![]() |
![]() |
|
| هدف ما حق تعیین سرنوشت برابری,آزادی.دموکراسی می باشد. |
|
اعتراضات دمکراتيک در حمايت از عبدالله اوجالان رهبر خلق کرد در هشتمين سالگرد توطئه ۱۵ ي فوريه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 22:50 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
به نظر میرسد پس از تغییر بافت جمعیتی شهرهای کرماشان،نقده و قروه اکنون نوبت شهر سنندج است که مورد تهدید تغییر جدی بافت شهری و جمعیتی خود شود و این نکته ای است که که متاسفانه مورد غفلت فعالین ملت کرد قرار گرفته است و لزوم توجه و مانور خبری در این مورد امروز بیش از هر زمانی احساس میشود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 22:48 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
بازهای آزادی کردستان با صدور بیانیه ای به رژیم ایران در مورد فشار به خلق کرد و استفاده از زور در برابر این خلق هوشیار داد. در این بیانیه آمده است تحمل ما به پایان رسیده است ، اگر رژیم ایران به فشار و سرکوب خلقمان پایان نبخشد ما مجبور می شویم در برابر این رژیم نیز به عملیاتهای تلافی جویانه دست بزنیم. گفتنی است که بازهای آزادی کردستان از جوانان آزموده و متخصص ای تشکیل گشته که قبلأ در صفوف نیروهای HPG دوره های مختلف آموزشی را سپری کرده اند و اینک با انجام چندین عملیات در شمال کردستان در برابر رژیم ترکیه حملات این رژیم به خلق کرد را تلافی می کنند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 22:45 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
روژهلات نیوز- شب گذشته (جمعه ) بار دیگر جوانان شهر مهاباد باتجمع در- میدان خون وقیام - میدان شورش و روشن کردن آتش ، خواهان آزادی رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان شدند و با سردادن شعارهای در حمایت از مردم بی دفاع ماکو و گرامی داشت شهدای آن از دولت های ترکیه و ایران خواستند به سیاست انکار و امحاء در قبال خلق کرد پایان بخشند. گفتنی است که این قیام ها در حالی صورت می گیرد که رژیم سرکوبگر ایران هر روز شماری زیادی از نیروهای ضد شورش خود را در این منطقه از مهاباد مستقر می کند اما این نیروها قادر به مقابله با سیل عظیم و خشمگین جوانان این شهر نمی باشند . باید اضافه کرد که شمار زیادی از جوانا از سوی نیروهای اطلاعاتی و سپاه دستکیر شده اند که از سرنوشت آنها خبری در دست نیست. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 22:43 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
آشکار است که PKK با روح جوانی آغاز گشت و جوان ماند و با جوانی به پیروزی خواهد رسید. آری همین روح بود که در کالبد و ذهن جوانان شرق دمیده شد و این ارتش مقدس بود که با شهادت از میراث و ارزشهای مبارزات برحق و دموکراتیک خلقمان پاسداری نمود. جوانان این خطه در مقابل توطئه 15 فوریه 99, در جنبشهای دانشجویی, در قیامهای تابستان 2005 و 15 فوریه 2006 سپرهای زنده بودند و دنیای سکوت سیاسی و خفقان فکری و عملی شرق کردستان با جنبوجوش و تکاپوی جوانان ازهم فروپاشید. رژیم جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز مبارزات سیاسیـ دموکراتیک خلق کرد تاکنون با مکر و ترفندهای گوناگون در راستای منفعلسازی و بهبردگیکشاندن دوباره این روح جوان و هویت آزاد و سرزنده لحظهای درنگ نمانده و از بکارگیری هیچ نوع افسون, نیرنگ و راهکار غیراخلاقی و آنتیدموکراتیک همچون تطمیع, تهدید, شکنجه, کشتوکشتار دوری نجسته. مهاباد, سقز, سنندج و ماکو شاهدان این حقیقتاند. ذهنیت رژیم قابلیت و توانایی تحمل و قبول هویت ملی و موجودیت آزاد و ارادهمند کرد را نداشته و بیشرفانه تکرار میکند که کرد تنها شایسته مرگ و نابودی است. روح و یادمان جاویدان, شیارها, زاگرسها, شوانهها, دلبرینها, شریعتیها, ویانها, حقیها, سالارها, رضاها, علیها و هزاران و هزاران شهید در قلب نوزادان, نونهالان, نوجوانان و جوانان شرق کردستان میتپد و آنان آفریدگاران عزم و اراده و جسارت راسخ این خلقاند و تاریخ مقاومت و مبارزه معاصر جوانان امروز و آیندهاند. بیسبب نیست که جوانان فریاد برمیآورند ما سپرهای زندهایم و آماده هر نوع فداکاری و از خودگذشتگی هستیم. ما همچونYCR این اراده راسخ و شکوهمند را پاس داشته و بر این شهدای گرانقدر درود میفرستیم و خود را پرچمدار و ادامهدهنده این روح و هویت دانسته و شهادت فرزندان قهرمان کرد را به خلق ستمدیده و فداکار کردستان و خانوادههای میهندوست این شهدا تسلیت عرض مینماییم. از تمام خلقمان در هر چهار بخش و بویژه شرق کردستان و خارج از آن دعوت بهعمل میآوریم که بسیار شکوهمندانه و مصمم به استقبال از پیکر مقدس شهدا شتافته و در اقصی نقاط کردستان مراسم و مناسبتهای ویژه ترتیب دهند. از افکار عمومی و دموکراتیک جهان و بویژه ایران خواستار آنیم که در مقابل ترور سیاه دولت و اقدامات بیشرمانه رژیم از پای ننشسته و به هر شیوه با خلق کرد همدردی نمایند. همه جوانان شرق کردستان را فرامیخوانیم که با زنده نگهداشتن روح شهدا و در راستای پاسداری از این میراث گرانبها, عملیات و قیامهای سیاسیـ دموکراتیک خود را ادامه داده و در تمام شهر و روستای این بخش کردستان بدون وقفه ندای آزادیخواهی و حقطلبانه سرداده و ترور سیاه رژیم را محکوم نمایند. آغاز مرحله نافرمانی مدنی به شیوهای گسترده, عملیاتهای دموکراتیک و در حجم کوچک و بزرگ, مشارکت در صفوف گریلا و سنگر مقاومت آزادی و اعتصابهای عمومی از جمله مسئولیتهای خطیر این مرحله جوانان است. بسیج عمومی جهت مبدلساختن هر شهر و روستا, خیابان و کوچه و منزل به مدرسه آپوئیستیها و پخش و توزیع تمام افکار رهبر آپو و عکس و پوسترهای شهدا و بسط و گسترش رفراندم آزادی رهبری از ضروریات حیاتی بهشمار میآید. این مقطع حساس و تاریخی دودلی, شکاف, سکوت و بیچارهای را نمیپسندد بلکه یکرنگی, یکصدایی و اتحاد فکر و عمل و موضع و عملیات را میطلبد. و شاد باشید که از هر زمان بیشتر به آزادی و پیروزی نزدیکیم و این مبارزه است که آزادی و پیروزی را رقم خواهد زد و با این روح و اصرار و باوری به استقبال نوروز شتافته و نوروز رهبر آپو را میآفرینیم.
زندهباد رهبر آپو زندهباد روح شهدای انقلاب دموکراتیک کردستان زندهباد خلق مقاوم و شرافتمند کرد زندهباد YCR نابود باد ترور دولت و خیانت و خودفروشی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 22:42 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
امروز چهارشنبه 26 بهمن ماه 1384 خبر رسید ، حجت زمانی زندانی سیاسی31 ساله در زندان رژیم جمهوری اسلامی حجت زمانی مبارز سیاسی را در آستانه عاشورا اعدام كرد تا جو رعب و وحشت و نگرانی را در دل زندانیان سیاسی و مدافعان آزادی ، دمكراسی و حقوق بشر ایجاد كند. آنها با این اقدام غیر انسانی و ناجوانمردانه صحرای كربلا را به تصویر می كشند تا خود را در جبهه حق و تمام مخالفان خود را در جبهه باطل قرار دهند كما اینكه در گذشته همین دست اقدامات را به مناسبت های مختلف انجام داده اند. حجت زمانی بارها به بازجوئی در زندان اطلاعات (209) منتقل می شد و چندین بار در معرض اعدام قرار گرفت اما روحیه خود را نباخت. زمانی از سال 1380 یعنی بیش از 4 سال و نیم در زندان به سر برده است. در این مدت او با همكاری سایر زندانیان سیاسی در اكثر اعتراضات داخل زندان حضور فعال داشته است. علاوه بر حجت سایر اعضای خانواده اش به طور دائمی تحت فشار بوده اند و حتی دو برادر وی در سالهای 78 و 79 توسط ماموران رژیم در این راه جان باختند. او در تابستان سال 1383 در شعبه 6 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی حقانی، به 4 بار اعدام محكوم شده بود. این حكم در دیوانعالی كشور توسط «محسنی اژه ای» و «نبی راجی» به دو بار اعدام و پرداخت یك دیه كامل تغییر یافت. حجت زمانی از میان ما رفت. گلوی مان پر از بغض و دل مان انبوهی از درد یار از دست رفته است اما قدم های مان استوار می ماند و در برابر استبداد خم نخواهیم شد. رژیم با اعدام ، ترور ، زندانی کردن و سرکوب مخالفان خود نتیجه ای نخواهد گرفت. اما چقدر دردناک است لحظه های سخت و دیرگذر زندان های مخوف جمهوری اسلامی. هنوز فراموش نمی كنم زندان توحید را كه وقتی صدای شكنجه های زندانیان به گوش می رسید یا صحبت از اعدام می شد تن ادم می لرزید. وقتی با زندانیانی در زندان روبرو می شدم كه زیر حكم اعدام بودند مو بر تنم سیخ می شد. چه می كشند آنها كه مدتها با حكم اعدام در زندانند و سپس ناجوانمردانه به چوبه دار سپرده می شوند. اعضای کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی همدردی خود را با خانواده حجت زمانی و تمام مبارزان راه آزادی و دمکراسی اعلام می دارد.امیدواریم تنها در اشتباه باشیم و او اعدام نشده باشد. حسن زارع زاده اردشیر ، مسئول کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 22:39 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
در میانه زنجیره فعالیتهای که به منظور محکوم کردن هشتمین سالگرد توطئه بینالمللی 15 فوریه و حمایت از رهبر آپو برگزار گردیده، از اول فوریه در مناطق سوما و برادوست برگزاری فعالیت و تظاهرات هزاران کرد میهن دوست آغاز شده بود، با حرارات بسیار زیاد در تمام این مناطق گسترش یافت. رژیم جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا اقدامات بسیار زیادی را برای سرکوب نمودن خلق معترض آماده کرده بود و نیروهای نظامی را به تمام مناطق گسیل نموده بود و در چند منطقه نیز به سرکوب خلق و اقدام به ایجاد جو رعب و وحشت زیادی برای خلق نمودند.اما ملت مبارزمان بی هیچ ترس و واهمهایی به ادامه فعالیتهای خود پرداختند و این فعالیتها به شهرها و مناطق دیگر همچون پیرانشهر و مهاباد و بعدها در مرکز ارومیه و سلماس، کتول سرایت نمود که در بازرگان، شوت، پلدشت، یولگردی و ماکو به اوج خود رسید. این فعالیتها بیشتر از آن حجمی بود که نیروهای نظامی رژیم بتوانند آنرا سرکوب نمایند. لازم به ذکر است که در همه این مناطق مغازهها و بازار تعطیل شدند، دانشآموزان از حضور در کلاسهای درس امتناع نمودند، ملت لباس سیاه به تن نمودند و دست به اعصاب غذا زدند. در روز 16 فوریه ساکنین مناطق اطراف یولگردی، شوت، پولدشت و ماکو به طرف مرکز شهر به راه افتادند و همراه با اهالی شهر به تظاهرات آرام به منظور محکوم نمودن توطئه بینالمللی و اعلام حمایت از رهبر آپو پرداختند. در این راهپیمائی اعتراضی رژیم جمهوری اسلامی هدف تظاهرات کنندگان نبود و تنها هدف آنها از راهپیمائی پشتیبانی از رهبر آپو بود. نیروهای سرکوبگر رژیم و بویژه نیروهای سپاه پاسداران با نهایت سنگدلی و بی رحمی بار دیگر اقدامات سیاه خود را در سرکوب نمودن خلق کرد تکرار نمودن و بار دیگر دستان سیاهشان به خون جوانان خلق مظلوم کرد آغشته گشت. نیروهای سپاه پاسداران به راهپیمائی کنندگان در بازرگان، شوت، یولگردی و ماکو حمله نمودند و اقدام به قتلعام خلق کرد نمودند و بر همین اساس منابع آگاه اعلام کردند تا کنون 8 نفر از شهروندان شهید و دهها نفر زخمی شدهاند و بیشتر از 700 نفر دستگیر گردیدهاند. نیروهای سپاه پاسداران انواع سلاح ها را بر علیه خلق کرد بکار بستهاند و با قناسه، کلاشینکف و حتی تیربار دوشکا اقدام به تعرض به شهروندان کرد نمودهاند و تاکنون نیروهای نظامی بسیار زیادی را به منطقه گسیل نمودهاند و در منطقه ناآرامیها همچنان ادامه دارد. لازم به ذکر است که در اجساد شهیدان گلولههای قناسه وجود دارد که این حکایت از این دارد که نیروهای رژیم با هدف گرفتن ویژه خلق را مورد تعرض قرار دادهاند. همچنین در بین زخمیها نیز نمونههای اینچنین وجود دارد که برای مداوا تحویل تیم پزشکی شدهاند، اما یکی از زخمیها را جلوی درب ورودی بیمارستان با گلوله شهید کردهاند. در این حال رژیم مانع از مداوای چندین تن از زخمیها شده است و آنها دارای زخمهای عمیق و سختی هستند و جانشان در معرض خطر است. رژیم مانع از تحویل جنازه شهیدان به خانوادههایشان شده و چندین شرط را برای خانوادهی شهیدان قرار دادهاند.
