن ابعاد جنگ دامن مي‌زند، جنبش آپوئيستي و در رأس آن رهبر عبدالله اوجالان تمركز سياسي ـ فكري خود را به از ميان برداشتن فضاي جنگ و خشونت و جايگزين نمودن فضايي صلح‌آميز و دمكراتيك معطوف ساخته است. حتي در اين راستا پلاني سه مرحله‌اي را بعنوان تداوم اقدامات دمكراتيك خلق كرد در چنين شرايطي به همه آحاد خلق كرد بويژه در شمال كردستان ارائه نموده است. همچنين در ديگر بخش‌هاي كردستان نيز به اقداماتي جهت دفاع از هويت ملي كرد و همزيستي مسالمت‌آميز با ديگر خلق‌ها اصرار مي‌ورزد.

  فقط فشار، سركوب و اعمال راهكارهاي ترورآميز، خشونت و زور از سوي دولت‌هاي تركيه ـ ايران به ابعاد گسترده‌تري رسيده و در شرايط بحراني خاورميانه درصددند با سركوب كردها و محو دستاوردهاي اين خلق، پايه‌هاي اقتدار خود را در منطقه تحكيم بخشند. غافل از آنكه قدرت كنوني و حقيقي در دنيا ازآن دولت و يا جناحي است كه بيشتر از جناح‌ها و دولت‌هاي ديگر از راهكارهاي غني دمكراسي و صلح برخوردار باشد. عدم بهره‌گيري دولت‌هاي تركيه ـ ايران از راهكارهاي غني دمكراسي و اصرار بر عدم اقرار به موجوديت ملي ـ فرهنگي خلق كرد و تداوم حملات عليه نيروهاي گريلا، احتمال مي‌رود كه جنبش آپوئيستي را به برگزيدن و بهره‌گيري از راهكارهاي ديگري ـ كه البته بازهم به حفظ ارزشهاي و دستاوردهاي ملي گره خورده باشد ـ رهنمون ‌سازد.

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 23:23  توسط گروه خبری کردستان | 

پژواک

  همراه با تداوم عمليات‌هاي نظامي و اعمال راهكارهاي خشونت و ترور ارتش و دولت تركيه و ايران در كردستان، بدنام نمودن جنبش آپوئيستي و PJAK همچون وظيفه‌اي در اين مرحله پيش روي دستگاه‌هاي اطلاعاتي و حفاظتي رژيم تركيه و ايران، ارگان‌ها و سازمان‌هاي دولتي و رسانه‌هاي داخلي گذاشته شده است. هر دو رژيم بجاي جستجوي راه‌حلي صلح‌آميز و دمكراتيك جهت حل مساله كرد و پذيرفتن اينكه مخاطب اصلي مساله كرد در اين مرحله جنبش آپوئيستي و PJAK مي‌باشند، همه امكانات، سازمانها و عاملان خود را در راستاي تحميل و تداوم سياست انكار و امحاء و به بردگي‌كشاندن و بي‌ارادگي خلق كرد بسيج كرده‌اند.

  در همين راستا رژيم اسلامي كه از تجارب حكومت اليگارشي تركيه نيز در چگونگي برخورد با نيروهاي گريلا بهره مي‌گيرد، راهكارهاي جنگ ويژه و نيز شعارهايي تبليغاتي مبني بر اخلالگري و منافي دين و مذهب‌بودن PJAK را در كليه شهرها و روستاهاي شرق كردستان در دستور كار نيروهاي سپاه پاسداران و جاش‌ها قرار داده است. بويژه اين سوءتبليغات و شايعه‌پراكني‌ها را عليه كادرها و طرفداران PJAK در شهرهاي بزرگ كردنشين نظير ايلام، كرماشان، سنندج، اروميه و ... ترويج مي‌دهد. رژيم اسلامي سالهاست كه بر روي اقشار و طبقات و گروه‌هاي اتنيكي و مذهبي موجود در اين شهرهاي بزرگ شرق كردستان، سياست‌هاي زيركانه‌اي جهت جذب آنها بسوي خود و قطع رابطه آنها با روح ملي‌شان اعمال كرده است.

  جنبش آپوئيستي و جناح آن در شرق كردستان و ايران يعني PJAK چند سالي است كه فعاليت‌هاي گسترده‌اي جهت ارتقاء سطح آگاهي ملي در اين مناطق و همبستگي روح ملي‌شان با ديگر مناطق و بخش‌هاي كردستان را آغاز نموده است. اين گونه فعاليت‌ها به معناي نقش بر‌آب ساختن سياست‌ها و نقشه‌هاي چندين ساله رژيم اسلامي در اين مناطق است؛ چه بسا كه اين رژيم با سياست‌هاي ويژه خود ديناميسم‌هاي جامعه بويژه جوانان و زنان را در اين مناطق بسوي فحشاء و مواد مخدر ترغيب نموده و آنها را از ايفاي نقشي فعال در عرصه سياست و جامعه دور ساخته و از اين طريق سعي در وابسته‌سازي آنها به خود دارد. همچنين سالهاست كه در تلاش است با بكارگيري مفاهيم مذهبي اين مناطق را از همبستگي روحي ملي با ديگر مناطق دور سازد. از اين لحاظ توسعه‌يابي فعاليت‌هاي دمكراتيك كادرهاي PJAK در اين شهرهاي بزرگ كردنشين به معناي قطع شاهرگ حياتي تداوم سياست‌هاي استبدادي و منفعل‌سازي جناح‌هاي به اصطلاح دمكراتيك رژيم اسلامي مي‌باشد. اين مورد باعث مي‌شود كه رژيم اسلامي كليه امكانات خود را در اين مناطق بسيج نموده و به هر طريق ممكن مابين ارتباط كادرهاي PJAK و خلق كرد شكاف ايجاد نمايد. در عين حال PJAK نيز مصمم است كه با همه توان و قدرت خويش، سياست‌هاي رژيم را خنثي نمايد.

سوزاندن جنازه گريلاهاي HPG 
 
نمايانگر اعمال وحشيانه 
 
و ترور دولت تركيه

شهادت اولين زن عضو PJAK و YJRK

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 21:21  توسط گروه خبری کردستان | 

شهيد روژهلات
نام و نام خانوادگي: سعدون کاتوني
نام سازماني: روژهلات
تاريخ و محل تولد: 1980 ـ اروميه
تاريخ و محل الحاق: 1999 ـ شهيدان
تاريخ و محل شهادت: پاييز ـ 1999 ـ آمد

لحظه‌ها کشته مي‌شوند, اما گفته‌ها نمي‌ميرند. سرها بريده مي‌شوند, اما سرها (رازها) مي‌مانند. جسم‌ها مي‌خوابند, اما عشق‌ها جاويدان خواهند ماند. آري اي رفيق, توآمده بودي تا بار ديگر روشني خانه‌ها نميرند و ديگر هرگز و هرگز کسي قهرمان داستاني سوخته نشود. من نيز آمده بودم تا همراه و ياورت باشم در اعماق و بيکرانه‌ها. اينک تو نمي‌گويي و من همه و همه را مي‌شنوم و ديگر کوي‌ها بي‌نام و نشان نخواهند بود.
از جانب همه‌ي همرزمان براي تو مژده‌يي دارم. اي رفيق نهالي که شما شهدا با جان و دل آبياري‌اش کرده بوديد, اکنون شکوفه داده و پلي که بنا نهاديد ما را به خلق‌مان رساند. شاد باشيد که هر روز با شما سخن مي‌گوييم با شما مي‌خنديم, با شما مي‌خوانيم و با شما آرام مي‌گيريم. ديگر مادران پيرمان از افسانه‌هاي کهن براي‌مان چيزي نمي‌گويند. نفس نفس از شما مي‌گويند و هرگز به پايان نمي‌رسد. داستان با شما بودن و ماندن در همه چيز و همه جا. اي رفيق بي‌شما چشمان جاده‌هاي‌مان کورند, گوش قله‌هاي‌مان نمي‌شوند, روشني خانه‌هاي‌مان مي‌ميرند.
از شما بود که پرواز اعتماد را تجربه کرديم و بر ماست که بارها و بارها درود بفرستيم و تمنا کنيم, از پاي نه‌ايستيم و رهرو راه‌تان باشيم. ما شاگردان مکتب عشق‌تان, شايد در آستانه‌ايم, اما اميدهاي‌مان بزرگ‌اند و گام‌هاي‌مان راسخ.
رفيق روژهلات فرزندي از يک خانواده بينوا بود که در کودکي شخصيتش با رنج و تلاش در آميخته بود. اين مبارز جوان به خاطر وضع مشقت‌بار زندگي‌, از خواندن و مدرسه محروم ماند.چيزي که بسيار او را مي‌آزرد, درد ملتش بود. او دريافته بود که در آن بيابان پر از گرگ و نشيب و سنگ چاره‌يي جز مبارزه و ستيز نيست. در گرماگرم خيزش‌هاي شرق کردستان از زمره‌ي اولين کساني بود که با انقلاب و رهبري پيمان بست که مبارزه راه آزادي شود. در تمام مدتي که با هم بوديم, هميشه اين سوال را مي‌کرد؛ چگونه مي‌توان رهبري را خشنود کرد. به حقيقت هميشه در عمل در جستجوي يافتن جوابش بود. در برخورد با رفقا بسيار فروتن بود و عمق مشکلات را به خوبي در مي‌يافت. مي‌خواست در شخصيت خود معيارهاي يک مبارز راستين را عملي نمايد. هميشه اصرار مي‌کرد که او را به جبهه‌ي جنگ بفرستند. انگار مي‌خواست خود را بيشتر و بهتر بشناسد و خود جواب سوال هميشگي‌اش را بيابد. آري! پس از مدتي کوتاهي در تابستان 1999 در نتيجه‌ي پافشاري زيادي که او براي رفتن به جبهه نمود او را به ايالت آمد فرستادند که در کمين‌گاه دشمن و پس از مقاومتي بسيار زندگي را به درود گفت.
ايستاده در کمين اين مدار بي‌انتها
تا سيه‌چشمي مطلق‌ها را
در آسياب دوران پيرمرد تاريخ
چنان بسايد
که افق چشمان خسته در انتظار تمام دقيقه‌هاي عالم
آن‌چنان وسيع گردند
که تمام گام‌ها آغازين شوند

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 22:14  توسط گروه خبری کردستان | 

بر فرازناي قله ايستاده‌اند آناني که با آپو پيمان دوستي بسته‌اند.