مرکز اطلاع رسانی پژاک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 22:28 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
تفتیش دانش آموزان و حتی کودکان از سوی نیروهای رژیم در این میان نیروهای اطلاعاتی با انجام عملیاتی بسیار مزبوحانه در چند روز گذشته اقدام به بازرسی رهگذران در کوچه و بازار نمودند و اندک وجهه ای را که در میان اقلیتی از مردم داشتند از دست دادند. در این رابطه نیروهای اطلاعاتی رژیم به مانند راهزنهای سرگردنه جلوی رهگذران ، دانش آموزان و حتی کودکان را گرفته و با بر زبان آوردن کلمات رکیک بر زبان به تفتیش خلق پرداختند . در این میان آنان کسانی را در برابر آنها کوچکترین عکس العملی از خود نشان می دادند به شکل وحشیانه ای کتک کاری نموده و بازداشت می کردند. جالب تر از این حرکات؛ حمله نیروهای اطلاعاتی به مدارس در این مناطق می باشد. در اینباره نیز نیروهای رژیم بامراجعه به مدارس ابتدایی، راهنمایی ، دبیرستانها و هنرستانها در ابتدا از دانش آموزان می پرسیدند که کدام یک از آنان آذری و کدام یک کرد می باشند و بعد از تفکیک آنان از یکدیگر از دانش آموزان آذری می خواستند مدتی از کلاس ها خارج شوند. سپس به تفتیش بدنی و کیفها و کتاب های دانش آموزان کرد می پرداختند. در این رابطه نیز خبر می رسد که تعداد زیادی از کودکان و جوانان از سوی نیروهای رژیم دستگیر شده اند. سخن آخر اینکه نیروهای رژیم ناتوان از کنترل اوضاع برای نشان دادن اقتدار خویش به روشهای کودکانه و مزبوحانه روی آورده اند و بیش از آنکه توان خود را به رخ مردم کشند ، وجهه و اقتدار خود را زیر سؤال برند.!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 22:9 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
رئیس جمهور عراق فدرال و رئیس حزب اتحادیه میهنی کردستان YNK جلال طالبانی بار دیگر وفاداری خود را به آرمانهای جمهوری اسلامی به اثبات رساند. طبق اخبار رسیده که این مقام کرد به اپوزسیون کرد شرق کردستان هشدار داده که نباید هیچ حرکتی در خلاف منافع رژیم ایران انجام دهند. همچنین در این ارتباط سایت تفرقه افکن و ضد ارزشی بازتاب نیز با انعکاس این هشدار به تأیید این خبر پرداخت . واز سوی ارگان حزب اتحادیه میهنی نیز هیچ عکس العملی در مورد تکذیب این خبر انجام نگرفته است. گفتنی است که آقای طالبانی در جریان آخرین دیدار خود از ایران که چندی پیش انجام گرفت برای باردوم و هزارم تاکید نمود که آنها به هیچ حزب و گروهی اجازه نمی دهند تا بر علیه رژیم ایران کوچکترین حرکتی از خود از خود نشان دهند . باید اضافه کرد که احزاب کردی که تحت تاثیر اتحادیه میهنی بوده و از حمایت های این حزب استفاده می کنند نیز تا کنون عکس العملی از خود نشان نداده اند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 21:54 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
جوانان آپویست شهرهای سنندج و کامیاران با هدف محکوم نمودن توطئه بینالمللی در مقابل اراده سیاسی خلق کرد، رهبر آپو ، اقدامات فراوانی را به انجام رساندند. در چهارچوب این زنجیره اقدامات، فعالیتهایی در هفته گذشته در شهرها و مناطق شرق کردستان انجام گرفت. جوانان آپویست شهرهای سنندج و کامیاران با پخش صدها عکس رهبر کوما کوملین کردستان، رهبر آپو (عبدالله اوجالان)، شهیدان راه آزادی رفیق، شهیده ویان سوران، خیابان و کوچههای این شهرها آراسته نمودند و همچنین جوانان هزاران اعلامیه را پخش نمودند. جوانان در اعلامیه از اهالی شهر خواستند که روز 15 فوریه به شیوههای مختلف: اعتصاب غذا، تعطیلی مغازهها و بازار، امتناع از حضور بر سر کار و درس، نارضایتی خود را مقابل رژیم ترکیه به حمایت از رهبر آپو اعلام دارند. لازم به ذکر میباشد در مدت این 2 روز مدافعان شهرهای سنندج و کامیاران دست به اعتصاب غذا زدند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 21:51 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
جهت محکوم نمودن توطئه بین المللی 15 فوریه در برابر خلق کرد و رهبری آن " رهبر آپو " همزمان با پارچه های دیگر کردستان در شرق کردستان نیز خلق کرد فعالانه یاد و خاطره این روز تلخ را محکوم و پروتستو نمودند. در این ارتباط خلق کرد در شهرهای نقده و پیرانشهر و اشنویه فعالانه در عرصه اعتصابات حضور داشتند داشتند و با برگزاری نشست ها و گرفتن روزه سیاسی و صدور بیانیه به محکومیت این توطئه پرداختند. در شهر پیرانشهر بیش از 10 روز از این فعالیتها می گذرد و گروهی از زنان و جوانان که دست به اعتصاب دو روزه زده بودند در روز 15 فوریه به روزه واعتصاب خود پایان بخشیدند.این گروه همچنین با پوشیدن لباس های سیاه وتیره نهایت تنفر و انزجار خود را از ماهیت این توطئه به نمایش گذاشتند. در این میان خبر می رسد که نیروهای رژیم که از راهپیمایی خلق بیمناک بود بار دیگر با استفاده از مزدوران محلی در چند منطقه شهر به گشت زنی پرداختند وبه نمایش قدرت پرداختند. در شهر های اشنویه و نقده نیز برای بار دوم گروهی از زنان و جوانان با اعتصاب غذایی و پوشیدن لباس های تیره به پروتستو نمودن این روز پرداختند . در این میان اتحاد دموکراتیک جوانان خلق با صدور بیانیه ای با عنوان " پانزدهم فوریه روز توطئه عليه آزادي و موجوديت خلق كرد " ماهیت این تئطئه را برعلیه خلق کرد و شخصیت انسان آزاد کرد اعلام نمود و خواستار محکومیت تین روز گشت. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 21:48 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
جوانان آپویست شهر تکاب با هدف محکوم نمودن توطئه بینالمللی در مقابل اراده سیاسی خلق کرد، رهبر آپو ، اقدامات فراوانی را به انجام رساندند. در چهارچوب این زنجیره اقدامات، فعالیتهایی در هفته گذشته در شهرها و مناطق شرق کردستان انجام گرفت. جوانان آپویست شهر تکاب با پخش صدها عکس رهبر کوما کوملین کردستان، رهبر آپو (عبدالله اوجالان)، ، خیابان و کوچههای این شهرها آراسته نمودند و همچنین جوانان هزاران اعلامیه را پخش نمودند. جوانان در اعلامیه از اهالی شهر خواستند که روز 15 فوریه به شیوههای مختلف: اعتصاب غذا، تعطیلی مغازهها و بازار، امتناع از حضور بر سر کار و درس، نارضایتی خود را مقابل رژیم ترکیه به حمایت از رهبر آپو اعلام دارند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 21:43 توسط گروه خبری کردستان |
|
وجدانهای بیدار جهان دولت ترکیه که دهها سال است با اجرای سیاست انکار هویت و موجودیت ملت کرد، بنیادی ترین و اساسی ترین حقوق کردها در ترکیه را لگدمال می کند، در یک آدم ربایی آشکار در سال 1377، آقای عبدالله اوجالان سیاستمدار بزرگ کرد مخالف دولت و بیدارگر ملت کرد در ترکیه را، ربوده و اکنون حدود 7 سال است ایشان را در یک سلول انفرادی در جزیره دور افتاده امرالی در دریای مرمره به بند کشیده است. دولت ترکیه هم اکنون ابتدایی ترین حقوق انسانی را از آقای اوجالان سلب کرده و حتی حداقلهای قواعد استاندارد رفتار با زندانیان و نیز حداقلهای کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها و مجازاتهای ظالمانه و غیرانسانی را، در مورد ایشان، رعایت نمی کند. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان با ابراز نگرانی شدید از بی توجهی و یا کم توجهی نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بشر نسبت به وضعیت سلامتی و سرنوشت این رهبر و اندیشمند کرد، تمامی مردم کرد و همه محافل و مراجع و مجامع کردی و خاورمیانه ای و جهانی و تمامی وجدانهای بیدار را بدون توجه به هرگونه اختلاف فکری و عقیدتی و سیاسی خاص، به تلاش و بسیجی همگانی برای رهایی عبدلله اوجالان، فرا میخواند. این سازمان همچنین خواهان افزایش فشار دیپلماتیک از سوی اتحادیه اروپا و کشورهای آزاد جهان بر ترکیه، برای آزادی آقای اوجالان میباشد. تهران: 23 بهمن 1384 / 12فوریه 2006 سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 21:30 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
پانزدهم فوریه روز توطئه عليه آزادي و موجوديت خلق كرد به همه ي آزادي خواهان ،زحمت كشان و پيكارگران راه آزادي،دموكراسي و رهايي خلق ها از بند و ستم ؛ پانزدهم فوریه روزی كه نطفه هاي طراحي شده ي يك توطئه ي پليد و ضد بشري توسط سازمان هاي جاسوسي چند جانبه ي موساد، سيا، ميت و با همكاري روسيه، يونان و كنيا شكل گرفت و رهبر ملي خلق كرد عبدالله اوجالان را در چنگال حكومت ضد دموكراتيك و سر به ارتجاع و خشونت تركيه افكند. بي گمان هدف از اين توطئه ي ضد انساني تنها در بند كردن رهبر آپو نبود بلكه در پس پرده اغراض و اهداف پليد ديگري نيز در كار بود. نخستين هدف از اجراي آن گسستن پيوندهاي رهبري با حزب ، نيروهاي مدافع خلق و خلق كرد بود. توطئه گران بر اين باور بودند كه به اين وسيله موفق خواهند شد نيروهاي مدافع خلق را به يك واكنش احساسي و فوري برانگيزند و زمينه هاي يك جنگ نابرابر را در شمال كردستان فراهم كرده و حزب كارگران كردستان PKK را در منگنه ي سركوب و فشار قرار دهند اما اين جنبه ي توطئه با هشياري رهبر آپو و خويشتن داري حزب نقش بر آب گرديد. از ديگر سو حكومت مبتني بر سركوب حاكم بر تركيه برآن شد سياست سكوت و خفقان را بر فضاي كردستان حكمفرما كند.و همچنان نسبت به خواسته ها و حقوق قانوني مردم كرد بي اعتنا باقي بماند و به جاي پاسخ دادن به آرزوها وخواسته هاي ملتي كه سالهاي سال در سايه ي اعمال سياست هاي سركوب گرانه و صدا خفه كن از همه ي آزادي هاي اساسي از جمله آزادي خواندن و نوشتن به زبان مادري و حق تعيين سرنوشت خويش محروم بوده، كوشيد با طرح و اجراي توطئه هاي گوناگون خلق كرد را وادار به عقب نشيني نمايد. با همه ي اينها تظاهرات ميليوني توده هاي مردم در سطوح گسترده ي ملي ، منطقه اي و بين المللي ثابت نمود كه پيوند رهبر با ملت نه تنها بر اثر اين توطئه ي ضد دموكراتيك دچار گسست نشده بلكه روز به روز در حال تحكيم و تقويت مي باشد. جهاني شدن روز افزون ابعاد فرايند حق طلبانه ي خلق كرد حكومت تركيه را بيش از پيش در تنگناهاي سياسي افكنده است. در طول هشت سالي كه از منزوي ساختن رهبر آپو گذشته ، توطئه ها به اشكال ديگري تداوم يافته است. نقض آتش بس اعلام شده از جانب PKK توسط نظاميان تركيه در موارد متعدد، توسعه بخشيدن اپراسيون هاي سربازي در مناطق كرد نشين كه با آتش زدن جنگل ها در جوله ميرگ و درسیم همراه بود و نيز به كار بردن شيوه هاي تروريسم دولتي در شمزينان كه با هوشياري خلق نقش بر آب شد موجبات رسوايي هر چه بيشتر حكومت را فراهم آورد. دولت مردان ناتوان تركيه با تشكيل سازمان مخوف و تروريستي " ژیتم " در صدد برآمدند كه بذرهاي ترس را در قلب مردم كرد بيفشانند. حكومت تركيه نااميد ازهمه ي اين دسيسه ها كوشيد با درآويختن به دامان امريكا اين كشور را وادار به عمليات نظامي عليه نيروهاي گريلا نمايد و از ديگر سو با تمهيدات سياسي نيروهاي آلترناتيو جديدي را كه گوش به فرمان آن باشد يافته و خيال خود را از بابت مسئله ي كرد آسوده نمايد. در مقابل ، موضع گيري هاي اصولي رهبري حزب كه از انديشه هاي رهبر آپو نشاُت مي گرفت و همراه با دركي درست و واقع بينانه از شرايط و اوضاع و احوال جهاني و منطقه اي و بر اساس تحليل مشخص از شرايط مشخص بود حزب پيشاهنگ خلق PKK را از درافتادن به دام توطئه ها دور ساخته و موفقيت حزب و نيروهاي مدافع مواضع آشتي جويانه و تاُكيد بر حق استفاده از دفاع مشروع خواهان حل مسئله ي كرد درچهارچوب سازوكارهاي سياسي گرديد. اينك در آستانه ي سالروز ربودن و دستگیری غير قانوني عبدالله اوجالان و در پي اعمال محدوديت هاي هر چه بيشتر در حق ايشان حكومت تركيه به دنبال تشديد سياست ها و راهكارهاي منزوي ساختن رهبر آپو در طي هشت ماه اخير تنها سه بار اجازه ي ملاقات و ديدار رهبر آپو با وكلاي مدافعش را داده است و اخيراً هم به مدت 28 روز رهبر دربند خلق كرد را با انتقال به زندان انفرادي از همه ي امكاناتي كه تاكنون در اختيارش بوده ، محروم كرده است. ناگفته پيداست كه هدف از اجراي اين توطئه ي پليد نابودي و از بين بردن تدريجي و فيزيكي رهبر آپو مي باشد. به كارگيري اين گونه شيوه ها اينك حيات رهبر آپو را به مخاطره اي جدي افكنده و موجبات نگراني خلق کرد و همه ي دوستداران صلح و آزادي را فراهم نموده است. اتحاد دموكراتيك جوانان خلق Y.D.L.G در اين مقطع حساس تاريخي حيات خلق كرد همه ي نيروهاي انقلابي، احزاب و سازمان هاي طرفدار حقوق بشر، روشنفكران و هنرمندان ، كارگران، جوانان و زنان و همه ي اقشار خلق در جاي ، جاي كردستان بزرگ را به بلند كردن صداي اعتراض خود عليه دسيسه ي امحاي رهبر آپو فراخوانده و دعوت مي كند حكومت تركيه را وادار به آزادي عبدالله اوجالان و توجه به خواسته ها و حقوق قانوني و پايمال شده ي خلق كرد نمايند. حكومت تركيه و دشمنان دموكراسي بايد بدانند كه رهبر آپو سمبل مبارزات و آرمان هاي خلقي است كه در طول تاريخ ضمن دفاع از موجوديت خود هميشه به حقوق و آزادي ديگر خلق ها به ديده ي احترام نگريسته و امروز از همه ي آزادي خواهان ، زحمت كشان و دوستداران صلح و برادري انتظار دارد با ابراز حمايت و همدردي از مواضع حق طلبانه اش به ياري او بشتابند و در راستاي تقاضاي آزادي رهبر زنداني خلق كرد با او همراه و هم صدا گردند. * مرگ بر توطئه گران پانزدهم فوریه · اوجالان نماد آرمان هاي خلق كرد است او را از زندان آزاد كنيد. · زنده باد رهبر آپو · زنده باد صلح، آزادي و دموكراسي
اتحاد دموكراتيك جوانان خلق Y.D.L.G 20/11/1384 نقده ؛ شرق کردستان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 21:28 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