برخودان نستوه, تو که آمده بودي تا با خون خويش عطش هزاران‌ساله سرزمين‌مان به آزادي را فروبنشاني. شايد آن لحظه که در محاصره خصم, ضامن نارنجک را مي‌کشيدي احساس همان ابر سپيد را داشتي که در هجوم بادهاي ويرانگر بازهم چشم ز خواهش‌هاي معصومانه زمين برنداشت و همه هستي‌اش را مهرورزانه باريد زيرا تو نيز از نگاه‌هاي منتظر سرزمين‌ات روي برنگرفتي و عشقت را سخاوت‌مندانه پيشکش‌اش نمودي.
از ذره ذره‌هاي وجود نازنينت باراني باريدن گرفت که روزهاي سبز پُر آفتابي را نويدگر است. سپيده‌دمان, عطر تو از جانب شرق کردستان به مشام مي‌رسد, آنجا که دوستش ‌مي‌داشتي و همچون قاصد شمالي که پيغام‌‌آور شادي‌‌هاست, از شمال کردستان به آزاد ساختنش برخاسته بودي . آري تو پا در رکاب عشق آمدي تا خاطره سبز زيلان را در باغستان‌هاي زرد و خسته شرق کردستان بکاري و با خون سُرخ خويش آبياري‌اش نمايي. بي‌ترديد ضامن را کشيدي و... انفجار... که هميشه پس از رعدي مهيب و بارشي نرم, رنگين کماني زيبا تا قلب آسمان پُل خواهد زد, همان آستانه‌اي که هميشه امن است براي پرواز و تجربه حسّ گرم آزادي...
و تو سالار مهربان, که صميمي بودي و گرم و خودماني مثلِ خاک. خاک خوبِ ايثارگر که مي‌بخشد و مي‌بخشد و مي‌بخشد و باز‌هم خسته نمي‌شود. همچو سرزمين مادري‌ات کردستان, که با همه زخم‌هاي تن‌اش براي فرزندانش يک‌ريز ترانة اميد و نور و ستاره مي‌خواند. تو زلال‌تر بودي از جاري, آنگونه که مي‌توانستيم با هر لبخندت خورشيد‌هاي هميشه تابان قلبت را بشماريم. و چه پيوند استواري با رود بسته بودي که مرگ را نيز در برابر آن وادار به کُرنش نمودي.
نکته جالب در خصوص اين دو شهيد براي من آن است که با هردو رفيق در يک روز آشنا شدم. آن روز باران مي‌آمد مي‌خواستم براي آوردن آذوقه سري به روستا بزنم. رفيق سالار و برخودان تازه از راه دوري به جمع ما پيوسته بودند اتفاقاً آن روز کسي نبود تا به من در آوردن آذوقه کمک کند. آن دو رفيق با آنکه خستگي از چهره‌هايشان پيدا بود اما اصرار نمودند که با من همراه شوند. هنگام بازگشت در نيمه راه که ديگر تواني براي رفتن نداشتم. کوله‌پشتي‌ام را از من گرفتند و تا مقصد همراهي‌ام نمودند. تازه رسيديم که خبر دادند بايد رفيق سالار و برخودان به‌ جاي ديگري بروند و آنها علي‌رغم آنهمه راهپيمايي و خستگي بازهم به راه خود ادامه دادند و رفتند. در لحظه وداع از چشمانشان پيدا بود که ديگر نمي‌بينمشان... و اينگونه شد تا خبر شهادتشان را شنيدم. آري, آنان رهروان راه رنج و مقاومت بودند و خستگي‌ناپذير.

همرزم شهيد

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 22:11  توسط گروه خبری کردستان | 

روز پنجشنبه ۱۲-۵-۸۵ ساعت ۸ صبح نیروهای اطلاعات تکاب به منزل فردی به نام سیف الله شهسواری

در محله شریف آباد یورش بردند وفرزند جوان وی بنام رحمان شهسواری را با تعدادی سی دی حزب پژاک وپرچم ونقشه کردستان با خود برده اند واین در حالی است که این روزها نیروهای اطلاعاتی شهر تکاب روزانه با یورش به منازل شهروندان کرد به بهانه های حمایت از حزب های سیاسی یا جمع آوری ماهواره

منازل مردم را بازرسی  می کننند.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 7:6  توسط گروه خبری کردستان | 

بدون رهبر آپو و PKK هرگز

رامان جاويد
عبارتي كه امروزه از سوي ائتلاف به رهبري آمريكا،‌ دولت‌هاي حاكم بر كردستان و احزاب كردي وابسته به نيروهاي خارجي سعي مي‌شود به خلق كرد بويژه در شمال كردستان تزريق شود، چاره‌يابي معضل كرد بدون عبدالله اوجالان، رهبر كنفدراليسم دموكراتيك و PKK مي‌باشد. شايد از منظر برخي‌ها فقط دولت‌هاي مداخله‌گر در عراق و تركيه در اعمال چنين سياستي به توافق رسيده باشند اما موشكافي روابط ديپلماتيك و سياسي دولت‌هاي ايران، تركيه، سوريه، نيروها و احزاب كرد وابسته به آنها و نيز اعمال راهكارهاي مشابه از سوي هر يك از اين دولت‌ها و احزاب به‌ويژه اعمال راهكارهاي سركوب عليه عمليات‌هاي دموكراتيك خلق كرد بهتر مشخص خواهد كرد كه دولت‌ها و يا ايدئولوژي‌هاي حاكم بر كردستان چگونه و تا چه حدي به استراتژي شفافي در خصوص منفعل‌سازي پتانسيل دموكراتيك خلق كرد و لاينحل‌گذاشتن معضل آن دست يافته‌اند.
اگر برخي‌ها با اين نظر مخالفند پس تحليل آنها در مورد اعمال ترور‌آميز دولت احمدي‌نژاد در شهر ماكو كه هيچ شعاري بر ضد رژيم اسلامي ندادند و تنها طراحان توطئه بين‌المللي عليه عبدالله اوجالان را محكوم نمودند، چيست؟ همچنين قتل‌عام ماكو، قاميشلو، مانع‌سازي در مقابل راهپيمايي خلق كرد در سليماني و هولير به منظور حمايت از خلق كرد در شرق كردستان، بمباران شيميايي عليه گريلاهاي HPG، سركوب نمودن راهپيمايي خلق حلبچه به منظور يادبود شهداي اين شهر در 16 مارس و ... را چگونه ارزيابي مي‌كنند؟ چرا بعضي از به اصطلاح روزنامه‌نگاران و روشنفكران وابسته و نيز بسياري از سران و اعضاي دفتر سياسي برخي از احزاب، سعي مي‌كنند چنين واقعيتي را در پرده ابهام نگه‌داشته و يا به تحريف بكشانند؟
در ابتداي اين مقاله اشاره به سخنان سياستمداران آمريكايي كه مي‌گفتند: " مداخله در عراق و افغانستان و كل خاورميانه را با دستگيري عبدالله اوجالان و سعي بر بي‌تاثير نمودن ايشان آغاز نموديم" موضوع مورد نظر و سياست‌هاي اعمالي بر روي خلق كرد را شفاف‌تر خواهد نمود. اين در حالي است كه سران PDK و YNK و برخي از نيروهاي كردي را به نزد خود فراخوانده و به شكلي مداوم سياست‌هاي خاورميانه‌اي خويش را با آنان به بحث گذاشته و نيز از طريق آنان پراكتيزه مي‌نمايند. اگر هدف آنها چاره‌يابي معضل كرد و فعال‌نمودن كردها در سطح سياست خاورميانه مي‌باشد پس چرا PKK و رهبر كنفدراليسم دموكراتيك، عبدالله اوجالان را كه از بيشترين ميزان طرفداري در ميان كردها برخوردارند، مد نظر قرار نداده و نسبت به پروژه‌هاي چاره‌ياب، صلح‌طلب و دموكراتيك آنها در خصوص حل معضلات خاورميانه بويژه حل مشكل كرد بي‌توجهي نشان مي‌دهند؟آيا چنين تلاش‌هايي، همان تكرار تاريخ و تحميل سرنوشت شوم بر خلق كرد نيست؟ يا اينكه اين دولت‌ها خو گرفته‌اند به اينكه رهبر كردها و مخاطبشان در كردستان،‌ همواره رئيس عشيره‌ها،‌ شيخ‌ها، آغاها، ملاها و ... ـ البته آنهايي كه در مراحل مختلف تاريخ كرد و حتي هنوز هم چنين ذهنيتي را بر اساس تامين منافع خويش در ميان كردها ترويج مي‌كنند ـ باشد و اگر رهبري همچون عبدالله اوجالان در شخصيت، رهنمودها و عملكردهاي خويش از چنين شخصيت‌هاي منفعت‌طلب و وابسته به نيروهاي خارجي گذار كرده باشد، به هر طريقي كه شده با چنين رهبري به مخالفت برمي‌خيزند. اين دولت‌ها با صرف هزينه‌هاي هنگفت و از راهكارهاي مختلف در تلاشند به افكار عمومي بقبولانند كه اگر PKK نباشد ما معضل كرد را حل خواهيم كرد. نحوه به‌كارگيري كردها در تحليل ريزبينانه اين موارد كه برخي از روزنامه‌نگاران، روشنفكرنماها و به‌اصطلاح سياستمداران كرد وابستگي كامل و بي‌چون‌وچرا به نيروهاي مداخله‌گر را همچون حل معضل كرد! ارزيابي مي‌كنند، بسيار شفاف‌تر خواهد شد. بدين جهت است كه انديشه‌ها و افكار آنها را به‌شكلي گسترده در رسانه‌ها و به‌ويژه مطبوعات وابسته به خود بازتاب داده و جهت بسط افكارشان در ميان خلق كرد همه امكانات خود را بسيج مي‌نمايند. اين در حالي است كه ممنوعيت و سانسور رسانه‌اي گسترده‌اي در مورد عمليا‌ت‌هاي دموكراتيك خلق كرد اعمال مي‌شود. اگر هدف يافتن رهبري ساختگي براي كردها نيست چرا برخي از كانال‌هاي تلويزيوني و راديويي كردي بحث گسترده‌اي با روشنفكران، روزنامه‌نگاران و سياستمداران كرد در مورد موضع خلق كرد ـ كه البته هيچ اشاره‌اي به آن نشدـ به‌ويژه در ماه فوريه امسال كه به منظور حمايت از جنبش آپوئيستي و رهبري آن صورت پذيرفت، انجام نمي‌دهند؟ آيا نه‌اينست كه اينها نيز همانند گذشتگان خود تنها به قدرت دولت‌هاي مداخله‌گر در عراق ايمان آورده‌اند و به پتانسيل و نيروي ذاتي و دموكراتيك خلق‌ها به‌ويژه خلق كرد اعتقادي ندارند؟ چرا قسمتي از خلق كرد و حتي خلق‌هاي ديگر و روشنفكران فارس، ترك و... نگاهي واقع‌بينانه و ريزبينانه به موضع خلق كرد در خصوص چرايي حمايت از جنبش آپوئيستي ندارند و بيشتر شيفته و دلباخته سخنان نيروهاي مداخله‌گر در عراق هستند؟ قبل از پرداختن به موضوع اين مقاله كه تحليل سياست تحميل و تزريق عبارت "چاره‌يابي معضل كرد بدون عبدالله اوجالان و PKK" مي‌باشد ذكر اين نكته‌ حائز اهميت است كه توافقات و مذاكرات اصولي و مبدأيي با هر نيرو، جناح،‌ دولت و حزبي از ويژگي‌هاي تحولات نوين در منطقه است و كردها و جنبش آپوئيستي نيز از اين قاعده مستثني نيستند اما اگر توافقات در چارچوب وابستگي و دلباختگي به هر نيرو و يا دولتي باشد با كاراكتر و شيرازه PKK در تضاد مي‌باشد زيرا اين جنبش همه برنامه‌ها و عملكردهاي خويش را در چارچوب حفظ اراده خلق‌ها به‌ويژه خلق كرد و پيشبرد روند ملت‌شدن دموكراتيك خلق كرد تنظيم نموده و مي‌نمايد. پس اگر PKK در برنامه‌هاي خود مسامحه‌اي اصولي و مبدأيي و برقراري توافقات و مذاكرات با همه دولت‌هاي خاورميانه را گنجانده است،‌ علت تحميل سياست "چاره‌يابي معضل كرد بدون آپو و PKK" چيست؟
ابرقدرت‌هاي جهاني نيك بر اين امر واقفند كه ديگر نمي‌توانند به‌مانند قرن بيستم سياست انكار و امحا را از طريق دولت‌هاي خاورميانه عليه كردها پراكتيزه نمايند. از اين‌رو درصددندكه هم كردها را تحت سيطره خويش درآورند و هم برخوردي متفاوت از قرن بيستم با مساله كرد داشته باشند. خط‌مشي ملي‌گرايي ابتدايي، خط‌مشي‌اي است كه هم موجب وابستگي كامل سران كرد به نيروهاي خارجي شده و هم موجب رضايت‌ خاطر و فروكش‌نمودن‌ انزجار كردها در مقابل اين دولت‌ها كه سال‌هاست سياست انكار را بر روي خلق كرد به اجرا در‌مي‌آورند، مي‌شود. البته در تغيير موضع و نحوه برخورد اين دولت‌ها،‌ ارتقاء سطح آگاهي ملي‌ـ دموكراتيك كردها فاكتوري اساسي و تعيين‌كننده بوده است. ابرقدرت‌هاي جهاني با ديدن اين واقعيت‌ جامعه كرد، نيك واقفند كه در قرن بيست‌ويكم سياست انكار كردها،‌ منافعشان را در منطقه به مخاطره مي‌اندازد. پس در اين مرحله جديد و با توجه به تحولات موجود در جامعه كرد،‌ جانبداري از خط‌مشي ملي‌گرايي ابتدايي نه‌تنها در مقابل پروژه‌هاي آنها براي خاورميانه مانع‌ساز نيست بلكه موجب نيرومندشدن اين دولت‌ها ـ عراق و نحوه ايجاد روابط ديپلماتيك آمريكا با نيروهاي موجود در آن از طريق كردها بارزترين نمونه آن است‌ ـ مي‌شود. بنابر اين موارد مي‌توان گفت نقطه منفعت آمريكا و اتحاديه اروپا در خصوص سياست "چاره‌يابي معضل كرد بدون آپو و PKK" آن است كه دولت تركيه را با خط‌مشي ملي‌گرايي ابتدايي آشتي دهند تا هم سرپوشي بر مطالبات واقعي كردها گذاشته و از فشارهاي خلق كرد رهايي يابند و هم بدين طريق موجب فعال‌شدن دولت تركيه در خاورميانه گردند. بدون شك فعال‌شدن اين دولت بستر مناسبي جهت بسط و گسترش و پراكتيزه‌شدن پروژه‌هاي آنها در خاورميانه فراهم خواهد كرد. بدين جهت است كه دولت تركيه سياست "از آپو و PKK دست برداريد" را پيرو نموده و در جهت اجراي آن، در مقابل ملاقات هفتگي عبدالله اوجالان و وكلايش به بهانه‌هاي مختلف ايجاد مانع مي‌نمايد. هرچند حكومت فعلي تركيه با توجه به ذهنيت كماليستي و كاراكتر نظامي خويش، در محتواي خود سياست انكار و امحاي خلق كرد را پيرو مي‌نمايد اما به‌علت تحولات نوين در منطقه سعي دارد اين سياست را به‌صورت "از PKK و آپو دست برداريد" به اجرا گذاشته و معضل خلق كرد را بر طبق ايدئولوژي رسمي خود و به‌شيوه‌اي فرماليته حل نمايد. در اين راه عمليات‌هاي