با گسترش موج حرکت های مردمی در محکوم نمودن سالروز 15 فوریه و توطئه ربودن رهبر خلق کرد از سوی ابر قدرتهای امپریالیست و همچنین پیرو کردن سیاست انزوا و گشه گیر کردن رهبر خلق کرد از سوی دولت ترکیه در شرق کردستان نیز خلق کرد همبستگی خود را با رهبر ملی خود اعلام داشتند. در این راستا و در شهر پیرانشهر گروهی 20 نفره از زنان و جوانان با تجمع در یک مکان در مورد حساسیت این برهه زمانی و ماهیت توطئه های که در قبال اراده خلق کرد "عبدالله اوجالان "در جریان است به بحث و گفتگو پرداختند . شرکت کنندگان در این نشست تصمیم گرفتند تا با انجام نشست ها و سمینارهای گوناگون خلق کرد را در مورد این توطئه آگاه سازند .در این نشست همچنین در مورد عملیات جسورانه و فداکارانه فرمانده بزرگ PKK "ویان جاف " تحلیلاتی ارایه شد و همگی بر ادامه راه این رفیق شهید تاکید نمودند ونیز از مردم شهر خواستند تا با شرکت در کمپین امضاء و رفراندوم "عبدالله اوجالان اراده سیاسی من است " دشمنان خلق را از رسیدن به اهداف شومشات نا امید سازند. در ادامه شرکت کنندگان بصورت دسته جمعی و گروهی دست به اعتصاب غذا زدند. همچنین از شهرماکو خبر می رسد که در این شهر یک سلسله عملیات از سوی جوانان و زنان جهت اعلام انزجار از توطئه 15 فوریه و ادامه فشار بر رهبر کنفدرالیزم دموکراتیک "عبدالله اوجالان " سازماندهی گشته بر این اساس زنان و جوانان با انجام عملیات اعتصاب غذا به صورت گروهی و انجام آن هر روز توسط یک گروه و در نقطه ای از شهر همبستگی خود را با حرکت آزادیخواه خلق کرد به رهبری رهبر آپو نشان می دهند . زنان همچنین بر ادامه راه شهید فرمانده " ویان جاف " تاکید نمودند. گفتنی است که این گروه از زنان و جوانان ماکویی اعلام نمودند که در روز 15 شوبات ( فوریه ) با تعطیل نمودن فعالیت روزانه خود و بستن در مغازه های و عدم حضور در محل کار و کلاس های درس در مدارس و دانشگاه ها و نیز پوشیدن البسه سیاه و تیره و اعتصاب ، همبستگی خود را با حرکت آزادیخواهی خلق کرد و رهبر آپو نشان می دهند. ونیز از تمام خلق در شرق کردستان و همه انسان های با شرف وآزاده خواستند تا با محکوم نمودن این روز 15 شوبات امسال را به نماد مبارزه تبدیل کنند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 21:24 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
در ادامه سلسله عملیات های محکوم نمودن توطئه بین المللی 15 فوریه در برابر حرکت آزادیخواه خلق کرد در شرق کردستان و شهر ارومیه گروهی از جوانان و دانشجویانی مشغول به تحصیل در این شهربا تجمع در کنار هم و انجام راهپیمایی در محکومیت سیاست انزوا و ایزولاسیون رژیم ترکیه در برابر عبدالله اوجالان که به مثابه شکنجه ای بر ایشان اعمال می گردد خواهان آزادی رهبر خلق کرد شدند. در این راهپیمایی که به مدت چند دقیقه به درازا کشید جوانان با بستن راه عبور و مرور در خیابان و سر دادن شعارهای :" زنده باد رهبر آپو ، زندگی بدون رهبری را قبول نخواهیم کرد " حمایت و همبستگی خود را با رهبر خلق کرد اعلام نمودند.سپس صدها قطعه عکس رهبر آپو و شهیدان راه آزادی در میان رهگذران پخش گردید.در ادامه این تجمع یاد و خاطره شهید فرمانده " ویان جاف " گرامی داشته شد و حاضران با سر دادن شعار " ویان نماد زندگیست و شهیدان نمی میرند" بر ادامه راه این شهید تأکید نمودند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 21:23 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
ما درحقیقت مخالف آشتی نیستیم ، ما خواهان آنیم که تمام مسائل و مشکلات خلق کرد در هر چهار پارچه کردستان و خصوصأمسایل خلق کرد در شمال کردستان از راه صلح و دوستی چاره یابی و حل شوند، اما شما ببینید کسانی که تا بحال چندین بار یک طرفه دست آشتی به سوی دشمن دراز نموده اند چه دستاوردی داشته اند؟ این سخنگو همچنین نیرو های مدافع خلق HPG را متهم کرد که در برابر حملات و تهاجم نیروهای ترکیه از خود عکس العمل مناسب ودرخور نشان نمی دهند و پاسخی شایسته به این حملات نمی دهند. و گفت: بخش اعظمی از سازمان ما قبلأ جزو HPG بوده اند، بعد از توطئه دستگیری و ربودن " عبدالله اوجالان " ما زمان زیادی را آرام گرفتیم . درست است که در خواست PKK برای چاره یابی مشکل به صورت دوستانه و آشتی خواهانه بد نبود اما این صلح یک طرفه به درازا کشیده شد و ما مجبور شدیم برای دفاع از خلقمان از این سازمان خارج شده و خود رأسا در شهرهای کردستان و ترکیه خود را سازماندهی نماییم . ما یک حزب سیاسی نیستیم و سعی هم نخواهیم کرد که به حزب و آلترناتیو کسی تبدیل شویم. اما امروز که ترک ها با شرف خلق کرد بازی می کند ، تلاش می کند که " رهبر آپو " را از بین ببرد ، به ناموس و شرف ما بی حرمتی می کنند ، سازمان های هر پارچه کردستان هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند و بی صدا نشسته اند ، نیرو های مدافع خلق نیز راکدند و حرکتی ندارند. به همین خاطر ما چاره ای جز این نداریم که به تمام ادارات و سازمانها و اشخاص دولتی حمله کنیم وآنها را منفجر سازیم . ما "عقاب های آزادی کردستان " قسم خورده و پیمان می دهیم که از تهدیدات و حملات دولت ترکیه نگذریم وآنان را پاسخ گویم و اگر این فشارها ادامه داشته باشد جوانان و نیروهای ما که درهمه جای کردستان و ترکیه و اروپا وجود دارند تمام کسانی را که پیوند اقتصادی و سیاسی با رژیم ترکیه دارند را نیز از میان بر خواهند داشت. ما دیگر نمی توانیم شاهد مرگ دختران و پسرانمان باشیم که خود را در برابر فشارهای دشمن بر خلقمان به آتش می کشند.این شعار ماست: « یا زندگی آزاد و شرافتمندانه و یا نابودی و سوختن ترکیه در آتش » درود وسلام بر خلق کردستان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 21:22 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
بحث در مورد مسئله کرد که چندی پیش با تلاش روشنفکران به نیت پایان بخشیدن به برخوردهای خشن و چاره یابی این مسئله با راههای دموکراتیک شروع شده بود، در " کنفرانس کرد " ادامه خواهد یافت. این کنفرانس که در دانشگاه استانبول برگزار خواهد شد از سوی " علی بایرام اغلو ، مراد بلگه ، اورال چلیشلار ، چنگیز چاندار ، علی دّگرمنجی ، یلماز انسراغلو و ...... ارگانیزه و سازماندهی خواهد شد. در این کنفرانس در مورد مسئله کرد در تاریخ و ماهیت این مسئله و سپس در مورد راههای سازماندهی و کسب تجربه ،مسئله مهاجرت ،تأثیرات روانی و اجتماعی این مسئله ، ملی گرایی و زندگی اجتماعی ، تجربه جنوب کردستان و تأثیرات منطقه ای ،حق به رسمیت شناختن هویت و........ بحث وگفتگو انجام خواهد گرفت. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 21:20 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
"تعلق به خلق كرد تلخ است اما گریز از آن نیز نامردی!" رهبر آپو
شكنجه اعمالی بر رهبرآپو تداوم موضع خصمانه در قبال اراده سیاسی خلق كرد است به خلق شرافتمند شرق كردستان هفت سال است كه در مورد توطئه بینالمللی علیه رهبرآپو و خلق كرد تحلیلاتی ارائه گشته و كمو بیش ابعاد توطئه، تدابیر رهبرآپو در برابر آن، ماهیت و اهداف و روند آن موضوع بحث محافل بینالمللی و بویژه جامعه كردستان است. "هراس ناشی از دستیابی خلق به هویت خویش"، توازنات بینالمللی دنباله تمدن طبقاتی، طرح صاحبان قدرت جهانی برای كردستان، دنباله "دام كرد"ی كه از آن بحث میشود، دیگر بر همگان آشكار است. لیكن سطحی كه امروزه توطئه به آن رسیده، اعمالی و در حقیقت شكنجههایی كه بر رهبرآپو اجرا میشوند، روندی كه دولت تركیه به نمایندگی از نیروهای سیاه توطئهگر در پیش گرفته، نشان بسیار واضح مواضع خصمانهی مستقیم علیه خلق كرد است. از طرفی شاخصههای كردی در بخشی از كردستان را با اعمال نظر خویش جهتدهی كرده و از طرف دیگر جهت پیشگیری از نیرومند شدن اراده ذاتی خلق از هیچ تلاشی فروگذار نیستند. علی رغم تلاشهای رهبر آپو جهت ایجاد محیطی صلحآمیز، پیروی خلق از ایشان در این مورد، اصرار نهادهای مدنی و احزاب سیاسی نماینده كردها، موضع قدرت در تركیه روندی جنگافروزانه در پیش گرفته و جهت سرایت آن به سایر بخشهای كردستان نیز تمامی امكانات خویش را بكار میگیرد. امروزه بیش از هر زمان دیگر نشانههای امیدبخش در حل مسئله كرد به چشم میخورند. بدون شك پیشرفتهای امروزین در نتیجهی تلاشهای خلق كرد و هزینههایی كه در این راه پرداخت، مبارزات جنبش ملیـ دمكراتیك و كوششهای بینظیر رهبرآپو به دست آمده است. حال دول حاكم بر جغرافیای میهنمان در تلاش برای جهتدهی و تنظیم این رویدادها مطابق منافع خویش هستند. رژیم ایران با سركار آوردن دولت احمدینژاد مهرهای متفاوت و به تبع آن استراتژی جداگانهای را به میدان آورده است. دولت ایران بعد از اینكه از راه دماگوژیهای اصلاحطلبانه خاتمی هشت سال بر عمر خویش افزود اكنون با روی دیگر سكه در پی طولانیكردن عمر خویش است. همگام با دولت احمدینژاد كه نگرشش با برخوردهای نفیگرایانه ی رژیم تركیه در مقطع كنونی مطابقت دارد، تاكتیكهای جنگ ویژه كه از سالهای 1990 به بعد در شمال كردستان از طرف دولت تركیه اجرا شد، امروزه به دست دولت ایران در شرق كردستان به اجرا درمیآید. آخرین اقدامات دولت ایران كه به شكل تخلیه و سوزاندن روستاها، حمله به نهادهای غیردولتی، فشار بر اشخاص متفاوت و كردارهایی با فاعلان مجهول شاهد آن هستیم، موازی و هماهنگ بودن سیاستهای هر دو دولت در برابر كردها را ثابت میكند. اكنون شكنجه اعمالی بر رهبرآپو، دوران مزمن پیش امده در هفتمین سال زندانی ایشان و برخوردهای تحقیرآمیز دشمنان نسبت به خلق كرد، لزوم نظری دوباره بر اعمال خویش و مؤاخذهی اعمال ما به ویژه در برابر رهبر آپو را پیش میآورد. سلول انفرادی كه رهبر آپو در آن تحت شكنجهای مستمر است برایمان به معنی یك حمله همهجانبه بر موجودیت خلق كرد و ارزشهای فرهنگی و اجتماعی آن است. منزوی ساختن رهبرآپو در انزوا قرار دادن خلق كرد است. سخن و ظاهر هرچه باشد، حقیقت مسئله این است. كردها راهحل مسائل خویش را خود تعیین مینمایند اما این مورد تحمیلی، فشار جهت پذیرش نگرشی دشمنمحور و منطبق با منافع آنان و بدور از حیثیت ملی و ارزشهای خلقی و دمكراتیك است. بدین سبب باردیگر لازم به تاكید است كه رهبرآپو سمبل مقاومت، موجودیت، سیاست، اراده، فرهنگ و ارزشهای خلقی و تاریخی خلق كرد است. اعمال دور از انسانیت اجرا شده بر ایشان مغایر با تمامی نرمهای بینالمللی، حقوقی و فراتر از آن انسانی و اخلاقی است و به هیچ وجه قابلقبول نیست. نهادهای حقوقی جهان، كمیته بینالمللی پیشگیری از شكنجه، پزشكان بدون مرز و هر نهاد مدافع ارزشهای اومانیستی و حقوق بشر باید در مقابل این سیاست پلید ساكت ننشسته و موضعگیری نمایند. خلق كرد نیز با نگاهی دوباره به ابعاد تاریخی، فكری، سیاسی و فرهنگی توطئه بینالمللی و شكنجه اعمالی بر رهبرآپو با شعار "گاه سخن بسر رسید، هنگام عمل است" در اعتراضات خویش برعلیه توطئه و پشتیبانی و پیروی از رهبرآپو تجدیدنظر نموده و با بلند كردن اعتراضات خود و عمیق كردن و همهجانبه نمودن پیروی فكری و عملی از رهبرآپو مرحلهای نوین را در مبارزه جهت آزادی ایشان آغاز نمایند. خلق كرد در شرق كردستان با گذشته درخشانشان در اعتراضات و تظاهراتهای 15 فوریه سال 1999 و نتایج حاصل از آن، مجددا با رویآوری به جو آن دوران 15 فوریهای دیگر را رقم خواهند زد. درك و فهم پارادایم نوین رهبری در نگرش به جهان، ادراك حقیقی معضلات خلقی، دیدن و تشخیص آفتهای ایدئولوژیك جریانات فكری منحرف و ناكافی مبتنی بر ملیگرایی وارداتی و ابتدایی، بجای آوردن وظایف خویش همچون انسانی معاصر و كردی آزاد جنبه ایدئولوژیك و عملی پشتیبانی حقیقی از رهبرآپو را تعیین خواهد كرد. در كنار این جهت افشای اوضاع غیرانسانی تحمیلی علیه رهبرآپو و برطرف نمودن ایزولهی ایشان و آزادیشان؛ تكتك كسانی كه خویش را كردی شرافتمند میخوانند و خواهان حیاتی انسانی و معاصر هستند، باید از انجام هرنوع اقدامی در این جهت به دور نمانده و با درك عمیق اوضاع میهنمان و رهبر آپو وظایف خویش را بجای آورند. با یادآوری یاد و خاطره شهیدانی كه جهت حمایت از رهبرشان جان خویش را فدا نمودند و با تقدیر و اعلام پیروی قاطع از شهدای امسال كه در این رابطه از به آتش كشیدن وجود خویش احتراز نورزیدند، عمق پایبندی خویش را در اذهان پستی فرو خواهیم برد كه خیال نابود كردن رهبرمان را دارند. شهیدان "توروس، كانی و ویان سوران" كه در روزهای اخیر در اعتراض به شكنجه اعمالی بر رهبرآپو و جهت هشدار به تمامی ما جهت بجای آوردن وظایف خویش بدن خویش را به آتش كشیدند، سمبل مبارزه امسال ما خواهند بود. بویژه رفیق "ویان سوران" كه در مقطعی در مناطق مختلف شرق كردستان در سازماندهی خلقمان تلاشهای ارزشمندی نموده و مهر خویش را بعنوان یك كادر ملی كرد بر آنجا زده است برایمان همچون پیشاهنگی در چگونگی پاسداری از رهبر آپو و شرف و حیثیتمان همیشه در اذهان و تاریخمان جاویدان خواهد بود. وی یك سمبل زن آزاد كرد آفریده شده به دست رهبر آپو است. شركت در رفراندم و كمپین امضای حمایت از رهبری از استراتژیكترین اقداماتی است كه برعهده تكتك ماست. با شركت در این كمپین به دشمنان ثابت خواهیم كرد كه تنها یك گزینه را قبول داریم و آن آزادی رهبر آپو است. در این راستا همچون حزب حیات آزاد كردستان PJAK از اول تا پانزدهم ماه فوریه مرحلهای از تحركات دمكراتیك در پشتیبانی از رهبرآپو را رقم زده و برای استمرار این وضعیت تا آزادی ایشان تمامی نیروی خویش را بكار خواهیم بست. از اقشار مختلف اجتماعی خویش، جوانان، زنان، روشنفكران، دانشجویان، اصناف و همه میخواهیم تا هركس در حوزه خویش جهت ازادی رهبر خویش وظایف انسانی، ملی و دمكراتیك خویش را در رئوس برنامههای زندگی در طی روزهای تعیین شده قرار دهند. به اشكال متفاوت همچون روزه گرفتن، تعطیل مكان شغلی، پوشیدن لباس سیاه، راهپیمایی، میتینگ، سمینار، جلسات و گردهماییهای مختلف، اعتراضات خویش را نشان خواهیم داد. بدین صورت ثابت خواهیم كرد كه "بدون رهبرآپو نخواهیم زیست!"