دموكراتيك خلق كرد و اقدامات صلح‌جويانه و دموكراتيك PKK و رهبري آن را تروريستي قلمداد كرده و به هر طريقي كه شده فشارهاي روحي‌ـ رواني و سركوبگري خود را بر جنبش آپوئيستي كه از بيشترين ميزان طرفداري در ميان كردها بويژه در شمال كردستان برخوردار است افزايش مي‌دهد. در همين چارچوب روابط سياسي‌ـ ديپلماتيك خود را با ديگر دولت‌هاي حاكم بر كردستان و نيروها و احزاب كردي كه بسط و گسترش فلسفه آپوئيستي در منطقه را براي منافع اقتدارگراي خود به‌عنوان تهديدي محسوب مي‌دارند، توسعه مي‌دهد. اگر از اين زاويه به منفعت دولت ايران از اجراي سياست "چاره‌يابي معضل كرد بدون آپو و PKK" بنگريم واقعيت قتل‌عام ماكو بهتر مشخص خواهد شد. زيرا اگر دولت ايران در اين نقطه استراتژي خود را با دولت تركيه همسو سازد مي‌تواند از طريق اين دولت منفذي براي فعال‌شدن خويش در سياست خاورميانه بيابد كه البته آشكار است چنين سياست‌ورزي‌هايي مقطعي و غير چاره‌ياب خواهند بود زيرا قادر به جوابگويي در برابر مطالبات دموكراتيك خلق‌ كرد نبوده و از طرفي نمي‌توانند خود را با پروژه خاورميانه بزرگ آمريكا هماهنگ سازند. همچنين در حال حاضر به‌غير از PJAK و جنبش آپوئيستي مخاطبي برخوردار از پروژه‌هايي معاصر و كارآمد براي حل مسائل كرد در شرق كردستان باشد وجود ندارد؛ پس لازم مي‌بيند كه براي گريز از دموكراتيزه‌نمودن سياست‌هايش، سياست آنتي‌كرد را با دولت تركيه و سوريه پيشبرد دهد. قتل‌عام ماكو در 16 فوريه امسال، به‌زندان افكندن و شكنجه طرفداران PJAK و فشارهاي روزافزون روحي‌ـ رواني بر هواداران جنبش آپوئيستي در اين بخش از كردستان، بدون شك پيرونمودن سياست "بدون آپو و PKK" از سوي رژيم اسلامي ايران مي‌باشد.
در مقاله‌اي از شماره‌هاي پيشين آلترناتيو از به‌كارگيري راهكارهاي خشونت‌آميز و زيركانه جهت منفعل‌سازي پتانسيل دموكراتيك در ميان خلق‌ها و به‌ويژه خلق كرد از سوي دولت ايران بحث كرده بوديم. در واقع اين راهكاري است كه همچون ميراثي منفور از سوي دولت‌هاي حاكم بر كردستان به نيروهاي جديدي كه مشغول نبرد اقتدار در خاورميانه و عراق هستند رسيده است. از اين‌رو اگر بخواهيم هدف و علت سياست "حل معضل كرد‌ بدون اوجالان و PKK" را در يك عبارت بيان نماييم،‌ بدون شك منفعل‌سازي كادرها، طرفداران و جنبش آپوئيستي را دربرمي‌گيرد؛ يعني منفعل‌سازي جنبشي كه بيشترين اهميت را به اراده آزاد خلق‌ها و به‌ويژه خلق كرد داده و در راستاي برجسته‌نمودن اراده دموكراتيك خلق و فعال‌سازي پتانسيل دموكراتيك آن تلاش مي‌نمايد. عدم درك و تحليل اين موارد و حتي به‌نوعي مي‌توان گفت تحريف در محتواي اهداف جنبش آپوئيستي از سوي برخي از روشنفكران، روزنامه‌نگاران و سياستمداران كرد، موجب گرديده گذشته از آنكه منافع خود را در اجراي چنين سياستي ‌بينند، به تضاد با PKK و نيز مانع‌سازي اين جنبش در حل معضل كرد اعتقادي راسخ داشته و اين مورد را به هر طريقي كه شده به خورد عامه مردم بدهند. اين يكي از همان راهكارهاي زيركانه دولت‌هاي مداخله‌گر و دولت‌هاي كهنسال خاورميانه‌اي است كه نيروهاي فعال جامعه را به‌سوي خود جذب مي‌نمايند و سپس قدرت دموكراتيك‌بودن را از آنها مي‌ستانند. حتي در ميان خلق‌ها و خلق كرد نيز هستند كساني كه مجذوب سخنان و انديشه‌هاي اين روشنفكران، سياستمداران و سردمداران نيروهاي مداخله‌گر در عراق مي‌شوند و به مقاومت همنوعان و هم‌ميهنان خويش معناي مقاومت انسان‌هاي ستمديده و محروم در مقابل دولت‌ها و نيروهايي كه خواستار شكست اراده آنها هستند را نمي‌دهند. گويي بار ديگر تابلويي از تاريخ خاورميانه در مقابل چشمانمان قرار مي‌گيرد؛ يعني بسان دوره‌هايي كه انسان‌ها به‌ويژه محرومين به مكاتب نو مي‌گرويدند و برخي ديگر از انسان‌هاي همنوعشان كه مقاومت و مبارزه آنها را ناديده مي‌انگاشتند هرگونه حقارت و ناسزاگويي را بر آنان ـ كه البته در نهايت نيز پيروزي از آن محرومين بوده و هست‌ـ روا مي‌داشتند. اين‌گونه برخوردها كه به ميان برخي از مردم عامه‌ نيز سرايت پيدا كرده است، همان جنگ رواني مي‌باشد كه به شيوه‌هايي از قبيل؛ ايجاد فضاي نااميدي و يأس در ميان خلق كرد و محروم‌نمودن جامعه از امكانات اقتصادي و گرسنه‌گذاشتن آنها و از اين طريق سعي بر وابسته‌نمودن آنها به دولت مربوطه در كردستان جريان دارد.