نابود باد توطئه و توطئهگری و همه نوع خیانت و تسلیمیت! مقاومت حیات است! زندهباد جنبش ملیـ دمكراتیك كردی در شرق كردستان به پیشاهنگی PJAK! زندهباد رهبر آپو! 3 فوریه 2006 مجلس حزب حیات آزاد كردستان PJAK |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 17:29 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
پرده سیاه 15 فوریه روز سیاه تاریخ را بدریم! به جوانان آگاه و سلحشورمان در شرق كردستان! اکنون پس از 7 سال از سپری شدن توطئهای که بر علیه رهبرآپو در تاریخ 15 فوریه صورت گرفته، با روشنشدن بسیاری از ابعاد و دامنههای گسترده، حقیقت این جنگ نابرابری که با فشار بر رهبری بر خلقمان تحمیل مینمایند، این حقیقت تاریخی را تداعی میکند و به رسمیبودن این ادعا صحه میگذارد که اولین توطئه و جنگی که در تاریخ جامعة طبقاتی مشاهده میگردد بر علیه گروههای اتنیکی کردها بوده است. سیستم سرمایهداری نیز که فرزند این نسل می باشد ژنهای استثمارگرش را از آنجا به ارث برده، لذا اگر این فرزند بدیمن و نحس دیروزی خون آشامترین جانور درندهای باشد که انسانهای امروزی را مثال اختاپوس میبلعد، جای تعجب نیست. در پشت صحنه این بازی تئاترگونه دستهای پلیدی چنان در كارند كه به ذهن هیچ انسانی باذكاوتی خطور نمیکند كه این سناریو اینهمه بازیگر را در خود جای داده باشد. برای درک این واقعیت، لازم است شخصیت رهبرآپو برای هر کسی شناخته شده باشد آن هم تنها در صورتی تحقق مییابد که مسیر زندگی رهبرآپو مورد بررسی قرار گیرد. سیستم سرمایهداری برای پشت سرنهادن بحران اجتماعی، سیاسی، اقتصادیای که بدان گرفتار آمده و برای رفع بحران موجود جامعه در صدد یافتن زمینهای نو جهت خروج از این بنبست برآمده و آن را در منطقة خاورمیانه یافته است. خاورمیانهای که تا به حال با تسلط و اقتدار سیستمهای مرتجع و احزابهای غیرمردمی همیشه به مانند چماقی در جهت سرکوبنمودن اقلیتهای قومی، مذهبی، اتنیکی، دینی، فرهنگی و ... برآمده است.این سیستم تمامی تودههای مردمی از هر قوم و ملت و دین و مذهب و .. را در تحقق اهدافش به کار میگیرد تا هم توانسته باشد آنها را راضی کند و هم اینکه در افكار عمومی تودههای خلق به حملاتش مشروعیت ببخشد. متعاقباً در سناریویی که هم راستا با این تهاجم علیه خلقها، در شخص رهبرآپو به اجرا گذاشته از سویی آمریکا و متحدانش قرار دارند و از دیگر سوی دولتهای واپسگرا و مرتجع منطقه دیده میشوند. در برابر این هر دو نیز ارادة آزاد و هویت نوین و معاصر کرد به پیشاهنگی رهبرآپو قرار داشته که خارج از تمامی معادلات سیاسی، فکری سیستم سرمایهداری است. بدون شک پروژة خاورمیانة بزرگ جهت تحققش با نابودی جنبش آزادیخواهی خلقها و بویژه ارادة آزاد خلقکرد به شیوهای از قبل طرحریزی شده در ارتباط میباشد. این سناریو از طرف دیگر در خاورمیانه بدست دولتهای محافظهكارـ جنگطلب و اقتدارگرا با تکیه بر سیاستهای صدها ساله خود بر علیه خلقکرد و موضعگیریشان در مقابل تغییر و تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... به اجرا گذارده میشود. این دو دیدگاه به شیوهای نه چندان مستقیم در جهت منفعلسازی پارادایم جامعة دمکراتیک و اکولوژیک و آزادیخواهی جنسیتی و راهکارهای غنی برای برون رفت از بحرانهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی است که نظامها و سیستمهای مزبور گریبانگیر آن میباشند و در صدد انحراف و سرپوش گذاشتن بر چنین مسائلی مطابق منافع طبقاتی و ارتجاعی خویش هستند. در سیاستهای محافظهكار و مرتجع منطقهای با مشکل کرد با نگرشی همچون: "اگر خودت را کرد ندانی، مشکل کرد وجود نخواهد داشت"، "هر اندازه تو خودت را از ملت و مذهب حاکم بدانی و اصل خود را انکار کنی، بههمان اندازه مورد قبول واقع میشوی"، "تنها كردی كه ما تعریف میكنیم قابل قبول است"، بر تداوم سیاستهای انکار و آسیمیلاسیون، جنگ و ترور بر علیه پیشاهنگ پارادایم اراده آزاد خلق کرد، رهبر آپو، اصرار ورزیده و بر شدت خشونتهای ملی، قومی، دینی و مذهبی میافزایند. رهبر آپو در مراحل گوناگون، در برابر توطئههای بینالمللی در جهت روشنسازی ابعاد و جنبههای آن با ارائه رهنمودها و شیوههای علمیاش، گامبهگام این دسیسهچینیها را خنثی نموده و خلق و حرکت آزادیخواهش را تنها نگذاشته، بلکه با اصرار بر این ایده خویش برای صلح و آشتی میان خلقها درسخت ترین شرایط مقاومت و مبارزه میکند. علیرغم تمامی سعی و تلاش رهبر آپو در این مسیر، توطئهسازان این سناریو تنها ننشسته بلکه روزبهروز این سناریو را وارد مرحلهای جدیدتری مینمایند. عدم حضور وکلا در دیدار هفتگی و مانعتراشی برای آنان، ندادن روزنامه و کتاب، منزوینمودن رهبر آپو از لحاظ فکری، روانی و اعمال شکنجههای متنوع فیزیکی در این اواخر، نشاندهنده سیاستهای شوم سیستم امرالی است که در برابر رهبر آپو به عمل درمیآورند. خلقمان در مقابل چنین توطئهای هیچگاه رهبری را تنها نگذاشته و جهت پایبندی به خطمشی اراده آزاد از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده است. بهخصوص خلقمان در شرق کردستان که تحت ستم و اعمال سیاستهای ددمنشانه تحمیلیبخشی از این سناریو قرار گرفته است، با پیشاهنگی قشر جوان در 15فوریه 1999 اثبات نمود که شرایط بسیار حساس سیاسی و منطقهای، سرچشمه و الهامبخش اراده آزاد خویش رهبر آپو را تنها نگذاشته و با ازجان گذشتگیهای خویش، این مرحله تاریخی را بهجان خریدند و با اهدای چندین شهید از این بخش از کردستان، پایبندی خویش را مستقیماً به رهبر آپو اعلان نمودند. حال كه هر روزمان یك 15 فوریه است، ما نیز از پا ننشسته و در مقابل آن تمامی تلاش خویش را بكار خواهیم بست. اتحادیه جوانان شرق YCR که خود محصول چنین مرحلهای است با بر عهدهگرفتن چنین میراث ارزشمندی از دستاوردهای این خلق و با مبنا قراردادن مبارزات ملیـ دموکراتیک در تمامی عرصههای مبارزاتی و اقشار اجتماعی در صدد نشر عقاید و افکار رهبر آپو برآمده و خود را سازماندهی نموده است. از این جهت، YCR برای پیشبرد اراده آزاد خلق کرد و دموکراتیزهنمودن جامعه و هویت آزاد جوانان در مقابل سیاستهای توطئهگری، آسیمیلاسیون، جنگطلبی و منفعلسازی پتانسیل جوانی مبارزه نموده و در جهت تحقق این اهداف، از تمامی اقشار جوانان دموکراتیخواه و آزادیخواه بهویژه دانشجویان، معلمان، اصناف، کارگران و دانشآموزان، فرهنگیان، ورزشکاران میخواهد برای موضعگیری و جانبداری از رهبری در مقابل سیاستها و فشارهای موجود در امرالی با انجام عملیاتهای دموکراسیخواهانه و برحق خویش، نافرمانیهای مدنی، روزگرفتن در این ایام، پوشیدن لباسهای سیاه، تعطیلنمودن مدارس، بازار و دکان، خاموشی چراغها در ساعتی معین از شب، این رسالت تاریخی را بجای آورند. با این عملیاتهای خویش روح 15 فوریه 1999 را تجلی بخشیده و با تداوم فعالیتهایمان سرتاسر این ماه را مملو از همبستگی با سایر بخشهای كردستان نماییم و تا آزادی رهبرآپو از پای ننشینیم. همچنین شركت همهجانبه در رفراندم و كمپین امضای حمایت از رهبری از وظایف خطیری است كه در این مرحله برعهده تكتك ما جوانانی قرار دارد كه مصمم ثابت كنیم كه بدون رهبر آپو نخواهیم زیست! نابود باد توطئهگری و توطئهگر! 4 فوریه 2006 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 17:21 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
وکلای رهبر خلق کرد« عبدالله اوجالان » ، "باران دوغان ، آسیا اولکر و عایشه باتملو " که برای دیدار هفتگی با موکل خود به گملک محل بازرسی و اعزام به جزیره امرالی رفته بودند به علت بدی هوا موفق به دیدار رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان نگشتند. وکلای رهبر کنفدالیزم دموکراتیک که اینک هفت سال است که در زندان اختصاصی امرالی به سر می برد صبح امروز برای دیدار قانونی و هفتگی خود با اوجالان به بازرسی گملک مراجعه کردند . اما مسؤلان با اعلام اینکه به علت بدی هوا امکان رفتن به جزیره امرالی وجود ندارد آنها را از دیدار با موکل خود بازداشتند. از وکلای اوجالان " باران دوغان "اظهار داشت : ما در مورد تندرستی موکل خود از مسؤلان پرسش نمودیم اما آنها در جواب ما گفتند :" ما در این مورد هیچ اطلاعی نداریم ".دوغان اضافه کرد که برای آگاهی از وضعیت تندرستی موکل خود به دادگستری گملک مراجعه نمودیم. در این دیدار "ورال اکیز" که به نمایندگی از طرف دولت ترکیه با صحبت می کرد با تأکید بر اینکه از طرف دولت باماصحبت می کند گفت: موکل شما از بابت سلامت جسمی و تندرستی هیچ گونه مشکلی ندارد .وی در مورد گزارش مطبوعات در خصوص بیماری قلب اوجالان گفت : مطالبی را که مطبوعات منعکس کرده اند درست نیست و اخبار منتشره از سوی آنها واقعیت ندارد. سپس ما خواستار دیدن گزارش معاینات پزشکی در مورد موکل خود شدیم. در گزارشات بر سلامت موکل ما تأکید شده بود. اما این گزارش بسیار خلاصه نوشته شده بودند و در آن اشاره ای به شکایات جدی موکل ما نسبت به وضعیت جسمانی شان نشده بود. دوغان اضافه کرد که از وزارت دادگستری ترکیه خواسته اند تا با انتشار بیانیه ای مطبوعاتی در مورد سلامت جسمی و تندرستی اوجالان به مردم گزارش دهند. وی گفت: تا با موکل خود دیدار نکنیم نمی توانیم در این مورد کاری انجام داده و یا ابراز نظری بکنیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 17:17 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
چهارشنبه این هفته، ملاقات رهبر کوما کوملان کردستان؛ عبدالله اوجلان با وکلایش انجام شد. وکلای اوجلان متشکل از ابراهیم بیلمز، عمر گونش و مصطفی ارسلان به همراه برادر اوجلان به قصد ملاقات هفتگی با موکلشان عازم بندر امرالی شدند. مسئولین پاسگاه ژاندرمری بندر امرالی ضمن تفتیش و تشخیص هویت آنها، اجازه دادند که وکلا به مدت نیم ساعت با موکلشان ملاقات نمایند. بعد از برگشت وکلا از ایمرالی، عمر گونش اعلام کرد، اوجلان در مدت حبس انفرادی علاوه بر نارحتیهای قبلی، هماکنون علایم سوختگی بر سر و بدن او دیده میشود. گونش همچنین افزود، مسئولین زندان ایمرالی هیچ گونه اطلاعاتی در مورد وضعیت جسمانی موکلشان به آنها ندادهاند. وی همچنین یادآوری نمود در این مدت تنها یک کتاب با یک عدد روزنامه، که حاوی مطالب سیاسی نبوده به اوجلان دادهاند. گونش همچنین از طرف اوجلان اعلام کرد: من در برابر خلق خود مسئولم، لذا با تمامی مصائب و برخوردهای غیراصولی و منفی دولت ترکیه، تلاشم بر این است که اعتماد به نفس خود را حفظ نمایم و رسالت تاریخی خود را به جای بیاورم. وکیل رهبر کوما کوملان کردستان، عمر گونش همچنین اعلام کرد، که درخواست خود را برای تجدید محاکمه موکل خود به شعبه 11 دادگاه آنکارا برده است. لازم به ذکر است دادگاه حقوق بشر اروپا با غیرعادلانه خواندن محاکمه قبلی اوجلان که در آن به حبس ابد محکوم شد از محاکمه مجدد او حمایت کرده است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 19:57 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
مهاباد- گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان: نیروهای امنیتی دو شهروند مهابادی به نامهای"عزیز عبدللهی" و "قادر خرامان فرد" را دستگیر کردند. در پی دستگیری یک کارگر به نام" مناف پور امینی"، در شهر مهاباد، دو تن دیگر نیز به نامهای "عزیز عبدللهی" و "قادر خرامان فرد" توسط نیروهای امنیتی این شهر دستگیر شدند. بنا به گفته شاهدان در محل، در ساعت 1 بامداد روز پنج شنبه نیروهای اداره اطلاعات با مراجعه به منزل " عزیز عبدللهی " ایشان را دستگیر و کامپیوتر فرزند نامبرده را نیز جهت تفتیش و بازرسی با خود بردهاند. در همین رابطه در ساعت 13 همان روز، شمار دیگری از نیروهای اطلاعات با مراجعه به محل کار شخصی به نام "قادر خرامان فرد" ایشان را نیز دستگیر و در همان حال منزل نامبرده را مورد بازرسی قرار دادهاند.گفته میشود این دو تن که پس از بازداشت به مکان نامعلومی انتقال داده شده اند، به اتهام همکاری با احزاب غیرقانونی (حزب حیات آزاد کردستان PJAK ) دستگیر شدهاند. خبرهای دیگر حاکی از آن است منازل تعداد دیگری از مردم مدنی شهر مهاباد مورد تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفته است. تنظیم خبر: 13 بهمن 1384 |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 19:45 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
آخرین ییانیه ای که توسط خانواده هاى زندانيان و اعضاى و فعالين شركت واحد اتوبوس رانى تهران و حومه صادر شده است از تمامی کارگران و کارکنان شرکت واحد اتوبوس رانی خواسته شده است که در روز جمعه 14 بهمن ماه در سرکارهای خود حاضر نشوند. دراین بیانیه آمده است که : با اين برخوردهاى پليسى در محل كارمان امنيت نداريم، از تعطيلى قانونى و هفتگى خود استفاده كرده و در روز جمعه مورخ 14/11/84 كليه رانندگان و كارگران و كاركنان ازحضور در محل كار ما خوددارى مى كنيم. وهمچنین خانواده کارگران زندانی شنبه 15 بهمن در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی دوباره تجمع خواهند کرد. خواسته ی اصلی خانواده های بازداشت شدگان در بیانیه یادشده، این گونه آمده است: 1 - آزادى كليه بازداشت شده گان سنديكايى . 2- آزادى فعاليت سنديكايى كه انقعاد پيمان دسته جمعى ششم با حضور نمايندگان منتخب سنديكا، كارفرما و وزارت كار جمهورى اسلامى ايران . پاسخ سران رژیم اسلامی در برابر این خواست ها، دستگیری و زندان و شکنجه کارگران و حتی زنان و فرزندان ان ها وایجاد فضای رعب و وحشت برای تسلیم شان به شرائط برده واربیکاری وگرسنگی وبی حقوقی مطلق است. دفاع اززندگی شرافتمدانه وآزاد انسانی برای کارگران ، که بدون تشکل های آزاد و مستقل کارگری امکان ناپذیر است، مسئله همه کارگران ایران است. سازمان ما ضمن دفاع ازاعتصا ب کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی برای روز جمعه 14 بهمن، وتجمع روز شنبه خانواده کارگگران زندانی در برابر دادگاه انقلاب، تمامی کارگران ایران از بخش ها ی مختلف کارگری و همه مردم آزادی خواه را به حمایت ازمبارزه کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران فرا می خوانیم !
پیروز باد مبارزه کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران!
سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر) پنج شنبه 13 بهمن برابر 2فوریه2006 |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 19:41 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
منبعی نزدیک به حزب راه حل دمکرات کردستان (پ.چ.د.ک) به مرکز خبری روژهلات گفت:بعد از تعطیلات عید قربان، تشکلهای حزب راه حل دمکرات کردستان و جنبش زنان آزاد کردستان و چند تشکل مدنی کردستان و عراق، جهت جمعآوری امضا برای آزادی اوجالان تلاش خود را آغاز نموده بودند که تا به حال در شهرهای بغداد، موصل، کرکوک و سلیمانیه بی هیچ مشکلی دههزار امضا را جمعآوری نمودهاند. منبع مذکور در ادامه افزود: در شهر هولیر و دهوک تشکیلات امنیتی نه تنها به کمیتهها اجازه جمعآوری امضاء داده نمیشود، بلکه در هر مکانی به تشکلهای (حزب راه حل دمکرات کردستان) برخورد کنند که در حال جمعآوری امضاء هستند آنها را دستگیر و امضاها را از آنها میگیرند و تهدیدشان میکنند که اینچنین کاری را دوباره انجام ندهند.
روز 21-1-2006 دو عضو (پ.چ.د.ک) به اسمهای (نهنگ و حسین) در محله تیراوای شهر هولیر با 400 امضا دستگیر و روز 30-1-2006 دو عضو دیگر (پ.چ.د.ک)به اسمهای (گوهر و فدایی) در محله صناعه با 200 امضا دستگیر شدهاند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 19:33 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
با عرض پوزش به تمامی دوستان وعزیزان این سایت به علت یه سری کارهای حفاظتی به مدت یک هفته تعطیل میباشد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 22:6 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
ریوار آبدانان تا اینکه رؤیای ناجی کرد به حقیقت پیوست و آپو آمد. او آمد تا همه زخمهایمان را مرهمی باشد و بسیاری دردهایمان را تیمارگری صبور. آپو همه بغضهای زن را شمارده بود و از پاکی آرزوهای کال کودکان خبر داشت که آنچنان کوهآسا به جنگ گریه و حسرت و بربادرفتگیهایمان برخاسته بود. آپو, این فرزند تسلیمناپذیر رنج, سختکوشی را از ریشههای بلوطهای کوهستان آموخته بود. همو بود که همه مترسکهای زشتِ اینجا سرزمین ترس و ممنوع است را از بینشانیهای کردستان برکند و نهالهای کوچک را روی تمامی انتظار خشکیده خاکاش کاشت تا فردایمان سبز شود و همه آن پرندههای مهاجر که پیام صلح و دوستی با آنان بود به سوی ما بازگردند. ... و او همچنان نستوه و تسلیمناپذیر در زندان کوچکش به خلقاش و همه انسانیت میاندیشد. سلول انفرادیاش سرشار کلماتی است که دنیای بیرونی از یاد برده است, کلماتی همچون صلح, آزادی و شرافتمند زیستن. آپو, ارمغانی از این سرودهای به فراموشیسپرده شده برای همگان فراهم آورده تا زمین نفسی از سر آسودگی برآورد که شاید در آیندهای نزدیک دیگر شاهد خون و جنگ و خیانت نباشد. اما گفتن از "صلح" به روزگاری که انسان به جنون انسانکشی و طبیعتکشی گرفتار آمده گناهیست نابخشودنی و اندیشیدن به "آزادی"را حاکمان زور و ستم هرگز برنمیتابند. از اینرو اگر صلحجویی و آزادیخواهی جرم است, "آپو" گناهکارترین انسان روی زمین محسوب میگردد و شایسته شدیدترین مجازاتها! از منظر شکنجهگران امرالی, آپو, کلماتی جادویی به کار میبرد, اوراد عجیبی میخواند! " انسان, کرد , اخلاق, عشق, آزادی , دموکراسی, خلق, سوسیالیسم و..." و اینها یعنی نقض همه آن صورتکهای زشت ظلم, بیعدالتی, دروغ, حیله, خیانت, مالکیت, درندهخویی و ... از همین رو هرچه میگذرد بر شدت شکنجه و منزوی سازی رهبر آپو میافزایند و آشکارا ابتداییترین حقوق انسانی هر زندانی سیاسی را در مورد وی پایمال مینمایند و بدین گونه است که هویت, حقوق, شرافت و تمامی هستی یک خلق را مورد هتک حرمت قرار میدهند. آپو همان آوایی است که خطاب به انسان کرد میگوید: به دستانت نگاه کن و ببین که با خودت چه کردهای؟ به پاهایت بنگر و ببین که به کجا رسیدهای و در چه فرورفتهای؟ به قلبت نگاه کن و ببین چگونه نفرت نموده و عشق ورزیدهای؟ آیا هرگز عشقورزیدن و نفرتنمودن دانستهای؟! .... و هرچه این انسان به دستانش نگاهی ژرفتر میکند دستبندی گرانتر بر دستان آپو میزنند. هرچه این انسان به پاهایش بیشتر مینگرد, وسعتی از زمین که آپو بتواند در آن زندان بپیماید کوچک و کوچکتر میگردد. هرچه این انسان به قلبش رجوع مینماید, روزنههای زندان امرالی مسدود و مسدودتر میشود و تنفس دشوار و طاقتفرساتر. هرچه قلب انسان کرد از عشق به آزادی متورمتر میگردد, آپو بیشتر و بیشتر در هجوم میله و بتون قرار میگیرد و .... اماآپو وجدان بیدار خلق کرد است... وجدانی که با راستیها درآمیخته و این برای آنانی که در برابر راستیها شرمسار و مجرماند تحملناشدنیست. آپو به انسان آموخت که چگونه در برابر آینه قلباش بایستد و بیکه بهراسد و یا بگریزد حقیقت خویش را دریابد. آپو یک بازگشت است, بازگشت به خویش و جستجوی همه آن چیزی که در مسیر حرکتمان رو به آینده کماش داشتیم. آپو یعنی یافتن یک مسیر تازة شگفت در جایی که شک و یقین درهم آمیختهاند و سرگردانی تو را به سمت ویرانی سوق میدهد. آپو خاطره کوهستان و ایستادگی را به یادمان آورد تا امید نمیرد و سنگر جنگ برای انسانشدن و انسانماندن خالی نماند. نام او "عبدالله یعنی بنده خدا"ست اما نهتنها هرگز برای هیچکدام از خداوندان زور و فریب سرتعظیم فرود نیاورده که تمامی قانونهای طلایی آنان را درهم شکسته و راز گشودن دروازههای جهان مردگان را برای همه الههگان برملا ساخته است تا عشق و زندگی در زمین تداوم یابند و انسان به روزهای خوبی و سرور بازگردد... و به همین جرم است که او را به صلیب امرالی کشانیدهاند. آپو یعنی چرخشی معکوس در برابر همه بیراهههایی که تابلوی "بهسوی ناکجاآباد" بر ابتدای آنها نقش بسته است. آپو تلنگریست به وجدان خفته و بیدارشدنی است از آنگونه که دیگر دل بر بدیهای خویش نسوزانی. آپو آغاز نمودن از چشمه, رودخانه شدن و جریانی متداوم تا اقیانوس رهایی و وسعت است بیآنکه تردید کنی که اگر بمانی ماندابی بیش نخواهی بود. و آن شکنجهگران سخت در هراسند... میترسند آپو آنها را نیز دلبسته آزادی و صلح کند و روزی برسد که دیگر نتوانند به قلب کوچک یک کودک گلوله شلیک کنند. آنان مثل سکوت از بلوغِ فریاد در وحشتاند و آپو پایان سکوت یک خلق است و اوج همه فریادهای انسان رنجدیده قرن. انسانی که خود را باز شناخته و به کلامی دگرگونه و ساختنی دیگر بار, برخاسته است. و امروز رهبر آپو آماج وحشیانهترین شکنجههای روحی و جسمی است. از روزنهای تنفس مینماید که به قول خود ایشان اگر شخص دیگری به جای وی میبود نمیتوانست بیش از سه روز شرایط دشوار زندان را تحمل کرده و خودکشی مینمود. اما آپو امید یک خلق است, امیدی که با خون و رنج و شکنجه و شهادت به دست آمده ؛ آپو یعنی اندیشهای ناب که جوهرهاش عشق به انسانیت و راستیهاست و این آنچنان نیروی عظیمی ایجاد مینماید تا رهبری جسورانه در مقابل تمامی شکنجههای دژخیمان ایستاده و حقوق خلقش را بر زبان براند. آپو یعنی "آزادی"؛ که قلب خلق کرد همواره در حسرت بازیافتنش زخمی و جریحهدار است. آپو یعنی "پیروزی"؛ که شعار هر روزی گریلاهایمان "یا پیروزی, یا پیروزی"ست. آپو یعنی "وطن"؛ که مرزهای آن را وسعت آسمان و جاری خون شهیدانش به ما مینمایانند. آزادی رهبری آپو پیروزی در مبارزه برای آزادی وطنمان کردستان است. بنابراین فریادمان را برآوریم و در برابر شکنجهنمودن رهبر آپو سکوت ننماییم. شکنجه رهبر آپو شکنجهنمودن تن رنجور و زخمی انسان کرد است ... و قلبهای ما دیگر بیش از این توان زخم و سکوت ندارند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 23:1 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
بهترین وزیباترین جمله خود را در مورد ۲ بهمن سالروز جمهوری مهاباد بیان نمائید تا شما هم سهمی از این شادی داشته باشید وبهترین آنها را بر روی کارت پستالهای سالروز مهاباد به نام وامیل شما چاپ می شود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم بهمن 1384ساعت 18:7 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
دکتر گلمراد مرادی هايدلبرگ آلمان فدرال ۲۷ دی ۱۳۸۴ - ۱۷ ژانویه ۲۰۰۶ برای ديکتاتوران در هر لباسی، متأسفانه حتا شنيدن حرفی که احتمال بزنند در آينده نغمه مخالفت عليه خود آنها ساز کند، غير قابل تحمل خواهد بود. مطلب تاريخی و فرهنگی زيرين در واقع متن سخنرانی نگارنده است که می بايستی در سيميناری به مناسبت بزرگداشت جمهوری کردستان در ايران، معروف به جمهوری مهاباد، در اربيل مقر حکومت فدرال کردستان عراق به تاريخ ۲۲ ژانويه ۲۰۰۶ ميلادی، ارائه شود. گويا بدليل دخالت وحتا تهديد جمهوری اسلامی ايران عليه کشور فدرال نوپای عراق، اين سيمينار و يادبود اجبارا لغو گرديده و با تأسف زياد، تلفنی به من اطلاع دادند که مراسم برگزار نخواهد شد. بهمين دليل مايلم آن را بلا استفاده نگذارم و برای روزنامه ها ارسال نمايم که به نظر دوستان خلق کرد و علاقمندان رسانده شود.