موضع خلق كرد به‌ويژه در ماه فوريه امسال در مقابل فشار دولت‌ها و نيروها و احزاب كردي وابسته به آن،‌ تظاهراتي دموكراتيك و گسترده را با مضمون "خلق، PKK مي‌باشد و PKK نيز اينجاست" ترتيب داده و در اروپا، روسيه، شرق، جنوب، غرب و شمال كردستان چنين پيامي را به جهانيان داد كه با رهبر آپو و جنبش آپوئيستي عجين گشته‌ايم و هيچ نيرويي حتي اگر شرايطي دشوار و فشارهايي روحي‌ـ رواني را بر ما تحميل كند، نمي‌تواند بين ما و رهبر آپو و جنبش آپوئيستي ايجاد شكاف نمايد. برخي‌‌ها شعارهاي خلق كردِ طرفدار جنبش آپوئيستي يعني شعارهاي "بيَ سةروَك ئاثوَ ذيان نابيَ و باكوور, باشوور, روذهةلَات ئاثوَ سةروَكي ولَات" همچون طرفداري احساسي خلق از حزب محبوب خود مي‌دانند!؛ چراكه اين افراد چنان كوته‌نظر و كوته‌بين هستند كه مقاومت و عمليات‌هاي دموكراتيك خلق كرد را بي‌معنا جلوه داده و همچون موضع ايدئولوژيك خلق به منظور جوابگويي به همه فشارهاي ايدئولوژيك، روحي‌ـ رواني، شكنجه، قتل‌عام و... كه بر اين خلق روا داشته مي‌شود، نمي‌بينند. حتي اين افراد مغرض، ابراز مي‌دارند كه خط‌مشي ملي‌گرايي و وابستگي به دولت‌هاي مداخله‌گر در عراق و تقسيم منابع اقتصادي كردستان در هريك از بخش‌هاي كردستان با اين دولت‌ها مشكلي دربر ندارد! يعني كردها تا‌به‌حال از هرگونه امكانات اقتصادي بي‌بهره بوده و پيرونمودن خط‌مشي ملي‌گرايي ابتدايي به مانند جنوب كردستان مي‌تواند منافعي براي كردها درپي داشته باشد! پس نيازي به حركت آزادي و هويت كرد آزاد و اراده آزاد آن احساس نمي‌كنند يعني به مانند گذشتگان خود تكيه به نيروهاي خارجي و عدم برخورداري از ايدئولوژي و انديشه‌هاي مستقل ملي‌‌ـ دموكراتيك را ادامه مي‌كنند. اما جواب خلق كرد و طرفداران جنبش آپوئيستي به اين‌گونه افراد و همه نيروهاي خارجي و دولت‌هاي حاكم بر كردستان و احزاب وابسته به آنها اين بوده است كه مشكل ما پول و زندگي‌اي مادي نيست و نمي‌خواهيم كه بسان برخي از هم‌ميهنان خود از روح، فكر و احساس و عواطف انساني و ملي‌ـ دموكراتيك تهي گرديم. اين موضعي آزادي‌خواهانه و انساني است كه از مكتب انسان‌ساز آپوئيستي آموخته‌اند و با وجود همه فشارهاي روحي‌ـ رواني اعمال‌شده بر آنها و محروم‌گذاشتن‌شان از منابع اقتصادي، آن‌را با هيچ چيز ديگري عوض نمي‌كنند. بدين جهت است كه با وجود آنكه نيروهاي سپاه و بسيج و مزدور كرد چندين تن از جوانان ماكو را به شهادت رساندند و دهها نفر را دستگير و روانه زندان نمودند، بازهم در مقابل فشارهاي روحي ـ رواني كه نيروهاي اطلاعاتي رژيم بر مشاركت‌كنندگان در تظاهرات وارد مي‌كردند مقابله نمودند و هيچ‌گاه اين خواسته نيروهاي اطلاعاتي و بسيج را مبني بر " تنها به آپو و پ.ك.ك ناسزا بگوئيد شما را آزاد خواهيم كرد " سر فرود نياوردند. اين مقاومتي عظيم است كه خلق كرد طرفدار جنبش آپوئيستي از روح مقاومت نوروز يعني روح مبارزه و مقاومت روزي تاريخي كه توسط اين جنبش در كردستان نهادينه شد، به ارث برده‌اند. اين مقاومت‌ها چه در ماكو و چه در ديگر شهرهاي كردستان، موضع شفاف خلق كرد را تحت عنوان " رهبر آپو اراده سياسي ماست " در طول عمليات‌هاي دمكراتيك از اول ماه فوريه 2006 تا نوروز ـ يعني مدت زماني كه كنسپت همه‌جانبه عليه خلق كرد و رهبري آن ابعاد گسترده‌تري به خود گرفت و نياز به تظاهرات جهت خنثي‌سازي آن وجود داشت ـ به همه جهانيان اثبات نمود.
نكته ديگر حائز اهميت در موضع خلق كرد آن است كه خطاب به آنهايي كه امروزه در منطقه خود را علمدار آزادي و دموكراسي و دموكراتيزه‌نمودن خاورميانه مي‌دانند، گفتند كه ما30 سال است گرداگرد رهبر آپو و جنبش آپوئيستي زيربناي دموكراتيزه‌نمودن جامعه و دولت‌هاي خاورميانه را پي‌ريزي نموده‌ايم؛ از اين‌رو مي‌توانيم كه در اين راه، اقدامات م‍وثر و كارآمدي جهت پيشبرد روند دموكراتيزاسيون منطقه انجام دهيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 0:30  توسط گروه خبری کردستان | 