هموطنان عزيز، ضمن درورد بی پايان برشما و تبريک و شاد باش به همه هم مليتيهای کرد برای پيروزی شايان توجه در اين بخش از کردستان، اجازه می خواهم مراتب سپاس و قدردانی خودم را قبل از بيان هر مطلب ديگر از برگزار کنندگان اين مجمع مهم در سايه حکومت فدرال در اين بخش از سر زمين کردستان، به مناسبت شصتمين سالروز بنيانگذاری جمهوری کردستان در مهاباد سال ۱۹۴۶، ابراز نمايم. بدون شک اين نشانه همبستگی واتحاد ملت کرد در سراسر کردستان است که کردها هر وقايع مهم تاريخی را در هرگوشه ای از کردستان، از آن خود می دانند. همانگونه که ما کردهای ديگر بخشهای کردستان، پيروزی چشمگير هم مليتهای خود و بر پائی حکومت فدرال در کردستان عراق را موفقيتی از آن خود می بينيم و باتمام کاستی هائيکه احتمالا می تواند در آن وجود داشته باشد، برايش بوجد آمده ايم. آرزومندم روزی نه چندان دور، قادر باشيم با چشمان خود و حد اقل اين چنين حکومت آزاد و فدرالی را در ديگر بخشهای کردستان، مشاهده نمائيم و در نتيجه قادر باشيم در هم چنين مجامعی در آن بخشها نيز آزادانه شرکت کنيم.
امروز ۲ بهمن (ری بندان) ۱۳۸۴ خورشيدی در اين سر زمين و در اين سالن که خانه همه ما کردها است، اين امکان استثنائی و درخشان را به من کرد گوران اهداء نموه اند که بمناسبت شصتمين سال گرامی داشت، بنيانگذاری جمهوری کردستان برهبری پيشوا قاضی محمد، يکی از راد مردان تاريخ خلقمان، درپشت اين تريبون آزاد با شما صحبت کنم و گزارشی کوتاه از موقعيت آن روزی کردستان در مقايسه با امروز را بعرض حضار محترم و ديگر عزيزان شنونده برسانم. در اينجا بايد باصراحت عرض کنم که اين لحظات را در اين جمع و درميان هم مليتيهايم از زيباترين دقايق در سراسر زندگی ام می دانم. زيرا، بدون ترس و بيم از ديکتاتوران و مستبدان، در سايه ی يک حکومت فدرال کرد و درکشوری که رئيس جمهور آن نيز کرد است با شما سخن می گويم. چه احساسی ميتواند ازاين لحظه زيباتر برای انسانهای مبارز و شيفته آزادی باشد؟! متأسفانه به دليل دخالت ديکتاتوران اين احساس و لحظه زيبا بوجود نيامد. خوب، ما به اين حق کشيها عادت داريم.
اجازه دهيد در سطح مقايسه با تحولات کنونی آغاز کنم، شصت سال پيش بعد از پايان جنگ جهانی دوم، در چنين روزی، پيشوا قاضی محمد در بخش اشغال نشده از کردستان ايران، پرچمی را به اهتزاز در آورد، گرچه هنوز پرچم يک دولت مستقل نيست، ولی تا کنون بر زمين نهاده نشده و بقول خودش:"فرزندان دلير خلق کرد اين پرچم را کوه به کوه و شهر به شهر بر دوش حمل می نمايند و در اهتزازش نگاه خواهند داشت"(نقل بمعنی)، بطوری که ملاحظه می کنيم، اين گفته، امروز صحت پيدا نموده و ما در سايه آن پرچم با شادی و افتخار دور هم گرد آمده ايم. اين موفقيت مهم، نه فقط همه کردها را در سراسر کردستان به وجد آورده، بلکه تحسين سياستمردان جهان را بر انگيخته است که در برابر اراده و مقاومت و شهامت کردان سر تکريم و تعظيم فرود می آورند. پس آنچه زنده ياد قاضی محمد و همرزمان نستوهش در شصت سال پيش بيان داشتند و برای تحقق بخشيدن به آن مبارزه کردند، ديکتاتوران چه بخواهند و چه نخواهند، ما امروز اولين ثمره درخشان آن را با چشم خويش می بينيم و احساس غرور می کنيم که حق خود را تا حدودی و بطور نسبی در يک بخش از کردستان به دست آورده ايم. شايد بد بينان بگويند: احساس غرور کردن زود است، ولی من با اطمينان می گويم: چرخ تاريخ را ديگر نمی توان به عقب باز گرداند. احتمالا رهبران پيشين ما در طول مبارزه دشوار خويش و در مد و جزر زندگی سياسی مرتکب اشتباهاتی هم شده اند و حتما هم اينطور بوده و لغزشهائی لاوار مانند راه موفقيت آنان را به دلايل گونا گون اختلاف نظرها، سد کرده بوده و چه بسا هنوز هم اين اختلاف وجود داشته باشد، که اينها در روند مبارزه سياسی، امری طبيعی است. گويند هر کس مبارزه کند، بدون شک راه اشتباه هم خواهد رفت، ولی با تمام اين توصيف و بر عکس نظر برخی از آن بد بينان که احتمالا نا خود آگاه به اختلافهای دست چندم نيز دامن بزنند، ولی قطعا پيروزی بدست آمده چشم گير است و آينده روشنی در انتظار ما می تواند باشد، بدان شرط که همه کردهای خوش بين، با وصف بحرانها و نا آرامی ها در اين مقطع زمانی حساس، به اتحاد روی آورند و يا حد اقل بکوشند اتحاد موجود خود را حفظ نمايند. بدون شک اين اتحاد، اميدواری مارا به آينده ی بس بهتر، تقويت می کند. درواقع اتحاد ما احترام به خون شهدای راه آزادی خلق کرد از هر گروه و دسته است، و نيز ارج نهادن به تداوم مبارزه پيشمرگان قهرمان تا پيروزی نهائی، يعنی تا بدست آوردن حقوق کامل تعيين سرنوشت خويش در همه بخشهای کردستان است.
دوستان گرامی، اکنون اگر جاودانان تاريخ، پيشوا قاضی محمد و عقاب بلند پرواز کردستان، جنرال مصطفا بارزانی دراين جمع حضور می داشتند و موقعيت ملت خويش را مشاهده می کردند، که در بخشی از آن، فرزندان خلف خود را در رأس مملکتی به بزرگی عراق وکردستان جنوبی می ديدند، بدون شک به وجد می آمدند و هرگز ازراهی که گام نهاده بودند، نادم و پشيمان نمی بودند و باز هم اگر عزم مبارزه سياسی می کردند، همان راه را می پيمودند که پيموده بودند. پس با چنين توصيفی، وظيفه ی بس سنگينی بردوش باز ماندگان آن نامداران ذکر شده و ديگر مبارزان نستوه خلق کرد، نظير شيخ عبدالسلام دوم، شيخ محمود برزنجه ای، اسماعيل آقا سيمتکو، شيخ سعيد پيران، احسان نوری پاشا، سيد رضا درسيمی، شيخ احمد بارزانی، و دهها و صدها مبارز ديگر، که نام بردن ازهمه آنان به درازای تاريخ خواهد بود، قرار دارد. بنابراين چيزی که می خواهم به عنوان يک کرد با تجربه کم و بيش و تحقيقاتی چند، بعرض حضار محترم و از جمله ديگر کردان مبارز و دلسوز برسانم و مجددا بر آن تأکيد ورزم، نخست اتحاد بين خود و دوم حمايت قاطع ازين حکومت فدرال در کردستان عراق، خواهد بود. بنده اين حمايت را هر چند از طرف ما نا چيز باشد، از وظايف مبرم و تاريخی همه کردها با نظرات گونا گون و گرايش به سازمانهای سياسی متفاوت در سراسر کردستان می دانم. کوتاهی وقصور از انجام اين وظيفه مهم، امکان شادی و شعف را به دشمنان خلق کرد که درکمين نشسته و انتظار چند دستگی و اختلافات درونی مارا دارند، خواهد داد. دوستان، بگذاريد آنها اين آرزو را با خود بگور ببرند. حتما هموطنان گرامی درهمين دو سال گذشته، با دقت متوجه اکثر رسانه های کشورهای همسايه، شده اند. بنده با وصف دوری از ديار و ۳۶ سال اقامت اجباری در اروپا، بانگرانی اما علاقمندی بی حد به پيگيری اخبار در باره سر نوشت مردم سرزمين آباء اجدادی خود هستم. با اطمينان بايد عرض کنم که ضمن جستجوی مدام دراين رابطه وپيگيری وقايع مهم جهان، در هيچ مقطع زمانی بياد ندارم که به اندازه اين دو سال گذشته مطالب، اخطار نامه ها و توصيه های زهر آگين، عليه سيستم فدراليسم و بويژه عليه تحولات مثبت در عراق که بنظر من، با وصف نا آرامی های موجود، دارد گامهائی در مسير دمکراسی بر داشته می شود و اين خود اگر موفق گردد، به سود همه کردهای اين بخش ازکردستان است، خوانده باشم. متأسفانه بايد گفت، تعدادی ازناسيوناليستها و هژمونی طلبان ترک و فارس و عرب نمی توانند ببينند که ملت کرد بعد از ۸۰ سال مبارزه سياسی و نظامی ممتد به اين ابتدائی ترين حق خود در يک گوشه ازکردستان دست يافته اند. روزی نيست که بنده و شما مطلبی در رد حتا واژه فدراليسم و يا خطر آن در آينده، برای باصطلاح حفظ "تماميت ارضی” کشورهائی که کردها در آن زندگی می کنند، نخوانيم. اينان با تبليغات دروغين و بی پايه عليه فدراليسم يعنی تهمت تجزيه طلبی، و وحشت قريب الوقوع تجزيه کشور خودرا به دل ليبرالها و دمکراتهائی که حداقل قبول داشته و هنوز هم دارند که کشورهايشان کثيرالملله است و مليتهای ساکن سر زمين آنان بايد به حق و حقوق خود برسند، انداخته اند. در اينجا بايد در رابطه با موضع مليتهای حاکم در منطقه يک پرانتز باز کرد که مثلا اکثريت ملت فارس را می توان برای باصطلاح دفاع از تماميت ارضی کشور بسيج نمود، اما اين کار را بر عکس ترکها و عربها که ديگر مليتها را برای به کرسی نشاندن زبان و فرهنگ خود بشدت سرکوب می کنند، نمی توان برای دفاع از زبان فارسی و يا سر کردگی و هژمونی ملت فارس بر ديگر مليتها، بسيج نمود. زيرا حتا نيروهای راست و محافظه کار فارس مانند سلطنت طلبان به برادران کرد و آذری و بلوچ و غيره خود افتخار می کنند. در حالی که تا چند سال پيش در ترکيه به کردها "ترک کوهی” می گفتند و حتا تکلم به زبان کردی ممنوع بود. پس بدون اغراق بايد حساب فارسها (نه رژيمها) را بطور کلی از ديگر ملتهای حاکم بر سرزمينهای کردستان، بدون تعصب و پيش داوری، جدا دانست.
از همه اينها بگذريم، مبارزه صلح آميز خلق کرد هنوز به پايان نرسيده است. در واقع جمهوری کردستان در اوايل سال ۱۹۴۶ آغازگر اين مبارزه صلح آميز بوده و بدون شک، فعاليت پيگير رهبران کنونی کردستان عراق در تداوم آنست. ما به يقين اميد داريم که روزی در مناطق چند مليتی خاورميانه، حکومتهای فدرال و دمکرات حاکم خواهند شد و مليتهای اقليت در اين منطقه از جمله ملت کرد در ديگر کشورها به حقوق خويش دست خواهند يافت. اين جبر تاريخ است و برو و برگرد ندارد. مثلا، ما در شصت سال پيش به هيچ وجه موقعيت و تحولات امروزی را تصور نمی کرديم و احتمالا شصت سال آينده را نيز نتوانيم پيشگوئی کنيم. اما بی ترديد تحولات مثبت بسود مليتهای تحت ستم در جهان سير سعودی خود را می پيمايد.
هموطنان عزيز، جهان امروز باجهان شصت سال پيش دربسياری اززمينه ها، سياسی، فرهنگی و اجتماعی کاملا فرق نموده است. در برهه ای که جمهوری کردستان بنا نهاده شد، جنگ جهانی و خانمان بر انداز دوم با ميليونها تلفات جانی و مالی تازه به پايان رسيده بود، دود نفرت انگيز جنگ سرد بين ابر قدرتها داشت اوج می گرفت و چهره کريه خودرا نشان ميداد، جهان به دو بلوک شرق و غرب تبديل شده بود، اين دو بلوک بنای مبارزه خصمانه ای عليه هم نهاده و درمقابل يکديگر صف آرائی کرده بودند. برخی از دولتهای سودجو برای حفظ منافع اقتصادی خود در منطقه، ابتدائی ترين اصول دمکراتيک را در سر زمينهای ما رعايت نمی کردند. آنها علنا سياست ضديت با مليتهای اقليت در کشورهای تحت حکومتهای بوجود آمده بعد از جنگ جهانی دوم را با حمايت از ديکتاتوران و مرکزيتگرايان، آشکار نموده بودند. در چنين شرايطی برخی از مليتهای ايران مانند آذری ها و کردها، بعد از آن که از رژيم دست نشانده تهران نا اميد شده بودند، که به خواستهای برحق آنان توجه نمی شد، برای احقاق حقوق خويش به پا خاسته بودند و بر مسئله خودمختاری اين خلقها تأکيد می ورزيدند. متأسفانه جو حاکم و رقابت بين ابر قدرتها، به سود اين خلقها و بويژه خلق کرد نبود. زيرا از هرطرف و بويژه از طرف نيروهای مرکزيت گرا و کسانی که موافق تسلط ديکتاتوری در ايران بودند، تهمت تجزيه طلبی به کردها و وابستگی احزاب سياسی کرد به يک دولت خارجی را آغاز نمودند. لذا در آن زمان دفاع از اين موضع که خلق کرد وابسته به هيچ دولت خارجی نيست وهيچ قصد تجزيه کشور و ادعای استقلال راهم ندارد، آسان نبود. زيرا از طرفی رژيم حاکم بر ايران گوش به فرمان آنهائی بود که او را به قدرت رسانده بودند و به ساز آنها می رقصيد. ازطرف ديگر در آن زمان برخی از متفقين پيروز درجنگ آنگونه که اشاره شد، علنا و سر سختانه موافق حکومت مرکزی و مخالف سيستمهای خودمختاری بودند. برای اينکه حکومتهای مرکزی، طرف تابع و مطمئن قراردادهای اقتصادی اسارت بار بودند، اما حکومتهای خودمختار مانع آن می شدند. چه بسا همين موضع ضد تقسيم قدرت بين ايالات و ولايات، برخی از اين ابرقدرتها، بعدها به شکست جنبش خلقهای منطقه منجر شد و برای خودآنها پشيمانی ببار آورد. اعترافهای آشکار و نهان در اين باره و بويژه اشتباه بودن کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و به سقوط کشاندن حکومت ملی دکتر مصدق، ۶ سال بعد از وقايع آذر ماه ۱۹۴۶، نمونه بارز آنها است. امروزه بر عکس آن زمان، جهان ما به جهانی يک قطبی تبديل شده است، بلوک بندی های شرق و غرب نمانده اند و در نتيجه جنگ سرد هم به پايان رسيده است. آمريکا و انگلستان و ديگر کشورهای غربی در برخی زمينه ها در سياست گذشته خود تجديد نظر نموده اند. آنها عاقبت به اين نتيجه رسيده اند که بالاخره جهان امروز ما، بيشتر دمکراسی ميطلبد تا حاکميت ديکتاتوريهای لگام گسيخته و حکومتهای مرکزی. بهمين دليل و بنظر من پروسه پيشرفت و آگاهی خلقها به حقوق خويش برگشت ناپذير شده است و نيروهای راست و ارتجاعی ديگر نمی توانند بانيرنگ و زور چرخ تاريخ را به عقب بازگردانند. اکنون نتيجه ی بخشی ازاين تحولات در برابر چشمان ما قرار دارد. بعنوان مثال هيچکسی تصور نمی کرد، که روزی دولت اسرائيل تمايل نشان دهد، دهکده های يهودی نشين را در مناطق و سر زمينهای اعراب فلسطينی تخليه نمايد و يا دولت خودمختار فلسطينيها را به رسميت بشناسد. کمتر کسی باورش می شد، روزی نلسون ماندلای قهرمان، زندانی سابق نژاد پرستان سفيد پوست آفريقای جنوبی، رئيس جمهور آن کشور بشود و جايزه صلح نوبل هم دريافت نمايد. برای ما و ديگر نيروهای مبارز، سنگين بود بپذيريم که به اين تندی، رژيمهای دست نشانده شاه و صدام حسين ديوانه و جنايت کار از اريکه قدرت به پائين آورده شوند و کردهای اين بخش از کردستان بتوانند به اين زودی به حقوق حقه خويش دست يابند و مثلا رئيس جمهور کشور عراق يک کرد باشد. در حاليکه درکشور خود ما که چهار استان کردنشين داريم نه اينکه استاندارها بلکه حتا فرماندارها و شهر دارها هم کرد نيستند و به ندرت ازميان کردها شهرداری کرد انتصاب می شوند. اما اگر از اين آخريها بگذريم، همه دست آوردهای مثبت فوق درپايان قرن بيستم وآغاز قرن بيست ويکم جامه عمل بخود پوشانيده است. بدون ترديد در آينده، ما شاهد تحولات بس شگرف ديگری در جهان و به ويژه درمنطقه خاور ميانه به سود همه مليتهای تحت ستم خواهيم بود. پس رؤيای طلائی قاضی محمد که در اعتراض به توهين به پرچم کردستان در جلسه محاکمه بيدادگاه خود خطاب به دادستان رژيم شاه گفته بود:"مطمئن باشيد، شما دستتان به پرچم کردستان نخواهد رسيد که به آن بی احترامی بکنيد! روزی خواهد رسيد که پرچم کردستان بر بالای آن خانه ای که مرا در آن محاکمه و محکوم می کنيد، به اهتزاز در آيد. من پرچم کردستان را به دست توانای ملا مصطفا بارزانی سپرده ام و بر دوش او از اين کوه به آن کوه و از اين شهر به آن شهر و از اين کشور به آن کشور حمل می شود، تا روزی بر تمامی بارزان و دربلندی های کردستان به اهتزاز درآورد. مطمئن باشيد آن روز فراخواهد رسيد".
بله هموطنان عزيز، آن روز فرا رسيده و اين رؤيا در بخشی از کردستان آنطور که ملاحظه می شود، به واقعيت تبديل شده و پرچم کردستان نه فقط بر بلنديهای بارزان، بلکه بر سراسر کردستان جنوبی به اهتزاز در آمده است. در اين بخش از کردستان نه اينکه شهردار و فرماندار و استاندار کرد هستند، بلکه رئيس حکومت حريم کردستان، وزير امور خارجه و رئيس جمهور کشور عراق از پيشمرگان سابق کرد می باشند. پس هر کردی موظف است با وصف تمام کاستی ها و ندانم کاری هائی که احتمالا در حکومت فعلی مشاهده می کند، فقط برای در اهتزاز نگهداشتن اين پرچم و حفاظت از اين حاکميت با دل و جان بکوشد و آينده را از آن خود بداند. بدون شک در درازمدت اين حمايت به سود همه کردها در سراسر منطقه خواهد بود. زنده وجاويد باد مام جلال رئيس جمهور عراق فدرال، پايدار و نستوه باد کاک مسعود رئيس حريم کردستان فدرال و برقرار وشکست ناپذير باد روند دمکراسی و فدراليسم در سرزمين عراق و کردستان جنوبی.
دوستان ارجمند، در اينجا اجازه می خواهم، پس از اين عرايض مختصر، به اصل موضوع برگردم، يعنی به طلوع جمهوری کردستان سال ۱۹۴۶ و اهداف والای رهبر آن، زنده ياد قاضی محمد و نيز برخی ازتهمتهای خصمانه و دروغ که به باور بعضی از نيروهای صادق نيز تبديل شده است. در واقع جمهوری کردستان سال ۱۹۴۶، حداقل برای مردم کرد در سراسر جهان واقعه ای آشنا است و هيچ نياز به معرفی و تکرار آن نداريم. پس همه آگاهيم که روز ۲۲ ژانويه شصت سال پيش در ميدان چوار چرای مهاباد جمهوری کردستان توسط زنده ياد قاضی محمد اعلام موجوديت نمود. از همان زمان تاکنون دهها جلدکتاب درباره طلوع اين جمهوری و شکستش نگاشته شده اند. چيزی که امروز برای ما کردها بيش از همه مهم است، شرحی در باره اهداف مردمی اين حکومت يک ساله و دست آوردهای آنست و چرا تشکيل آن در شهر مهاباد خاری بود درچشم دشمنان خلق کرد و مرکزيت گرايان؟ نهايتا چرا هنوز هم برخی از نيروهای مترقی در دام آنهمه تهمت و افتراه گير کرده اند؟! از آنجا که واقعه جمهوری مهم کردستان در تاريخ خلق کرد در سرا سر خاورميانه و اروپا به سمبل مبارزه حق طلبانه خلق کرد تبديل گرديده و يکی از وقايع مهمی بوده که دوست داران آزادی و معتقدين به دمکراسی با ديده احترام به آن و به بنيانگذارانش نگريسته و می نگرند، بنا بر اين پس از گذشت بيش از پنجاه و نه سال از سرکوب مزورانه اين جنبش مردمی هنوز هم در خاطره عدالت خواهان و شخصيتهای مترقی زنده است و بدون شک اين ياد بود در يادمانها جاويدان هم خواهد ماند و بهمين دليل دوستداران آزادی و دمکراسی هر سال بياد اين واقعه درخشان درجامعه کرد خواهند بود و آن را گرامی خواهند داشت، تا يادش به حق در اذهان نسلهای آينده زنده و جاويد نگهدارند. چيزی که با دقت بايد به آن توجه داشت، مسئله دوستان و دشمنان دمکراسی و آزادی در جوامع عقب نگهداشته شده ما است. موضع دوستان برای ما واضح و روشن است. يعنی درواقع ما کسانی را دوست خود ودمکرات بحساب می آوريم که آنچه را برای خويشتن خوب می دانسته و می دانند، از ما مردم به اصطلاح جهان سومی نيز دريغ نورزيده و دريغ نمی ورزند. و دشمنان آشتی ناپذير ما آن کسانی بوده و هستند که ما را لايق زندگی بهتر در سايه دمکراسی و آزادی ندانسته و هنوز هم نمی دانند. متأسفانه درتاريخ دويست سال گذشته، ما با اين دشمنان، دائم درگير بوده ايم و هيچگاه هم تا کنون بر آنها پيروز نشده ايم. زيرا يکی از دلايلش هم آن است که تمام دستگاهها و ابزار تبليغاتی و خبر رسانی (روزنامه و راديو وافراد خبرچين زبده و غيره) در اختيار آنها بوده است و هرآنچه هم از اخبار وقايع درست سياسی که کوچکترين لطمه به منافع خودشان در سرزمينهای ما وارد می آورده، کوشيده اند آنرا برعکس جلوه دهند و به اذهان عمومی برسانند. بويژه افتراها را در باره وقايع بعداز جنگ جهانی دوم وآغاز جنگ سرد با استفاده از "دروغ گوبلزی” به آن اندازه تکرار کرده و تبليغ می نمودند که حتا دوستان ما به آن باور می کرده و هنوز هم اغلب باور می کنند. چند ماه پيش مقاله هموطن گرامی، آقای ناصر رحيم خانی را زير عنوان "جمهوری مهاباد: آزمون آرمان و واقعيت" خواندم. مطلبی هم در تأييد آن نوشته ومنتشر کردم. مقاله در مجموع، جالب بود و ازديد تقريبا واقع بينانه ای نگاشته شده بود. اما مطلبی که برای اين هموطن عزيز ناروشن مانده و شايد در آينده هم نا روشن بماند، موضع و شخصيت کسانی است که ايشان، در رابطه با "جمهوری مهاباد" به آنها استناد نموده اند. مثلی است که گويند: "انسان بی طرف بايد واقعيت قضيه را از لابلای گفته های دشمنان استخراج کند، نه تکرار و ارائه آنچه که آنها بسود خود نگاشته اند". مثال تاريخی، ما هنگامی با شخصيت استثنائی بابک خرم دين در قرن سوم هجری قمری آشنا ميشويم که نوشته ها و بويژه کتاب سياستنامه خواجه نظام الملک وزير ملک شاه سلجوقی که دشمن درجه يک جنبشهای اجتماعی و بويژه جنبش خرمدينان در آن قرن بوده، بخوانيم. آن زمان خواهيم ديد که ۲۲ سال مقاومت بابک خرمدين عليه خلفای مقتدر عباسی، از جمله عليه ابو اسحق معتصم برحق بوده و بر خلاف نوشته های کين ورزانه خواجه نظام الملک که بابک را برای تحقير کردن به حرامزاده و به نوکری که به پشيزی خريده شده بود و پيرو آئين مزدکی که زن را اشتراکی ميدانستند، معرفی می نمايد، او بحق در قلب و مغز توده ها جای داشته و از حمايت مردم برخوردار بود است. بطوريکه بعداز دستگيری بابک خرمدين وبردنش بطرف بغداد، صدای هق هق گريه مردم در مسير راهش، به قول برخی از تاريخ نويسان قرون وسطا، تا دو فرسنگی شنيده می شده. همينگونه ميتوانيم، برای به دست آوردن حقيقت، نوشته های دشمنان را در مورد جمهوری کردستان در مهاباد و سياست شخصيت نامدار، قاضی محمد، بنيانگذار اين جمهوری، مطالعه نمائيم و ببينيم، قاضی محمد که لقب گاندی خاورميانه شايسته اوست، آنطور نبوده که دشمنان گفته اند، بلکه او می خواسته يک سياست مستقل و عادلانه به سود همه خلقهای ايران را به پيش ببرد و وابسته به هيچ قدرت خارجی هم نبوده اند. امروزه به قول معروف، خواجه حافظ شيرازی درآرامگاهش هم می داند که آرچی روزولت آتشه نظامی آمريکا درسالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ و ايگلتون کنسول آمريکا درسالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۶۲ و درک کينان وجنرال ارفع در واقع تمام انگليسی، هيچگاه و در هيچ مقطعی دوست خلقهای اقليت در ايران و به ويژه دوست خلق کرد نبوده اند. نکته بسيار مهمی که در آن زمان، سازمانهای مخفی غرب وظيفه داشتند بيش از هر چيزی ديگر روی آن تکيه کنند، در مرحله نخست بد و زشت جلوه دادن هم پيمان زمان جنگ و رقيب و دشمن ايدئو لوژيک خود بود و درمرحله دوم وابسته دانستن هر جنبش مردمی به اين دشمن صوری، يعنی شوروی، اگر آن جنبش واقعا بر حق هم می بود. بنا به اين تئوريها هر اقدام درست کردها را می بايستی به صورت دستور العملی از مسکو يا آذربايجان شوروی قلمداد می نمودند. ازجمله اينها می بايستی بگويند که تبديل کومه له ژيانه وی کورد بحزب دمکرات در کردستان ايران به دستور شوروی ها بوده! در آن زمان تنها خارجی که در مهاباد اقامت داشت، آرچی روزولت بود که برای سفارتخانه خود گزارش تهيه می نمود و می فرستاد. متمنی است به اين جملات آرچی روزولت از کتاب ديرک کينان توجه فرمائيد: “در سپتامبر۱۹۴۵ قاضی محمد و عدهای ديگر از کردها بار ديگر به شوروی احضار شدند اين بار هم با جعفر باقراف نخست وزير جمهوری آذربايجان شوروی ديدار کردند. کردها به باقراف گفتند که ميخواهند کشوری کرد تاسيس کنند و اميدوارند اتحاد شوروی از کمک مالی و تسليحاتی بدانها دريغ نورزد. با قراف در پاسخ اظهار داشت که عجلهای نيست. آزادی کردها بايد مبتنی بر نيروهای مردمی باشد آن هم نه تنها در ايران بلکه در عراق و ترکيه هم. وی به کردان اطمينان داد که مصلحتشان در تکيه بر اتحاد شوروی است و در زمينه کمک مالی و حمايت نظامی وعدههای مبهم بسيار به آنها داد”. (استناد به ديرک، کينان. مختصر تاريخ کرد. ترجمه ابراهيم يونسی ص ۱۲۱) اين نوع بيانات واهی يک افترا محض و پا روی هر گونه شرف انسانی گذاشتن است و فقط ميتواند از خورجين مأموران و افرادی بيرون بيايد که رعايت هيچگونه اخلاق انسانی را نمی کنند. زيرا قاضی محمد درهيچ مقطع زمانی درباره جدائی کردستان ازايران مطلبی بيان ننموده بود. امروز خوشبختانه آرشيو (بايگانی های) همه کشورهای روسيه و آمريکا و انگلستان و فرانسه باز اند و انسان می تواند به راحتی پرده ازروی اين دروغها بردارد و آنهارا افشاء نمايد. در ادامه مطلب آورده شده که: “در اين ملاقات قاضی محمد و همراهان نا خرسندی باقراف از “کومهلهی ژ.