طبيعت دل انگيز كردستان همواره آماج هجوم ددمنشانه ي طبع نا پاك وروح پليد سوداگراني بوده است كه جلوه هاي دل انگيزش را با ابزارهاي مخرب آزرده اند.  بار ديگر سرشت ضد انساني وزورگويانه ي  استعمارگران كردستان نفس جاودانه ي چهارده گريلايي را حبس نمود كه باورشان پرورش يافته در آزادگي طبيعت و جوهر وجودشان بارور شده در مكتب و باوري بود كه مصنوع وساخته ي  اراده اي به استواري وزيبايي كوههاي كردستان بود.وچه زيبا توانستند بوي تهوع آور گازهاي شيميايي را به حركت و خيزش مردماني تبديل كنند كه با قيام خود به ازادگي وروح نستوه آنان درود فرستادند.

   انگار جسم بي جان گريلا همان نجوايي را سر ميدهد كه پيكر پرتحرك وبا صلابتش همواره آنرا فرياد ميزد. ندائي كه او سر ميداد سرشار از اميد و شعف و مقاومت وآگاهي بود و فريادي كه از جسد بي جان او به شهرها و روستاها طنين انداخت ، حقانيت و حتميت باور اورا گستراند. بانيان اين جنايت و همفكرانشان به عينه دريافتند كه عظمت گريلا تنيده به لايه ها وبافتهاي توده است ، و باوري كه گريلا را پرورانده  به او حيات جاويد بخشيده است .                                                          

  امروز مرگ گريلا هستي مي آفريند ،.باور به مقاومت را مستحكم تر مي كند، گريه و نالهْ مادران را به هلهله و تحسين عمل پرجسارت فرزندانشان تبديل ميكند و گريلاها و باورهاي گريلايي را به گستردگي سرزمين كردستان و فراخي آزادگي روح انساني همراه مي سازد. و چه زيباست آفريدن در عين نبودن.

بي شك استعمارگران در حسرت نابودي باور وتفكري مانده اند كه آفريننده ي  منش گريلايي است . اعتقادي كه تا سرحد مرگ تحمل سرماي كوهساران و گرماي مبارزه را به عشق انساني نوشدن تا نهايت پيروزي همراهي ميكند.و در اين هنگام است كه گرگهاي شكم باره از هرسو با لشكر كشي هاي مغول وار خود خطر را جدي تر ازآن يافته اند كه مي پنداشتند.

پيمانهاي اشتراكي  به نگارش و امضا در مي آورند، نفعها و تضادهارا در هم مي آميزند و هوس نابودي تمام عيار را در سر مي پرورانند چه ابلهانه پندار و چه بيهوده تلاشي است كه اين طراحان از تاريخ درس سياست ورزي نمي آموزند، و گوئي آنها نمي خواهند باور كنند كه حريفشان مسلح به فلسفه اي از جوهر انساني است ،كه پندار گريلائي سراسر مبارزه ي او را شكل داده است، كه هيبت باورش  جنبشي در حد وفاداري و پايبندي به آرمانهاي گريلاست، كه صداقت و صلابت او در امتداد افقي راستين تا رسيدن به اميرالي است.ونهايت آنكه جانفشاني و عشق به مبارزه در باور گريلا محصول آموزه هايي است كه سالها ثمره ي خود را همچون سپري پولادين نثار خنثي كردن توطئه ي اشغالگراني مي كند كه طبل نا بوديش را در هر جايي به صدا در مي آورند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 1:2  توسط گروه خبری کردستان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ به حوادث واتفاقهای کردستان بزرگ می پردازد وامید است مار را با نظرات سازنده خود یاری نماید . با سپاس قندیل

نوشته های پیشین
بهمن 1386
بهمن 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آرشیو موضوعی
آزادی اوجلان
پیوندها
حزب حیات آزاد کردستان پژاک
آلبوم شهیدان پژاک - پ ک ک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

اطلاعات شما :

@ apo.blogfa.com.com