کاف” و پيشنهاد تاسيس حزب جديدی را متوجه شدند. در بازگشت از اين سفر قاضی محمد نتايج گفتگوها را با سران کومهله در ميان گذاشت و سپس بيانيهای با امضاء قاضی محمد و ۱۰۵ تن ازسر شناسان کرد انتشار يافت. دراين بيانيه تاسيس حزب دموکرات کردستان و هدفهای حزب بر شمرده شد”. اين جملات منحرف کننده، دروغ وافترا آميز به آن اندازه تکرارشده که حتا دوستان ارجمندی مانند آقای ناصر رحيم خانی هم به آن باور کرده وعين آن را، درآن مقاله خود آورده اند. در صورتی که اين نوع بيانات همانگونه که در فوق اشاره شد، فقط ميتوانست ازمغز افراد ضدکردی مانند آرچی روزولت، ويليام ايگلتون و ديرک کينان و ژنرال ارفع انگليسی و امثال آنها تراوش نمايد. زيرا واقعيت، بنابه مدارک موجود، يعنی ارسال تلگرام به تبريز و اسناد سفر هيئت نمايندگی کرده ها به باکو و نيز بايگانی وزارت خارجه بريتانيا که پس از هر سی سال برای عموم آزاد می شود و دست همه حقه بازهای سياسی و نيرنگ کاران را باز می کند، عکس اين بيانات فوق را به ما می گويند. در کتاب "ملتی بدون سر زمين" که نوشته های آرچی روزولت در آن بچاپ رسيده، در صفحه ۱۴۰ کتاب، تاريخ دومين سفر قاضی محمد و هيئت نمايندگی کردها به باکو را روز ۱۲ سپتامبر ۱۹۴۵ ذکر نموده است، در حالی که قاضی محمد بنام رهبری و ۲۰ هزار نفر اعضای حزب دمکرات کردستان در اوايل سپتامبر ۱۹۴۵ يعنی ۱۲ روز قبل از عزم سفر به باکو يک تلگرام شادباش به مناسبت تأسيس فرقه ياحزب دمکرات آذربايجان ارسال نموده بودند. نگاه کنيد به جزوه جنبش ۲۱ آذر صفحه ۱۵ تبريز. ضمنا وزارت خارجه انگلستان در پرونده: Public Records Office, in London, FO ۳۷۱-۵۲۷۰۲/File No. ۱۰۴, page ۷۶ همان چيزی را ميگويد که آرچی روزولت گفته بوده و باحتمال قوی ويليام ايگلتون و ارفع نيز به اين پرونده استناد کرده اند. (نگاه کنيد به کتاب نگارنده اين سطور، ص ۲۳۱). واقعيت اين است که تأسيس حزب دمکرات کردستان يا بقولی تبديل نام کومله به حزب دمکرات کردستان در تاريخ ۱۶ اوت ۱۹۴۵ (۲۵ گلاويژ ۱۳۲۴ خورشيدی) بوده است. يعنی حدود يک ماه قبل از سفر به باکو بوده نه بعداز برگشتن قاضی محمد از سفر! از آنجا که کردهای ستمديده نه رسانه عمومی در دست داشتند و نه پس از شکست غمبار جمهوری کردستان، امکانی وجود داشت که بتوانند اين واقعيت را در سطح وسيعی به گوش مردم برسانند. بنابراين پارچه و قيچی در دست دشمنان قرار گرفته بود و آنان هرگونه دلشان ميخواست مطالب را به اذهان عمومی می رساندند. تازه بيش از شش هفته بعد از بر گشت رهبران حزب دمکرات کردستان ايران از سفر باکو، از تاريخ ۲ تا ۵ آبان ۱۳۲۴ (۲۸ اکتبر ۱۹۴۵) اولين کنگره حزب را برگزار نمودند. حزبی که تا آن تاريخ رقمی بسيار بيش از بيست هزار نفر عضو داشت و هر روز نيز مردم برای نام نويسی و عضويت به مقر حزب مراجعه می کردند. پس پخش اين نوع دروغ و افترا فقط در خدمت يک سياست ضدکرد می توانست باشد، آنهم کم رنگ نمودن وقايع جنبش کردستان و وابستگی ساختگی آن به شوروی سابق، که دراصل اينطور نبود. آرزومندم، اولا کتابی که بنده حدود ۱۶ سال پيش دررابطه با جمهوری کوردستان بزبان آلمانی نگاشته و ۱۴ سال پيش نيز منتشر گرديده است، توسط علاقمندان به سر نوشت خلقهای تحت ستم به فارسی و کردی بر گردانده شود و دوما محققان واقع بين و بی طرف به تحقيقات بس بيشتری در اين زمينه بپردازند و بيش از اين ميدان را برای مأموران سازمانهای جاسوسی و منافع از دست رفتگان و در واقع دشمنان خلق کرد خالی نگذارند.
اکنون پرسيده می شود، چرا جمهوری کردستان بوجود آمد؟ در واقع برپائی جمهوری کردستان خواست قلبی اکثريت مردم کرد شيفته آزادی و دمکراسی بود. زيرا پس از آن که نيروهای متفق وارد خاک ايران شدند و از شمال و جنوب اين کشور را اشغال نمودند، همان گونه که در پيش اشاره شد، پيشوا قاضی محمد که شخصيت سر شناس و مورد قبول اکثر کردهای منطقه غير اشغالی بود، با درايت خاص خود و تماس با دولت مرکزی و قبل ازهمه تماس با فرماندهان نيروهای متفق انگلستان و آمريکا، برای شناسائی حق خودمختاری در چار چوب کشور ايران، کوششهائی بعمل آورد ولی متأسفانه بی نتيجه ماند و موفقيتی بدست نياورد و مرکزيتگرايان خارجی و داخلی به بهانه های واهی اين خواست بر حق را رد کردند. بنابراين تنها راهی که برای ملت کرد و قاضی محمد مانده بود اعلام همين حکومت خودمختار در چارچوب ايران بود، نه بيش و نه کم.
اهداف جمهوری کردستان چه بود؟ در باره نظرات پيشوا قاضی محمد، حزب تازه تأسيس دمکرات کردستان ايران و اهداف جمهوری کردستان تفاسير و حدس و گمانهای بيشماری نقل کرده اند. در حقيقت قاضی محمد چيز اضافی از آنچه ما امروز حقوق بر حق ملت کرد می دانيم، نخواسته بودند. خواستهای ايشان و ديگر رهبران تحقق بخشيدن به نکات زير در برنامه حزب دمکرات کردستان که برنامه جمهوری هم بود خلاصه می شد: ۱. اداره امور محلی کردستان بايد برای کردها در داخل ايران آزاد و مستقل باشد و کردها يک نوع خود مختاری در چارچوب مرزهای ايران بدست آورند. ۲. زبان کردی در داخل کردستان، بايد در مدارس زبان تدريس و در ادارات زبان رسمی باشد. ۳. بنا به قانون اساسی ايران بايد هرچه سريعتر در کرستان شوراهای محلی انتخاب شوند و تمام کارهای امور اجتماعی و دولتی زير نظر اين شوراهای استان قرار گرفته و انجام شوند. ۴. همه کارمندان دولتی بايد از ميان افراد بومی کرد باشند. ۵. بايد مابين کشاورزان و مالکان مقرراتی بسود طرفين تنظيم شود که آينده هر دو طرف را تضمين نمايد. ۶. حزب دمکرات کردستان کوشش خواهد نمود، ضمن مبارزه برای دست يابی به اين حقوق، اتحاد و برادری باخلق آذربايجان و ديگر خلقهای اقليت که در آذربايجان زندگی ميکنند، مانند آسوريها، ارمنيها و ديگران، بوجود آورده و حفظ نمايد. ۷. حزب دمکرات کردستان برای بهبود بخشيدن و گسترش دادن سيستم تعليم و تربيتی و بهداشتی و بهتر نمودن وضع زندگی اقتصادی و اجتماعی خلق کرد نيرو خواهد گذاشت و با تمام قوا در اين راه می کوشد. ۸. حزب دمکرات کردستان فعاليت آزاد سياسی برای همه خلقهای ايران می طلبد که آنها بتوانند با انجام وظايف، سهمی درتوسعه و ترقی سرزمين و وطن خود داشته باشند.
دست آوردهای جمهوری کردستان: همانگونه که هموطنان عزيز اطلاع دارند، جمهوری کردستان فقط توانست باتمام مشکلاتی که برايش از همه سو پيش می آوردند، يازده ماه يا کمی بيشتر دوام بياورد. ازجمله کارشکنيها و تبليغات سوء ازطرف برخی ازنيروهای خارجی اشغال گر، تحريم اقتصادی از طرف حکومت مرکزی تهران و ممنوعيت اجازه حمل و نقل مواد توليدی کردستان به ديگر نقات ايران و غيره، آن موانعی بودند که جلو پيشرفت و ترقی را در کردستان می گرفتند. با اين وصف، جمهوری توانست با حمايت قاطع مردم دست به اقدامات چشم گيری بزند. مثلا تأمين امنيت برای مردم. در خلال حدود يک سال حاکميت مطلق کردها بر منطقه کمترين نا عدالتی بوقوع پيوست و با وصف نا آرامی های ممتد، در سراسر ايران بجز يک نفر در منطقه تحت نفوذ جمهوری کردستان، کسی کشته نشد. همه سران عشاير و ايلات خودرا تابعی از جمهوری کردستان می دانستند و در راه اتحاد باهم گام بر می داشتند. کوششهائی درراه حفظ و گسترش فرهنگ کردی به زبان مادری. از همان ماه نوامبر سال ۱۹۴۵ کتابهای درسی فراوانی به زبان کردی بچاپ رسيد و آماده استفاده شدند و دربرخی شهرهای کردستان در مدارس به زبان کردی آغاز به تدريس نمودند. کوشش در راه مدرن کردن زندگی مردم، با از ميان بر داشتن آداب کهنه و قرون وسطائی و توجه جدی به حقوق زنان در کردستان. برای نمونه درهمان روز اول اعلام حکومت خودمختار، قاضی محمد دستور افتتاح يک مدرسه و دبيرستان دخترانه را صادر نمود. اين کار در حالی انجام می گرفت که فقط يک در صد زنان کرد خواندن و نوشتن می دانستند. برداشتن قدمهای اوليه در بهبود بخشيدن به رابطه بين مالکان زمين و کشاورزان و نيز تحولی در وضع بازرگانی و توليدات. متأسفانه زمان بسيار کوتاه بود که بتوان نتيجه مثبت اين اقدامات را مشاهده نمود. اما دست آوردی که تا به امروز نيز جاودان مانده است. شيوه حکومت داری و رفتار کم نظير رهبر اين جمهوری کوتاه عمر بود. به شاهدی ناظران عينی، قاضی محمد در تاريخ خلق کرد يک شخصيت استثنائی بود و هنوز هم رفتار محبت آميزش، حتا با دشمنان خلق کرد و وفاداريش به مردم کرد، زبان زد عام است. يک نکته در اينجا بايد دررابطه بابزرگمنشی اين مرد تاريخ کرد گفته شود. زنده ياد دکتر قاسملو آن را بدين شرح در چهل سال مبارزه آورده اند: "که ملا مصطفا هميشه زنده برای آخرين بار درتاريخ ۱۶ دسامبر ۱۹۴۶ به ديدار قاضی محمد آمد و از ايشان بطور جدی در خواست نموده بود که به بارزانيها به پيوندد و اطمينان دادند که پيشمرگان بارزانی اوامر اورا اجرا خواهند نمود. قاضی محمد در پاسخ گفته بود: <من می دانم که زندگيم را به خطر می اندازم، اما اين موضوع مهم نيست. من ملت کردرا تنها (بجای) نمی گذارم>".(همانجا ص ۱۱۶-۱۱۲، مرادي۲۷۷) يعنی او پيش بينی می کرد که رژيم شاه در حقش جنايت روا خواهد داشت، اما حاضر به ترک سر زمين خويش و ملت کرد نشد و در کنار مردم ماند.
تهمت های واهی به خلق کرد و شکست جمهوری کردستان: از آنجا که حکومت مرکزی به دستور اربابان خود بهيچ وجه موافق خود مختاری خلقها نبود، پس ميبايستی بهانه ها و دلايلی برای حمله به آذريها و کردها به وجود آورد. دلايل وبهانه برای آذربايجان که بيشتر تحت نفوذ شوروی بود و رهبران آن به ايدئولوژی کمونيستی اعتقاد داشتند، کافی به نظر می رسيد. اما تهمت تجزيه طلبی و وابستگی که به کردها و شخص قاضی محمد زده می شد، حتا خود رژيم تهران در دروغ و واهی بودن آن شکی نداشت و بعدها نيز معلوم شد که دروغ هستند. زيرا قاضی محمد نه کمونيست بود و نه علاقه ای به اجرای دستورات کمونيستها در کردستان داشت. مصاحبه های قاضی محمد دليل و شاهد زنده اين ادعا می باشد. به علاوه هنگامی که نيروهای متفق وارد خاک ايران شدند، اولين کوشش قاضی محمد برای حل مسئله کرد تماس با دو افسر آمريکائی و انگلسی بود که در نظر داشت خواست کردها را با فرماندهان نيرهای آنها در ميان بگذارد که موفق نشد. تازه پس از نا اميدی آز آمريکا و انگلستان به پيشنهاد فرماندهان شوروی بدون قبول هيچگونه قيد وشرطی پاسخ مثبت داد.
جمهوری کردستان چه تجربياتی به ما داده و وظيفه ما در برابر ملتمان چيست؟ نخستين تجربه آنست، همانطور که در پيش ذکرش رفت، ملت کرد دوستان و دشمنان خودرا بشناسد. به ما ياد داده که مليت و شرف انسانی خود را با ماديات و مقام عوض نکنيم، به ما ياد داده است که در راه آگاهی خود و هم مليتهايمان بکوشيم، حقوق خودرا بشناسيم و اتحاد خودرا حفظ نمائيم. به ما ياد داده است که بدون رعايت اين نکات قادر نخواهيم بود آزادی خودرا به دست آوريم. وظيفه مبرم ما کوشش در تحقق بخشيدن به اين نکات مهم است و دوری جوئی از نوکر صفتی و قبای نوکری بيگانه پوشيدن. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم بهمن 1384ساعت 18:3 توسط گروه خبری کردستان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به حوادث واتفاقهای کردستان بزرگ می پردازد وامید است مار را با نظرات سازنده خود یاری نماید . با سپاس قندیل
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 بهمن 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
آزادی اوجلان |
| پیوندها |
|
حزب حیات آزاد کردستان پژاک آلبوم شهیدان پژاک - پ ک ک |
|
RSS
|
||